داخلی صفحه اقتصاد آرشيو خبر
 
دكتر سعيد ليلاز
ايد‌ه‌هاي اقتصادي رجايي ريشه در چه تفكري داشت؟
 انقلاب اسلامی اساساً انقلابی ضد «بی‌عدالتی‌های اجتماعی» بود. به این معنی كه بیشترین تمركز انقلاب اسلامی در حوزه مبارزه با بی‌عدالتی اجتماعی بود كه در پنج سال پایانی حكومت شاه به طرز وحشتناكی، ایران را در برگرفته بود.
سعید لیلاز
 
 
 
مرحوم رجایی فرزند زمان خودش بود. این سخنم به این دلیل است كه اگر ندانیم او در زمان و مكانی در گذشته چه كرده است، نمی‌توانیم ارزیابی درستی از عملكردش داشته باشیم. به همین دلیل می‌گویم كه شهید رجایی فرزند زمانه خودش است؛ او در مسیر مبارزه روابط بسیار نزدیكی با نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق برقرار كرده بود و به همین خاطر است كه او در این زمینه بسیار شكنجه شد اما كسی را لو نداد. من می‌خواهم بگویم كه شهید رجایی را باید فارغ از نگاه‌های رسمی كه موجود است نیز بنگریم و به جای واژه‌سرایی بدانیم كه او چه كرد و چه ایده‌ای برای كار خود داشت. در این مقدمه باید بگویم كه آقای رجایی مخلوق انقلاب اسلامی است، چه آنكه او برای برپایی نظام جدید بسیار كوشید.
 
من برای اینكه به شما بتوانم بگویم كه شهید رجایی با ایده‌های اقتصادی در كجای انقلاب اسلامی می‌زیسته است باید اشاره كنم كه انقلاب اسلامی از نظر اقتصادی كجا ایستاده است. بدون فهم این پرسش شما نمی‌توانید، شهید رجایی را بفهمید؛ انقلاب اسلامی اساساً انقلابی ضد «بی‌عدالتی‌های اجتماعی» بود. به این معنی كه بیشترین تمركز انقلاب اسلامی در حوزه مبارزه با بی‌عدالتی اجتماعی بود كه در پنج سال پایانی حكومت شاه به طرز وحشتناكی، ایران را در برگرفته بود. شما اگر به اسناد آن موقع نگاهی بیندازید می‌بینید كه تا سال 51 نسبت دهك اول به دهم، یك به دوازده بود كه نكته بسیار خوب و قابل تأملی است ـ ‌هنوز كه هنوز است دیگر چنین رقمی در پركردن شكاف اجتماعی به وجود نیامده است ـ همین اتفاق در ضریب جینی وجود دارد و در شكاف و فاصله میان شهر و روستا، گرچه در همین دوران‌ها به رغم شكست‌های عمیق برنامه‌های شاه در آبادانی روستاها برعكس این شهرها بودند كه آباد می‌شدند. به دلیل تقاضاهایی كه توسط شهر وجود داشت، حتی تا سال 51 فاصله طبقاتی هم در عمود جامعه یعنی طبقات اجتماعی و هم در افق یعنی فاصله بین شهر و روستا، عدد بسیار قابل تأملی را می‌بینیم. این عددی كه می‌گویم تا پایان سال 51، یك به 12 بوده اما تا پایان سال 56 به یك به 38 رسید. این مسأله تاكنون هم برای من دركش بسیار سخت است كه چگونه یك جامعه از عدد یك به 12 طی پنج سال به عدد 1 به 38 می‌رسد. یعنی شكاف طبقاتی چگونه می‌تواند در این مدت این قدر افزایش پیدا كند؟ در سال 1356 بروز انقلاب در ایران گریزناپذیر بوده است. سازمان برنامه زمان شاه در توضیح برنامه ششم خود یك گزارش می‌نویسد كه بسیار مهم است و در آنجا بنا به دلایلی كه در بالا گفته شد، بروز یك نابسامانی و اغتشاش عمومی را گریزناپذیر می‌داند در این گزارش می‌گوید كه اگر در اساس برنامه ششم بخواهیم همین رویه ـ بی‌در و پیكری هزینه‌ای و مالی ـ را ادامه دهیم و تا پایان سال برنامه در 1361 ما 130 میلیارد دلار درآمد داشه باشیم، باید قرض بگیریم اما اصلاً دنیا چنین پولی ندارد كه به ما بدهد، پس باید ریاضت اقتصادی پیشه كنیم و بعد هم، همین موضوع باعث ناآرامی اجتماعی می‌شود. حالا شهید رجایی كاری كه می‌كند، دقیقاً در راستای علاج این مسأله اقتصادی است، یعنی او با دركی كه از این واقعیت اقتصادی و اجتماعی ـ شكاف میان طبقات اجتماعی ـ در نگاه نزدیك به جامعه با حضور در میان طبقه محروم، یافته است در صدد ترمیم بر می‌آید.
 
شهید رجایی براین اساس ابتدا شروع كرد به كم كردن جدایی طبقات اجتماعی و بعد پركردن فاصله میان شهر و روستا؛ این دو كار بزرگ و عمده او بود. موضوع سوم دیگری نیز بعد از شروع جنگ به ایشان محول شد كه اداره جنگ بود. من یادم هست دو، سه هفته از جنگ گذشته بود، مرحوم رجایی آمد تلویزیون و گفت ما نداریم بنزین مجانی بدهیم به بعضی‌ها كه 90 لیتر بریزند تو كادیلاك‌شان و شب جمعه بروند شمال و برگردند! فردایش قیمت بنزین شد لیتری سه تومان؛ در 70 سال اخیر تنها باری كه قیمت بنزین از قیمت جهانی بالاتر بوده، در دوران شهید رجایی بوده است.
 
این به خاطر درك درست او از اوضاع جامعه و اعتماد متقابل مردم به رجایی بود. ما در هیچ دولتی این را نمی‌بینیم. مثلاً در همین دولت آقای احمدی‌نژاد كه یكی از پرسش‌های شماست، یكشنبه بنزین كوپنی شد و یك سوم پمپ بنزین‌های كشور از بین رفت. طرح موسوم به شهید رجایی كه البته اسمش بعداً به نام او شد، یك اقدامی برای كم كردن شكاف میان روستا و شهر بود. می‌دانید كه براساس این طرح به همه مردها و زن‌های بالای 60 سال، یك حقوق حداقلی دادند. بگذارید من با ذكر خاطره‌ای از اسدالله علم عمق این شكاف را به شما بگویم. او كه رئیس برگزاری جشن‌های پنجامین سالگرد سلطنت بود می‌گوید: در یكی از جلسات وزیر برق و آب در گزارشی ذكر می‌كند كه «تنها یك درصد روستاهای ایران آب و برق دارند.» من وحشت كردم و گفتم چرا با این حساب در ایران انقلاب نمی‌شود. فردایش رفت به شاه گزارش داد و حرفش را نیز زد. شاه هم به او گفته بود می‌دانم و دو تا فحش هم می‌دهد كه حالا درست می‌كنیم و این حرف‌ها!».
 
دقت كنید كه زمانی علم می‌نویسد، تنها یك درصد روستاهای ایران آب و برق دارند كه 65درصد مردم ایران در روستاها زندگی می‌كنند. این یعنی فاجعه. یعنی دو، سوم مردم ایران در تاریكی و بدون آب آشامیدنی زندگی می‌كردند. در حالی كه در شهرها با پنج هزار تومان شما می‌توانستید 10 روز بروید در بهترین هتل لندن اقامت و تفریح كنید و برگردید. براین اساس من اعتقاد دارم كه از جهاتی انقلاب ایران، انقلاب روستا علیه شهر بود. حالا شهید رجایی در چنین شرایطی یك رویكرد عدالت‌گرایانه اتخاذ می‌كند كه اصلی‌ترین مطالبه انقلاب بوده است. از نظر هزینه‌های دولت نیز اگر هزینه‌های جنگ را كم كنید، دولت رجایی كمترین هزینه‌ها را متحمل شده است. اگر دولت ایشان گرفتار تندروی گروه‌های سیاسی نمی‌شد، اگر جنگ نبود و شهید نمی‌شدند حتماً تورم در دولت او پایین می‌آمد. شهید رجایی با چشم باز به جامعه نگاه می‌كرد و فضای جامعه را می‌دانست و برای بهبود آن كه برگرفته شده از شعارهای انقلاب بود، بسیار كوشید.
 
 (هفته‌نامه مثلث، شماره 187)
 
 
 
کد مطلب: 1779
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۲
ساعت انتشار : ۱۴:۰۵
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر