داخلی صفحه مقاله آرشيو مقاله
۲۲
 
اصلاب شامخه و ارحام مطهره؛ چالشی با غلّو لندنی
محمدحسن محمدی مظفر
مقاله حاضر نشان مي‌دهد که غلوِّ سربرآورده از لندن نه تنها در اهانت و توهين به بزرگان اهل‌سنت افراط و زياده‌روی به خرج داده، بلکه در حقّ امامان معصوم شيعه نيز توهين و تقصيري فاحش و بی‌سابقه را مرتکب شده است؛ باشد که دامن شيعه از ننگ فاحشه‌نويسی پيراسته گردد.
محمدحسن محمدي مظفر، عضو هيئت علمي دانشگاه اديان و مذاهب
محمدحسن محمدي مظفر، عضو هيئت علمي دانشگاه اديان و مذاهب
«ینسخکم من اصلاب کلّ مطهّر و ینقلکم من ارحام المطهّرات»[1]
اصلاب شامخه و ارحام مطهره
این مضمون که انبیا و اوصیاء‌شان[2]، و مخصوصا نبیّ گرامی ما و اوصیاء معصومش، همگی طهارت مولد داشته و پیوسته تا هنگام ولادت از صُلب‌های پاک به رَحِم‌های پاک منتقل میشده‌اند، مضمونی است که به کرّات در روایات ما، با الفاظ متفاوتی تکرار شده است. کافی است که برای نمونه به معجم بحار الانوار ذیل ماده "صلب" مراجعه کنید تا حجم انبوه این گونه روایات را مشاهده کنید. صلب یا اصلاب و رحم یا ارحام در این روایات به صفات گوناگونی که همگی حاکی از پاکی و نزاهت و کرامت و شایستگی است، وصف شده‌اند، صفاتی نظیر: طاهر، طاهره، طاهرین، طاهرات، اطهر طاهرین، مطهّر، مطهّره، مطهّرات، طیبه، کریمه، کرائم، اکارم، زکیه، زاکیات، شامخه.

علاوه بر این در برخی از روایات، توضیحات بیشتری هم درباره معنا و مقصود از این صفات، که همان طهارت مولد و دوری از زنا و فحشاست، داده شده است. برای نمونه:
 پیامبر میفرماید: «انّا اهل بیت قد أذهب الله عنّا الفواحش، ما ظهر منها و ما بطن».[3]
در روایت دیگری چنین آمده: «لم یزل ینقلنا فی اکارم الاصلاب حتی اخرجنا من افضل المعادن محتدا و اکرم المغارس منبتا بین الآباء و الامهات، لم یلتق احد منهم علی سفاح قطّ».[4]

در روایت دیگری آمده: «طهّروا فی الاصلاب و حفظوا فی الارحام، لم یصبهم سفاح الجاهلیه و لا شابَ انسابهم»[5].

در زیارت ائمه بقیع چنین میخوانیم: «ینسخکم من اصلاب کلّ مطهّر و ینقلکم من ارحام المطهّرات، لم تدنّسکم الجاهلیه الجهلاء».[6]

و از همه معروف‌تر در زیارت وارث: «اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهّره، لم تنجسّک الجاهلیه بانجاسها و لم تلبسک من مدلهمّات ثیابها».[7]

به اقتضای همین مضامین بوده که در کتاب‌های کلامی نیز طهارت مولد را در انبیاء شرط کرده اند؛ چنانکه محقق طوسی در تجرید الاعتقاد آورده: «و یجب فی النبی العصمه ... و کمال العقل و الذکاء و قوه الرأی و عدم السهو و کلما ینفر عنه من دنائه الآباء و عهر الامهات ...»[8]. یعنی پیامبر باید از پستی و فرومایگی پدران و بدکاره بودن مادران منزّه باشد، زیرا این دو از جمله چیزهایی است که موجب نفرت و بیزاری مردم است.

ابوبکر؛ جدّ هفت امام معصوم
در کتاب الحجه اصول کافی، باب مولد ابی عبدالله جعفر بن محمد یعنی امام صادق علیه السلام چنین آمده است: «و امه ام‌فروه بنت القاسم بن محمد بن ابیبکر و امها اسماء بنت عبدالرحمن بن ابیبکر».[9] یعنی مادر امام صادق (ع) ام‌فروه دختر قاسم پسر محمد پسر ابوبکر است؛ و مادر ام‌فروه، اسماء دختر عبدالرحمان پسر ابوبکر است. پس مادر امام صادق (ع) هم از طریق پدر (قاسم) و هم از طریق مادر (اسماء) از نسل ابوبکر است؛ به عبارت دیگر پدر و مادرِ مادرِ امام صادق (ع) – یعنی قاسم و اسماء – هر دو نوه‌های پسری ابوبکر هستند و تبارشان به دو پسر ابوبکر – محمد و عبدالرحمان – میرسد. بنابر این امام صادق (ع) از طریق مادر دو بار با سه واسطه به ابوبکر میرسد و ابوبکر جدّ سوم امام صادق (ع) از طرف مادر است. روشن است که شش امام معصوم بعدی همه از نسل امام صادق (ع)اند. بنابر این ابوبکر جدّ هفت امام معصوم شیعه است.

نمودار تبارِ مادری امام صادق (ع)
امام صادق >>> ام‌فروه >>> قاسم >>> محمد >>> ابوبکر >>> ابوقحافه و سلما
امام صادق >>> ام‌فروه >>> اسماء >>> عبدالرحمان >>> ابوبکر >>> ابوقحافه و سلما

نمودار تبارِ پدری امام صادق (ع)
امام صادق >>> امام باقر >>> امام سجّاد >>> امام حسین >>> امام علی >>> ابوطالب
امام صادق >>> امام باقر >>> امام سجّاد >>> امام حسین >>> حضرت فاطمه >>> پیامبر
چنانکه میبینیم، ابوبکر در تبار مادری در طبقه پنجم است، و امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) هم در تبار پدری در طبقه پنجم هستند.                                       

کشفیّات لندنی!
یاسر حبیب، روحانی کویتی ساکن لندن، کتابی[10] را در نقد عایشه، همسر پیامبر، در حجمی افزون بر هزار صفحه نگاشته و در آن غثّ و سمین را به هم آمیخته و نهایت تلاش خود را به کار گرفته تا عایشه را لجن‌مال کند. او برای این منظور تنها به شرح حال عایشه اکتفا نکرده، بلکه سخن خود را از وصف جامعه جاهلی پیش از اسلام، و شرح احوال قوم و قبیله و پدر و مادر و خاندان عایشه آغاز کرده است و فصل اول کتاب را با عنوان "بیئه الانحطاط و اسره الانحراف" (محیط پست و خاندان منحرف)، در حجمی بالغ بر صد صفحه (از ص 103 تا ص 205) به این موضوع اختصاص داده است.

به نظر یاسر حبیب، پست‌ترین قبیله در اجتماع قریش، قبیله بنوتیم بوده اند و این جامعه مزبله‌ای بود که عایشه در آن رشد و پرورش یافت. رئیس قبیله، عبدالله بن جدعان تیمی، ‌خانه‌ فسادی[11] داشت که والدین عایشه، یعنی ابوقحافه و سلما، در آنجا اشتغال داشتند. جدّ عایشه یعنی ابوقحافه، برده‌ای لواط‌گر[12] بود که برای سیر کردن شکمش مجبور شد در آن فاحشه‌خانه مگسها را از سر سفره پذیرایی مهمانان بپراند و آنها را بخورد. جده عایشه یعنی سلما، خود فاحشه‌ای از فاحشه‌های صاحب پرچم بود[13]، و همانند همسرش مگس‌خور بود.

پیوند این زوج: ابوقحافه و سلما، نیز پیوندی غیرمتعارف و نامشروع و از نوع ازدواج با محارم بود؛ زیرا برخلاف گفته برخی منابع که این دو را پسرعمو و دخترعمویِ هم دانسته‌اند، این دو در واقع پسرعمو و دخترعمویِ هم نبودند، بلکه سلما برادرزاده ابوقحافه بوده و ابوقحافه عموی سلما میشده است. بنابر این ازدواجشان ازدواج عمو با دخترِ برادر بوده و در واقع سلما به پیوندی نامشروع با عموی خود، که از محارمش محسوب میشده، تن داده بود.

یکی از پسران ابوقحافه، ابوبکر بود که اسمش عتیق بود. ابوبکر در واقع ثمره همان پیوند نامشروع میان عمو و برادرزاده بود و به عبارت دیگر و صریح آن که ابوبکر زنازاده بود: «أنّ جدتها لأبیها کانت من ذوات الرایات و قد سافحت عمّها الذی هو جدّ عایشه فأولدها أباها أبابکر، فالبیت بیت الزناه و الزوانی!» (الفاحشه، ص 794).

یکی از پسران ابوبکر هم عبدالرحمان بود. وی آدمی عیّاش و شهوتران و زن‌باره بود؛ و آیات 72 سوره انعام و 18-19 سوره احقاف در مذمت او نازل شده بود، و در جنگ بدر هم در صف مشرکان بود و درمقابل پیامبر و پدرش ابوبکر.[14]

خلاصه این که عایشه شاخه‌ای از این شجره خبیثه (فرع من هذه الشجره الخبیثه) بوده که بدترین خاندان در قریش (شرّ بیت فی قریش) بودند. یاسر حبیب توصیفات خود از این قبیله و خاندان را چنین خلاصه کرده است:
«قوم عایشه – بنوتیم- کانوا "أهل فحش فاش"، اجتمعت فیهم الرذائل و مساویء الاخلاق و شاع فیهم الفساد من عهر و لواط و سِفاح، و ... البیت الذی ولدت فیه عائشه هو "شرّ بیت فی قریش"، کان ابوقحافه فیه لوّاطا سافح ابنه أخیه سلمی التی کانت عاهره من ذوات الرایات الحمراء فأنجبا أبناء ثلاثه کانوا یخدمون فی دار الدعاره التی هیّأها زعیم القبیله ابن‌جدعان! و أحد هؤلاء الثلاثه هو عتیق المکنّی بأبیبکر الذی کان ممن یشرب الخمر و یسکر! و قد أنجب أبناء منهم عبدالرحمن الشغوف بالنساء و اللهو!». (الفاحشه، ص 813)

یاسر حبیب پدید آمدن محمد بن ابیبکر را در این خاندان، از باب اخراج حیّ از میّت و طیّب از خبیث دانسته است[15]؛ ولی ضروریتر آن بود که توضیح دهد پدید آمدن هفت امام معصومِ مفترض الطاعه در این سلسله از چه بابی است؟؟؟

تبار امام صادق (ع) طبق کشفیات لندنی!
چنانکه دیدیم، امام صادق (ع) از جانب مادر از نسل ابوبکر است. روشن است که اجداد امام صادق (ع)، اجداد امامان بعدی هم هستند. حال با توجه به کشفیات لندنی به اجداد امام صادق و شش امام بعدی نگاهی میافکنیم:
عبدالرحمان (پسر ابوبکر و جدّ امام ششم): عیّاش و شهوتران و زن‌باره.
ابوبکر (پسر ابوقحافه و جدّ بعدی امام ششم): زنازاده و حرامزاده محصول ازدواج عمو و دختر برادر.
ابوقحافه (پدر ابوبکر و جدّ بعدی امام ششم): لواط‌گری که با دختربرادرش ازدواج کرد.
سلما (مادر ابوبکر و جدّه امام ششم): فاحشه دارای پرچم، که با عموی خود ازدواج کرد.

علاوه بر اینها، هدف اصلی یاسر حبیب آن بوده که زناکار بودن خود عایشه را اثبات کند، و همه اینها را از باب مقدمه و زمینه‌چینی برای آن هدف اصلی آورده است. ولی از آنجا که خود عایشه در تبار امامان واقع نمیشود (عایشه خواهر محمد و عبدالرحمان است، و نسبت به امام صادق (ع) از جانب مادر، عمه بزرگ محسوب میشود)، ما فعلا به او کاری نداریم. 

البته منظور یاسر حبیب از کشفیات لندنیاش آن بوده که عایشه را لجن‌مال کند، ولی گویا بیش از آن، امامان معصوم در معرض لجن‌‌مال‌شدن قرار گرفته‌اند و شائبه حرامزادگی!!! و دارابودن رگی از عهر و زنا در تبارشان، به ثبت رسیده است؛ "سبحانک هذا بهتان عظیم"!!! آیا پذیرفتنی است که تبار امام صادق (ع) از جانب پدری به "بیت الطهاره" (خانه پیامبر و علی و فاطمه) ختم شود و از جانب مادری به «بیت الزناه و الزوانی» (خانه ابوبکر و ابوقحافه و سلما)؟!

یاسر حبیب در مقدمه کتاب میگوید که اگر کسی بفهمد که از نسل ابولهب است، به خاطر مذمتی که در سوره تبّت از اجدادش شده، احساس اندوه و حزن شدیدی پیدا میکند، زیرا انسان معمولا حاضر نیست که توهین به پدرانش را بپذیرد، ولو این که مستحق توهین باشند (و المرء لایتحمّل عاده أن یهان فی آبائه و ان کانوا مستحقین)[16]. آیا وی متوجه است که با اثبات! زنازادگیِ ابوبکر و لواط‌گری و زناکاری ابوقحافه و سلما، چه توهینی را نسبت به امام صادق (ع) و امامان بعدی کرده است؟ آیا انتظار دارد که این هفت امام چنین سلسله‌نسبی را برای خود بپذیرند؟ آیا میتواند به این امامان توصیه کند که: «و علی أبنائهما أن یتقبلوا هذه الحقیقه و ان کانت مؤلمه، لأنها حقیقه!»[17]

یاسر حبیب خود برای تشخیص اهلیت و طهارت زنان قاعده‌ای را بیان کرده به این مضمون که اگر زنی برای اهل بیت (ع) فرزندی آورد، معلوم میشود که اهلیت و عفت و طهارت داشته؛ زیرا اهل بیت (ع) برای نطفه‌های خود بهترین زنان را برمیگزیدند: «و لاتلد لأهل البیت علیهم السلام الا التی تکون أهلا لذلک فی دینها و تقواها و عفّتها، حیث انهم صلوات الله علیهم کانوا یتخیّرون لنطفهم خیره النسوان».[18] یکی از این زنان که فرزندی بزرگ چون امام صادق (ع) آورده، ام‌فروه است که مادربزرگ شش امام معصوم بعدی هم هست. حال آیا امام باقر (ع) این قاعده را رعایت کرده است؟ اگر ام‌فروه بنا بر کشفیات لندنی، به خاندان زنا (بیت الزناه و الزوانی) میرسید، باز هم شایستگی داشت که برای اهل بیت فرزند بیاورد، آن هم چنان فرزندانی یعنی امامان معصوم مفترض الطاعه؟!

یاسر حبیب نقلی را از امام صادق (ع) آورده که طبق آن، هر گاه آن حضرت نام عمر یا منصور دوانیقی را میبرد، آن دو را به زنا نسبت میداد، ولی به غیر آن دو چنین نسبتی نمیداد (کان اذا ذکر عمر زنّاه، و اذا ذکر اباجعفر الدوانیقی زنّاه، و لایزنّی غیرهما) [19]. دیدیم که طبق کشفیات لندنی، ابوبکر هم زنازاده و از خاندان زنا بوده است! آیا امام صادق (ع) میتوانست ابوبکر را هم چنان وصف کند؟ آیا خود امام نواده ابوبکر نیست؟ آیا همین که امام صادق (ع) غیر آن دو را زنازاده نمیخوانده (و لایزنّی غیرهما) کافی نیست که یاسر حبیب نیز غلوّ نکند و از امام صادق (ع) جلو نزند و ابوبکر و والدینش را به زنا متهم نکند.

طهارت نژاد امامان معصوم
چنانکه دیدیم روایات ما به‌کرّات بر پاکی نژاد امامان تصریح و تأکید دارند. این تصریح و تأکید هم ظهور در همه آباء و امّهات، چه بیواسطه و چه باواسطه، دارد. تعبیرهای دیگر هم این برداشت را تأیید میکند، نظیر این که فرموده‌اند: «لم یلتق أحد منهم علی سفاح قطّ» یعنی هیچ یک از آباء و امّهاتِ انبیا و اوصیا از روی سفاح و زنا رابطه نداشته‌اند و همگی روابط‌شان متعارف و مشروع بوده است. نیز در تعبیر دیگری آمده: «لم یصبهم سفاح الجاهلیه و لا شابَ أنسابهم» یعنی سفاح و زنای مرسوم در جاهلیت آنان را نیالوده و با انساب‌شان نیز نیامیخته است. تعبیر اخیر که از دو جمله تشکیل شده، قرینه خیلی خوبی است که مدعای ما را تأیید میکند: ظاهرا جمله اول – لم یصبهم سفاح الجاهلیه – به پدر و مادر بیواسطه اشاره دارد و جمله دوم – و لا شابَ أنسابهم – به پدران و مادران باواسطه یعنی اجداد و جدّه‌ها.

به علاوه عهر و زنا و لواط چیزی است که مورد نفرت هر انسان متعارفی است، چه در تبار مستقیم و بیواسطه باشد، چه در تبار باواسطه، ولو خیلی دور و بافاصله زیاد از انسان. از همین روست که معمولا پرسشی مطرح است که فرزندان حضرت آدم چگونه ازدواج کردند؟ آیا با خودشان (ازدواج برادر و خواهر) یا با دیگری؟ و این که آن دیگری که بوده است؟ زیرا طبع بشر ازدواج برادر و خواهر را نپسندیده و کراهت دارد، و لو این که در فاصله‌ای بسیار دور از انسان، و درباره فرزندان نخستین پدر و مادر باشد.

علامه مجلسی در جلاء العیون درباره امام صادق (ع) چنین گفته: «و پدر آن حضرت امام محمد باقر (ع) و مادر آن حضرت ام‌فروه دختر قاسم پسر محمد بن ابیبکر». سپس چنین ادامه میدهد: «و اگر در پدران و مادران انبیا و اوصیا کافر و منافقی باشد ضرر ندارد، میباید که ایشان در پشت کافر و رحم کافره نبوده باشند».[20] به عبارت دیگر ایشان نبودِ کفر و نفاق مستقیم و بیواسطه را شرط دانسته، نه نبودِ کفر و نفاق باواسطه. بنابر این پدر و مادر نبی یا وصی نباید کافر یا منافق باشند، ولی اگر اجداد یا جدّه‌ها کافر و منافق باشند، ضرری ندارد. شاید این توجیه درباره "کفر" و "نفاق" پذیرفتنی باشد، ولی فکر نمیکنم کسی چنین توجیهی را درباره "زنا" و "لواط" بپذیرد، حتی خود علامه مجلسی.

هیئت خدام المهدی لندن و کار فرهنگی!
در این مختصر در صدد نقد همه برداشت‌های صاحب الفاحشه و کتابش نبوده‌ام. چنین نقدی نیازمند مکتوبی مفصّل است. اجمالا اشاره میکنم که بسیاری از برداشت‌های نویسنده و روش فهم او قابل نقد و ردّ است. مثلا خیلی از برداشت‌های او درباره جامعه جاهلی مبتنی بر ابیاتی از فلان شاعر یا نقل‌هایی[21] است که خود نیازمند جرح و تعدیل و مستندسازی است. ابیاتی که فلان شاعر در مقام تنافس و تقابل با فلان قبیله و برای رجزخوانی و لاف‌زنی سروده، لزوما بیان دقیق واقعیت‌های تاریخی نیست و نمیتوان آنها را برای اثبات پدیده‌ای تاریخی ارسال مسلّم کرد.

سروده‌های شاعران، به‌ویژه شعرای جاهلی و جاهلیمشرب، معمولا خالی از لاف و گزاف نیست. یاسر حبیب برای اثبات پستی و پلشتی قبیله بنوتیم به شعر جریر تمسک کرده است؛[22] در حالی که همین جریر در وصف بنیامیه هم بیتی دارد که درباره‌اش گفته شده «أمدح بیت قالته العرب»: "ستایش‌آمیزترین بیتی که عرب سروده است":
ألستم خیرَ مَن رَکبَ المطایا -------------- و أندی العالمینَ بطونَ راحِ[23]

حال آیا با استناد به این بیت میتوان گفت که بنیامیه شجاع‌ترین و سخیترین مردم جهان بوده‌اند؟!

شیعه از عایشه و پدرش دل خوشی ندارد، ولی این بدان معنا نیست که در هتک آنان زیاده‌روی کند و نسبت‌های ناروا و مشکوک را درباره‌شان بپذیرد. قرآن هم به ما میآموزد که دشمنیِ گروهی نباید باعث آن شود که عدالت را در حق آنان نادیده بگیریم: «وَلاَ یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّتَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى». (مائده/8)

احادیث عایشه هم باید با معیارهای حدیث‌شناسانه سنجیده شوند. اگرچه در گفته‌های عایشه موارد مشکوک و غیرقابل قبول فراوان است، ولی همه گفته‌های او مردود نیست، بلکه برخی از گفته‌های او در تصحیح و فهمِ درست روایات منقول از دیگران مفید است، نظیر نقلی که درباره گریه بر مرده دارد.[24]

یاسر حبیب نه تنها اهل‌سنت را به عنوان  "بکریه" و "بکریون" نام داده، بلکه شیعیانِ غیرهمفکر با خود را هم نَبز القاب کرده و "البتریون/البتریه الجدد"[25] (بتریان جدید) لقب داده است.

کتاب یاسر حبیب در هیئت خدام المهدی لندن به چاپ رسیده است. هیئت مذکور هدف خود را چنین بیان کرده است: «هیئه تثقیفیه اسلامیه تطوعیه هدفها تنمیه المجتمعات ایمانیا وفق رساله اهل‌البیت صلوات‌ الله و سلامه علیهم اجمعین»؛[26] (هیئت فرهنگی اسلامی متکی به کمکهای داوطلبانه که هدفش رشد دادن ایمان در جامعه بر طبق رسالت اهل بیت پیامبر علیهم السلام است). اگر هیئت مذکور واقعا چنین هدفی دارد و میخواهد رسالت اهل‌بیت را اشاعه دهد، ضروری است که ابتدا خودِ اهل‌بیت را از معرض چنان اتهام هولناکی مبرّا کند.

به نظر میرسد ضروریترین کار فرهنگی برای هیئت مذکور، جلوگیری از نشر مجدد کتاب و اصلاح خطاها و برداشت‌های ناصواب و هتاکیهای فراوان آن، و پیراستن دامن شیعه از ننگ فاحشه‌نویسی است.

ارجاعات:
 [1]. در زیارت ائمه بقیع و خطاب به چهار امام معصوم: امام حسن، امام سجّاد، امام باقر و امام صادق علیهم السلام.
[2]. برای نمونه پیامبر در حدیث جابر چنین فرموده است: «ان الانبیاء و الاوصیاء مخلوقون من نور عظمه الله یودع الله انوارهم اصلابا طیبه و ارحاما طاهره». (بحارالانوار، ج 60، ص 353). در نهج البلاغه هم در وصف انبیاء چنین آمده: «فاستودعهم فی افضل مستودع و اقرّهم فی خیر مستقر، تناسختهم کرائم الاصلاب الی مطهّرات الارحام» (نهج البلاغه، خطبه 94، ص 87؛ نیز بحار الانوار، ج 16، ص 379).
[3]. بحار، ج 38، ص 62.
[4]. همان، ج 22، ص 149؛ قسمت شاهد را برای توجه بیشتر به صورت پررنگ و برجسته آورده‌ایم.
[5]. همان، ج 10، ص 165.
[6]. همان، ج 100، ص 203؛ و مفاتیح الجنان، زیارت ائمه بقیع.
[7]. بحار، ج 101، ص 178، 200، 260، 332؛ و مفاتیح الجنان، زیارت وارث.
[8]. کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص 349.
[9]. الاصول من الکافی، ج 1، ص 472. این مطلب در منابع دیگر نیز دیده میشود، برای نمونه: الارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 180: «و امه ام‌فروه بنت القاسم بن محمد بن ابیبکر»؛ الهدایه الکبری اثر حسین بن حمدان خصیبی (م 334)، ص 247: «و امه امّ‌فروه ... و هی بنت القاسم بن محمد بن ابیبکر بن ابیقحافه»؛ نیز نک: بحار الانوار، ج 47، ص 1-7، به نقل از منابع متعدد؛ نیز بحار الانوار، ج 42، ص 163: «و من ولد القاسم ایضا ام‌فروه تزوّجها الباقر ابوجعفر (ع)».
[10]. الفاحشه الوجه الآخر للعائشه، هیئه خدام المهدی (ع)، مکتب الشیخ حبیب فی لندن، الطبعه الاولی 1431/2010.
[11]. «سید القبیله صاحب دار الدعاره». (الفاحشه، ص 107)
[12]. «الجدّ عبد لوّاط عضروط یطرد الذبّان ثمّ یأکله». (همان، ص 109؛ نیز ص 123: «ما تقدم من کونه لوّاطا»؛ نیز ص 136، پاورقی و ص 139: «ابن العضروط اللوّاط»)
[13]. الجدّه عاهره من ذوات الرایات تزوجّت عمّها. (همان، ص 119؛ نیز ص 123: «ماتقدم من ... کونها بغیه»؛ و ص 144: «أمه کانت بغیّه».
[14]. همان، ص 185-191.
[15]. همان، ص 205.
[16]. همان، ص 32
[17]. همان؛ مراد از ضمیر هما در "أبنائهما" در مورد بحث ما، ابوقحافه و سلما است.
[18]. همان، ص 974-975.
[19]. همان، ص 996؛ بحار الانوار، ج 30، ص 384.
[20]. جلاء العیون، ص 870.
[21]. مثلا درباره لواط‌گر بودن ابوقحافه و فاحشه بودن سلما، به کتاب الاربعین محمدطاهر قمی شیرازی (م 1098) ارجاع داده (الفاحشه، ص 112 و 119)، در حالی که کتابِ نگاشته قرن یازده، برای توصیف جامعه جاهلی، مدرک مناسب و  معتبری به شمار نمیآید.
[22]. الفاحشه، ص 105 و 1037.
[23]. دیوان جریر، ص 9 و 102؛ ترجمه: آیا شما در میان جهانیان، بهترین چابک‌سواران نبوده و بخشنده‌ترین کفّ را نداشته‌اید؟؛ نیز نک مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب، ص 25.
[24]. نک: منطق فهم حدیث، ص 160-161.
[25]. الفاحشه، ص 52، 60-61. بُتریه طائفه‌ای از زیدیان بودند که خلافت ابوبکر و عمر را نیز درکنار امام علی (ع) میپذیرفتند.
[26]. همان، صفحه شناسنامه کتاب.

منابع:
 کتابنامه

الاصول من الکافی، کلینی رازی، تصحیح علیاکبر غفاری، دار الکتب الاسلامیه، 1363.
الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، شیخ مفید، مؤسسه آل البیت (ع) لاحیاء التراث، 1413.
بحار الانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1403.
جلاء العیون, تاریخ چهارده معصوم، علامه مجلسی، انتشارات سرور، 1378.
دیوان جریر، تحقیق عمر فاروق الطبّاع، شرکه دار الارقم بن ابی ارقم، بیروت، 1417/1997.
الفاحشه الوجه الآخر للعائشه، یاسر الحبیب، هیئه خدام المهدی (ع)، مکتب الشیخ حبیب فی لندن، الطبعه الاولی 1431/2010.
کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، علامه حلی، تصحیح حسن حسن‌زاده آملی، مؤسسه النشر الاسلامی.
المعجم المفهرس لالفاظ أحادیث بحار الانوار، مکتب الاعلام الاسلامی، 1413.
مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب، ابن‌هشام انصاری، دار الفکر، 1979.
مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
منطق فهم حدیث، سیدمحمدکاظم طباطبایی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1390.
نهج البلاغه، شریف رضی، ترجمه سیدجعفر شهیدی، انتشارات علمی فرهنگی، 1376.
الهدایه الکبری، حسین بن حمدان خصیبی (م 334)، مؤسسه البلاغ، بیروت، 1411.

 
 
کد مطلب: 6837
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۲۳:۵۹
 
 
 


انتشار یافته : ۲۲نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۱نظر
۱۳۹۵-۰۷-۲۹ ۱۹:۲۴:۴۰
اف بر این دست رویکردها و نوشته ها. مثلاً جناب محمدی نقد کرده اند؟! (2574)
 
محمدی مظفر
۱۳۹۵-۰۷-۳۰ ۲۱:۱۹:۱۵
مثلا شما نظر داده اید؟!
بنده از اف گفتن چیزی نفهمیدم. بهتر است شما بجای اف گفتن، حوصله به خرج دهید و منظورتان را توضیح دهید. (2578)
 
۱۳۹۵-۰۷-۳۰ ۲۳:۳۸:۴۳
یکی از بی ربط ترین مقالاتی که تا کنون دیده ام..انان که به زعم شما اهل غلو هستند نیای ائمه معصوم را نیز پاک می دانند و رابطه ای بین نیای ان زن و امامان معصوم نمی دانند. بهتر است یک بار دیگر اعتقادات شیعه را مرور کنید..ظاهرا به تازگی به مذهب تسنن گرویده اید و یا جهل مرکب دارید..برای دین انلاین با ان روسای تفکیکی و پر مدعایش متاسفم که چنین مقاله ای را منتشر کرده اند (2579)
 
محمدی مظفر
۱۳۹۵-۰۸-۰۱ ۲۰:۴۸:۵۱
"بی ربط ترین ...مذهب تسنن...جهل مرکب ...پرمدعا ...متأسفم"
این شعارها چیست؟! بجای اینهمه توهین کمی حوصله کنید و مدعایتان را تقریر و تشریح کنید یا دستکم به مظان بحث ارجاع دهید تا هم بنده و هم خوانندگان بهره مند شوند.
"رابطه ای بین نیای ان زن و امامان معصوم نمی دانند."
بهتر است این عدم رابطه را توضیح دهید. بنده به نقلهای کتب معتبر شیعه اسناد داده ام، اگر ربطی ندارد، چگونگی اش را توضیح دهید و با علم مرکب خود، بنده را از جهل مرکب خارج کنید.
"بهتر است یک بار دیگر اعتقادات شیعه را مرور کنید."
بهتر است منابعی که نزد شما معتبر است معرفی کنید تا استفاده کنیم؛ مخصوصا منبعی که به آن عدم رابطه اشاره کرده باشد.
در پایان عرض کنم که هتاکی بدون نام شجاعت نمیخواهد! بهتر است بجای کامنتهای مبهم و موهن و پر از ادعا، مقاله ای در همین حجم مقاله فوق بنویسید و مدعایتان را مستند کنید. این شما و این مجال فراخ فضای مجازی! (2581)
 
محمدی مظفر
۱۳۹۵-۰۸-۰۱ ۲۲:۰۷:۵۴
"رابطه ای بین نیای ان زن و امامان معصوم نمی دانند."
«و اگر در پدران و مادران انبیا و اوصیا کافر و منافقی باشد ضرر ندارد، میباید که ایشان در پشت کافر و رحم کافره نبوده باشند»(جلاء العیون علامه مجلسی، ص870).
اگر رابطه ای نداشته، لزومی نداشته که علامه مجلسی پس از ذکر پدر و مادر امام صادق (ع) این توضیح را بیاورد.
و اگر رابطه ای ندارد، لزومی ندارد که صاحب الفاحشه برای خروج محمد بن ابی بکر از صلب ابی بکر به خروج حی از میت استناد کند.
فکر نمی کنم شما اعتقادات شیعه را از مجلسی بهتر بدانید و از او شیعه تر باشید!
به هر حال بهتر است مقاله ای باربط بنویسید و مدعاهایتان را مستند کنید. (2582)
 
هادی موسوی
۱۳۹۵-۰۸-۰۳ ۲۰:۱۰:۵۶
مقاله از نظر علمی بسیار ضعیف بود و الفاظی پوچ و توخالی مانند «لندنی» در شان سایت و زین دین انلاین نیست (2587)
 
محمدی مظفر
۱۳۹۵-۰۸-۰۴ ۲۱:۵۷:۰۴
«مقاله از نظر علمی بسیار ضعیف بود».
این ادعایی کلی است و میتوان این گونه دعاوی را ذیل هر مقاله ای درج کرد. بهتر است منظورتان را از "علمی" توضیح دهید و دستکم به طور مختصر ضعفش را نشان داده و مستند کنید.
لفظ «لندنی» گزینش بنده بوده؛ زیرا کتاب مورد اشاره چاپ لندن است. اگر اشکالی دارد، وجه "پوچ وتوخالی" بودنش را بیان کنید. در هر صورت اگر اشکال دارد، متوجه بنده است و به سایت مربوط نیست. (2592)
 
مصطفی محسنی
۱۳۹۵-۰۸-۰۵ ۱۴:۱۰:۴۵
نویسنده این مقاله متاسفانه نه قواعد ادب را رعایت کرده و نه قواعد علمی را، او برای کوبیدن یاسر الحبیب معلوم الحال، الفاظی بر روی کاغذ جاری نموده که نمی دانم چرا قلم شرم از نوشتن این عبارات نکرده، گیرم نویسنده بی حیایی را به حد اعلی رسانده باشد. در صورتیکه در پاسخ یاسرالحبیب اشاره به روایت«همسران پیامبران هرگز به گناه فحشا آلوده نیستد»(1) کافی بود. بنابرروایتی نسبت فحشا به همسران پیامبران اهانت به خود پیامبران است زیرا سبب بدبینی و ننگ و عار نسبت به آن حضرات می شود لذا هر کس که به همسران پیامبران چنین تهمتی بزند اشتباه بزرگی مرتکب شده و کسی که تحقیق کرده باشد چنین سخنی نمی گوید. (2) سید مرتضی در امالی (3) و مرحوم طبرسی در مجمع البیان(4 ) چنین تهمتی های را ناروا شمرده اند
اما متاسفانه نویسنده این مقاله نه تنها برداشتان از اصلاب شامخه صحیح نیست بلکه رعایت ادب را نسبت به ائمه معصومین نیز زیر پا گذاشته اند
از نظر علمی از روایاتی که تعبیر اصلاب شامخه و ارحام المطهره دارد نتیجه گرفته که تمام اجداد و جدات از حیث صلب و رحم پاکیزه بوده اند و نتیجه گرفته که ابوقحافه و سلمی نیز که در طول اجداد مادری امام صادق علیه السلام قرار گرفته اند از این حیث پاک بوده اند. حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم می فرمایند: من نتیجه اجابت دعای پدرم حضرت ابراهیم (ع) هستم و من از نسل پاک پدران به ارحام پاکیزه مادرانی منتقل شدم که روابط نامشروع جاهلیت در میان آنها نبوده است(1)
در روایت دیگری فرموده اند:« هنگامیکه خداوند آدم را خلقت کرد خدواند نور ما را در صلبش قرار داد، زمانی که آدم در بهشت بود ما در صلبش بودیم، هنگامیه نوح در کشتی بود ما در صلبش بودیم، هنگامیکه ابراهیم در آتش انداخته شد مادر صلبش بودیم، پیوسته خداوند ما از اصلاب طاهره به ارحام طاهره انتقال داد تا اینکه به عبدالمطلب ختم شد...(2)
بنابراین روایت، تنها مادرانی منظور هستند که همسر مستقیم اجداد بوده باشند یعنی نسبت امام صادق علیه السلام شامل ام باقر علیه السلام و ام فروه، امام سجاد علیه السلام و فاطمه بنت الحسن علیه السلام، حضرت علی و حضرت زهرا سلام الله علیها ... می باشد و حتی شامل پدر و مادر ام فروه نیز نمی شود تا چه رسد به اجداد ایشان.
عمده استناد علمی وی همین است و سایر روایات نیز بر همین مبنا پاسخ داده می شود.
اما از نظر اداب و نزاکت نیز خارج از حیطه قلمی است که صاحب آن عنوان هیئت علمی دانشگاه را به یدک می کشد آنجا که بی شرمانه می گوید« البته منظور یاسر حبیب از کشفیات لندنیاش ... ثبت رسیده است؛ "سبحانک هذا بهتان عظیم"!!! »
آنچه در متن وی به صورت نقطه چین نمایش داده شده همان عبارات خارج از نزاکت این به اصطلاح هئیت علمی دانشگاه بکار برده که به دلیل کژی در استدلال ما از بیان آن معذوریم.

1. شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیرالقرآن، تحقیق قصیر العاملی، مکتب الاعلام السلامی، چاپ اول، 1409، ج5، ص495؛علامه مجلسی، بحارالانوار، داراحیاءالتراث، بیروت، 1403، چاپ دوم، ج11، ص314
2. همان، ج10، ص52
3. سید مرتضی، علم الهدی، علی بن الحسین، امالی، تحقیق نعسانی حلبی، کتاب خانه آیه الله مرعشی نجفی، قم، چاپ اول، 1325، ج2، ص144-145
4. شیخ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، موسسه اعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، 1415ق، ج5،ص285
5. شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، محقق علی اکبرغفاری، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علیمه قم، قم، 1403ق، چاپ اول، ص56
6. همو، علل الشرایع، کتاب فروشی داوری، قم، 1385ش، چاپ اول، ج1، ص134 (2595)
 
محمدی مظفر
۱۳۹۵-۰۸-۰۷ ۰۸:۴۳:۰۰
1. «برای کوبیدن یاسرالحبیب معلوم الحال»
بنده قصد کوبیدن یاسر حبیب را نداشته ام. یاسر حبیب ادعا میکند که هدفش بحثی علمی است، بنده هم خواسته ام در حد سواد و معلومات خود، و با معیارهای علمی و روشمند، برخی از نتایج متخذ وی را به نقد بکشم و در وهله نخست، از جایی شروع کرده ام که به نظرم یکی از بغرنج ترین نتایج برای عقاید شیعی است. بنده هیچ واژه توهین آمیزی برای نویسنده بکار نبرده ام حتی همین واژه "معلوم الحال". حتی آگاهانه از به کاربردن واژه "تشیع انگلیسی" پرهیز کرده ام، تا بحث فقط جنبه علمی داشته باشد، و شائبه اغراض سیاسی و غیرعلمی را ایجاد نکند.
2. «در صورتیکه در پاسخ یاسرالحبیب اشاره به روایت ...»
مطالبی را که در اینجا فرموده اید، مطالب درستی است، ولی گویا اصل کتاب را نخوانده اید. یاسر حبیب به طور مفصل همه این بحثها را آورده، ولی هیچیک را نپذیرفته و همه را از نگاه خود نقد کرده است. به هر حال نقد شما در این مورد متوجه یاسر حبیب است و باید بحث او را ببینید و جوابش را بدهید.
3. «عمده استناد علمی وی همین است و سایر روایات نیز بر همین مبنا پاسخ داده می شود.»
بهتر است دقت بیشتری بفرمایید. بنده نیز به تفکیک پدران و مادران باواسطه از بی واسطه اشاره کرده ام و برای باواسطه ها به قرینه ای که در برخی نقلها آمده، تمسک کرده ام. بعلاوه به دلیل عقلی و عرفی یعنی لزوم دوری انبیا و اوصیا از امور نفرت زا اشاره کرده ام.
4. «نه قواعد ادب را رعایت کرده ... چرا قلم شرم از نوشتن این عبارات نکرده ... بلکه رعایت ادب رانسبت به ائمه معصومین نیز زیر پا گذاشته اند ... اما از نظر اداب و نزاکت نیز خارج از حیطه قلمی است که صاحب آن عنوان هیئت علمی دانشگاه را به یدک می کشد آنجا که بی شرمانه می گوید ... عبارات خارج از نزاکت این به اصطلاح هئیت علمی دانشگاه».

مشاهده میفرمایید که در همین کامنت کوتاه چندبار به بنده اتهام بی ادبی وارد کرده اید! جمله ای را که به آن استناد کرده اید، نوشتنش برای بنده هم آزارنده بوده، ولی همیشه که نمیتوان از نقطه چین استفاده کرد. خواننده باید صریحا بفهمد که مشکل چیست. اگر به این نتیجه غیرقابل قبول تصریح نشود، لزوم نقد مشخص نمیشود. در بحث علمی که نمیتوان به بهانه رعایت ادب از بحث منصرف شد. اگر چنین چیزهایی را خلاف ادب بدانیم، باید در خیلی از موارد بجای تصریح به الفاظ از نقطه چین استفاده کنیم، مثلا در تعریف زنا در کتابهای فقهی.
به هر حال بنده قصد اسائه ادب نداشته ام و تنها به نتیجه موهنی که از کنار هم نهادن نقل کلینی درباره تبار مادری امام صادق (ع) و تصویر یاسر حبیب از خاندان ابوبکر، به دست می آید تصریح کرده ام تا خواننده صریحا متوجه بغرنجی مسئله شود؛ آیه ای را هم که آورده ام برای استبعاد و نزاهت امام معصوم از آن است. (2599)
 
مصطفی محسنی
۱۳۹۵-۰۸-۰۹ ۱۲:۳۵:۳۹
جناب مظفر
هر سخنی را نباید به بهانه های واهی بیان کرد. بنده می خواستم در متن فرستاده شده مثالی بزنم اما پیش خودگفتم مطلب رساست و به مثل نیاز ندارد اما ظاهرا یا مطلب رسا نیست یا مخاطب در گرفتن مطلب رسا ناتوان است
اگر شخصی به مادر شخص دیگر تهمت زنا بزند آنهم با الفاظ زننده«....» از نظر عرفی شاکی شرمش می آید عین الفاظ را مطرح کند و که فلانی به بنده گفتن مادر .... بلکه تنها می گوید تهمت ناروا به مادر من زده!!!! نه اینکه برای نشان دادن قبح گفتار ناسزاگوینده عین عبارات او ولو بسیار وقیح را تکرار کنیم
این پسندیده نیست و عین بی ادبی است (2606)
 
محمدی مظفر
۱۳۹۵-۰۸-۱۰ ۲۳:۰۶:۴۶
«بهانه های واهی»
بنده نخواسته ام بهانه واهی بیاورم. بعلاوه بنده ادعا ندارم که خیلی مبادی به آداب و اخلاقم، ولی انشاءالله نیت سوء و قصد اهانت نداشته و ندارم، و اگر ناخواسته سخنم چنین ایهامی داشته، از همه پوزش میخواهم. البته در نگارش همان جمله مورد اشاره هم سعی کردم مفهوم را رقیق کنم یعنی صرفا گفته ام که شائبه چنان چیزی مطرح شده، درحالیکه نتیجه سخنان یاسر حبیب جای شائبه ندارد. (2610)
 
کریم اردکانی
۱۳۹۵-۰۸-۰۹ ۱۶:۵۰:۴۶
ضمن تشکر از استاد محسنی که پاسخ متقن دادند ظاهرا آقای مظفر متن پاسخ را صحیح نخوانده اند. با توجه به روایاتی که استاد محسنی فرموده اند ارحام مطهره شامل حتی پدر و مادر ام فروه می شود تا چه رسد به ابوقحافه و سلماء ،
مطلب بعدی اینکه نه تنها متن نوشته شده توسط آقای مظفر اهانت به ساحت مقدس اهل بیت است بلکه حتی از عایشه نیز در فضای مجازی نباید اینگونه یاد کرد آنهم برای کسانی که خود را پرچمداران وحدت می دانند بلکه باید می گفت یاسرالحبیب می خواسته به عایشه اهانت کند به اهل بیت نیز اهانت کرده است.
گذشته از این به آقای محسنی عرض می کنم پاسخ دادن به این مقاله تاثیری ندارد زیرا اگر شما نوشته های کاربران و پاسخ های نویسنده مقاله با بنگرید ابدا حاضر به پذیرش نظر طرق مقابل نیست و تنها به کاربرگرامی جناب میثم قبادی که همگام با ایشان سخن گفته نظرش را تشخیص صحیح دانسته و بارک الله فیک نثار ایشان کرده لذا سخن گفتن با چنین شخصی جدل است (2607)
 
محمدی مظفر
۱۳۹۵-۰۸-۱۰ ۲۳:۰۸:۱۳
«ارحام مطهره شامل حتی پدر ومادر ام فروه می شود تا چه رسد به ابوقحافه و سلماء»
"می شود" یا نمی شود؟
«متن نوشته شده توسط آقای مظفر اهانت به ساحت مقدس اهل بیت است»
این البته تشخیص شماست، ولی بنده قصد اهانت نداشته ام، و فکر هم نمی کنم که همه نظرشان با شما موافق باشد. فکر نمی کنم در این گونه موارد حکمی کلی و عام و مورد اتفاق وجود داشته باشد. ممکن است کسی از عبارتی احساس اهانت کند و دیگری از همان تعبیر چنان احساسی نکند. به هرحال آنچه مهمتر است، نیت گوینده است، نه صرف تعبیرش، هر چند که ما پیوسته می کوشیم تا از ایهامات سخن بکاهیم.
«ابدا حاضر به پذیرش نظر طرق مقابل نیست»
انصافا بنده اینقدر هم لجباز نیستم، ولی سعی کرده ام به تناسب اشکال و لحن به کار رفته، پاسخ دهم. برای نمونه نک به شماره 2 در جواب آقای محسنی که مطلب ایشان را درست دانسته و تأیید کرده ام.
«پاسخ دادن به این مقاله تاثیری ندارد»
این هم خیلی انصاف نیست. بنده در همین چند روز که از نشر مقاله گذشته بصیرتهای زیادی دریافت کرده ام، هم از حواشی ذیل مقاله و هم از گفتگو با فضلای یکی از کانالهای تلگرام؛ انشاءالله بتوانم آنها را در اختیار خوانندگان هم قرار دهم.
«تنها به کاربرگرامی جناب میثم قبادی که همگام با ایشان سخن گفته نظرش را تشخیص صحیح دانسته و بارک الله فیک نثار ایشان کرده»
جا دارد که به شما هم بارک الله بگویم چون از همین گفته ات چیزی یاد گرفتم. ولی برادر گرامی شما خودت هم نظیر همین رفتار را نسبت به آقای محسنی داشته ای و چون نظرش موافق نظر شما بوده از ایشان تشکر کرده ای: «ضمن تشکر از استاد محسنی که پاسخ متقن دادند»! (2611)
 
محمدی مظفر
۱۳۹۵-۰۸-۱۰ ۲۳:۲۱:۴۰
"حاشیه بر خود"
لازم است درباره عنوان مقاله توضیحی عرض کنم. ظاهرا عنوان موجب برخی سوء تفاهم ها شده است. تعبیر "اصلاب شامخه و ارحام مطهره" را عنوان مشیر به مفهوم طهارت اصلاب و ارحام قرار داده ام بخاطر اینکه در این مقوله این تعبیر (بخاطر ورود در زیارت وارث و زیارت اربعین) از همه مشهورتر است. مرادم این است که این مفهوم برداشتهای یاسر حبیب در کتابش را به چالش می کشد.
ولی غرض آن نیست که همه کسانی که در تبار امامان واقع شده اند، صلبشان شامخ بوده است، بلکه قدر متیقن همان اصلاب و ارحام بیواسطه است. بنده هم برای باواسطه ها به قرائن دیگر که آورده ام و نیز به دلیل عقلیِ دوری از امور نفرتزا استناد کرده ام. به هرحال منظور بنده آن است که همه تبار امامان، چه بیواسطه و چه باواسطه، طاهرند، هرچند که برخی ممکن است شامخ نباشند. (2612)
 
رضا
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۱۰ ۱۳:۱۷:۳۸
واقعا همين است كه نوشته ايد . منهم از خواندن كلماتي كه نويسنده حول اسم ائمه اطهار سلام الله عليهم اجمعين بكار برده است و بزعم خود مي خواهد خطاي ياسر الحبيب را نشان دهد بوي پليدي و زشتي اشتشمام كردم . نويسنده ساقط از اخلاق و ادب مي توانست منظور خود را براحتي منتقل نمايد كما اينكه تا قبل از آن جمله هر خواننده اي منظور آن را فهميده است و نيازي به اين جمله بندي اصلا و اصلا و حتي براي انتقال مفهوم نبود (2609)
 
محمدی مظفر
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۱۱ ۱۰:۱۹:۴۲
با سپاس از لطفی که به بنده داشته اید!
قال امیرالمؤمنین (ع): ضع امر اخیک علی احسنه حتی یأتیک منه ما یغلبک؛ ولاتظنن بکلمه خرجت من أخیک سوءا و أنت تجد لها فی الخیر محملا (بحار، ج75، ص196)
و قال (ع): لاتظنن بکلمه خرجت من أحد سوءا و أنت تجد لها فی الخیر محتملا. (بحار، 75/198)
و قال النبی (ص): اطلب لاخیک عذرا، فان لم تجد له عذرا فالتمس له عذرا. (بحار، 75/197) (2614)
 
میثم قبادی
Romania
۱۳۹۵-۰۸-۰۵ ۲۱:۲۱:۵۴
من تعجب میکنم از خوانندگانی که به جای نیت خوانی حوصله نمیکنند مقاله را کامل بخوانند. نویسنده تنها در مقام نقد ادعای یاسر الحبيب است نه اثبات چیزی برای خلیفه اول. (2596)
 
محمدی مظفر
۱۳۹۵-۰۸-۰۷ ۰۸:۴۸:۲۱
از حوصله و دقتی که به کار برده اید و تشخیص درستتان، صمیمانه سپاسگزارم. بارک الله فیک و فی رأیک؛ خداوند همه ما را همواره به تشخیص درست هدایت فرماید انشاءالله. (2600)
 
بی طرف
۱۳۹۵-۰۸-۱۱ ۲۲:۱۲:۴۳
استفاده از اصطلاحات مکتب قم یا مکتب نجف وقتی است که اکثر فقهای شهر قم یک نظر را داشته اند، یا فقهای نجف اکثرا پیرو یک نظریه بوده اند، الان در شهر لندن صدها موسسه دینی شیعی (اعم از شیعه امامی اسماعیلی و فرق دیگر شیعه) وجود دارد و روحانیون و موسسات و اساتید دانشگاهی شیعه امامی نیز به صدها نفر می رسند(بلکه هزاران نفر از اساتید شیعه امامی یا مربوطین به موسسات شیعه امامی سالانه به لندن رفت و آمد یا سکونت یا تابعیت دارند)، اطلاق مکتب لندن بخاطر اینکه چند نفر با این مرام و عقیده در آن شهر زندگی می کنند نشانه نا آشنا بودن نویسنده مقاله با علت بکارگیری این اصطلاحات در مثلا مکتب قم یا مکتب نجف است، (2616)
 
محمدی مظفر
۱۳۹۵-۰۸-۱۲ ۱۶:۴۴:۵۰
«مکتب لندن»
این اصطلاح شماست نه بنده، بنده "غلوّ لندنی" گفته ام.
کدامیک از مواردی را که برشمرده اید، اهل غلوّند که مشمول اصطلاح بنده شوند؟
اشکال شما قبل از من، بر اصطلاح "تشیع انگلیسی" و "تسنن آمریکایی" وارد است.
اگر کسی بگوید: غلوّ کوفی، آیا لازم است که اکثر کوفی ها اهل غلوّ باشند؟
کسی که نوشته بنده را بخواند متوجه وجه تسمیه لندنی (که انتشار کتاب یاسر حبیب در لندن است) می شود. نامگذاری که در انحصار کسی نیست، و لزومی ندارد که حتما وجه تسمیه اش ملاکی باشد که گفته اید. اگر کسی "لندنی" را نمی پسندد می تواند بخواند: "یاسری" یا "حبیبی" یا "فاحشی"!
به هر حال اگر بنده ناآشنا هم باشم، امر در نامگذاری سهل است و به ادنی مناسبت می توان نامگذاری کرد. فکر نمی کنم مواردی را که برشمرده اید، خود را مشمول عنوان نوشته بنده بدانند، و گرنه اول بایست بر "تشیع انگلیسی" اعتراض کنند که دایره شمولش از "غلوّ لندنی" خیلی بیشتر است. (2617)
 
۱۳۹۵-۰۸-۱۳ ۰۰:۱۴:۴۱
هیچ کس نگفته «غلو کوفی» به دلیل اینکه اگر بگویند «غلو کوفی»یعنی اکثر فقهای کوفه غالی بوده اند به همین دلیل ما اصطلاح «غالیان» را داریم ولی اصطلاح غلو کوفی نداریم
در متن شما آمده است که ««منظور یاسر حبیب از کشفیات لندنیاش آن بوده»» کشفیات لندنی یعنی چه؟ تنها معنایی که به ذهن خطور می کند این است که نویسنده مقاله برای شهر لندن مکتب فکری غلو قائل شده است و اندیشه یک نفر را به هزاران نفر شیعه امامی ساکن لندن تعمیم داده است (2620)
 
محمدی مظفر
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۸-۱۳ ۱۲:۵۴:۳۱
«کشفیات لندنی یعنی چه؟»
یعنی کشفیاتی که در لندن انتشار یافته است. آیا مطالب و برداشتهایی که در کتاب یاسر حبیب آمده، را در جای دیگری هم سراغ دارید؟ آیا وی می توانست همین مطالب را در همان کویت منتشر کند؟ یا در نقطه ای دیگر از جهان اسلام؟ حتی در کانون حوزه های شیعه؟ نشر این مطالب ارتباط وثیقی با محل نشرشان دارد، وگرنه در جهان اسلام و حتی مراکز شیعی اجازه انتشار نمی یافت.
بنده برای اینکه دیگر شیعیان انگلستان احساس توهین نکنند، از "تشیع انگلیسی" یا "تشیع لندنی"، صرف نظر کردم، و تنها به "غلوّ لندنی" بسنده کردم. این عنوان تنها شامل همان افکاری می شود که در کتاب الفاحشه آمده، چنانکه صریحا نیز از متن نوشته بنده بر می آید. دیگر گروهها از این عنوان خارج اند، مگر آن که همان افکار را داشته باشند.
حتی اگر به قول شما معنای دیگری به ذهن شما خطور می کند، مراد بنده آن نیست. مراد بنده همین است که خودم می گویم و فکر می کنم که تصریح گوینده به مراد خود، قابل استنادتر است از معنای احتمالی ای که ظاهرا به ذهن خطور می کند. (2622)