داخلی صفحه نهضت زنده است آرشيو گفتگو
 
یار بی‌بدیل امام خمینی
در گفت‌وگو با آیت‌الله سید جعفر کریمی
یار بی‌بدیل امام خمینی
* بفرمایید از چه زمانی و چگونه با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آشنا شدید؟
از اول، ما در مسیر انقلاب با ایشان آشنا بودیم و آشنایی بیشترمان با ایشان از سال 60 بود. در این سال من با آقای احمدی میانجی از طرف امام راحل(قدس سره) مامور به شرکت در جلسه شورای اقتصاد دولت بودیم و بعضی روزها آقای هاشمی هم می‌آمد در آن جلسه و صحبت‌هایی که بیان می‌داشت، پیدا بود که از روی بینش صحیح دین است و از روی امعان نظر در آیات قرآنی است که مورد استشهادش بود. ما از آنجا آشنایی نزدیک با ایشان پیدا کردیم و بعد هم در مجلس خبرگان و مواقف دیگر ادامه پیدا کرد.

* در این مدت که از نزدیک با هم آشنا بودید، ایشان را چگونه شناختید؟
در تاسیس نظام جمهوری اسلامی امام در راس و موسس بود، و طبعاً پیشبرد چنین کاری نیاز به دستیارانی داشت که کمکش باشند. در ردیف اول کمک به امام در پیشبرد این هدف و رسیدن به نتیجه، یک عده شخصیت‌های بزرگی از قبیل مرحوم طالقانی، مرحوم شهید مطهری، مرحوم بهشتی، مرحوم منتظری، مرحوم هاشمی رفسنجانی و مقام معظم رهبری، در صف اول قرار داشتند. اینها شدائد سختی را تحمل کردند، تا امام به هدفش برسد. در میان این جمع مرحوم هاشمی رفسنجانی سهم بیشتری در مجموعه داشت
حق هاشمی نبود که با او آن جور برخورد بشود. افرادی که معلوم نبود از کجا آمدند و کی پشت سرشان هست و کی تحریکشان می‌کند، جسارتهایی به ایشان روا داشتند و به آقای هاشمی و به نظام در نسبت‌هایی که به آقای هاشمی دادند، خیانت کردند
و بیش از همه دوندگی، سعی، پایداری، تدبیر، و راهنمایی داشت. چنان که امام هم در این میان، در پیشبرد این هدف بیش از همه به آقای هاشمی اعتماد و اعتقاد داشت و کارها را به او واگذار می‌کرد، چون می‌دانست که مخلصانه عمل می‌کند و قدرت پیشبرد کار را هم دارد، ولو امام نسبت به شهید مطهری فرمود: پاره تن من بود. و نسبت به مرحوم شهید بهشتی فرمود: ایشان مظلومانه شهید شد. لکن آقای هاشمی در همه حال بیش از همه مورد اعتماد بود تا جایی که در ایام جنگ که ایشان تردد زیادی به جبهه داشت، امام وقتی می‌شنید که هاشمی به صف مقدم جبهه رفته است، ناراحت می‌شد که نکند حادثه‌ای برای هاشمی پیش بیاید و می‌سپرد که با او در ارتباط باشند و به او خبر بدهند که هاشمی کی برمی‌گردد به پشت جبهه. وقتی خبر می‌دادند که آقای هاشمی برگشته است، دستور می‌دادند که فردا دو، سه تا گوسفند قربانی کنید. معلوم می‌شود که امام برای هاشمی که می‌رفت خط مقدم جبهه نذر می‌کرد که ان شاء‌الله سالم برگردد و در اکثر امور اینچنین بود. و خدا حفظ کند مقام معظم رهبری را فرمود: ما همه علاقه داشتیم به امام و امام هم به ما لطف و علاقه داشتند. اما آقای هاشمی رویش پیش امام بیشتر باز بود و امام با او خودی‌تر رفتار می‌کرد. خیلی از مسائل را که می‌خواستیم خدمت امام مطرح کنیم، واگذار می‌کردیم به آقای هاشمی که ایشان با امام در میان بگذارد و پاسخ امام را بگیرد و به ما برساند.

اگر کسی تاریخ انقلاب را مطالعه بکند در هیچ جای دوران انقلاب، چه قبل از پیروزی و چه بعد از پیروزی، در هیچ کار مهمی نیست که هاشمی را در صف مقدم نبیند. تا پیروزی انقلاب در همه امور در صف مقدم بود و بعد از پیروزی انقلاب هم که جنگ هشت ساله اتفاق افتاد، امام فرماندهی را به ایشان واگذار کرده بود. بعد از پذیرش قطعنامه و متوقف شدن جنگ هم ایران مانده بود با یک خرابه، مخصوصاً مناطق جنوب و غرب و خزانه خالی. در این مقطع هم برای اینکه معیشت مردم تامین بشود و آینده ایران روشن بشود، مرحوم هاشمی ریاست جمهوری را پذیرفت و با دست خالی شروع کرد به ساخت و ساز و نوسازی مواردی که در جنگ تخریب شده بود و این یک کار بزرگی بود که از عهده دیگران برنمی‌آمد یا به تمام و کمال برنمی‌آمد. همانطوری که مقام معظم رهبری
امام هم در این میان، در پیشبرد این هدف بیش از همه به آقای هاشمی اعتماد و اعتقاد داشت و کارها را به او واگذار می‌کرد، چون می‌دانست که مخلصانه عمل می‌کند و قدرت پیشبرد کار را هم دارد، ولو امام نسبت به شهید مطهری فرمود: پاره تن من بود. و نسبت به مرحوم شهید بهشتی فرمود: ایشان مظلومانه شهید شد. لکن آقای هاشمی در همه حال بیش از همه مورد اعتماد بود تا جایی که در ایام جنگ که ایشان تردد زیادی به جبهه داشت، امام وقتی می‌شنید که هاشمی به صف مقدم جبهه رفته است، ناراحت می‌شد که نکند حادثه‌ای برای هاشمی پیش بیاید و می‌سپرد که با او در ارتباط باشند و به او خبر بدهند که هاشمی کی برمی‌گردد به پشت جبهه. وقتی خبر می‌دادند که آقای هاشمی برگشته است، دستور می‌دادند که فردا دو، سه تا گوسفند قربانی کنید
اشاره کردند، هاشمی در کارهای بزرگ هیچ وقت روی گردان نمی‌شد، با شهامت وارد می‌شد و با تدبیری که داشت این کار را پیش می‌برد و بعد هم در دوران دیگر، در زمانی که رئیس مجلس بود، رئیس مجلس خبرگان بود، رئیس مجمع تشخیص مصلحت بود قدمهای بسیار بزرگی به نفع نظام و به نفع مردم بر داشت و مردم قدرشناس ما هیچ گاه فراموش نخواهند کرد که حیات آقای هاشمی رفسنجانی با نظام جمهوری اسلامی به نحوی وابسته بود که نمی‌شود هیچ جای نظام را جدای از آقای هاشمی حساب کرد، آقای هاشمی در همه مراحل نظام حاضر در صحنه و در راس امور بود و با تمام توانی که داشت برای حفظ نظام و پیشبرد نظام کوشش می‌کرد و از اینجاست که مقام معظم رهبری اشاره کردند: ایشان مردی مدیر و مدبر و آینده نگر بود و نظرات صائب خود را به کار می‌بست تا این نظام محفوظ بماند و خون شهدا هدر نرود. لذا آدم بخواهد هاشمی را بشناسد باید نظام جمهوری اسلامی را از روز شروع نهضت تا پیروزی و تشکیل نظام و تا ادامه نظام مطالعه بکند، ببیند چه کارهایی انجام گرفته است، و چه بحرانهایی مواجه شد، آن وقت هاشمی را در کنار همه این قضایا می‌بیند که مرد و مردانه حاضر در صحنه بود، و در خدمت نظام و اسلام و امام و رهبری قرار داشت. خداوند منان متعال به او جزای خیر بدهد و پاداشش را خودش عطا بفرماید. و مردم محترم ما در تشییع جنازه او نشان دادند که بحمدالله قدرشناس خدمت خدمتگزاران هستند و هاشمی را خدمتگزار بزرگ می‌دانستند که آن همه انبوه جمعیت در تشییع جنازه‌اش شرکت کردند. خدا مردم را حفظ کند و انشاء‌الله هاشمی را هم با اولیاء‌الله محشور کند.

*با همه بزرگی که آیت‌الله هاشمی داشتهاند و حضرتعالی هم اشاره فرمودید، این اواخر یک مظلومیت عجیبی پیدا کرده بودند، حضرتعالی هم به این مظلومیت اذعان دارید و آن را احساس می‌کردید؟
بیش از همه؛ حق هاشمی نبود که با او آن جور برخورد بشود. افرادی که معلوم نبود از کجا آمدند و کی پشت سرشان هست و کی تحریکشان می‌کند، جسارتهایی به ایشان روا داشتند و به آقای هاشمی و به نظام در نسبت‌هایی که به آقای هاشمی دادند، خیانت کردند. مخصوصاً در انتخابات ریاست جمهوری دوره قبل، در غیاب هاشمی حرف‌هایی زدند که هیچ اساس نداشت، تا آنجا که من اطلاع دارم و اطلاع دقیق هم دارم، همه آن حرف‌ها دروغ محض، تهمت و افترا بود و هاشمی دندان روی جگر گذاشت و تحمل کرد. تمام این مصائب را به خاطر نظام و امام و به خاطر رهبری لب فروبست و هیچ جا شکوه نکرد، در حالی که باید به او مهلت می‌دادند بیاید در صحنه، حرف‌های خودش را بزند اما متاسفانه این مهلت را ندادند و به او جفا کردند. خدا ان شاء‌الله آنهایی را که جفا کردند اگر قابل هدایت هستند هدایت کند.

*مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با همه این اوصافی که حضرتعالی بیان کردید، یک روحانی بوده و از میان حوزه و روحانیت برخاسته است، از این منظر، حضرتعالی چه نگاهی به ایشان دارید؟
مرحوم آقای هاشمی افتخار تلبس به لباس روحانیت را داشت و شاگردی مراجع بزرگ کرده بود، دارای معلومات بسیار وسیعی بود و کل آنچه را که در مسیر زندگی انجام داده بود بر اثر بینشی که نسبت به اسلام و انقلاب داشته بود و بر اساس اخلاصی را که نسبت به امام داشته بود، انجام داده بود، بدون چشم داشتی به اجر و پاداشی از کسی. فقط و فقط انتظار اجر و پاداش را از خدا داشت و ان شاء‌الله پیش خدا هم تمام اعمالش محسوب است و خدا جزای خیرش می‌دهد.

* از عنایت حضرتعالی، متشکرم اگر نکته‌ای مد نظر شما است بفرمایید.
خدای جزای خیر به شما بدهد، کوشش کنید این ویژنامه‌ای را که می‌خواهید تنظیم کنید، حق آقای هاشمی را ادا کنید. حق آقای هاشمی بعد از امام راحل بیش از همه خدمت‌گزاران به نظام است. و این فعلاً مخفی است و بعد معلوم می‌شود آقای هاشمی رفسنجانی چه جایگاهی داشت‌و اینکه مقام معظم رهبری فرمود: هیچ کس برای من هاشمی نمی‌شود. یک واقعیتی بود، با بینشی که مقام معظم رهبری دارند، با شناختی که نسبت به افراد دارند در میان همه افراد فرمودند: هیچ کس مثل آقای هاشمی برای من نمی‌شود. به حساب اینکه آن دلسوزی را که آقای هاشمی داشته، آن کمکی که به نظام می‌کرد، آن پست مدیریتی را که در نظام داشته، آن حسن تدبیری که برای حل مشکل در بحران‌ها داشته بود، هیچ کس جای آقای هاشمی را برای مقام معظم رهبری نمی‌گیرد و بعد هم نخواهد گرفت، در این جوی که من می‌بینم، هیچ کس جای آقای هاشمی را نخواهد گرفت. خدا رحمتش کند و جزای خیرش بدهد. ان شاء الله.
 
کد مطلب: 7177
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۱۴:۵۱
 
 
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر