داخلی صفحه فرهنگ عمومی آرشيو خبر
 
محمد رجائي نژاد
يادكردي از يار مخلص و گمنام امام آيت‌الله شيخ ابوالحسن شيرازي، نخستين امام جمعه منصوب امام در مشهد
اشاره:اگر تاريخ انقلاب را مرور كنيم و به دور از تعصبات به آن نگاه كنيم، مردان و عالمان مبارزي را خواهيم ديد كه با گمنامي تمام و بدون هياهو و ادعاهاي دهن پركن امروزي، ضمن تحمل مشقات و سختي‌هاي زياد، خدمات شاياني را در دوران مبارزات قبل از انقلاب اسلامي و پس از آن، همچنين در 8 سال دفاع مقدس انجام دادند و از خود نام نيك و ماندگاري به يادگار گذاشتند. يكي از اين عالمان اهل عمل، مرحوم آيت‌الله شيخ ابوالحسن شيرازي، امام جمعه منصوب حضرت امام در مشهد بود. روز 16 مرداد ماه سالروز رحلت اين عالم زاهد است. به همين مناسبت يادي از آن مرحوم كرده و گذري بر زندگي او خواهيم داشت.
شیرازی
زندگي
آيت‌الله حاج‌شيخ ابوالحسن شيرازي (مقدسي) در سال 1293 ش،‌در روستاي كوهستان از توابع داراب استان فارس ديده به جهان گشود؛ پدرش مهدي قلي خان از متنفذين محل بود. او سنين كودكي و نوجواني را در همان روستاي محل تولد گذراند و خواندن و نوشتن را نيز همانجا فرا گرفت. سپس براي ادامه تحصيل به حوزه علميه داراب و اصطهبانات عزيمت كرد. وي در سن هيجده سالگي پدر و مادر خود را از دست داد. اين مصادف با قيام مردم فارس عليه حكومت رضاخان بود. اين قيام ادامه حركتي بود كه توسط آيت‌الله سيد عبدالحسين لاري و فرزند ايشان آيت‌الله سيد عبدالمحمد شروع شده بود. سيد عبدالحسين لاري و فرزند ايشان فتوا داده بودند كه‌چون رضاخان فرد فاسدي است، نبايد بر شئونات مسلمانان مسلط شود. مركز اين قيام نيز روستاي "كوهستان" داراب بود. آيت‌الله ابوالحسن شيرازي نيز به اين تشكيلات رفت و آمد داشت. او مقدمات درسي را نزد شيخ علي اصغر فراگرفت، سپس به اصطهبانات رفت و به فراگيري "معالم" پرداخت. او مدت چهار سال در شيراز ساكن بود. اساتيد وي در اين شهر عبارت بودند از: آيت‌الله سيد عبدالله شيرازي، آيت‌الله سيد نورالدين شيرازي، حاج ميرزا محمدعلي حكيم كه در فلسفه پراستعداد بود و شيخ ابوالحسن شيرازي بخشي از "شرح تجريد" را نزد وي آموخت، و حاج شيخ عبدالكريم كه شيخ ابوالحسن شيرازي "شرح منظومه" را نزد وي فراگرفت. وي پس از تحصيل در شيراز به مشهد عزيمت نمود و مدتي در حوزه درس آيت‌الله ميرزا مهدي اصفهاني حاضر شد. آيت‌الله شيرازي در مشهد بخشي از دروس خارج و نيز "شواهد ربوبيه" را نزد آقا بزرگ حكيم و قسمت‌هايي از اسفار را نزد حاج ميرزا مهدي فراگرفت. قيام مسجد گوهرشاد و كشف حجاب توسط‌رضاخان مصادف با اقامت آيت‌الله شيخ ابوالحسن شيرازي در مشهد بود. پس از اين قيام بود كه وي به تهران آمد و تصميم گرفت به نجف برود. با عزيمت به نجف مدت ده سال در آن ديار به‌تحصيل پرداخت و همان جا بود كه با دختر آيت‌الله شيخ علي محمد بروجردي ازدواج كرد.
ايشان خود در اين باره مي‌گويد: "بيشتر از ده سال از زمان كشف حجاب تا بعداز اين كه رضاخان از بين رفت من نجف بودم. در همان جا با صبيه مرحوم آيت‌الله آقا شيخ علي محمد بروجردي ازدواج كردم."
وي اساتيد نجف خود را چنين معرفي مي‌كند: "مرحوم آيت‌الله حاج شيخ محمد كاظم شيرازي كه مرجع تقليد اهالي شيراز بودند و در نجف درس فقه مي‌گفتند، مرحوم حاج آقا ضياءالدين معروف به آقا ضياء كه مدت زيادي درس ايشان رفتم، مرحوم حاج شيخ محمد حسين كمپاني و مرحوم آيت‌الله آسيد ابوالحسن اصفهاني كه ايشان هم فقه مي‌گفتند. و مرحوم آيت‌الله ميرزا عبدالهادي شيرازي كه من حدود يك سال درس ايشان رفتم."
شيخ ابوالحسن شيرازي در نهايت موفق به دريافت اجازه اجتهاد از برخي آيات عظام نجف گرديد. آنگاه به ايران بازگشت و دو سال در حوزه علميه قم ضمن تدريس مكاسب و كفايه، در درس مرحوم آيت‌الله العظمي بروجردي نيز شركت مي‌كرد. در سال 1340 ش، به مشهد مراجعت كرد و به تدريس و تربيت طلاب فاضل پرداخت.
مردم‌داري و خدمت به ملت
مردم‌داري و خدمت به قشر مستضعف و محروم جامعه و ساده زيستي از صفات برجسته شيخ ابوالحسن شيرازي بود. تا جايي كه دستش مي‌رسيد گره از كار مردمان مي‌گشود و تا جايي كه صدايش شنيده مي‌شد از مردم مي‌گفت و از بايستگي‌هايي كه در تعامل با مردم بايد شكل بگيرد. مردم‌داري در كنار بسياري از خصلت‌ها? نيكوي ديگر، شخصيت عالم مردم‌دار و صادق شهر مشهد را شكل مي‌داد. او مردم را باور داشت، چنان كه مردم او را قبول داشتند و رگه‌هاي صداقت و عدالت را از لابه لاي كلام ساده و صميمي و سرشار از صدقش مثل رگه‌هاي طلا بيرون مي‌كشيدند و به رفتار در مي‌آوردند. مجتهد بيداردل مردم شهر مشهد را دوست داشت و مردم هم او را قبول داشتند، لذا در انتخابات خبرگان وقتي نامزد مي‌شد، فاصله راي‌اش با نفرات بعدي به خوبي نشانگر اقبال و ارادت مردم به شيخ ابوالحسن بود. هنوز هستند در مشهد كساني كه وقتي سخن به زاهدانه زيستن و بي‌ريا و مومن بودن و گره گشايي از كار مردم مي‌رسد، نام امام جمعه فقيد مشهد، شيرازي را به ياد آورده و به احترام از او نام مي‌برند. او كه تا قامت افراشته داشت ملجاء محرومان بود و تا صدايش به گفت وگو بود، از انقلاب و حضرت امام مي‌گفت. او كه تا پاي رفتن داشت، از شوق جبهه و حضور در ميان رزمندگان آرام نداشت و به مناطق عملياتي مي‌شتافت. اين عالم مبارز همواره (قبل و بعد از انقلاب) با توجه به اعتماد و اعتباري كه بين مردم داشت، وجوه زيادي نيز در اختيار داشت، ولي زاهدانه زندگي مي‌كرد و براي رفع مشكلات مردم فراوان مي‌كوشيد و خدمات فراواني را انجام داد. او با تأسيس چندين حمام عمومي، منبع آب آشاميدني، حسينيه، مسجد، مدرسه و سدهاي خاكي در خراسان و داراب و تأسيس چندين شهرك براي افراد كم درآمد، آثار بسياري را از خود برجاي گذاشت. وي به امور فرهنگي و علمي نيز بسيار ارج مي‌نهاد. چندين مدرسه علميه و موسسه علمي مانند؛ مدرسه علميه ولي عصر(عج) و مكتب اسلام شناسي بانوان را تأسيس و آثاري مانند كتاب الزكاه، رساله توضيح المسائل و كتابي در معاد را تاليف كرد.
مبارزات و ارتباط با امام خميني
دو سال از اقامت ايشان در مشهد مي‌گذشت كه‌نهضت امام‌خميني در خرداد 1342 شروع شد. وي از آنجا كه دريافته بود حفظ اسلام و شرف مسلمانان به چنين قيامي نياز دارد، در همراهي انقلاب كوتاهي نكرد. در تداوم قيام امام خميني با آيات عباس واعظ طبسي، سيدعلي خامنه‌اي و شهيد حجت الاسلام والمسلمين سيدعبدالكريم هاشمي نژاد همكاري نزديك داشت. در سال‌هاي اوج مبارزه عمومي و علني مردم،‌وي مي‌كوشيد تا از علماي مشهد براي نشر اعلاميه‌هاي ضد رژيم امضا بگيرد. او در تمام وقايع انقلاب در شهر مشهد حضور فعال داشت. در روزهاي نزديك به بازگشت حضرت امام از پاريس، به تهران رفت و در وقايع تهران از جمله در تحصن دانشگاه تهران سهيم بود، به دنبال تحصن در مسجد دانشگاه تصميم گرفتند كه در قم نيز چنين تحصني را برپا كنند، لذا با موافقت آيات: شهاب الدين مرعشي نجفي و محمدرضا گلپايگاني در مسجد اعظم قم تحصن كردند و همان شب به تهران بازگشتند.
پس از پيروزي انقلاب كه در بيشتر شهرهاي كشور نماز جمعه برپا مي‌شد، اما هنوز در مشهد امام جمعه‌اي تعيين نشده بود. در 27 خرداد 1359، امام‌خميني ايشان‌را به عنوان اولين امامت جمعه مشهد منصوب كردند. آيت‌الله شيخ ابوالحسن شيرازي درباره اقامه نمازجمعه در مشهد و نحوه انتصابش از سوي امام مي‌گويد: "پس از پيروزي انقلاب در بيشتر شهرهاي كشور نمازجمعه برقرار مي‌شد. اما در مشهد امام جمعه‌اي از طرف امام تعيين نشده بود. زيرا دراينجا از قبل از انقلاب مرحوم حاج شيخ غلامحسين تبريزي در شبستان مسجد گوهرشاد نمازجمعه اقامه مي‌كرد. البته بسيار محدود و مختصر بود و ايشان در خطبه‌ها هم تنها به نصيحت مردم اكتفاء مي‌كردند. لذا عده زيادي از مردم از اين وضع ناراضي بودند كه چرا مانند ديگر شهرستانها در مشهد نمازجمعه برقرار نمي‌گردد. گروهي از دانشجوها و روحانيون از جمله مرحوم شهيد حجت الاسلام كامياب از ما خواستند كه يك نماز وحدتي اقامه كنيم من با اصرار آنها قبول كردم و نماز وحدتي در حياط بيمارستان امام رضا(ع) اقامه مي‌شد. بعداز چندي مرحوم شيخ غلامحسين فوت كردند. در اين موقع من براي كاري به تهران آمده بودم. در تهران بود كه از راديو شنيدم كه حضرت امام مرا به امامت جمعه تعيين كردند. در صورتي كه از قبل نه من به اين فكر بودم و نه كسي با من پيرامون اين موضوع صحبتي كرده بود". ايشان همچنين در مجلس خبرگان قانون اساسي به عنوان نماينده مردم استان خراسان و دو دوره در مجلس خبرگان رهبري به عنوان اولين نماينده استان خراسان انتخاب شدند. و در دوره‌هاي اول و دوم مجلس خبرگان رهبري نيز نماينده استان خراسان در آن مجلس بود. آيت‌الله ابوالحسن شيرازي در جهت خدمت به مردم و پياده شدن احكام اسلامي از هيچ كوششي دريغ نمي‌كرد. ا?شان در شهريور 1361 ش، طي نامه‌اي خدمت حضرت امام مي‌نويسند: "اماما، اي نايب راستين مهدي (ع) واي روح هميشه خروشان در كالبد اسلام. فرمان حيات بخشتان در مورد زدودن قوانين خلاف شرع و احياي احكام درخشان اسلام در سطح دادگستريها و مراكز قضايي كشور اقدام قاطع و پر بركتي بود كه هر لحظه انتظار مي رفت. اين حركت الهي، امت علاقه‌مند به اجراي قوانين الهي را شادمان ساخت و از قلب اين جانب نيز غم بزرگي را برداشت؛ زيرا به علت برخوردي كه با دعاوي و تظلمات مردم خراسان دارم سالهاست از وجود قوانين ظالمانه و غير الهي در دادگستريها رنج مي برم. و اكنون اميدوارم كه در راه تحقق خواسته آن حضرت كه عين خواسته خدا و اولياي اوست از تمام توان خويش بهره گيرم."
امام خميني نيز در پاسخ مختصر به ايشان مرقوم كرده اند: "حضرت آيت‌الله آقاي شيرازي، دامت بركاته؛ تلگراف شريف در تعقيب اسلامي شدن احكام و قوانين كشور، واصل و موجب تشكر گرديد... از جنابعالي اميد دعاي خير دارم. سلامت جنابعالي را خواستارم."
نكته جالب توجه در پاسخ حضرت امام، نسبت "آيت الله" به آقاي شيرازي است؛ اگر تمام نامه‌ها و حكم‌ها و... حضرت امام را در 22 جلد صحيفه كه از تولد تا رحلت را شامل مي‌شود، مورد بررسي قرار دهيم، خواهيم ديد ايشان كمتر كسي را با عنوان آيت‌الله مورد خطاب قرار داده است، و اين دأب و منش امام بود كه هيچ وقت در احترام و تعريف از كسي افراط و تفريط نداشتند؛ هر كسي را به تناسب علم و تقوا و شخصيتش مورد خطاب قرار مي‌دادند. لذا ايشان تنها مراجع وقت و بعضي از بزرگان و عالمان قديم را با عنوان آيت‌الله نام برده‌اند. اما نسبت ياران و شاگردان خود كمتر، از عنوان آيت‌الله استفاده مي‌كردند؛ با يك بررسي مختصر در صحيفه مي‌بينيم كه حضرت امام پس از انقلاب اسلامي فقط پنج تن از مسئولان و امامان جمعه را با عنوان آيت‌الله مورد خطاب قرار داده اند: آيت‌الله شيخ ابوالحسن شيرازي (امام جمعه مشهد)، شهيد آيت‌الله صدوقي (امام جمعه يزد)، شهيد آيت‌الله مدني (امام جمعه تبريز)، آيت‌الله سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي و آيت‌الله شيخ حسينعلي منتظري.
آيت‌الله حاج شيخ ابوالحسن شيرازي سرانجام پس از عمري سراسر تلاش، جهاد و اخلاص، عصر يكشنبه 16 مرداد سال 1379 ش، مصادف با پنجم جمادي الاولي سال 1421 ق، در سن 86 سالگي‌دار فاني را وداع گفت و پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه و نماز حضرت آيت‌الله بهجت، در جوار مولايش حضرت امام رضا(ع) در "دارالزهد" مدفون گشت.
منابع:
1 ـ صحيفه امام
2 ـ فصلنامه حوزه
3 ـ خبرگان ملت، دفتر اول
4 ـ روزنامه خراسان، مرداد 91
5 ـ آيينه پژوهش، مرداد 79
منبع:روزنامه جمهوری اسلامی
 
کد مطلب: 1305
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۲
ساعت انتشار : ۱۱:۱۲
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر