داخلی صفحه اخلاق و رسانه آرشيو مقاله
 
اخلاق رایانه
دبُرا جی. جانسن
اخلاق رایانه
 فناوری رایانه دغدغه ها و پرسش ها بسیاری را درپی داشته است. آیا حریم شخصی به خاطر استفاده از فناوری رایانه از بین می رود؟ چه جهاتی از فناوری رایانه باید در تملک ما باشد؟ چه کسی اخلاقاً مسئول خطاهای نرم افزاری است زمانی که نرم افزار آنقدر پیچیده است که هیچ فردی نمی تواند کاملاً از آن سر در بیاورد و زمانی که آن خطاها منجر به تأثیرات فاجع آمیز می شود؟ آیا استفاده از فناوری رمز دار کردن رایانه کشف جرم را غیر ممکن می سازد؟ آیا فناوریِ واقعیت مجازی[۱] افراد اجتماع را معتاد به عوالم خیالی می کند؟ آیا دموکراسی در مقیاس جهانی اینترنت کارگر می افتد؟ این پرسش ها نهایتاً به پرسش ها اخلاقی عمیق تری ختم می شوند دربارۀ اینکه چه چیزی برای انسان­ها خوب است، چه کارهایی در ازای دست یازیدن به چه منافعی ارزش خطر کردندارد، چگونه میان آزادی و برابری تعادل برقرار می شود، و غیره. در میان عالمان اخلاق مرتبط با مسائل مطروحه در فناوری رایانه یک پرسش خصوصاً بحث برانگیز شده است. آیا مسائل اخلاقی فراگرد فناوری رایانه منحصر بفردند؟ برخی مدعی شدند که آن مسائل کاملاً فرق دارند با سایر مسائل اخلاقی ای که "اخلاق جدید" لازم دارد. دیگران مدعی اند که مسائل اخلاقی پیرامون فناوری رایانه، تلویحاً و در اصل، مسائلی هستند که از قبل مطرح بودند و می توانند، دست کم،  در کل توأم با مفاهیم و نظریات اخلاقی شناخته شده مورد بحث قرار گیرند.

مسئله منحصر بفرد بودن با سایر پرسش های مهم و مداوم در هم تنیدند. چه چیزی دربارۀ فناوری رایانه است که مسائل اخلاقی را پدید می آورد، نه دربارۀ دوچرخه ها، تُسترها، لامپ ها؟ آیا حوزۀ جدیدی از تحقیق، با مواد درسی آکادمیک خاص خودش، مورد نیاز است تا مسائل اخلاقی پیرامون فناوری رایانه را بیان کند؟ آیا روش شناسی خاصی برای حل و فصل مسائل اخلاق رایانه نیاز است؟ در حالیکه این مسائل به هم تنیدند، مسئله منحصربفرد بودن به نظر می رسد حیاتی است. اگر ما می توانستیم چیز منحصر بفردی را دربارۀ مسائل فراگرد فناوری رایانه تشخیص دهیم، چه بسا آن تبیین می کرد که چرا فناوری رایانه، برخلاف سایر فناوری ها، به مسائل اخلاقی پر و بال می دهد؛ چه بسا توجیهی را فراهم می آورد برای ایجاد حوزۀ خاصی از تحقیق؛ و چه بسا پرسشی را دربارۀ روش شناسی تشریح می کرد.

در آنچه در پی می آید من در پی آنم که استدلال کنم برای ادعایی که میان این ادعا که مسائل اخلاق رایانه منحصر بفردند و این ادعا که مسائل اخلاق رایانه منحصر بفرد نیستند، قرار می گیرد. استدلال من بر دیدگاه های فرا اخلاقی بنا شده است. من معتقدم که فناوری رایانه ابزاری[۲] برای عمل انسانی فراهم می آورد و بدین ترتیب برای آدمیان ممکن می سازد تا انجام دهند آنچه را که نمی توانستند پیش از این انجام دهند و به انحاء جدید انجام دهند آنچه را که نمی توانستند پیش از این انجام دهند. زمانی که به تفصیل به این موضوع پرداخته شد، این برداشت نشان می دهد که مسائل اخلاقی رایانه انواع جدیدی از مسائل اخلاقی شناخته شده هستند. این انواع جدید خواصی دارند که نهایتاً معنای مفاهیم و نظریه اخلاقی را تغییر می دهند، اما نه تا بدان حد که این ادعا را توجیه کنند که نظام ها و مفاهیم اخلاقی کاملاً جدیدی بوجود آمده اند.

بخش دوم پیشینه ای را بدست می دهد برای پی گرفتن پرسش از اینکه آیا مسائل اخلاقی رایانه منحصر بفردند. در بخش نخست تمرکز من بر فناوری به طور کلی است و از مثال های رایانه در جایی که مناسب بود استفاده نمودم اما دغدغۀ من فناوری است، نه فقط فناوری رایانه.

فناوری، اخلاق، و ابزار  عمل انسانی

مفید است که با پرسش دربارۀ ارتباط میان فناوری و اخلاق آغاز کنیم. چگونه فناوری می تواند برای اخلاق از اهمیت برخوردار باشد؟ پاسخ دارای دو جهت است. نخست، فناوری اغلب برای آدمیان این امکان را فراهم می­آورد که کاری را انجام دهند که بدون آن نمی توانستند انجام دهند؛ این فکر که بمب های هسته ای می توانند نژاد آدمی را از بین ببرند، اینکه فضاپیماها انسان ها را به کرۀ ماه می برند. فناوری می تواند امکانات جدیدی پدید آورد هم برای تدارکات جمعی و سازمانی هم برای عمل فردی. ما شخصاً می توانیم آنچه را که نمی توانستیم پیش از این انجام دهیم، انجام دهیم؛ مسافرت به مسافت دور با هواپیما، دسترسی به اطلاعات کتابخانه از منزل، اهدای اعضای­مان برای پیوند. همچنین سازمان ها و شرکت ها می توانند در مقیاس وسیعی رشد کنند و خودشان را به شیوه­های پیچیده ای تنظیم کنند، با کمترین وابستگی به فضای جغرافیایی، با کارمندان کمتر، و با توانایی برای تولید انواع جدیدی از محصولات.

افزون بر اینکه برای افراد این امکان را فراهم می آورد تا کاری را انجام دهند که پیش از این نمی توانستند بدون آن انجام دهند، فناوری به ما این اجازه را می دهد تا کاری را انجام دهیم که پیش از این می توانستیم انجام دهیم، اما به انحاء جدید. ما می توانیم تا حدودی به همان فعالیت ها بپردازیم – مسافرت کردن، کار کردن، ثبت کردن، سرگرم شدن، ارتباط برقرار کردن، جنگیدن - و تا حدودی همان انواعِ عمل[۳] را اجرا کنیم؛ خریداری چیزی، نوشتن جملات، نظارت بر کارمندان، محاسبه کردن، تحقیق از پدیدارهای طبیعی. با این حال، زمانی که ما به این فعالیت ها و انواعِ عمل با فناوری های جدید اشتغال داریم، فعالیت ها و انواعِ عمل دارای خواص متفاوتی هستند، خواصی که سرشت فعالیت یا نوعِ عمل را تغییر می دهند. در نظر آورید عمل نوشتن با فناوری های متعدد را. زمانی که من با استفاده از کاغذ و خودکار می­نویسم، خودکار روی کاغذ حرکت می­کند؛ زمانی که من با استفاده از ماشین تایپ می­نویسم، ابزارها و وسایل حرکت می کنند؛ زمانی که من با استفاده از رایانه می نویسم، حرکات الکترونیکی شکل ظاهر (شکل­بندی) ریزتراشه ها[۴] را تغییر می دهند. بنابراین رخدادها فیزیکی که به هنگام نوشتن ما محقق می شوند کاملاً فرق دارند با زمانی که من از سایر فناوری های استفاده می کنم.

حال در نظر آورید تفاوت هایی موجود در عمل "خرید چیزی از مغازه" زمانی که خرید با پرداخت مستقیم پول همراه است در مقایسه با پرداخت وجه از طریق کارت اعتباری. نه تنها رخدادهای فیزیکی که محقق می شوند متفاوتند، بلکه آن عمل خواص متعددی هم دارد. زمانی که من با کارت اعتباری خرید می کنم، فیش به طور اتوماتیک صادر می شود، فیشی که می تواند با سایر فیش ها هماهنگ باشد. البته زمانی که با پول خرید می کردیم هم می توانست فیش صادر شود، ولی نه به این آسانی. تغییر ویژگی های فیزیکی نوعِ عمل جنبه های متعدد آن عمل را تسهیل و محدود می کند. پیش از کارت اعتباری، زمانی که خرید و فروش با پول رایج بود، فروشنده می بایست پول سکه ای یا کاغذی دریافت کند، و می توانست برای معامله با نوشتن برگۀ رسید فیشی صادر کند، یک کپی از آن را برای خودش نگه دارد، و دیگری را به خریدار بدهد. نام خریدار و آدرس چه بسا روی رسید نوشته می شد یا چه بسا نوشته نمی شد. با فناوری کارت اعتباری، درحالیکه خریدار می­تواند رسید کاغذی دریافت کند یا نه، دیگر ممکن نیست که فیشی صادر نشود. فیش ها به طور اتوماتیک و بدون زحمت صادر می شوند، فیش هایی که حاوی مشخصات خریدار هستند و به آسانی با سایر معاملات خریدار کنار هم گذاشته می شوند.

مسلماً، در روزگار معاملات پولی، پرسنل خرید و فروش می توانستند از نام و آدرس مشتری بپرسند. مالک فروشگاه می توانست از کارگران بخواهد تا از طریق فیش های خرید کالاهای خریداری شدۀ مشتریان را شناسایی کنند یا کالاها را با توجه به اینکه مشتریان شان کجا ساکنند و اغلب چگونه و چه زمانی چه چیزهایی خریداری کردند مشخص کنند. با این حال، میزان کارگران مانع از این کار بود ( تا حدی که این ایده احتمالاً برای بیشتر مالکین فروشگاه عملی نبود). امروزه، ابزار استخراج داده ها این فعالیت را ممکن می سازد و بنابراین در هر خرید با کارت اعتباری این امکان وجود دارد. نکته این است که فناوری فعالیت ها و انواعِ عمل را دست­خوش تغییر می­کند به طوری که جنبه ها متعددی از یک عمل را تسهیل و محدود می کند.

تمایزی که من در اینجا قائلم شبیه تمایزی­ست که نظریه پردازان عمل میان انواع عمل و مصادیق عمل[۵] قائلند. نوع عمل قسمی از عمل است، به عنوان نمونه، مطالعۀ کتاب، پیاده روی، و مصداق عمل نمونۀ خاصی از نوع عمل است. مصداق عمل نمونه ای از نوع عمل است که با شخص خاصی محقق شده است، در زمان خاص و مکان خاص؛ به عنوان نمونه، اسمیت داستان شهرها[۶] را امروز در حالیکه روی صندلی قرمز نشسته بود در منزلش مطالعه کرد. نکتۀ من این است که زمانی که فناوری در اجراینوع عمل دخالت می­کند، مجموعۀ جدیدی از مصادیق عمل ممکن می گردند. به عنوان نمونه، اکنون ممکن است که "شطرنج بازی کنیم" در حالیکه روبروی صفحۀ رایانه نشسته ایم و از رایانه استفاده می کنیم. در عوضِ حرکت با دست در مکان های سه بعدی(واقعی)، با فشار یکی از کلیدهای صفحه کلید یا کلیک کردن رو موس مهره­ها را حرکت می دهیم. یکی از رقبای بازی ممکن است انسان باشد یا نه. بنابراین، زمانی که انسان نوع عمل را با فناوری به اجرا در می آورد، مجموعه جدیدی از مصادیق (نوع عمل) ممکن می­گردند و این مصادیق عمل خواصی دارند که متمایز از سایر مصادیق همان نوع عمل هستند. در ادامه استدلال خواهم کرد که فهم ما از نوع عمل ممکن است تغییر کند همانطور که فناوری رایج و رایج تر می­گردد.

بنابراین، اول قدم در فهم ارتباط میان فناوری و اخلاق این است که ارتباط میان فناوری و عمل انسان را به رسمیت بشناسیم. فناوری امکان های جدیدی برای عمل انسانی فردی و جمعی فراهم آورد و خواص بسیاری از مصادیق عمل را تغییر می دهد. تغییر در خواص ممکن است جنبه های متعددی از نوع عمل را تسهیل و/یا محدود کند ، و در نتیجه انسان انتخاب های مختلفی پیدا می­کند.

برای پرهیز از سوء تفاهم، باید به این نکته توجه داشت که این ارتباط میان فناوری و عمل انسانی بی وقفه است. فناوری ابزاری برای عمل انسانی بدست می دهد. نه بیان این مطلب کافی است که فناوری عمل انسانی یا انسان ها را "تحت تأثیر قرار می­دهد"، و نه بیان اینکه انسان ها "بر طبق فناوری عمل می­کنند، ایجاد فناری می کنند، یا از فناوری استفاده می کنند". فناوری تجهیزاتی برای عمل انسانی فراهم می آورد که بسیار شبیه اعضای بدن ما عمل می کنند.  انسان ها با حرکت دادن اعضای­شان به انحاء خاص عمل می کنند، و فناوری به ما این مکان را می دهد فعالیت­مان را بیشتر کنیم و کارهایی را انجام دهیم متفاوت از آنهایی که فقط با اعضای بدن­مان می توانیم انجام دهیم. برای روشن شدن بحث "شخص معلول" را در نظر آورید. ابزاری که برای اعضای افراد "معلول" بکار گرفته می شوند متفاوت از ابزاری هستند که برای افراد "قوی بنیه" بکار گرفته می­شوند. شخص معلول اغلب از فناوری استفاده می کند تا اعضای بدنش را به کاری وادارد که شخص "قوی بنیه" بدون فناوری می تواند انجام دهد، به عنوان نمونه، حرکت کند، صداهای محسوس ایجاد کند، نشانه هایی روی کاغذ درج کند.   

فناوری ابزار عمل انسان را، نه تنها برای شخص معلول، بلکه برای شخص قوی بنیه هم تغییر می دهد. در حقیقت، فناوری رایانه ابزاری برای عمل انسانی فراهم می آورد که حرکت های بسیار ساده را به اعمال بسیار قدرتمند بدل می کند. در نظر آورید حرکات انگشت روی صفحه کلید را که به زحمت قابل مشاهده است. زمانی که صفحه کلید متصل به رایانه است و رایانه متصل به اینترنت است، و زمانی که حرکات سادۀ انگشت ایجاد ویروس رایانه­ای می کنند، همان حرکات سادۀ انگشت می توانند در زندگی هزارن (حتی میلیون ها) نفر ویرانی به بار می آورند. فناوری ابزارِ عملی شد که آن عمل بدون فناوری ممکن نبود. بدون شک، پیش از فناوری رایانه هم افرادی می توانستند در زندگی افراد دیگری ویرانی به بار آورند، اما نه بدین نحو، شاید، نه کاملاً به این راحتی.  

بازشناسی ارتباط عمیق میان فناوری و عمل انسانی مهم است تا مانع از انحراف مسئولیت انسانی در فعالیت هایی شود که فناوری ابزاری برای آنها فراهم می­آورد، زمانی که امر خطایی واقع می­شود. از اینرو، هکر نمی تواند از مسئولیت در قبال ویروسی کردن شانه خالی کند به دلیل اینکه او صرفاً انگشتانش را در حالیکه در اتاق تحقیقش نشسته بود حرکت داد. فناوری مستقل از ابتکار عمل انسانی نیست، گرچه، البته، گاهی اوقات انسان ها نمی توانند پیش بینی کنند چه کاری با فناوری انجام می دهند. این ارتباط عمیق میان فناوری و عمل انسانی همچنین برای فهم مسئلۀ منحصر بفردی در اخلاق رایانه مهم است، اما این مسئله بعدها روش تر خواهد شد.

بنابراین، اول قدم در فهم ارتباط میان فناوری و اخلاق این است که از ارتباط میان فناوری و عمل انسانی سر در بیاوریم. قدم بعدی باید ما را از عمل انسانی به اخلاق برساند. آیا این واقعیت که فناوری ابزارهایی­ست برای عمل انسانی دارای اهمیتی اخلاقی است؟ آیا ابزارِ عمل انسانی سرشت مسائل اخلاقی یا ماهیت تصمیم گیری اخلاقی را تحت تأثیر قرار می دهد ؟

عموماً، فیلسوفان اخلاق صریحاً بر ابزار عمل انسانی تمرکز نمی کنند. آنها ظاهراً انسان­های قوی بنیه و جهان فیزیکی را توأم با طبیعت ثابت مسلم انگاشتند. غالباً، فیلسوفان اخلاقی به فناوری های جدید به عنوان امور اخلاقاً مهم نیندیشیدند. (البته، استثناهایی برای این مسئله هم به لحاظ تاریخی و هم تازگی ها وجود دارد. به عنوان نمونه، هانس جونس(hans Jonas) (۱۹۸۴) ارتباط میان فناوری و عمل انسانی را بازشناسی کرد و تا آنجا پیش رفت که استدلال کرد نیروهای فناوری در عمل انسانی تغییر ایجاد می­کنند به طوری که به تغییر در اخلاق منجر می­شوند.) بله هواپیماها، تفنگ ها، بمب ها، رایانه­ها، و دگرگونی وسیعی در ابزار های پزشکی، برخی از قدرتمندترین اکتشافات را یادآور می شوند، و همگی اینها آنچه را که انسان ها می توانند با حرکات اعضای­شان انجام دهند تغییر داده اند و، به ویژه، آنچه را که انسانها می توانند با دیگری انجام بدهند تغییر داده­اند. من مدعی نیستم که قوانین طبیعت و قوانین فیزیک تغییر کرده اند، جز اینکه فناوری در توانایی های انسان­ها برای عمل کردن تغییر ایجاد کرده است.

ابزار عمل انسانی به دلایل مختلفی از اهمیت اخلاقی برخوردارند. نخست، امکان­های جدیدی برای عمل انسانی توسط فناوری ایجاد شد که پرسش های اخلاقی­ای بدنبال دارند که انسان­ها تاکنون با آنها روبرو نشده­اند. آیا ما باید تسلیحات هسته­ای را بسط دهیم و خطر جنگ هسته ای را قبول کنیم؟ آیا خطاست که از نرم افزار کپی­برداری کنیم؟ آیا خطاست کوکی (cookie) را روی رایانه قرار دهیم زمانی که با رایانه وب سایتی را مشاهده می کنیم؟ (کوکی مکانیزمی است که به وب سایت این امکان را می دهد شخصی را که در تماس با وب سایت است ردیابی کند. این مکانیزم می تواند بدون اجازه و آگاهی کاربر مورد استفاده قرار گیرد.) آیا ما باید اجازه بدهیم که بزرگراه های هوشمند ساخته شوند؟ (بزرگراه­های هوشمند بزرگراه­هایی هستند که می­توانند زمان ورود و خروج یک ماشین، سرعتی که آن ماشین دارد را ضبط کنند، و این اطلاعت می توانند به مالک ماشین مرتبط باشند.)

دوم، زمانی که فناوری خواص مصادیق عمل را تغییر می دهد، سرشت اخلاقی نوع عمل ممکن است دستخوش تغییر شود. از اینرو، محیط های رایانه­ای از ما می خواهند تا فهم اخلاقی­مان از فعالیت­های متعدد و انواع عمل را بازاندیشی کنیم و دوباره ارزیابی کنیم. بله، عموماً، برای کارفرما اخلاقاً پذیرفتنی است که کار کارگران را ردیابی کند، اما آیا این کار برای کارفرما اخلاقاً پذیرفتنی است که از نرم افزاری استفاده کند که به او این اجازه را می دهد تا هر ضربه ای را که کارگر به کلید وارد می­کند ضبط و بررسی کند، و ایمیل یا گشت زنی کارگر در وب را کنترل کند؟ زمانی که من پروندۀ کابینت فلزی را طبقه بندی می­کنم، باید طوری عمل کنم که از محرمانه بودن آن اسناد و مدارک محافظت کنم. زمانی که من شروع به ذخیره کردن این طبقه بندی ها در رایانه می­کنم، باید در نظر بگیرم که چه چیزی برای مطمئن شدن از همان سطح از محرمانه بودن ضروری است.

در پایان، تسهیل و محدود کردن اوصاف فعالیت­ها و انواع عملی که فناوری ابزاری برای آنها فراهم آورد به این معناست که افراد و سازمان­ها ممکن است انتخاب­هایی داشته باشند که با آنهایی که آنها پیش از این داشتند فرق کنند. تأثیرات این تغییرات نیاز به ارزیابی اخلاقی دارد. به عنوان نمونه، اینترنت فراگیر شدن اقتصاد جهانی را تسهیل می کند. این ممکن است در وفاداری ها، پیمان ها، و الزام هایی که افراد برای خودشان قائلند تغییر ایجاد کند. آیا تغییر برای بهتر شدن است یا تغییر سعادت انسان را کاهش می دهد؟ آیا به میزانی که از طریق اینترنت ممکن است نهادهای دموکرات می توانند بوجود آیند، خصوصاً درحالیکه که آنها وابستگی کمی به محدودۀ جغرافیایی دارند؟

بنابراین، فناوری و اخلاق مرتبطند به طوری که فناوری ابزاری برای عمل انسانی فراهم می آورد و ابزار جدید ممکن است پرسش های اخلاقی­ای را به دنبال داشته باشد که پیش از این مطرح نبوده­اند. فناوری همچنین در خواص فعالیت ها و انواع عمل تغییر ایجاد می کند به انحایی که مستلزم بازنگری­های اخلاقی آن فعالیت ها و انواع عمل است. با این فهم از ارتباط میان فناوری و اخلاق، اکنون ما می توانیم پرسشی را بیان کنیم که میان عالمان اخلاق رایانه بحث برانگیز بوده است: آیا مسائل اخلاقی فراگرد فناوری رایانه منحصر بفرد هستند؟

تبیین جنس - انواع

تبیینی که من از ارتباط میان فناوری و اخلاق بدست داده­ام اثبات می کند که فناوری رایانه می تواند پرسش های اخلاقی جدیدی طرح کند، اما نسبت به منحصر بفرد بودن مسائل اخلاقی بی طرف است. جدید و منحصر بفرد با هم فرق دارند. عموماً آنهایی که منکر منحصر بفرد بودن مسائل اخلاقی رایانه هستند جدید بودن را در سطح خاصی از تحلیل بسیاری از مسائل اخلاقی رایانه انکار نمی کنند.

آنهایی که منکر منحصر بفردی هستند با مقایسه کردن میان مسائل اخلاقی رایانه و سایر مسائل اخلاقی، یعنی، مسائل اخلاقی پیش از یا مستقل از رایانه­ها بحث را پی می­گیرند. آنها معتقدند در طی قرن­ها مسائل حریم شخصی، مالکیت، مسئولیت، و دسترسی رایج بوده اند. مفاهیم و اصول شناخته شده به نظر می رسد محور مسائل اخلاقی رایانه باشند. با این حال، فناوری رایانه نخستین فناوری نیست که مفاهیم اخلاقی را به چالش می کشد. در نظر بیاورید دغدغه­های تاریخی دربارۀ حریم شخصی را که به موجب انتشار عکس ها در روزنامه­ها، استراق سمع تلفنی (کنترل تلفنی)، دوربین­های مخفی، و، تازگی­ها، آزمایش ژنتیک بوجود آمد. بنابراین، اینکه فناوری رایانه دغدغه­های حریم شخصی بسیاری را بوجود می آورد غیر طبیعی نیست، گرچه، البته، فناوری رایانه مسائل حریم شخصی را بدین نحو افزایش می دهد. چیزی شبیه این را می توان دربارۀ مسائل مالکیت فکری گفت. در نظر بیاورید فناوری­هایی که به لحاظ تاریخی مفاهیم غربی مالکیت را به چالش کشیدند، به عنوان نمونه، جاذبۀ الکتریکی (electro - magnetism)، ضبط صوت و تصویر. در نظر بیاورید همچنین مجموعه پیچیده ای از مسئولیت را که فراگرد آسیب­هایی طرح شد که بموجب فناوری های متعدد پدید آمدند، به عنوان نمونه، آلودگی زیست محیطی، و تأثیرات تلویزیون بر کودکان. بنابراین، استدلال در مقابل منحصر بفردی مسائل اخلاقی رایانه تأکید می کند که ما می­توانیم از مفاهیم اخلاقی شناخته شده و مقولاتی استفاده کنیم تا آنها را بفهمیم، و اینکه سایر فناوری­ها مفاهیم اخلاقی را به همان نحوی به چالش می­کشند که فناوری رایانه به چالش کشید. (این عقیده ای بود که من در کتاب پیشین­ام دربارۀ اخلاق رایانه اتخاذ کردم، رک جانسن، ۱۹۸۵)

از طرف دیگر، آنهایی که بر این باورند که مسائل اخلاقی رایانه منحصربفردند به ویژگی های مشخصی از فناوری رایانه اشاره دارند. فناوری رایانه موجب بروز چیزهایی شده­ است که هرگز پیش از موجود نبودند: نرم افزار، ریزتراشه، اینترنت، کوکی ها، واقعیت مجازی، بازی­های رایانه­ای. مسائل اخلاقی رایانه منحصربفردند چراکه آنها با چیزهایی سروکار دارند که هرگز تا کنون با آنها سروکار نداشتند.

بسیاری از این چیزهای جدید به خاطر میزان پردازش اطلاعات ممکن شدند: بنابراین، گرچه ما ادعای چیزهای جدید را رد می کنیم، اما استدلالِ منحصر بفردی می تواند در چهارچوب این میزان محقق شود. میزان ارتباطات، جمع آوری داده­ها، محاسبات، و تحلیل آماری که توسط فناوری رایانه امکان­پذیر شدند بی سابقه است. میزان بسط یافتۀ پردازش اطلاعات و تحلیل آماری همچنین نوع جدیدی از معرفت را امکان­پذیر کردند. ما توانسته­ایم اطلاعاتی دربارۀ منظومۀ شمسی و نظام اقتصادی جهانی­ کسب کنیم که بدون فناوری رایانه غیر ممکن بوده اند. به همین منوال، اطلاعات پدید آمده دربارۀ معامله پیش از این ممکن نبود. اما سایر استدلال ها برای منحصر بفردی فناوری رایانه بر انعطاف پذیری فناوری، و قدرت و فراگیری آن تأکید می ورزند (جانسن، ۲۰۰۱).

استدلال برای هر طرف از این مسئله به نظر می رسد طرف دیگر را از دست می دهد. از یک طرف، آنهایی که علیه منحصر بفردی مسائل اخلاقی رایانه استدلال می کنند تمرکزشان بر آنچیزی­ست که مسئله­ای را مسئلۀ اخلاقی می سازد؛ آنها بر فهم و طبقه­بندی مسائلی در واژه­های اخلاقی متمرکز می شوند. از طرف دیگر، آنهایی که به نفع منحصربفردی استدلال می کنند تمرکزشان بر خصوصیات فناوری رایانه است. آنها به چیزی خاص دربارۀ فناوری رایانه اشاره دارند و مسلم فرض می­کنند از آنجایی که این فناوری منحصر بفرد است مسائل اخلاقی نیز باید منحصر بفرد باشند. توجه داشته باشید آنچه که یک طرف مدعی می شود دقیقاً در تناقض با آنچه که طرف دیگر مدعی می شود نیست.

من در جایی دیگر استدلال کرده­ام (جانسن، ۱۹۹۴، ۲۰۰۱) که به نظر می رسد که حقیقتی محوری در مدعیات هر دو طرف این مسئله وجود دارد، و من فهمی از مسائل اخلاقی رایانه پیشنهادم که هر دو طرف را به هم می آمیزد. من معتقدم که مسائل اخلاقی رایانه باید به مثابه انواعی از مسائل اخلاقی عام فهمیده شوند. در حالیکه این تبیین چیزی که در هردو طرف ادعا وجود دارد را به خود جذب می کند، تقدمی را برای سرشت اخلاقی مسائل اخلاقی رایانه به دست می دهد.

من این تبیین را بسط دادم با توجه به آنچه اتفاق می افتد زمانی که عالمان اخلاقبا موقعیت هایی روبرو می شوند که حاوی فناوری رایانه هستند. برای تعیین اینکه آیا در اینجا مسئلۀ اخلاقی وجود دارد و آن چیست، تلاشی شده تا میان موقعیت رایانه با موقعیت شناخته شده و با مفهوم یا اصل اخلاقی شناخته شده ارتباطی برقرار شود. این برقراری ارتباط اغلب حاوی استدلالی از طریق قیاس (تمثیل) است. به عنوان نمونه، زمانی که ما هکرهایی که سیستم­های رایانه را هک می کنند مواجه شویم، می پرسیم آیا این رفتار غیر اخلاقی است. در اینجا ممکن است این مورد را قیاس بکنیم با به قصد دزدی وارد خانۀ کسی شدن، و از آنجایی­که به قصد دزدی وارد خانۀ کسی شدن غیر اخلاقی است، به نظر می رسد که هک کردن سیستم رایانه نیز غیر اخلاقی است. البته این فقط نقطۀ شروع است. ما ممکن است هنوز بخواهیم بدانیم که آیا این قیاس مناسب است و دقیقاً چرا هک کردن رایانه غیر اخلاقی است. در ادمه به قیاس دیگری می­پردازیم و آن رفتار را در  واژه­های اخلاقی شناخته شده طبقه­بندی می­کنیم. مانند به قصد دزدی وارد خانۀ کسی شدن، هک کردن سیستم­های رایانه مستلزم نقض مالکیت و حریم شخصی است. بنابراین، ما هک کردن رایانه را به مثابه موضوع اخلاقی می­فهمیم، با مرتبط ساختن آن رفتار به اصول و مفاهیم اخلاقی. این به ما کمک می کند تا ماهیت اخلاقی عمل را بفهمیم.

به همین منوال، در تلاش برای اینکه بفهمیم آیا استفاده از کوکی ها برای شناسایی کسی که از وب سایت­ها دیدن می کند اخلاقاً بحث برانگیز است، ما می توانیم از طریق قیاس استدلال کنیم تا اینکه اصول و مفاهیم اخلاقی مربوط را بشناسیم. استفاده از کوکی­ها چیزی شبیه استفاده از دوربین­های کنترل مخفی در پارک­ها و ساختمان­ها است. حضور شما ضبط می شود اما دوربین­ها/ کوکی­ها غیرقابل مشاهده هستند به طوری که شما نمی دانید که رفتار شما مشاهده و ضبط می شود. زمانی که وب سایت­ها به شما می گویند که از کوکی ها استفاده می کنند، استفاده آنها شبیه دوربین­های نظارتی در فروشگاه­هاست که، اگر شما به اطراف­تان دقت کنید، می توان دوربین­ها را ببینید. البته، دوربین­ها هویت فیزیکی شما را ضبط می کنند به نحوی که کوکی­ها نمی توانند.

در اینجا روند بدین نحو است که که ما با استفاده از چیزی که دربارۀ موقعیت شناخته شده­ می دانیم موقعیت کمتر شناخته شدۀ دیگری را می­فهمیم، و ما این کار را با مرتبط ساختن موقعیت جدید به اصل یا مفهوم اخلاقی شناخته شده انجام می دهیم. به نظر می رسد که آدمیان قادر به بازشناسی موقعیت جدید به عنوان داراندۀ لوازم اخلاقی نیستند مگر اینکه آن موقعیت جدید یا موقعیت دیگر به نحوی مرتبط شوند با آنچه ما قبلاً به عنوان موضوع اخلاقی فهم کردیم. تصور کنید موجوداتی را که ناگهان از فضاهای کیهانی ظاهر شوند. به نظر می رسد آنها تاحدودی شبیه انسان­ها هستند. آنها شبیه ما راه می روند و صحبت می کنند، اما هر از گاهی آنها به نحو عجیب و غریبی رفتار می کنند: آنها وقتی می خواهند صحبت کنند انگشتان­شان را داخل بینی­شان می گذارند. ما دربارۀ این رفتارشان چه فکری می کنیم؟ البته، پاسخ ما جنبه فرهنگی خواهد داشت، اما نکته اینجاست که ما این رفتار را غیر اخلاقی تلقی نمی کنیم مگر اینکه دارای خصوصیاتی باشد که به یکی از مفاهیم اخلاقی ما ارتباط دارد. لمس بینی درحال صحبت کردن احتمالاً ارتباطی ندارد، اما فرض کنید خارجی­هایی را که به انحایی رفتار می کنند که منجر به آسیب رساندن به انسان­ها می شود یا فرض کنید آنها به انحایی رفتار می کنند که مناسب تعریف ما از دروغگویی است، آنگاه ما به رفتار به عنوان امر غیر اخلاقی می اندیشیم. چنین داوری­ای کلیۀ مسائل نسبی­گروی اخلاقی را پیش می کشد، اما آن مسائل در اینجا از اهمیت برخوردار نیستند. در اینجا نکتۀ مهم این است که رفتارها و مسائل نمی توانند به عنوان برخوردار از اهمیت اخلاقی بازشناسی شوند جز اینکه آنها با مفهومی که ما پیشتر داشتیم مرتبط باشند.

فضای کیهانی ممکن است باور نکردنی(ساختگی) به نظر آید، اما با اخلاق رایانه مرتبط است به معنایی که فناوری رایانه به انسان­ها توانایی می دهد که کارهایی را انجام دهند که پیش از نمی توانستند انجام دهند. آنچه ما امروزه می توانیم با فناوری رایانه انجام دهیم چندان دور نیست از تصورات انسان­هایی که در قرون گذشته زندگی می­کردند چراکه آنها پیش خود موجودات سیاره­های دیگر را تصور می کردند. ما تصویر اشعه ایکس داریم: یعنی، ما می توانیم تصاویر جزئیات اعضای درونی بدن را ببینیم. ما می توانیم در دفتر کارمان بنشینیم و با وجود بسته بودنِ در، کلیۀ حرکات کارمندان­مان در سایر اتاق را زیر نظر داشته باشیم. ما می توانیم بازی­هایی را (در زمان واقعی) با افرادی انجام دهیم که هزاران مایل از ما دورند. هموراه، اعم از رفتار خارجی­ها یا رفتار انسان­ها، رفتار به مثابه امر اخلاقی/غیراخلاقی بازشناسی نخواهد شده مگر اینکه با اصول و مفاهیم اخلاقی شناخته شده مرتبط باشد – آسیب نرسان، حقیقت را بگو، مالکیت و حریم خصوصی را محترم بشمار.

بنابراین، ادعای من این است که ما نمی توانیم مسئلۀ اخلاقی را این چنین بازشناسی کنیم مگر اینکه بتوانیم چیزی را در موقعیتی مشاهده کنیم که با مفهوم اخلاقی مرتبط است. این یک مدعای فرا اخلاقی است. تبیین جنس - انواع ادعایی در این باره است که ما چگونه می شناسیم، طبقه­بندی می کنیم، و می فهمیم. یکی از لوازم این ادعا این است که فناوری نمی تواند ناگهان اعتماد ما را به گسترۀ اخلاقی کاملاً منحصر جلب کند، گرچه بعداً بحث خواهم کرد از اینکه چگونه مفاهیم و مقولات اخلاقی ممکن است به نحو قابل ملاحظه­ای تغییر بکنند (در طولانی مدت) بخاطر اینکه بازشناسی انواع جدید فناوری در دراز مدت فهم ما از جنس را تغییر می دهد.

پرهیز از اشتباه فناوری منحصر بفرد

من پیشتر به اشتباه کسانی را که بر منحصر بفردی فناوری تأکید می­ورزیدند اشاره داشتم و اینکه آنها مسلم می انگاشتند که از آنجایی که فناوری منحصر بفرد است، مسائل اخلاقی فراگرد آن باید منحصر بفرد باشد. منحصر بفردی فناوری مورد بحث نیست. در حالیکه فناوری رایانه دارای خصوصیات مشترکی با سایر فناوری­هاست، و در حالیکه ممکن است آن را به عنوان بسط مکانیزم محاسبۀ زودتر تصور کنیم، هیچ یک از امکانات رایانه­های جدید تا کنون موجود نبوده­اند. با این حال، اینکه فناوری رایانه محیط­ هایی (برای عمل انسانی) را با خواصی که هرگز پیش از این موجود نبودند بوجود می آورد، مورد بحث ما نیست. هرگز قبلاً انسان­ها نمی توانستند برای خرید از طریق کارت اعتباری پول بپردازند، با ویروس­های رایانه­ای سروکار نداشتند، واقعیت مجازی را تجربه نکرده بودند، و غیره. با این حال، پرسش منحصر بفردیِ مسائل اخلاقی رایانه ناشی می شود از اینکه آیا مسائل اخلاقی منحصر بفرد هستند، نه فناوری. برای پاسخ به پرسشی دربارۀ منحصر بفردی مسائل اخلاقی، ما باید به ماهیت مسائل اخلاقی نظر کنیم – نه فناوری.

به نظر می رسد منر (Maner) (۱۹۹۶) مرتکب این اشتباهِ تأکید بر منحصر بفردی فناوری شد. در حالیکه او مجموعه ای مثال را بدست می دهد، و در حالیکه من بر این باورم که بر کلیۀ مثال­ها بدین نحو ایراد وارد است، من تنها یک مثال را بیان می کنم. منر معتقد است که به خاطر ماهیت فناوری رایانه، ما ناچاریم که رایانه­هایی برای فرد معلول فراهم آوریم. او مدعی می شود که این استدلال اخلاقی منحصر بفرد است چرا که هرگز پیش از این مکانیزمی با چنین قابلیت کاربردِ عامی موجود نبود. از اینرو، هرگز پیش از این استدلالی برای این نوع از رایانه ها که در دسترس فرد معلول باشد، نمی توانست موجود باشد. بر وفق نظر منر، ما الزام منحصر بفردی برای تهیه رایانه­هایی برای شخص معلول داریم. او می نوسید،

نکتۀ من این است که اگر رایانه‌ها به نحو گسترده­ای وفق دادنی نبودند الزامی برای دسترس­پذیری کلی به فناوری رایانه طرح نمی­شد. عمومیت این الزام در تناسب با عمومیت ماشین است ... اگرچه بالابرها چیز قابل تطبیقی فراهم نیاوردند، هنوز درست خواهد بود که دسترس­پذیری ماشینِ کاملاً انعطاف­پذیر طوری الزامات ما را تغییر می­دهد که خود این تغییر شایستۀ پژوهش اجتماعی است. (منر، ۱۹۹۶: ۱۴۵)

بنابراین، ادعا این است که ویژگی منحصر بفردی فناوری رایانه دلیل منحصر بفرد بودن این مسئلۀ اخلاقی است. مشکل این است که این استدلال منحصر در نوع نیست و منحصر در اصل اخلاقی­ای نیست که خواهان آن است. آن منحصر در نوع نیست به معنایی که سایر استدلال­ها به خاطر چیزهای پراکنده­ای که توانایی انجام کار خوب دارند محقق شده­اند. در نظر بیاورید استدلال­هایی را که می توان برای دسترسی همگانی به واکسن­های مانع بیماری، فناوری­های پزشکی حافظ زندگی، یا غذا ارائه کرد.

استدلال منر می تواند طبقه­بندی شود به عنوان عضوی از جنس استدلال­هایی که به نیروی فراوانی متوسل می شوند تا خوب عمل کنند. این واقعیت که چیزی دارای نیروی فراوانی برای خوب عمل کردن است از انسان­ها می خواهد تا آنرا دسترس­پذیر کنند برای کسانی که می توانند از آن نفع ببرند. قطع نظر از اینکه آیا استدلال منر معتبر است (یا نه)، نکته این است که به اصل غیر منحصر بفرد متوسل می شود. استدلال منر جدید است به معنایی که او اصل شناخته شده­ای را در نظر می گیرد و آن را به فناوری رایانه ربط می­دهد. پیش از اختراع فناوری رایانه، این معنا اصلاً موجود نبود. از اینرو، منر انواع جدیدی را به جنسِ نوع – استدلالی (argument -type) می افزاید که متوسل به نیروی چیزی می شود تا بهتر عمل کند، به عنوان دلایلی برای اینکه آنچیز را در دسترس کسانی که به آن نیاز دارند قرار دهد.

تبیین جنس – انواع منحصر بفردی فناوری رایانه را تصدیق می کند (با تصدیق اینکه مسائل اخلاقی رایانه ممکن است انواع منحصر بفردی باشند) در حالیکه در عین حال تصدیق می­کند که مسائل اخلاقی رایانه، تنها در خصوصیت­های­شان، منحصر در نوع نیستند. این تبیین تصدیق می کند که ارتباط میان اخلاق و عمل انسانی برای طبقه­بندی مسائل به عنوان مسائل اخلاقی مستلزم فهم عمل اخلاقی و روابط انسانی داخل در آن است. فناوری به تنهایی نمی­تواند مسئلۀ اخلاقی را نشان دهد. به مسائل اخلاقی رایانه پرداخته می شود چرا که فناوری رایانه برای انسان­ها انجام کارهایی را ممکن می­سازد. این امکانات با شناختن و طبقه­بندی کردن آنها در مقولات و واژه­های اخلاقی شناخته شده، و به عنوان انواععمل فهم شدند.

پرهیز از اشتباه مدل اخلاق کاربردی

از آنجایی که تبیین جنس – انواع می توانست به عنوان مدافع مدل "اخلاق کاربردی" دیده شود، تبیین اینکه چرا این مسئله اشتباه خواهد بود ارزشمند است. بر وفق مدل اخلاق کاربردی، زمانی که با موقعیت جدیدی مواجه می شویم که مشتمل بر فناوری رایانه است، آنچه ما باید انجام دهیم این است که نظریه­های انتزاعی و اصول اخلاقی عام را بیابیم و اینها را بر موقعیت جدید اعمال کنیم. این مدل مرتبط با تبیین جنس – انواع، منجر به نوعی پیشنهاد روش­شناختی می شود که در پی می­آید. زمانی که ما با مسئلۀ اخلاق رایانه مواجه می شویم، باید: جنسی که این مسئله عضو آن است را دریابیم: اصول و مفاهیمی که در ارتباط با انواع شناخته شده­ای از آن جنس مورد استفاده قرار می گیرند را بشناسیم: و آنگاه این مفاهیم و اصول را بر انواع جدید، مسئلۀ اخلاق رایانه، اعمال کنیم. در نظر اول به نظر می رسد منطبق باشد بر آنچه وکلا و قضات در مورد نرم افزار رایانه انجام داده­اند. زمانی که آنها نخست با مسائل مالکیت فراگرد نرم افزار رایانه مواجه شدند، نرم افزار را به عنوان صورت بالقوه مالکیت فرهنگی طبقه­بندی کردند، و، آنگاه سعی کردند از مفاهیم، تمایزات، اصول قانون کپی رایت و حق انحصاری استفاده کنند.

مشکل این تصویر از چگونگی پرداختن به مسائل اخلاق رایانه همان مفهوم "کاربرد" است. ما اصل مشخصی را اخذ می کنیم و آنرا بر مورد (ثابت و مشخصی) اعمال می کنیم. با این حال، این تمام آنچیزی نیست که برای بسیاری از مسائل اخلاقی رخ داده است. فرایند مرتبط ساختن مفاهیم و اصول با موقعیت­هایی که مشتمل بر فناوری رایانه هستند ساختگی و نامشخص است. اغلب مفاهیم و اصول اخلاقی در اِعمال­شان بر فناوری جدید مبهم هستند و اغلب فناوری هنوز "در حال تولید" است(کوکبرن(Cockburn) و اُمرد(omrod)، ۱۹۹۳).  

مور (۱۹۸۵) ماهیت بی ثبات این موقعیت را زودتر دریافت زمانی که بر آن بود که بسیاری از آثار مربوط به اخلاق رایانه درصدد مرتب کردن به­هم­ریختگی ادراکی هستند. به­هم­ریختگی ادراکی مانع بکارگیری مفاهیم و اصول شناخته شده است. در حقیقت، حتی تصویر اِعمال تمایزات و اصول برآمده از قانون حق انحصاری و کپی رایت از ناحیۀ وکلا و قضات بر نرم­افزار تاحدودی گمراه­کننده است. این تصویر این واقعیت را پنهان می کند که آن فرایند یکی از معرِّف­های فناوری است. در روزهای آغازین پدید آمدن رایانه، روشن نبود که نرم افزار چه چیزی هست، چه رسد به اینکه مالکیت ارزشمندی باشد. بله، چیزهایی وجود داشت که برنامه نام داشت و می توانست به زبان­هایی مانند کارت رایانه منتقل شود، اما از منظر اخلاقی و قانونی مشخص نبود که اینها چه چیزی هستند. پرسش قضات و وکلا به قرار ذیل است:

۱/ آیا برنامه بیان یک ایده است؟
۲/ آیا برنامه فرایند تغییر ساختار درونی رایانه است؟

۳/ آیا برنامه مجموعه­هایی از "قدم­های ذهنی" است که اساساً قابل اندیشیدن از رهگذر آدمی است؟

آنها استفاده از مفاهیم برآمده از قانون حق انحصاری و کپی رایت بودند تا سعی شود که امر نامعلوم را بر امر معلوم منطبق کنند. اینکه بخواهیم این مسئله را به مثابه اِعمال اصلی بر موردی در نظر آوریم گمراه کننده است. چرا که آنها نمی دانستند "آن مورد" چه چیزی بود.

مفاهیم و اصول شناخته شده در چنین موقعیت­هایی مفید هستند اما آنها "کاربردی" نیستند. مفاهیم و اصول شناحته شده فهمی از موقعیت / مورد جدید پدید می­آورند. به یاد داشته باشید که جواب درستِ از پیش تعیین شده­ای موجود نبود برای این پرسش که آیا برنامه­های رایانه­ای بیان ایده­ها یا قدم­های ذهنی یا طرح مشخصاتی برای ماشین­ها بودند. وکلا، قضات، و نظریه­پردازان تصمیم گرفتند که برنامه­های رایانه­ای چه باید بگردد. تصمیمات دربارۀ چگونگی مرتبط ساختن برنامه­های رایانه با قانون حق انحصاری و کپی رایت، به تعبیری، از نرم افزار رایانه­ای آنچه هست می­سازد. در حقیقت، چیستی نرم­ افزار – آنچه نرم افزار باید باشد – هنوز این روزها در دادگاه­ها مورد بحث است. از این فرایند به درستی به عنوان گفتگو دربارۀ تناسب میان فناوری و اصول اخلاقی (فرایند ساختگی) توصیف شد نه به عنوان بکارگیری و اِعمال.

بنابراین، در حالیکه تبیین جنس – انواع از مسائل اخلاقی رایانه متناسبِ نظر به مسائل اخلاقی رایانه به عنوان مسئلۀ اخلاق کاربردی است، این تبیین نباید بدین نحو تفسیر شود. فرایند طرح اصول و مفاهیم اخلاقی شناخته شده برای فهم و بیان مسائل اخلاقی رایانه ساختگی است.

یکی از احتیاط­­­­های پایانی باید با توجه به تبیین جنس – انواع از مسائل اخلاقی رایانه طرح شود. این تبیین تأکید دارد بر فرایندی که از رهگذر آن مسائل اخلاقی مشخص و طبقه­بندی می­شوند، و طبقه­بندی و تشخیص فرایندهای مداوم هستند. در مدت زمان طولانی، همان طور که انواع جدید اضافه می شوند، معنای جنس تغییر می­کند. فهم ما از مفاهیم و اصول اخلاقی گاهی تغییر می کند همانطوری که ما از آنها استفاده می کنیم تا موقعیت­های جدیدی را دریابیم. حریم شخصی در اینجا مثال خوبی است: آنچه از حریم شخصی قصد می شد تغییر کرده است و این تغییر ادامه دارد در قبال فناوری­های جدید و آنچه آنها ممکن می سازنند. به عنوان نمونه، می توان این تغییر را در تصور "حریم خصوصی اطلاعات" مشاهده کرد. صورت نسبتاً جدید حریم شخصی با فناوری رایانه مرتبط است. به همین منوال دربارۀ مالکیت می توان سخن گفت. تصور مالکیت مدت زمانی است که با ابداع چیزهای گوناگون تغییر پذیرفت. مثال جدید در اینجا موسیقی دیجیتالی است و اینکه چگونه قضات، وکلا، و عالمان اخلاق را وادار به در نظر گرفتن مالکیت به انحاء جدید کرده است.

این بدان معناست که در حالیکه تبیین جنس – انواع منکر آن است که مسائل اخلاقی رایانه اساساً منحصر بفرد هستتد، امکان تغییر پایه­ای در اخلاق در دراز مدت را فراهم می آورد – تغییرات پایه­ای در مفاهیم و اصول. این تبیین روشن می کند که چرا چنین تغییراتی به آرامی و تدریجی پدید آمدند. انسان­ها نمی توانند اخلاقی بودن موقعیت­ها را بپذیرند مگر آنکه آنها به نحو جدیدی با مفاهیم و اصول اخلاقی شناخته شده مرتبط شوند.

نتیجه

آیا مسائل اخلاقی فراگرد فناوری رایانه منحصر بفرد هستند؟ مسائل اخلاقی رایانه انواع جدیدی از مسائل اخلاقی عام هستند. مسائل اخلاقی همواره دربارۀ انسان­ها و عمل انسانی هستند. فناوری رایانه، مانند سایر فناوری­ها، ابزار عمل انسانی را تغییر می دهد و برای آدمیان این امکان را فراهم می آورد که هم کارهایی را که پیش از این قادر به انجام آنها نبودند را انجام دهند، هم آن کارها را به انحاء جدید انجام دهند. این تغییرات به این معناست که انسان با پرسش­های اخلاقی مواجه است که هرگز تاکنون بدانها مواجه نبودند اما پرسش­های جدید ما را به حوزۀ اخلاقی کاملاً منحصر بفرد سوق می­دهند. ما موقعیت­های جدید را با کمک گرفتن از مفاهیم و اصول اخلاقی شناخته شده فهم می­کنیم. ما فناوری و مسائل اخلاقی را تبدیل به چیزهایی کردیم که می توانیم بفهمیم.   

مقاله پیشرو بسط داده شدۀ فصل اول "اخلاق رایانه چیست؟ از کتاب "اخلاق رایانه" من، ویراستۀ سوم است.

این متن، ترجمه آزاد مقاله «Computer Ethics» است که در کتاب « A Companion to Applied Ethics » به چاپ رسید.

 
ارجاعات

Cocburn, C, and Omrod, S. (۱۹۹۳)Gender and Technology in The Making. London: Sage.

Johnson, D. G. (۱۹۸۵) Computer Ethics. Upper Saddle River, NJ: Prentice-Hall.

------------------ (۱۹۹۴) Computer Ethics, ۲ndedn. Upper Saddle River, NJ: Prentice-Hall.

------------------ (۲۰۰۱) Computer Ethics, ۳rd edn. Upper Saddle River, NJ: Prentice-Hall.

Johnson, H. (۱۹۸۴) The Imperative of Responsibility. Chicago: university of Chicago Press.

Maner, W. (۱۹۹۶) Uniqe ethical Problems in information technology. Science and Engineering Ethics, ۲ (۲): ۱۳۷ – ۵۴.

Moor, J. (۱۹۸۵) What is computer ethics? Metaphilosophy, ۱۶ (۴): ۲۶۶ – ۷۵.

مطالعۀ بیشتر

Baird. R. M., Ramsower, R., and Rosebaum, S. E. (eds) (۲۰۰۰) Cyberetities. Amherst, NY: Prometheus.

Hester, D, M. and ford, P. J. (eds) (۲۰۰۱) Computer and Ethics in the Cyberage, Upper Saddle River< NJ: Prentice-Hall.

Johnson. D G., and Nissenbaum, H. (eds) (۱۹۹۵) Computer ,Ethics, and Social Values. EngleWood Cliffs, NJ: Prentice-Hall.

Tavani, H. (۱۹۹۶) Biliography: a computer ethics bibliography/ Comuters and Society.     

                

         


[۱] .virtual Reality
[۲] .Instrumetation.
[۳] . Action - Types
[۴] . Microchips
[۵] . Act - tokens

[۶] . A Tale of Two Cities

 
کد مطلب: 5223
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۰۴:۰۷
مترجم : عباس مهدوی
 
 
 
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر