داخلی صفحه مقاله آرشيو مقاله
 
نخستين تلاش‌هاي شيعي در تفسير كتاب مقدس: مصباح الظلمات فی تفسیر التورات
حیدر عیوضی
خاستگاه مشترك اديان ابراهيمي، ضرورت شناخت متون مقدس را براي پيروان سه دين يهوديت، مسيحيت و اسلام ايجاب مي‌كند. اما شناخت واقعي نيازمند پيش‌نيازهاي متعددي است كه مهمترين آن دانش زبان اصلي اين متون مي‌باشد. مؤلف رساله مصباح الظلمات في تفسير التورات در حدود 200 سال قبل با استفاده از متون درجه اول يهودي مانند تلمود، عين يعقوب و ... به معرفي تورات پرداخته است. طبق تصريح نويسنده، اين رساله تنها درآمدي بر تفسير مفصل او بر تورات بوده، اما ظاهرا موفق به نگارش آن نشده و يا به دست ما نرسيده است. به رغم اينكه عتباتي در تأليف خود مبتكر بوده و رسالة حاضر متضمن نوآوري‌هاي خوبي در مطالعات تطبيقي مي‌باشد، با همة اين توصيف‌ها رويكرد وي كاملاً انتقادي است و اين اثر نيز جزء ميراث ادبيات رديّه‌نويسي به شمار مي‌رود.
کتابی که مسلمانان به عنوان تورات می‌شناسند، نزد یهودیان «تَنَخ/תנך» نام دارد. واژه تَنخ برگرفته از سه حرف نخستین تورا /תורה ، نویِّیم/ נביאים و کتوبیم/ כתובים است(حرف כ در ابتدا و وسط كلمه ك و در انتها خ/ ך تلفظ مي‌شود)، هر یک متضمن شماری کتاب‌اند که در مجموع 39 عدد مي‌باشند: الف) توراه مشتمل بر پنج سِفر حضرت موسی. ب) نویِّیم همان کتاب‌های انبیا. ج) کتوبیم یا نوشته‌ها، مجموعه‌ای متنوع با موضوعاتی مانند نیایش‌های شاعرانه، داستان‌ها، عبارات حکیمانه و سروده‌ها که بیانگر فرهنگ، تاریخ و ادبیات یهودیت باستان هستند. گاهي تورا/ تورات گفته مي‌شود و مقصود كلّ تنخ است و گاهي تنها به اسفار خمسه اشاره دارد. در سراسر مقاله حاضر به تبعيت از رساله مصباح الظلمات في تفسير التورات، منظور از تورات همان توراه، يعني اسفار خمسة موسي است.

مؤلف رساله
زين‌العابدين بن محمد عتباتي عالم شيعي زنده در نيمه اول قرن 13 هجري قمري در عراق، مؤلف رسالة مصباح الظلمات في تفسير التورات مي‌باشد. «عتباتي» لقبي است كه ما بر اساس مقدمه رساله (برگ 4) به او داده‌ايم:
«چنين گويد بنده حقير فقير و كمترين مسكين مستكين ابن ملّا ميرزا محمد، زين‌العابدين عتباتي المسكن و المدفن انشاء الله تع. بنوك خامة شبرنگ بلبل فصاحت ... .»
كلمه عتبات جمع عَتَبَه در لغت بمعني آستانه[1]، به مزار امامان شيعه در عراق گفته مي‌شود كه شامل شهرهاي نجف، كربلا، سامرا و كاظمين مي‌باشد؛ روشن نيست كه وي در كداميك از اين شهر‌ها مي‌زيسته. دانشنامه‌هاي بزرگ در شرح حال عالمان شيعه مانند اعيان الشيعه، طبقات اعلام الشيعه و ... نامي از ايشان نبرده‌اند، حتي در الذريعه نيز اشاره‌اي به اين رساله نشده است. بر اساس ياداشت تملك در برگ نخست، احتمال مي‌رود كه كتابت آن در كاظمين بوده، چه اينكه تاريخ تملّك و كتابت يكي است يعني سال 1263ق.؛ و اين البته حدود 40 سال پس از تاريخ تأليف يعني 1226ق. مي‌باشد. تنها منبع فعلي ما از حيات مادي و معنوي مؤلف همين رساله است كه در كتابخانه گلپايگاني قم نگهداري مي‌شود. نويسنده با شعر و ادبيات نيز مأنوس بوده و خود نيز دستي در سرودن شعر داشته است.

جایگاه علمی نویسنده و رساله
طبق مقدمة رساله مؤلف ما از عنفوان جواني علاوه بر اكتساب علوم ديني، در شناخت اديان و مذاهب ديگر، علوم غريبه و نيز زبان عبري مجدّ بوده است. هر چند رساله حاضر نسخه به خط مؤلف نيست، چه اينكه برخي حذفيات و ثبت مغلوط واژگان عبري در آن رخ داده (نك. ادامه)، با اين وجود متن رساله نشان از دانش گسترده نويسندة آن در تورات عبري، تفسير راشي، كتاب عين يعقوب (خلاصه تلمود به عبري) دارد.
عتباتي ارادت خاصي نسبت به اهل بيت داشته و از اينرو در مطلب يازدهم رساله كه به پيشگويي‌هاي تورات راجع به نبوت پيامبر اسلام است، تلاش كرده مؤيداتي از تورات بر ولايت امامان شيعه بيابد.

استادان و شاگردان
تا كنون هيچ اطلاعي از استادان و شاگردان مؤلف در دست نداريم و در خود رساله نيز توضيحي در اين باب نيامده است. از آنجايي كه ايشان به علوم ديني اشتغال داشته (در صفحه نخست برگ 11)، مي‌توان احتمال داد كه محضر عالمان بزرگ عراق آن عصر همچون شيخ جعفر كاشف الغطاء (1228ق.) را درك كرده باشد. اما به هر حال اين موضوع براي ما مبهم است.
آثار نویسنده
رساله مصباح الظلمات في تفسير التورات تنها اثر شناخته شده اين نويسنده مي‌باشد. البته رساله حاضر تنها مقدمه‌اي بر تفسير تورات بوده و طبق توضيحات پاياني رساله، نويسنده در اينجا قصد داشته تنها 12 مطلب در باب آشنايي با تورات را بگويد، و اين در واقع درآمدي بر تأليف تفسير تورات وي بوده است. مؤلف در موارد متعددي در نسخه موجود نيز وعده تشريح برخي از موضوعات را در آينده داده است. در انتهاي رساله، برگ 59 آمده:
«تمام شد دوازده مطلب با پنج سفر و پنجاه و چهار پاراشات[2] كتاب تورات و اكنون وقت آن شد كه كميت خوش خرام قلم بر صفحه ميادين اوراق جولان داده بذكر نگارش آن پردازد، مأمول اين مذنب شرمسار از عنايت حضرت آفريدگار آنكه بدرقه توفيق را هم عنان اين مسافر زنگبار روم گرداند، تا آنكه شروع كنم در مقصود، متوكلاً علي الله المعبود، فإنّه خير شاهد و مشهود، سنه 1226.»
اگر عتباتي موفق به نگارش تفسير شده، و نيز اگر آن نسخه از بين نرفته باشد، نگارنده به رغم تلاش‌هاي بسيار هنوز به آن دست نيافتم.

مصباح الظلمات فی تفسیر التورات
مشخصات ظاهري نسخه
عنوان: مصباح الظلمات في تفسير التوارت
مؤلف: زين العابدين بن ميرزا محمد عتباتي (ق. 13)
زبان: فارسي/ محل تأليف: عراق
نسخه‌هاي موجود: دو نسخه، يكي كامل و ديگري ناقص هر دو در كتابخانه آيت الله گلپايگاني قم[3]
تاريخ تأليف: 1226ق./ تاريخ كتابت: 1263ق./ موضوع: مقدمه‌اي بر تفسير تورات
به درخواست: ميرزا عيسي قائم مقام*
* ميرزا عيسي ملقب به سيد الوزاء[4]، پدر قائم مقام فراهاني مشهور از مردان نيك و دورانديش عصر خود بوده است، همو در اثبات نبوت خاصه و جوابيّه بر مبلغان مسيحي رساله دارد كه در انتهاي مقاله خواهد آمد.
مهديّ اليه: فتحعلي شاه قاجار و فرزندش عباس ميرزا
كاتب:‌ حسین بن محمدمحسن الإصفهانی
تملك: در برگ اول ياداشت تملك محمد بن حاج عبدالرحيم قزويني به تاريخ 1263ق. در كاظمين و مهر مربع «يا محمد» و مهر بيضوي «علي نقي بن محمد» ديده مي‌شود. 58 برگ، 14 سطر،  15× 20س.[5]
شماره نسخه در فهرست: 137020 ؛ شماره نسخه در قفسه: 4026ـ 146 / 20
آغاز: الحمدلله الذي يدرك الأبصار ولا تدركه و كان منها خفيا ... اما بعد چنين گويد حقير فقير و كمترين مسكين ...
انجام: مأمول این مذنب شرمسار از عنایت حضرت آفریدگار ... تا آنکه شروع کنم در مقصود، متوکلاً علی الله المعبود، فإنه خیر شاهد و مشهود، سنه 1226، کاتب الحروف حسین بن محمدمحسن الإصفهانی سنه 1263، التماس دعا دارم.»
فهرست مطالب:
مقدمه: تمجيد حاكمان قاجار، انگيزه از تأليف رساله و فهرست مطالب
مطلب اول: در اشتقاق لفظ جلاله در تورات./ مطلب دوم: در وجه تسميه بعضي از اسامي انبيا در تورات./ مطلب سوم: در بعضي عقايد فاسده يهود./ مطلب چهارم: در عدد آيات و كلمات و حروف تورات./ مطلب پنجم: در عدد اوامر و نواهي و مسائل تورات./ مطلب ششم: در فِرَق طايفه يهود./ مطلب هفتم: در صحف سماويه./ مطلب هشتم: در اصطلاحات و نسبت‌ها./ مطلب نهم: در قربانها و  عدد اوصياء./ مطلب دهم: در كيفيت وضع تورات./ مطلب يازدهم: در اثبات پيامبر اسلام و اصياي آن حضرت./ مطلب دوازدهم: در فهرست‌ سِفرهاي تورات.
رساله به درخواست مجدَّد میرزا عیسی قائم مقام (فوت 1237ق./ 1822م.) نگارش یافته است. دفعه نخست مؤلف به علت ضعف جسمی و دشواری کار خود را معذور داشته، اما پس از اصرار میرزا عیسی قائم مقام ضرورت کار را احساس کرده و به قصد دانش افزایی اهل اسلام در مواجهه با یهود به نگارش آن دست يازيد(برگ 11).
اسلوب رساله
الف) اسلوب در لغه عبری
در پايان مقدمه (برگ 11) مؤلف مي‌گويد فقراتي كه از تورات نقل خواهم كرد بر سه شكل خواهد بود:
متن عبري به خط عبري
لفظ عبري با خط عربي
ترجمه فارسي
اما در نسخه حاضر شكل اول ديده نمي‌شود. به نظر مي‌رسد كاتب به دليل دشوار بودن نگارش متن عبري آنها را حذف كرده است. و به اين موضوع بايد ضبط اشتباه برخي از اسامي و اصطلاحات عبري را افزود مانند:
عاسو، به جاي «عيسو»
هيوشع، به جاي «يهوشع» و ...
ب) ويژگي‌هاي زباني و كتابت
ساختار جملات به طور كامل فارسي دوره ميانه است: ... پيغمبري برپا كنم، ... ميتواند بود.
ج) شكل خاصي از كتابت برخي حروف
حرف اضافه ب در همه جا به كلمه بعد از خود چسبيده: «به ايشان» به صورت «بايشان»، «به سيّد» به صورت «بسيّد» و ... .
«تورات» به صورت «توريه»؛ حرف گ بدون سركش
محتوای رساله
 
1
مقدمه مدح حاكمان قاجار، انگيزه تألیف و فهرست رساله 18 ص.: برگ 3ـ 13
 


رساله همچون بسياري از متون اين دوره با مدح مفصل حاكمان قاجار، فتحعلي شاه، وليعهد عباس ميرزا و ميرزا عيسي قائم مقام شروع مي‌شود. در اين ميان، نويسنده به طور خاص در توصيف عباس ميرزا از مضامين كتاب مقدس بهره‌ گرفته است. در صفحه دوم از برگ 8 آمده:
« ... و بِيُمن عدل و رعيّت پروري و نهايت انصاف و دادگستري، ... ميش با گرگ آغاز أخوت نموده، شير با آهو هم سِير گشته، شعر: گوسفند و گرگ با هم گشته رام/ آهو و شيرند با هم در خرام ...».
پيشتر اشعيا مدينه فاضله و دنيايي عاري از جنگ را چنين توصيف كرده است: گرگ با برّه سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد (11: 6)، گرگ و بره با هم خواهند چريد و شير مثل گاو كاه خواهد خورد ... (65:‌ 25).  
2
مطلب اول اشتقاق لفظ «إله» که در تورات است.
 
نصف صفحه نخست از برگ 14
 


يكي از معروف‌ترين اسامي خدا در تورات إل/ אל است كه به صورت إلُهيم/ אלהים نيز جمع تشريفي بسته مي‌شود. اينكه إله در عربي و إل در عبري به لحاظ اشتقاق چه نستبي دارند، مؤلف ما فقط طرح بحث كرده و اظهار نظري ننموده. در ميان متقدمين فخررازي تقريبا همه آراء عصر خود را در تفسير مفاتيح الغيب[6] گزارش كرده است. آقاي آذرنوش نيز در دائره المعارف بزرگ اسلامي مدخل «الله» دسته‌بندي منظمي از همه آراء و نظرات ارائه كرده است.
3
مطلب دوم وجه تسمیه اسماء بعضی از انبیاء و اولاد ایشان که در تورات مذکور است.
 
3 ص.: برگ 14ـ 15
 



در اين مطلب معنای نوزده اسم توراتی بیان شده است، که عبارتند از: آدم، هابیل، قابیل، شیث، ادریس، نوح، شیم*، ابرام[7]، یصحق [= اسحاق]، یشماعیل [= اسماعیل]، یسرائیل[= اسرائیل]، عساو[8]، یوسف، شمعون، مریم[9]، لوط، مُشه [= موسی]، هیوشع[10]، اَهارون [= هارون].
*  برگ 14 ص. 2: [شیم، اسم را گویند]. واژه شیم/שֵם / shem در عبری اعراب تصره/ Tsere : ֵ دارد و این اعراب مانند کسره در عربی است، بنابراین شِم صحيح است، نه شیم. اما در رساله حاضر همچون موارد ديگر آن را به صورت حریق/ ִ /hiriq که تلفظ حرف ی را دارد، ثبت شده است؛ و اين قبيل اختلاف‌ها يا جزء تصيحف‌هايي است كه در سراسر رساله رخ داده، و يا در اين مورد خاص طبق لهجه و گویش یهودیان عراق بوده است. در هر صورت، همانطور که نویسنده محترم آورده شِم در عبری و اسم در عربی از واژگان مشترک زبانهای سامی‌ و به یک معنی می باشند.  
با توجه به تحولات در علم اشتقاق و سمانتیک در دورة معاصر، وجه اشتقاق بسیاری از اسامی فوق معرکه آراء است و به تنهایی نیازمند یک مقاله پُر پیمان می‌باشد. در مورد برخی از اسامی، از آنجایی که در خود کتاب مقدس به طور اجمال معنای آن بیان شده، مؤلف ما نیز همان را گزارش کرده است؛ به عنوان نمونه: ابراهیم (پیدایش 17: 5)، اسماعیل / یشماعیل (پیدایش 16: 11)، اسحاق / یصحاق (پیدایش 18: 13 و 21: 5ـ 6)، عیسو (25: 25) و یعقوب (25: 26).
4
مطلب سوم ذکر بعضی از عقاید یهود 7ص.: برگ 15 ـ 18
 


در اين بخش به برخي باورهاي يهوديان به طور انتقادي اشاره شده است؛ عمدة مسائل مطرح شده بر محور باور به جسمانيت خداست كه از ظاهر تورات و بخش‌هاي فراواني از تلمود برمي‌آيد. تعدادي از موضوعات مطرح شده مسائلي متداول در كتب جدلي است، اما برخي نيز نتيجه مطالعه مستقيم آثاري چون عين يعقوب، تلمود و ... مي‌باشد.
الف) آيات مشعر بر جسم بودن خدا در تورات، مانند استراحت در روز شنبه (ن. پيدايش 2: 2ـ 3 ؛ خروج 20: 11 ، 31: 17؛ رساله به عبرانيان 4: 4 و ...).
ب) نسبت زنا به لوط با دخترانش (پيدايش 19: 30ـ 38)؛ نسبت به زنا به مريم مقدس.
ج) گريه خداوند بر خرابي دوم معبد.
د) خدا نيز مانند يهوديان در نماز تفيلين مي‌بندد(تلمود، براخوت، 6 الف )؛ عتباتي آيه «قالت اليهود يدالله مغلوله غلّت أيديم«(مائده/ 64) را اشاره به اين موضوع دانسته است. نگارنده در مقاله‌اي با عنوان «خدا تفيلين مي‌بندد» به نقد و بررسي اين نظريه پرداخته‌ام. در هر صورت، تحليل و بررسي تك تك مسائل مطرح شده، مطالعه مفصل و همه جانبه مي‌طلبد.
5
مطلب چهارم بیان عدد آیات و کلمات و حروفات تورات
 
3 ص.: برگ 19ـ 20
 


اين بخش به ارقام و اعداد و اسامي بخش‌ها يا همان پاراشات‌ تورات اختصاص دارد. در اين رابطه چند نكته لازم به ذكر است:
اسامي اسفار و پاراشات‌ها با نام اصلي ثبت شده‌اند.
اسفار خمسه به تفكيك اسامي و تعداد آيات.
تفكيك پاراشات هر سفر و تعيين تعداد آيات.
در پايان تعداد حروف اسفار خمسه
به طور اجمال تعداد آيات اسفار خمسه 5845 ؛ تعداد كلمات آن 79975 و تعداد حروف آن 304850
به عنوان نمونه معرفي سفر نخست، برشيت (پيدايش) و پاراشات‌‌ آن چنين معرفي شده‌اند:‌
«... سفر اول موسوم به براشيت است[11]، 1534 آيه است، ... و نظر به تقسيم پاراشات باين نحواست از سفر اول براشيت 126 آيه است. تلدوت نوح 154 آيه است. لَخلَخا 126 آيه است. يرالاو[12] 147 آيه است. حي سارا[13] 160 آيه است. يلدوت[14] 106 آيه است. يصا 148 آيه است. يشلح 154 آيه است. ويشو 114 آيه است. ولهي ميقص 146 ايه است. و يهي يعقوب 85 آيه است و از سفر دويّم شموت 174 آيه است ... .»
نويسنده در اين خصوص به منبعي اشاره نكرده، اما تقريبا تمام ارقام و اعداد با اندازه‌هايي كه در منابع يهودي منتشر شده است، مطابقت دارد.[15]
6
مطلب پنجم در ذکر عدد اوامر و نواهی و مسایل تورات و جایهای هر کدام از آنها
 
2ص.: برگ20ـ 21
 



دستورات دینی تورات 613 عدد می‌باشد و از این مقدار 365 فرمان، به تعداد روزهای سال شمسی راجع به نواهی‌اند و 248 فرمان، به تعداد اعضای بدن انسان، راجع به اوامرند. در این بخش به محتوای این دستورات توجهی نشده، بلکه اینکه چه تعداد از آنها در کدام پاراشات قرار دارند، اکتفا شده است و البته آن هم بدون ذکر شماره آيه.[16] از این جهت، تنها متضمن اطلاعات آماری کلی است:
 
7
مطلب ششم فِرقه‌هاي طایفه یهود 6ص.: برگ21ـ 24
 


فصل ششم متضمن توضيح اسامي و برخي از باورهاي پنج فرقه عينانيه[17]، عيسويه، يوذعانيه[18]، موشكانيه، سامريه است. البته فرقه اخير، سامريه خود به دو گروه تقسيم مي‌شوند (دوستانيه و كوسانيه) كه با احتساب اين دو شمار آنها به هفت عدد مي‌رسد. نويسنده در اين جا از منبعي نام نمي‌برد، اما ترتيب اسامي فرقه‌ها و توضيحات ذيل آنها به طور كامل برگرفته از الملل و النحل[19] شهرستاني است. وي همسو با شهرستاني تقسيم يهود به 71 فرقه را تأييد مي‌كند، و انشعاب ديگر فرقه‌ها را از اسامي مذكور مي‌داند.
عينانيه: منسوب به عبدالله بن داود[20] ملقب به رأس الجالوت. مخالفت آنها با يهوديان در حفظ سبّت و برخي از اعياد بوده است. اينان عيسي مسيح را ناسخ شريعت يهود نمي‌دانند، بلكه جزء اولياء الهي. و اناجيل نه كتب وحياني، بلكه گرداوري حواريون مي‌باشد.
عيسويه: منسوب به ابوعيسي بن اسحاق در اصفهان اواخر عصر حكومت امويان. ابوعيسي جزء مسيحاي دورغين بشمار مي‌رود، وي هرچند در ميان پيروانش تغييراتي را در شريعت ايجاد كرد، اما با كشته شدنش در 755م. در درگيري با لشكر بني‌عباس، مريدان وي نيز پراكنده شدند.
يودعانيه: پيروان يهودا يودعان اهل همدان (اواخر سده هشتم و اوائل سده نهم ميلادي). وي بر زهد زياد، نماز و پرهيز از غذاهاي گوشتي تأكيد داشت. يودعان تحت تأثير انديشه‌هاي معتزلي تفسير عقلاني از كتاب مقدس ارائه مي‌داد. 
موشكانيه: سخن عتباتي در معرفي اين فرقه چنين است:
«موشكانيه نيز عين بوذعانيه‌اند در عقايد، مگر اينكه جماعت از موشكانيه جناب خاتم الأنبياء را پيغمبر بر عرب و ساير الناس دانسته مگر به يهود، بجهت آنكه گمان كرده است كه اهل ملت و شريعت و صاحب كتاب و طريقه است تغيير نمي‌يابد.»
مقايسه شود با عبارت شهرستاني:
«الموشكانيه: كان علي مذهب يوذعان ... ذكر عن جماعه من الموشكانيه أنهم أثبتوا نبوه المصطفي محمد ص إلي العرب وسائر الناس، سوي اليهود، لأنهم أهل مله و كتاب.»[21]
سامريه: همان يهوديان سامري‌اند.
8
مطلب هفتم ذکر صحف و کتب سماویه و عدد آن  اثبات نسخ شریعه تورات
 
8 ص.: از برگ 24ـ 27
 



بخش عمده این مطلب، بجز چند خطی که راجع به صحف انبیاست، به اثبات وقوع نسخ در احکام و دستورات تورات اختصاص دارد. اعتراض عتباتی به یهودیان متوجه این باور ایشان است، که معتقدند هیچگونه نسخی در شریعت جایز نیست. نویسنده، نسخ را مرتبه کمال دین معرفی کرده و در ادامه به ذكر شواهدی از وقوع نسخ در احکام تورات مي‌پردازد:
الف) انجام قربانی بخش عمده شریعت تورات را شکل می‌دهد و این مبتنی بر تحقق شرائطی از جمله ساختان معبد اورشلیم، کهانت خاندن هارون و سوزاندن قربانی در آنجا، به طوری که هر وقت قربانی با آتش آسمانی بسوزد نشانه قبولی آن باشد و شرائط بسیار دیگر که در پاراشات 4 و 9 در سفر پنجم مذکور است. و باز طبق دستور تورات انجام بسیاری از اعمال مبتنی و مشروط به آن منطقه جغرافیایی می‌باشد.
ب) در پاراشات چهارم موسوم به تزیع[22] از سفر سیّم (وَییقرا / لاویان) آمده:
«و چون ایام طُهرش برای پسر یا دختر تمام شود، برّه‌ای یک ساله برای قربانی سوختنی و جوجه کبوتر یا فاخته‌ای برای قربانی گناه به در خیمه اجتماع نزد کاهن بیاورد.»[23]
اما قرنهاست که زنان یهودی از انجام این دستورات معذورند. 
ج) در کتاب اشعیا سخن از شریعتی نو و تسبیح و تمجید جدید است:
«اینک بنده من که ... روح خود را بر او می‌نهم تا انصاف را برای امت ها صادر سازد. ... او ضعیف نخواهد گردید و منکسر نخواهد شد تا انصاف را بر زمین قرار دهد و جزیره‌ها منتظر شریعت او باشند. ... »[24]
9
مطلب هشتم بیان یکپاره اصطلاحات و نسبتها و تأويل آن
 
5 ص.: از برگ 29ـ 31
 



در اين بخش شش فقره از تورات كه مشعر به جسمانيت خداست، مورد بحث قرار گرفته كه عبارتند از:
ظهور خداوند بر ابراهيم و ضيافت او[25]
رؤيت خدا به وسيله يعقوب[26]
ظهور خدا در طور سينا[27]
خداوند بالاي صندوق شهادي مي‌آيد[28]
مطبوع بودن بوي قرباني سوختني براي خداوند[29]
تعبير از اسرائيل به عنوان نخست‌زاده خداوند[30]
مؤلف در پنج مورد نخست تأويل‌ مفسران يهودي را مي‌پذيرد و آنها را همچون آيات «وَ جاءَ ربُّكَ ...»[31]، «يَدُاللهِ فَوقَ أيدِيهم ...»[32]، «فَنَفخنا فِيها مِن روحنا ...»[33] و ... مي‌شمرد كه هيچ وقت معناي ظاهري آنها منظور نبوده است. اما در مورد اخير، يعني معرفي اسرائيل به عنوان نخست‌زادة خداوند تأويل ايشان به تقرب و برگزيدگي قوم اسرائيل را موجّه نمي‌داند. در سفر خروج خداوند در خطاب به موسي مي‌گويد: «به فرعون بگو خداوند چنين مي‌گويد: اسرائيل، پسر من و نخست‌زادة من است. پسرم را رها كن تا مرا عبادت نمايد، اگر إبا نمايي، همانا پسر تو، يعني نخست‌زادة تو را مي‌كشم».[34] اين مضمون در بخش‌هاي ديگر تورات نيز به وجود دارد.[35]
عتباتي اين موضوع را مانند مسئله «عزير ابن الله»[36] مي‌داند كه هيچ توجيه و تأويلي ندارد. در اين رابطه نويسنده از مناظره پيامبر اسلام با يهوديان استفاده مي‌كند كه طبرسي در الإحتجاج آورده است. در اين مناظره، يهوديان در پاسخ پيامبر كه چرا عُزير را پسر خدا مي‌خوانند؟ پاسخ مي‌دهند به اين علت كه او تورات را احياء كرد. پيامبر مي‌فرمايد: اگر چنين است، موسي به اين لقب سزاوار است چه اينكه تورات به او نازل شده بود. در اين روايت يهوديان از پاسخ دادن عاجز ماندند.[37] پس، جايي كه ابن‌الله خواندن عزير سزاوار نيست، به طريق اولي نمي‌تواند در مورد قوم اسرائيل صادق باشد.
10
مطلب نهم در بیان قربانها و عدد اوصیآء و معنی «بیت ایل»
 
4 ص.: از برگ 27ـ 29
 



در اين بخش سه مسئله مختلف مطرح شده است كه در اين ميان توضيحات عتباتي در موضوع اول و سوم از دقت كافي برخوردار است، اما سخن وي در معرفي اوصياي حضرت موسي مخدوش و مبهم است.
الف) اقسام قرباني در آيين يهود
احكام مربوط به قرباني، جزئيات و شرائط آن بخش وسيعي از شريعت تورات و تلمود را در بر مي‌گيرد. در اينجا عتباتي تنها به ذكر اسامي و توضيح مختصر اكتفا كرده است. تحليل منظمي از اين موضوع در مدخل قرباني/ Sacrifice دانشنامه جودائيكا قرار دارد.[38] مدخل مذكور معيار ما در ضبط صحيح اسامي در پاورقي بوده است.
«اول قربان علا[39] و آن عبارت از بردن حيوانات مخصوصه كه در تورات گفته است بقربانگاه علا كه جايي مخصوص در بيت المقدس است. دويّم قربان اشه[40] كه همان علامت بشرط قبول كه آتش آمده او را بسوزاند. سيّم قربان اشام[41] عبارت از قربان بردن و بسيّد* دادن است، بجهت خطور معصيت از قلب و آن معصيت را بجا نياورده باشد و بعضي گويند كه قربان اشام عبارت از خلاصي يافتن از بلا و امراض است. چهارم قربان شلاميم[42] و آن قربان سلامت بدن است ... بسيّد كه اولاد هارونست باو برسد و بعضي گفته‌اند قربان شلاميم مخصوص بقربان حيوان است اما بايست بسيّد داد.
پنجم قربان منها[43] است بمعني پيشكش نمودن كه مي‌بايست نيز بسيّد برسد، اين را قربان گفتن مجاز است كه از قربانها محسوب نيست. ششم قربان حطات[44] و آن عبارت از قربان مخصوصه كه در تورات است در حالت خطا نمودن كه بسيّد بدهند. هفتم قربان مصورع[45] و آن آنست كه كه كسي مريض باشد و خوب شد قربان برده بسيّد بدهد. هشتم قربان نذرات[46] و آن آنست كه كسي نذر كرده و بجا نياورد، مي‌بايد قربان برده و بسيّد بدهد. نهم قربان تداه[47] كه در او اختلاف است مشهور آنست كه قربان عهد را گويند كه كسي با خدا عهد كرده باشد كه قرباني كند، اما مجموع اين قربانهاي مذكره هر كدام عليحده حكم مفصل و دستور العمل مبسوط دارد كه در تورات كيفيّت آن بيان مي‌شود، انشآء الله تع.»
 *زبان عرفي نويسنده جالب توجه است! همانطور كه نويسنده توضيح داده منظور از سيّد، اولاد هارون است، كه منصب كهانت به خاندان او عطا گرديد.[48]  
ب) اوصياي حضرت موسي
«عدد اوصيا موسي و نقباي اسرائيل دوازده‌اند: اول يوشع بن نون، دويّم كالب ابن يفونه، سيّم يسع بن اخطوب، چهارم يونس ابن متي[49]، پنجم حزقيل، ششم شموئيل[50]، هفتم شعيا[51]، هشتم دانيال، نهم ارميا، دهم عزير، يازدهم، داود، دوازدهم سليمان.»
چند نكته:
ملاك اسامي فوق براي ما رشن نيست، چه اينكه نه داراي ترتيب تاريخي‌اند و نه در رتبه يكساني قرار دارند. به عنوان نمونه داود و سليمان به لحاظ تاريخي حدود پانصد سال پيش از مثلا دانيال بوده‌اند[52]، و حال آنكه در ليست عتباتي پس از دانيال ذكر شدند.
بر اساس سفر تثنيه 34:‌ 9 و سراسر كتاب يوشع، يوشع بن نون ملازم[53] و نخستين جانشين موسي است، اما در مورد كالب بن يفونه و شموئيل بن عَميهود بايد گفت كه ايشان در زمان حيات موسي، هر يك نماينده يكي از اسباط براي تقسيم زمين كنعان در ميان بني‌اسرائيل بودند.[54]
ج) معناي بيت إل/ בֵּית-אֵל
«بيت إل» بمعني خانه خداست، مصاديق متعددي دارد و به هر مكان مقدسي اطلاع مي‌شود.[55] عتباتي به چهار مصداق آن اشاره مي‌كند كه البته مورد چهارم تكرار شماره دوم مي‌باشد:
الف) بيت المقدس؛ ب) يعقوب هنگام فرار از دست برادرش عيسو در بين راه، شهر لوز كاشفه‌اي را تجربه كرد، در آنجا بنايي ساخت و اسم آن موضع را بيت إل ناميد. [56] ج) بعد از جدايي يعقوب از پدر زن خود لابان ، مأموريت مي‌يابد به بيت إل برگردد. [57] د) مذبحي كه يعقوب در حوالي شهر لوز بنا كرد.
11
مطلب دهم در خصوص کیفیّت وضع تورات و گفتگوی در شش روز خلقت عالم و آدم
 
5 ص.: از انتهای برگ 31ـ 33
 



در سفر پیدایش 1: 1ـ 31 می‌خوانیم:
«در ابتدا، خدا آسمانها و زمین را آفرید. و زمین تهی و بایر بود ... و خدا گفت: «روشنایی بشود.» و روشنایی شد. و خدا روشنایی را دید که نیکوست و خدا روشنایی را از تاریک جدا ساخت. و خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب نامید. و شام بود و صبح بود، روز اول. و خدا گفت: «فلکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند.» و خدا فلک را آسمان نامید. و شام بود و صبح بود، روز دوم. ... و خدا گفت: «آدم را بصورت ما و موافق و شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همه حشراتی که بر زمین می خزند، حکومت نماید.» پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او را بصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید. ... و خدا هر چه ساخته بود، دید و همانا بسیار نیکو بود. و شام بود و صبح بود، روز ششم.»
اینکه منظور از این روزها چیست آیا از قبیل «إنّ یوماً عِند ربّکَ کألفِ سَنَه مِما تَعُدون»[58] است و یا به دوره‌های خاصی اشاره دارد، همچنانکه صاحب رساله اشاره کرده، در میان مفسران یهودی اختلاف نظر وجود دارد. به این موضوع باید مسئله ازلی بودن تورات را نیز افزود، همانطور که برخي از مسلمانان همين بارو را نسبت به قرآن دارند. تبیین این مسئله همواره پیچیدگی‌های خود را داشته و عتباتی نیز به اجمال و البته مجمل و خیلی کوتاه به آن اشاره کرده است.  
12
مطلب یازدهم اثبات سیّد کاینات و اوصیاء سرور موجودات
 
26 ص. از برگ 33 تا 56
 


اين بخش در 26 صفحه مفصل‌ترين قسمت رساله است. موضوع بشارت‌های انبیاء گذشته به ظهور پیامبر اسلام از مباحث كهن مطرح در کتب کلام اسلامي می‌باشد که ریشه قرآنی نیز دارد. قرآن کریم در آیاتي[59] صریحا اعلام می‌کند که انبیاء گذشته ظهور پیامبر اسلام را به پیروان خویش بشارت داده بودند؛ به تبع آن متکلمین اسلامی اعم از شیعه و سنی تا عصر حاضر تلاش نمودند شواهدی از کتاب مقدس را بیابند که اشاره به ظهور پیامبر اسلام دارد. در همين زمينه عتباتي به فقرات متعددي از تورات به طور مفصل استناد مي‌كند؛ دو مورد از آنها عبارتند از:
الف) پاراشات شُفطيم[60] از سفر تثنيه
در تورات، حضرت موسى به بنی‌اسرائيل مى­گويد:
«يَهُوه، خدايت نبي‌اي را از ميان تو از برادرانت، مثل من براي تو مبعوث خواهد گردانيد، او را بشنويد .. و خداوند به من گفت: ... نبي‌اي را براي ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد، و كلام خود را در دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت. و هر كسي كه سخنان مرا كه او به اسم من گويد نشنود، من از او مطالبه خواهم كرد».[61]
شكى نيست كه اين فقره آمدن پيامبرى را بشارت مى‌دهند. اين پيامبر ويژگى­هايى دارد؛ از جمله اين كه مانند موسى ع است و ديگر اين كه از ميان برادران قوم اسرائيل برخواهد خواست. بدون شك مهم­ترين ويژگى نبوت حضرت موسى ع اين است كه شريعتى خاص آورده است. و وقتى گفته مى­شود «نبى­اى مانند موسى» حتماً بايد اين ويژگى در نظر گرفته شود. هيچ يك از انبيا بجز حضرت محمد ص ادعا نكرده­اند كه شريعتى خاص آورده است و حتى حضرت عيسى به گفته اناجيل[62] همان شريعت پیشین را اجرا مى­كرده و مأمور تکمیل آن  بوده است. بنابراين، فقره مذكور بشارتي به آيين پيامبر اسلام است.
اگر يهوديان بگويند منظور از «برادران شما» در آيه فوق خود بني‌اسرائيل است، نه بني‌اسماعيل، و از اين جهت مصداق اين فقره انبيا متأخر بني‌اسرائيل مي‌باشد. مي‌توان پاسخ داد كه در پاراشات ذات حفت[63] سفر اعداد [64]، حضرت موسي طايفة «أدوم» را برادر اسرائيل خوانده، پس اسماعيل كه سزاوارتر به آن خواهد بود.
ب) پاراشات لَخلَخا[65] از سفر پيدايش
«و اما در خصوص اسماعيل، تو را اجابت فرمودم. اينك او را بركت داده، بارور گردانم، و او را بسيار كثير گردانم. دوازده رئيس از وي پديد آيند، و امتي عظيم از وي بوجود آورم.»[66]
13
مطلب دوازدهم در فهرست سفرهای تورات مع پاراشات هر سِفر
 
5 ص. از برگ 57ـ 59
 



اسفار پنجگانه به 54 پاراشات تقسیم می‌شوند و نویسنده در اینجا به ذکر اسامی به همراه توضیح مختصری در محتوای آنها پرداخته است؛ به عبارتی این بخش فهرست تفصیلی توراه است. عبارت مؤلف در معرفی سفر اول، برشیت چنین است:
«و تورات مشتمل بر پنج سفر و پنجاه چهار پاراشات است و پاراشت بمعنی فصل است. سفر اول مشهور به براشیت[67] مشتمل بر دوازده پاراشات: اول) پاراشات براشیت، در ذکر ایجاد عالم و خلقت آدم و نقل هابیل و قابیل. دویّم) تلدوت نوح، در بیان احوال ... سیّم) لخلخا، ... چهارم) موسوم به یرالا[68]، و در ذکر ... پنجم) مشهور به حَی‌[ه] سارا، در ذکر ... ششم) تُلدوت، ... هفتم) یصاو[69]، دچار شدن یعقوب به برادرش عساو و ... هشتم) یشلح[70]، پیشکش فرستادن یعقوب به برادرش. نهم) یشب[71]، خواب دیدن یوسف ع و فروخته شدن وی...»
فهرست تفصیلی سفرهای دیگر نیز به همین منوال ذکر می‌شود. و این گونه، مقدمه نویسنده بر تفسیر تورات پایان می یابد:
« ... تمام شد دوازده مطالب با پنج سفر و پنجاه و چهار پاراشات کتاب تورات و اکنون وقت آن شد که کُمیت خوش خرام قلم بر صفحه میادین اوراق جولان داده، بذکر نگارش آن پردازد، مأمول این مذنب شرمسار از عنایت حضرت آفریدگار آنکه بدرقه توفیق را هم عنان این مسافر زنگبار روم گرداند، تا آنکه شروع کنم در مقصود، متوکلاً علی الله المعبود، فإنه خیر شاهد و مشهود، سنه 1226، کاتب الحروف حسین بن محمدمحسن الإصفهانی سنه 1263، التماس دعا دارم.»   
منابع نویسنده
متن عبري كتاب مقدس
عین یعقوب/ עין יעקב/ Ein Yaakov
کتاب فوق اثر ربی یعقوب بن سلیمان بن حبیب (1460ـ 1516م.) می باشد. در سال 1492 که یهودیان از اسپانیا اخراج شدند، نویسنده به همراه خانواده اش در شهر سالونیکا(Salonica)، دومین شهر بزرگ یونان اقامت گزید و شروع به تألیف این کتاب به زبان عبری نمود. کتاب عین یعقوب شامل بخش‌های اگادایی تلمود بابلی و تلمود اورشیمی است. دو بخش نخست کتاب (سدر زراعیم و سدر موعد) در 1515م. منتشر شد، در این زمان نویسنده چشم از جهان فروبست و پسرش لوی بن یعقوب چهار بخش دیگر (سدر ناشیم، نزیکین، قداشیم و طهورت) را به چاپ رساند. عین یعقوب در چند سده گذشته جزء منابع درسی در مدارس دینی یهودی بوده است. ترجمه انگلیسی آن به همراه متن اصلی (ترجمه مقابل) در 5 جلد در 1921م. در شیکاگو با عنوان: Ein Yaakov: The Ethical and Inspirational Teachings of the Talmud منتشر شده است.
تلمود، نك: برگ 37
زوهر، نك: برگ 44
تفسير راشي، نك: برگ 12
وحي كودك، كتابي متضمن بشارت‌هايي به ظهور پيامبر اسلام، كه ادعا مي‌شود يك نوزاد يهودي آنها را بر زبان جاري ساخته است (نك.: مطلب يازدهم). نسخه‌هايي عبري و ترجمه‌هايي از آن موجود است!  
الملل و النحل، عبدالکریم شهرستاني، (در بیان فرقه های یهود، برگ 21ـ 24).
الإحتجاج، احمد بن علی طبرسی، (در مطلب هشتم، برگ 31).
سخن پاياني
ايران در آغازه‌هاي قرن نوزدهم میلادی شاهد موج جدید جریان تبشیری مسيحيان بود.[72] در اين دوره گروهی از مبلغان پروتستان به ایران آمدند که از جمله مشهورترین آنها باید از راهب پروتستانی، کارل گوتلیب فاندر[73] (1805-1865) آلمانی و هنری مارتین[74] (1781- 1812م.) نام برد. تأليف مصباح الظلمات في تفسير التورات (1226ق./ 1811م.) هم‌زمان با فعاليت‌هاي تبشيري هنري مارتين در ايران است. در سال 1811م. اين کشیش جوان تصمیم می‌گیرد نسخه‌ای از ترجمه انجیل را به شاه ایران، فتحعلی شاه قاجارتقدیم کند، اما اين اقدام وی ناکام ماند. پس از آن، هنری مارتین تبریز را به قصد استانبول ترک کرد، اما در شهر توکات[75] ترکیه در 16 اکتبر 1812 بدرود حیات گفت.
در هر صورت حضور هنری مارتین در ایران و شبهه پراکنی‌های وی راجع به دین اسلام که به شبهات پادری[76] معروف شد، در حوزه‌های علمیه جنبشی تازه پدید آورد. عمده ردّیه‌هایی که در این دوره نوشته شده یا در ردّ بر میزان الحق فاندر بوده و یا ردّ بر هنری مارتین است.[77] بر اين اساس، رساله مصباح الظلمات في تفسير التورات واكنشي به فعاليت‌هاي تبشيري بوده است، البته وي تلاش كرده روشي متفاوت در پيش‌گيرد. متأسفانه نمي‌دانيم كه آيا عتباتي پس از اين رساله كه نقش مقدمه‌اي داشته، موفق به تأليف تفسير مفصل تورات شده يا نه؟ اما به هر روي، اين رسالة كوتاه نيز به رغم برخي نوآوري‌هاي آن در همان فضاي جدلي و رديه‌نويسي تنفس مي‌كند. برخي از ردّيه‌هاي اين دوره به ترتيب تاريخي عبارتند از:
رادّ الشبهات الکفار، محمدعلی بن علامه بهبهانی(1144- 1216ق)[78].
ردّ پاری، ملا علی اکبر بن محمدباقر ایجی اصفهانی(م 1232ق)[79].
ردّ پادری، میر محمدحسین بن عبدالباقی خاتون آبادی(م 1233ق.)[80].
ردّ پادری، حسین‌علی شاه(1234ق)[81].
ردّ به پادری، محمدحسین اصفهانی(پیش از 1235ق)[82].
ردّ پاردی، میرزا عیسی فراهانی(م 1238ق)[83].
اثبات النبوه، از همو.
سیف الامة و برهان الملة[84]، تالیف ملا احمد نراقی(1244ق).
مفتاح النبوة، تالیف ملا محمدرضا همدانی معروف به کوثر علی‌شاه(1247ق)[85].
...
راجع ديگر ردّيه‌ها و طبقه‌بندي آنها نك. مقدمة صفاخانه اصفهان در گفت و گوي اسلام و مسيحيت ص. 60ـ 75 . ناگفته نماند كه ردّيه‌نويسي در قالب تفسير كتاب مقدس، پيش از عتباتي نيز مرسوم بوده است. در اين رابطه بايد به تعليقه‌ و تفسير نجم الدين طوفي (فوت 716ق/ 1316م) بر سِفرهاي مختلف كتاب مقدس اشاره كرد. اين مجموعه با عنوان تفسير اسلامي بر كتاب مقدس در مصر دورة ميانه (Muslim Exegesis of the Bible in Medieval Cairo) با مقدمه و تصحيح عالمانه خانم دكتر ليلا دميري در سال 2013 از سوي انتشارات بريل منتشر شده است.
 

 
منابع
قرآن كريم
كتاب مقدس
مجموعه توراه و هفطاراه با ترجمه فارسي، لس آنجلس: انجمن فرهنگي اوتصر هتوراه گنج دانش، 1988م.
حييم، سليمان، فرهنگ عبري ـ فارسي، تهران: انجمن كليمان، 1360
داعي الأسلام، محمدعلي حسني، صفاخانه اصفهان در گفتگوي اسلام و مسيحيت، تصحيح: حيدر عيوضي، قم: اديان، 1393
دهخدا، علي اكبر، لغت نامه، تهران: دانشگاه تهران، 1377
شهرستاني، محمد بن عبدالكريم، الملل والنحل، بيروت: دارالمعرفه، 1982
صداريي خويي، علي، حافظيان، ابوالفضل، فهرست نسخه‌هاي خطي كتابخانه عموي گلپايگاني قم، تهران: مجلس شوراي اسلامي و مؤسسه فرهنگي الجواد ع، 1388
طبرسی، ابومنصور احمد بن علی، الإحتجاج، تحقیق: ابراهیم بهاری و محمد هادی، قم: اسوه، 1413ق.
عتباتي، زين العابدين بن ميرزا محمد، مصباح الظلمات في تفسير التورات، نسخه خطي، 1226ق.
فخررازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دارالأحیاء التراث العربی، 1424ق.
فرزين، رضا، باورها و آيين‌هاي يهودي، قم: دانشگاه اديان و مذاهب، 1385
قائم مقام، ميرزا موسي، يادداشتها و خاطرات ميرزا موسي خان قائم مقام فراهاني، تهران: بي‌جا، 1369
هاکس، ویلیام، قاموس کتاب مقدس،  چاپ اول، تهران، اساطیر، 1377ش.
Hebrew – English Edition of the Babylonian Talmud, Berakoth, London, The Soncino Press, 1984
Encyclopedia Judaica ) Sacrifice by Rothkoff, Aaron), Second Edition, USA, 2007
 
* . عضو پژوهشكده تفسير ـ پژوهشگاه دارالحديث، دانشجوي دكتري مطالعات تطبيقي اديان،                          heidareyvazi@yahoo.com      
تصحيح كامل اين نسخه به قلم نگارنده آماده انتشار مي‌باشد. از دوست ارجمندم جناب آقاي دكتر حسين متقي بابت پيشنهاد معرفي نسخه ممنونم. مشخصات نشر: آينه پژوهش، سال بيست و هفتم، شماره ششم، ش. پ. 162، بهمن و اسفند 1395، صص. 46ـ 58 .
[1] . دهخدا، 1377: 10/ 15745
[2] . پاراشاه / פרשה و جمع آن پاراشات/ פרשות (ديگر شكل جمع آن پاراشيوت/ פרשיות مي‌باشد، نك: حييم، 1360:‌ 433، 499) به معني بخش و قسمت، بخش هفتگي تورات كه روز شنبه قرائت مي‌شود. اسفار خمسه داراي 54 پاراشات مي‌باشد؛ به هر يك از فصل‌هاي تورات نيز پاراشاه گفته مي‌شود.
[3] . صدرايي خويي، حافظيان، 1388: 8ـ 7/ 4357
[4] . ميرزا عيسي مشهور به ميرزا بزرگ قائم مقام فراهاني و ملقب به سيدالوزراء. در سال 1208ق. از سوي فتحعلي شاه وزير حسينعلي ميرزا معرفي شد. نظر به لياقتي كه داشت به دستور شاه قاجار به عناون مشاور عباس ميرزا، نايب السلطنه راهي تبريز شد. از خدمات او مي‌توان به اعزام نخستين گروه محصلين ايراني به انگلستان، دعوت از معلمين اروپا براي تربيت قشون و تأليف كتابهايي با عنوان اثبات نبوت خاصه و رساله جهاديه نام برد. او انساني منيع الطبع و بلند نظر بوده، ژاك موريه مستشار سفارت انگليس در مورد او مي‌گويد: «ميرزا بزرگ نايب السلطنه به نظر من سرآمد تمام آدمهايي است كه من در ايران ديدم؛ روزي از طرف سفير براي او هديه بردم، اما او نپذيرفت، در مملكتي كه تمام مردم پولكي مي‌باشند اين كار خيلي تعجب آور مي‌باشد». (قائم مقام، 1369: 1/ 33ـ 34).    
[5] . مشخصات نسخه ناقص: 23 برگ، 17 سطر، 21× 15س. شماره نسخه در فهرست: 13703؛ شماره نگهداري نسخه: 1/ 894569/ 23
[6] . فخر رازي، 1420: 1/ 143ـ 149
[7] . بر اساس سفر پیدایش ابراهیم نخست ابرام نام داشت (11: 26). و بعدها، هنگامی که خداوند با او عهد بست، او را ابراهیم خواند: «اینک عهد من با توست و تو پدر امت های بسیار خواهی بود. و نام تو بعد از این ابرام خوانده نشود، بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود، زیرا که تو را پدر امت های بسیار گردانیدم.»(17: 4ـ 5).
[8] . کذا، صحیح: عیسو
[9] . در رابطه با جديدترين نظریات در ماده اشتقاق و معناي واژه مريم نک: بخش اول مقاله‌اي از نگارنده با عنوان: دختری در محراب: مطالعه تطبیقی شخصیت مریم در سنت مسیحی ـ اسلامی، تفسیر اهل بیت، سال اول ش. دوم، 1392، ص. 95ـ 110.
[10] . کذا، صحیح: یهوشع (יהושע / Jehoshua )، شکل مخفف و مشهور آن یوشع (ישוע  Joshua/).
[11] . در اينجا به جهت اختصار شماره‌ها به عدد نوشته شده است.
[12] . كذا، و صحيح: وَيِرا
[13] . كذا، و صحيح: حَيي سارا
[14] . كذا، و صحيح: تولدوت
[15] . مجموعه توراه و هفطاراه، 1988: ي
[16] . در رابطه با تفصیل این موضوع نک: «احکام 613گانه تورات» حسین سلیمان، هفت آسمان، تابستان 1382، ش. 18، صص. 153 ـ 176
[17] . كذا، صحيح: عنانيه
[18] . كذا، و همينطور در الملل و النحل، ص. 216، صحيح: يودعانيه
[19] . شهرستاني، 1982: 210ـ 219
[20] . كذا، صحيح: عنان بن داود.
[21] . شهرستاني، 1982: 217
[22] . کذا، صحیح: تَزریعَ
[23] . لاویان 12: 6
[24] . اشعیا 42: 11
[25] . پيدايش باب 18
[26] . پيدايش 28: 10ـ 22
[27] . پیدایش 19: 17ـ 21
[28] . خروج 25: 22
[29] . خروج 29: 25، 41؛ لاويان 1: 9، 13؛ 2: 3، 9، 13 و ... .
[30] . خروج 4: 22
[31] . فجر/ 22
[32] . فتح / 10
[33] . انبيا / 91؛ و در سوره تحريم/ 12: «فَنَفَخْنا فيهِ مِنْ رُوحِنا».
[34] . خروج 4:‌ 22ـ 23
[35] . تثنيه 14:‌1 ؛ در هوشع 11:‌ 1 مي‌خوانيم:‌ «هنگامي كه اسرائيل طفل بود او را دوست مي‌داشتم و پسر خود را از مصر فرخواندم». مسيحيان فقره اخير را از پيشگويي‌هاي تورات در مورد مسيح مي‌دانند. نك: متي 2: 15
[36] . توبه/ 30
[37] . طبرسي، 1413: 1/ 28ـ 30
[38] . Encyclopedia Judaica, 2007: v. 17, p. 639- 649
[39] . عُلاه/ עולה قرباني سوختني، نك:لايان 1: 3ـ 17، 6: 1ـ 6 ؛ خروج 29: 38ـ 42 ؛ اعداد 28: 1ـ 8
[40] . ايشه/ אשה قرباني سوختني
[41] . آشام/ אשם پيشكش گناه، نك: لايان 4:‌ 3
[42] . شِلاميم/ שלמים قرباني سلامتي، نك: لاويان 7: 11ـ 36، شكل مفرد آن شِلِم/ שלם تنها در عاموس 5: 22 آمده است.
[43] . مينحاه/ מנחה قرباني هديه آردي، نك: لاويان 6:‌ 7ـ 16، همانطور كه عتباتي نيز متذكر شده اين مورد به طور مجازي جزء قرباني‌ها شمرده مي‌شود. مينحاه به نماز عصر نيز گفته مي‌شود.
[44] . حطات/ חטאת مانند آشام پيشكش گناه است.
[45] . معناي دقيق آن مشخص نشد.
[46] . كذا، صحيح: نِدِر / נדר ، نك: لاويان 7: 16؛ 22: 18
[47] . תודה / نك: لاويان 7: 13ـ 12؛ 22: 29
[48] . خروج 28: 1ـ 2
[49] . كذا، صحيح: يونس بن امِتّاي، حيات وي در سده هشت قبل از ميلاد بوده است، نك: دوم پادشاهان 14: 25؛ يونس 1: 1
[50] . به احتمال منظور سموئيل است كه به عنوان آخرين نفر از داوران كه پس از موسي رهبري بني‌اسرائيل را بر عهده داشتند (عصر داوران حدود 2 قرن، 1230ق.م. تا 1033ق.م. به طول كشيد و تعداد آنها با يوشع بن نون 16 نفر بودند). شرح حال ايشان در كتابهاي يوشع، داوران، اول و دوم سموئل روايت شده است.
[51] . همان اشيعاي نبي
[52] . داود در حدود 1015ق.م. جانشين طالوت شد و دانيال معاصر با خرابي معبد در 587ق.م. بوده است.
[53] . پس موسي با خادم خود يوشع برخاست و موسي به كوه خدا بالا آمد، خروج 24:‌13
[54] . اعداد 34: 19ـ 20
[55] . هاكس، 1383: 197
[56] . پيدايش 28: 10ـ 22
[57] . پيدايش 35
[58] . حج/ 47
[59] . بقره/ 146، آل عمران/ 81 ؛ اعراف/ 157؛ انعام/ 20، 114 ؛ صف/ 61
[60] . كذا، صحيح: شوفطيم، بخش پنجم از سفر دواريم = تثنيه
[61] . پيدايش 18: 18ـ 19
[62] . متى5 :17ـ19
[63] . کذا، صحیح: حوقَت: پاراشات ششم از سفر بمیدبار = اعداد 
[64] . اعداد 20: 14 « و موسی‌، رسولان‌ از قادش‌ نزد مَلک‌ اَدوم‌ فرستاد که‌ «برادر تو اسرائیل‌ چنین‌ می‌گوید: که‌ تمامی‌ مشقتی‌ را که‌ بر ما واقع‌ شده‌ است‌، تو می‌دانی‌.».
[65] . كذا، صحيح: لِخ لِخا، بخش سوم از سفر پيدايش
[66] . پيدايش 17:‌20
[67] . کذا، صحیح: بِرِشیت = پیدایش
[68] . کذا، صحیح: وَیِرا
[69] . کذا، صحیح: وَیِصِه
[70] . کذا، صحیح: وَییشلَح
[71] . کذا، صحیح: وَیِشِو
[72] . در رابطه با نقاط عطف در فعاليت‌هاي تبشيري در ايران نك: به مقدمه نگارنده در «صفاخانه اصفهان در گفتگوي‌ اسلام و مسيحيت»، قم: نشر اديان، 1393، ص 60ـ 78
[73]. REW.C.G.Pfander
[74]. Henry Martin
[75]. Tokat
[76]. پادری معادل واژه: Father
[77] . نك:‌ مقدمه صفاخانه اصفهان در گفتگوي اسلام و مسيحيت، ص. 67ـ 70
[78]. این کتاب در سال 1372 ش. در انتشارات انصاریان منتشر و در 1391ش. به وسیله انتشارات علامه بهبهانی تجدید چاپ شد. آیت الله محمدعلی بهبهانی بیش از 58 اثر دارد که علاوه بر کتاب یاد شده تنها دو کتاب مقامع الفصل و خیراتیه منتشر شده است.
[79]. همان، 10/ 215
.[80] همان، 10/ 215
.[81] همان، 10/ 215
[82]. منزوی، 1383، 9/ 308
.[83] همان، 10/ 215
[84]. این کتاب به کوشش آقای سید مهدی طباطبایی تصحیح شده است. قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1385
[85]. آقا بزرگ، الکرام، 549؛ مرآت الکتب، 6/ 576؛ الکتاب فی مقدمه و خمسه مفاتیح، الّفه به اسم فتحعلی شاه و عباس میرزا ولیعهد، والدیباجه لمیرزا ابی القاسم القائم المقام الفراهانی، انشائه فی 1232ق. و فهرست الکتاب لولد المصنف المیرزا محمدعلی، رک: الذریعه، 21/ 352
 
کد مطلب: 7292
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶
ساعت انتشار : ۰۹:۱۶
مرجع : آینه پژوهش شماره 162
 
 
 
 
مصباح الظلمات/ تفسير تورات/ زين العابدين بن محمد/ اسلام و يهوديت
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر