داخلی صفحه مقاله آرشيو مقاله
۱
 
نگاهی به نشت اندیشة پراگماتیسم در ایران
محسن مهریزی
در مکتب پراگماتیسم ملاک تشخیص حقیقت از غیر حقیقت اثر عملی و فایده نهایی آن است. حقیقت از طریق استدلالات فلسفی و بحث­‌های نظری قابل شناسایی نیست؛ بلکه عیار حقانیتش از طریق تجربه فایده و منفعت آن، ثابت می­‌شود.
محسن مهریزی
پژوهشگر مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر(مرام)
محسن مهریزی پژوهشگر مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر(مرام)
پراگماتیسم[1] مکتبی است که بر کنش، عمل و کارآمدی تأکید می­‌کند. این مکتب فلسفی خاستگاه آمریکایی داشته و در اواخر قرن نوزدهم، نخستین بار توسط چارلز پیرس[2] به عنوان یک روش معرفی شد. سپس ویلیام جیمز[3] آن را به صورت رسمی در قالب یک مکتب بنیان‌گذاری نمود. جان دیویی[4]، آرتور بالفور[5]، فردینالد شیلر[6] با ارائه نظرات و ایده­‌های خود به تدریج ابعاد مختلفی از پراگماتیسم را رونمایی کردند. پس از جنگ جهانی دوم و با تحولاتی که در جهان روی داد، افرادی همانند هیلاری پاتنم[7]، هابرماس[8]، کواین[9] و ریچارد رورتی[10]، پراگماتیسم جدید را نمایندگی می­‌کردند.
در حقیقت پراگماتیسم واکنشی در برابر عقل‌گرایی سنتی است. از نظر دیویی و مید[11] که از نظریه­‌پردازان پراگماتیست به حساب می­‌آیند فلسفه­ سنتی، بی­‌محتوا، صوری و بی­‌فایده است. ویلیام جیمز معتقد است پراگماتیسم شامل دیدگاهی می­‌شود که اصول، مقولات و مفاهیم انتزاعی و تئوریک را کنار می­‌گذارد و به غایت، نتایج و دست­‌آوردهای عملی توجه می­‌کند. به نظر رورتی فلسفه نمی­‌تواند ادعای دستیابی به چیستی چیزها را چنان که هستند داشته باشد. به گمان او فلسفه تاکنون هرگز نتوانسته است باورهای ما را برپایه امر واقع بنا نهد از این رو هر فلسفه­‌ای که به دنبال یافتن معرفتی نهایی و متافیزیکی است باید کنار رود.
در مکتب پراگماتیسم ملاک تشخیص حقیقت از غیر حقیقت اثر عملی و فایده نهایی آن است. حقیقت از طریق استدلالات فلسفی و بحث­‌های نظری قابل شناسایی نیست؛ بلکه عیار حقانیتش از طریق تجربه فایده و منفعت آن، ثابت می­‌شود. در این مکتب فلسفی، تفکر و نظریه­‌ها ابزاری برای تشخیص هماهنگی و تطابق یک ارگانیسم با محیط پنداشته می­‌شود. از نظر آنها حقیقت یک پندار و امر نسبی و غیرمطلق است و وجودی متکثر خواهد داشت و حقیقت به عمل انسان­‌ها بستگی خواهد داشت.
از نظر پیرس اگر نتوان به صورت عملی آزمایش­‌ها و تجربیات را توصیف نمود، نمی­‌توان معنای روشنی از مفاهیم ارائه داد. بر این اساس مفاهیم مابعدالطبیعی فاقد معنا خواهند بود و آموزه­‌های دینی با تردید جدی مواجه می­‌شوند. در دستگاه فکری پراگماتیسم عقل از جایگاه معتبر و قابل درکی برخوردار نیست و پیرس در اندیشه­‌های خود بیش از همه بر عینیت تأکید می­‌کند.
 
پراگماتیسم در جامعه­ علمی ایران
بررسی وضعیت پراگماتیسم در جامعه علمی ایران نشان می­‌دهد که مبانی فلسفی و تئوریک پراگماتیست­‌ها به صورت جدی تبیین و نقد نشده و بیشتر به ترجمه آثار آ­نها اکتفا شده است. نمونه­‌های انگشت­‌شماری وجود دارد که نظریات پراگماتیستی را جدی­تر تحلیل و نقد کرده­‌اند اما این آثار بیشتر از منظر رشته­‌های مختلف علوم انسانی همانند تعلیم و تربیت، جامعه­‌شناسی و علوم سیاسی اقدام به تحلیل نموده­‌اند و کاستی در قلمرو فلسفه و معرفت شناسی همچنان باقی است.
برای نمونه، کتاب «پراگماتیسم» اثر ویلیام جیمز توسط دکتر عبدالکریم رشیدیان ترجمه و نشر علمی و فرهنگی آن را روانه بازار کرده و تاکنون چندین بار تجدید چاپ شده است. این کتاب از آن جهت دارای اهمیت است که ویلیام جیمز، بنیانگذار این مکتب آن را نوشته است و یکی از بهترین منابع برای آشنایی با پراگماتیسم محسوب می­‌شود. هرچند مترجم فارسی آن از اساتید فلسفه غرب در ایران است اما ایشان به نقد جدی و منسجمی درباره پراگماتیسم نپرداخته و تنها این کتاب را ترجمه کرده است. این کتاب مجموعه­‌ای از سخنرانی­‌های جیمز درباره پراگماتیسم است و در آن سعی کرده ابعاد مختلف این تئوری را تشریح و تبیین نماید. بخشی از اندیشه­‌های ویلیام جیمز توسط آیت الله مصباح یزدی در کتاب آموزش فلسفه و برخی دیگر از آثار ایشان تحلیل و نقد شده است. در موارد معدودی نیز مبانی این تفکرات به وسیله آیت الله جوادی آملی به نقد کشیده شده که البته این مقدار دربرگیرنده اشکالات فلسفی دیدگاه پراگماتیسم در همه ابعاد آن نیست و همچنان مجال وسیعی برای نقد معرفتی گونه­‌های مختلف پراگماتیست وجود دارد.
در جامعه­‌شناسی، دکتر ابوالحسن تنهایی در چند کتابی که به تبیین نظریه­‌های جامعه­‌شناسی پرداخته، سعی کرده است نظرات پراگماتیست­‌هایی همانند بلومر[12]، مید و... را تشریح نماید اما او همان لایه­‌های رویی و فرآورده­‌های نهایی نظریات آنها را بدون ارجاع به مبانی فلسفی­‌شان مورد بحث قرار داده است. اینکه فلسفه پراگماتیست­‌ها چگونه با جامعه­‌شناسی و تعلیم و تربیت گره می­‌خورد و از مقام تئوری و نظریه به راهکارهای عملی در سطوح مختلف جامعه تبدیل می­‌شود، در موارد بسیاری همچنان سر به مُهر باقی مانده است.
مهندس بازرگان از روشنفکرانی است که در ایران نسبت به پراگماتیسم اقبال نشان داده و کتابی به نام «پراگماتیسم در اسلام» نوشته است. او در این کتاب اظهار داشته که پراگماتیسم در اسلام تأیید و تشویق شده است و می­‌توان مؤیدات پراگماتیسم را در آموزه­‌‌های اسلامی مشاهده کرد؛ اما از آنجایی که ایشان مبانی و لوازم فلسفی پراگماتیسم را به صورت عمیق و دقیق با فلسفه اسلامی تطبیق نداده، نتوانسته است ادعای خود مبنی بر هماهنگی و همخوانی پراگماتیسم با اسلام را به صورت منطقی و مستدل اثبات نماید.
خشایار دیهیمی نیز کتاب رورتی به نام «اولویت دموکراسی بر فلسفه» را ترجمه و انتشارات طرح نو آن را منتشر نموده است. رورتی یک نئوپراگماتیست بوده و سفری نیز به ایران داشته است. او در این کتاب مدعی است که می‌توانیم سیاست را از اعتقاداتمان جدا کنیم. از نظر او «اگر همسایه من بگوید که بیست خدا هست یا خدایی نیست، آزاری به من نمی­‌رساند» بر این اساس برای داشتن جامعه­‌ای دموکراتیک، وجود اعتقادات مشترک میان شهروندان درباره موضوعات مهمی همانند دین و حقیقت، روری و اساسی نیست. رورتی با سخنرانی­‌هایی که در ایران داشت موفق نشد توقعات اهل فلسفه را برآورده سازد و ذائقه فلسفه دوست ایرانیان را به خود جلب نماید.
دکتر ولی رضا نصر، فرزند سید حسین نصر نیز از طرفداران پراگماتیست است. او که در آمریکا زندگی می­‌کند بر خلاف نظر پدرش قائل به پراگماتیسم اسلامی است.
دکتر علی میرسپاسی هم یک ایرانی مقیم آمریکاست. او نیز نه تنها نقدی بر پراگماتیست­‌ها وارد نکرده است بلکه خود از طرفداران و مروجان سرسخت تفکرات نئوپراگماتیست معروف، ریچارد رورتی است. او با نگاهی پراگماتیستی، ایده روشنفکران ایرانی همانند دکتر شریعتی، فردید و جلال آل احمد را نقد می­‌کند و آنها را مروج یأس و ناامیدی اجتماعی معرفی می­‌نماید. میرسپاسی بر مبنای پراگماتیسم بر این باور است که دموکراسی بر فلسفه مقدم بوده و روشنفکران و اندیشمندان باید فلسفه را به کناری نهند و با نگاهی جامعه­‌شناسانه به تولید اندیشه بپردازند.

چرایی عدم نقد فلسفی پراگماتیسم در ایران
به نظر می­‌رسد مروجان پراگماتیسم نتوانسته­‌اند مبانی فلسفی خود را در حدّ سایر مکاتب فلسفی غرب به اهل فلسفه در ایران عرضه نمایند. شاید رویکرد ضد فلسفی پراگماتیست­‌ها و مخالفت آنها با فلسفه­‌ورزی، یکی از عللی است که باعث شده علمای فلسفه در ایران به این مکتب فکری به عنوان یک نظام فلسفی منسجم و قابل ننگرند.
از سویی دیگر فلسفه­‌ای که پراگماتیسم از آن بهره می­‌برد یک فلسفه کاربردی ناظر به حل مسائل و مشکلات موجود در زندگی انسان بوده و جنبه­‌های معرفت­‌شناسانه آن کم رنگ است. ضمن اینکه مکتب پراگماتیسم در بین سایر مکاتب غربی از رویکرد ضدّ ایده­‌آلیستی تندتری برخوردار است. در پراگماتیسم، فاصله بین تئوری و عمل یا به تعبیری ذهن و عین به کمترین حدّ رسیده است. در نظر آنها فلسفه نه برای حل مسائل پیچیده متافیزیکی و مبنایی، بلکه ابزاری در جهت گره­‌گشایی از مشکلات پیش روی زندگی روزمره فردی و جمعی استفاده می­‌شود. بر همین اساس شاید بتوان ادعا کرد که پراگماتیسم بیش از سایر روش­‌های فلسفی غربی، انضمامی[13] است.
این در حالی است که فلسفه و روش تفکر در ایران، انتزاعی[14] است. اهمیت دادن به مبانی نظری یک دستگاه فکری، درستی و اتقان آنها و سازگاری منطقی از ویژگی­‌هایی است که در تفکر فلسفی ایران به آن اهمیت داده می­‌شود. در تفکّر و شیوه انتزاعی، بین نظر و عمل یا ذهن و عین، فاصله و شکاف عمیقی وجود دارد؛ یک تئوری معمولا به مرحله اجرا و عمل نمی­‌رسد، نمود ملموسی پیدا نمی­‌کند و آثار آن از معقول به محسوس در نمی­‌آید. به طور خلاصه شاید موارد مطرح شده در بالا و تفاوت روش فلسفی پراگماتیست­‌ها با فلاسفه اسلامی در ایران را بتوان از عوامل جا نیفتادن و مطرح نشدن فلسفه پراگماتیسم در جامعه فلسفی ایران دانست.
گرچه در ایران از مبانی نظری و تئوریک پراگماتیسم چندان استقبال نشده و نقد علمی و مبنایی، آن چنان که درباره سایر مکاتب فلسفی غربی دیده می­‌شود صورت نگرفته است، اما این مکتب تأثیر زیادی در حوزه­‌های معرفتی گوناگون بر جای گذاشته و توجّه جدی فلاسفه و صاحب­‌نظران غربی را به خود جلب کرده است.
از نظر اندیشمندان غربی، امروزه پراگماتیسم به گرایش­‌ها و قرائت­‌های متفاوتی شامل: پراگماتیسم کلاسیک، نئوپراگماتیسم، پراگماتیسم نوکلاسیک، پراگماتیسم تحلیلی، پراگماتیسم معنایی، پراگماتیسم شناختی، پراگماتیسم کل­نگر و... تقسیم­‌بندی می­‌شود، اما در ایران نسبت به گونه­‌شناسی پراگماتیسم در غرب نگاهی تحلیلی وجود ندارد و بیشتر پراگماتیسم را در همان قالب­‌های قدیمی و کلاسیک آن دسته­‌بندی می­‌کنند.
عدم شناسایی و تحلیل فلسفی پراگماتیسم می­‌تواند آسیب­‌های جدّی و عمیقی را برای جامعه علمی و فرهنگی ایران به دنبال داشته باشد و حتی سطح عمومی و اجتماعی و نیز گروه­‌های سیاسی ایران را تحت تأثیر قرار دهد. به صورت طبیعی اگر بنا باشد نظرات پراگماتیست­‌ها که نگاهی کارکردگرایانه به موضوعات دارند در ایران فقط ترجمه شود و تناقضات و ابهامات نظری آنها روشن نگردد، نوعی جذابیت کاذب در نظر محققان ایرانی، مخصوصا در رشته­‌های علوم انسانی به وجود خواهد آورد.
روشن است که شناخت جوامع غربی و فرهنگ حاکم بر آنها تنها با تبیین و نقد اندیشه فیلسوفان برجسته قدیم و جدید غربی ممکن خواهد بود. حتی پراگماتیسم که شاید بتوان آن را رقیق­ترین مکتب فلسفی غربی به حساب آورد نیز در قامت یک سیستم فکری که هویت کاملا این دنیایی و مادی دارد، ظاهر شده و لازم است مبانی تئوریک آن به تفصیل مورد تحلیل و نقد قرار گیرد. همین مبانی فکری پراگماتیسم که به فلسفه نگاهی ابزاری دارد و شأن فلسفه را در حدّ یک وسیله تقلیل داده است، تأثیرات عینی و عمیقی بر مناسبات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری جوامع غربی گذاشته و از آن طریق فرهنگ سایر ملل را متأثر کرده است.
عالمان فلسفه در ایران با نقد و بررسی و تحلیل دقیق اندیشه­‌های فلسفی پراگماتیسم، خواهند توانست نقاط قوت و ضعف این تفکر را روشن نموده و بدین ترتیب دستگاه معرفتی فلسفه اسلامی از طرف روشنفکران و دانشمندان علوم تجربی و علوم انسانی به بی­‌مایگی و ناکارآمدی متهم نخواهد شد؛ علاوه بر آن از این رهگذر، نیازهای فکری و معرفتی علوم انسانی برآورده گشته و با تفکیک اندیشه­‌ها و آسیب­‌شناسی دقیق، مانع تأثیرپذیری مقلدانه از مکاتب غربی از جمله پراگماتیسم می­‌شوند. در این شرایط است که با پشتوانه معارف اسلامی، مقدمات آزاداندیشی و استقلال فکری پژوهشگران ایرانی فراهم می­‌گردد و آنها مرعوب ایده­‌پردازی­‌های مادی دانشمندان غربی نخواهند شد.

ارجاعات:
[1] . Pragmatism
[2]. Charles Sanders Peirce
[3] . William James
[4] . John Dewey
[5]. Arthur Balfour
[6] . F. C. Schiller
[7] . Hilary Putnam
[8] . Jürgen Habermas
[9] . Willard van Orman Quine
[10] . Richard Rorty
[11] . George Herbert Mead
[12]. Herbert Blumer
[13]. Concrete
[14] . Abstract
 
کد مطلب: 6642
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : جمعه ۱۹ شهريور ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۰۶:۵۶
 
 


انتشار یافته : ۱نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
۱۳۹۵-۰۶-۲۴ ۰۰:۲۳:۰۳
بسمه تعالی
کل حزب بما لدیهم فرحون
هر گروهی از یکجا شروع به بافتن میکنند و عده ای را به دام می اندازند.
عده ای میگویند باید عقل و اندیشه را کنار گذاشت و در پی فایده بود. آنها درتعیین نوع فایده و ملاک تعیین فایده به بن بست می رسند.
عده ای در خودشان فرو می روند و تصوف را عرفان مینامند و کلمات دینی را برای معانی باطل و کفر بکار می برند. آنها از عقل و استدلال هم بهره ای ندارند.
گروهی دیگر تمام آثار خدا در جهان وانسان ، وتمام نظم ها و قانون ها را نادیده گرفته وبی هدف به دور خود می چرخند.آنها مانند حیوانات فقط میخواهند مواظب باشند کسی به آنها حمله نکند و دیگر هیچ.
گروه بعدی منافقانه دین را بازیچه قرار داده اند تا برای خود شهرت کسب نمایند.
گروهی.....
حق یکی است ولی باطل ها بی شمارند.
انسان همواره به خالق و پروردگار خود نیاز دارد. نتیجه دورشدن از قرآن و عترت ،افتادن در دام انواع انحرافات است. (2512)