داخلی صفحه سیاست آرشيو خبر
۱
 
سیدمهدی رضوی
مروری بر مبادی معرفتی انجمن حجتیه
در باب جایگاه عقل در هندسه معرفتی تفکر انجمن، باید گفت که اکثر افراد وابسته به این تفکر، به‎کل از نظر معرفتی جایگاهی برای عقل قائل نیستند و معتقدند که عقل، راهی به‎سوی شناخت حقیقت ندارد. در عمل، از نظر ایشان عقل منبعی از منابع چهارگانه دین اسلام به شمار نمی‎‎آید و جایگاه مستقلی برای آن قائل نیستند/یکی از مشکلاتی که از طرز تفکر انجمنی (به‎طور عام) به‎وجود می‎‎آید، این است که باتوجه به روایاتی که مدرسان انجمن در بحث‎های‎شان ارائه می‎‎دهند، دانش‎آموختگان انجمن عموما به این نتیجه می‎‎رسند که فهم‎‎های دیگر از دین، غیر از فهم خودشان که از روایات به‎دست آورده‎اند، عملا ناقص است و آن‎‎ها را کاملا نفی می‎‎کنند، خواه این جریان از آنِ برادران اهل سنت باشد و خواه از آنِ شیعیان با دیگاه‎‎های متفاوت دیگر. این یکی از بیماری‎‎های شایعی است که در اساتید و دانش‎آموختگان انجمن به‎وفور دیده می‎‎شود
هدف ما در این نوشتار بررسی برخی از محورهای‎ مهم جهان‎بینی و دین‎شناسی انجمن حجتیه، به‎طور خاص و تفکر حجتیه‎ای، به‎طور عام است. یکی از دلایل اصلی این‎که در جامعه ما به‎طور صریح مانند دیگر جریان‎‎های سیاسی و عقیدتی، عقاید انجمن در بازار سنجش و نقد حضور ندارد و سبب بروز ماهیت معمایی از این جریان عظیم پشت‎پرده شده است، به اولین اصل آموزشی در جلسات این گروه برمی‎گردد که توسط مدرسین کلاس‎‎ها گفته می‎‎شود و آن مطلب این است: «لزوم رعایت تقیه در جامعه کنونی، و تأکید بر این‎که حرف‎‎هایی که در جلسات‎ زده می‎‎شود، فقط برای دوستان داخل جلسه است و در خارج از این جلسه آن‎‎ها نیز مانند دیگر افراد عادی جامعه، زندگی می‎‎کنند.»
این کار دو نتیجه دارد:
۱- این‎که محصل دروس آموخته‎شده خود را وارد بحث‎‎های درگرفته در مجامع عمومی نمی‎‎کند، سبب می‎‎شود که سیر یادگیری در محیطِ ایزوله فکری، برای محصلان و مدرسان، راحت‎تر شود.
۲- باتوجه به مشی چراغ خاموش حرکت‎کردن افراد تشکیلات، هیچ‎گاه تفکرات دانش‎آموختگان نوپای انجمنی، به‎صورت جدی در بوته نقد قرار نمی‎‎گیرد و این موضوع سبب می‎‎شود که اگر فردی در این راه دچار اشتباه شده‎باشد، هرگز نتواند از اشتباهی که در آن قرار گرفته، خارج شود.
عقیده نگارنده این است که اگر ما در راه درست و حقیقت حرکت می‎‎کنیم و در زمان علنی‎شدن دعوت پیامبر و گسترش اسلام هستیم، بنابراین نباید هیچ هراسی از آشکار شدن دعوت به اسلام و عقاید به‎حق خود داشته‎باشیم و باید به تأسی از پیامبر اسلام به‎صورت علنی بگوییم: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا». مگر این‎که مشکلی در عقاید خویش داشته باشیم و گرنه این ‎همه روحیه نفاق و دورویی برای چیست؟!
اختلاف ما با حجتیه بر سر عقاید نیست بر سر مبادی عقاید است
برای درک چگونگی اعمال و رفتار انجمن حجتیه باید ریشه آن‎‎ها را در اعتقادات‎شان جست‎و‎جو کرد. دیدگاه انجمن در باب ائمه -علیهم‎السلام- و به‎ویژه حضرت اباصالح‎المهدی‎-عجل‎الله تعالی فرجه الشریف- شامل یک پیوند شخصی با ائمه است. این دیدگاه از شیوه بحث عاطفیِ دانش‎آموختگان انجمن نسبت به امام زمان-عجل‎الله- و روش‎‎های استدلال ایشان در باب بحث امامت روشن می‎‎شود. این دیدگاه بعضا سبب می‎‎شود که رهروان انجمن حجتیه به مسائل اجتماعی و تکالیف اجتماعی‎شان در قبال جامعه مسلمین ایران، مسائل جهان اسلام و مستضعفان عالم بی‎توجه باشند. مشکل ما با انجمن بحث اعتقاد به امامت نیست؛ بلکه مشکل ما با ایشان بر سر مبادی این اعتقادات نهفته است که این مبادی لزوما و منطقا منجر به یک‎سری عقاید و اعمال دیگر می‎‎شود.
همان‎طور که در شکل مشاهده می‎‎کنید، ممکن است جریان کلامی تشیع سر یک‎سری از مسائل -مانند بحث توحید، نبوت، امامت و عدل- و همچنین بر سر یک‎سری از گزاره‎‎ها -از قبیل این‎که خداوند یکی است، پیامبر در دریافت و ابلاغ وحی معصوم است، ائمه عصمت دارند و یا این‎که خداوند عدالت دارد- با جریان حجتیه اشتراک داشته باشد، اما همان‎طور که در ادامه آن جریان مشاهده می‎‎شود، نتایج و اعمال ناشی از آن عقاید، با نتایج و لوازم جریان کلامی شیعه کاملا متفاوت است. به‎طور خلاصه باید گفت که هرچند جریان کلامی و انجمن حجتیه بر سر یک‎سری از گزاره‎‎ها مشترکند، اما راه رسیدن به آن گزاره‎‎ها نیز مهم است و نباید انتظار داشت که مثلا کسی‎که از راه شهودات شخصی و یا از راه‎‎های نقلی بر اصول عقایدِ تحقیقیِ خود استدلال می‎‎کند، با فردی که اصول عقاید خود را از راه عقلی و با اتکا به دلایل و براهین به دست می‎‎آورد، هر دو به یک سمت‎و‎سو بروند و یک نوع عمل کنند و به یک مقصد برسند.
همان‎طور که می‎‎دانیم، اصول عقاید جایگاه تحقیق و بررسی است و یک فرد بدون هیچ قید و شرطی باید درباره مسائل اساسی زندگی خود تفکر کند و با تعقل درباره مبدا و معاد و راه رسیدن به سعادت اخروی به نتیجه برسد. اما انجمن در کلاس‎‎های دوران ابتدایی خود، ابتدا از بحث امامت شروع می‎‎کند و این خود شاهد مثالی است از نحوه نگریستن آن‎‎ها به اصول دین. ایشان با جریحه‎دار کردن حس محبت نسبت به ائمه – علیهم‎السلام – نزد دانش‎آموختگان خود، به نوعی جای طرح هرگونه دیدگاهی غیر از دیدگاه فوق را می‎‎بندند و برای آموزش مبحث توحید از احادیث و روایاتی که از ائمه – علیهم‎السلام – نقل‎شده، استفاده می‎‎کنند. شاید خواننده محترم پیش خود بگوید که چه اشکالی دارد که اصول عقاید سطح بالاتری را به رهروان خود آموزش دهند، و آیا شما اساسا منکر احادیث مرتبط با توحید هستید؟ در پاسخ باید عرض شود که اولا اصول عقاید تقلیدی نیست و تقلید در آن حرام است؛ و اگر در این زمینه حدیثی ذکر می‎‎شود، صرفا جهت تقریب به ذهن بوده و جایگاه تقلیدی ندارد. ثانیا صحبت اصلی ما مربوط به نگاهی است که بعد از یک چنین استدلال‎‎هایی برای افرادی که اینچنین پرورش می‎‎یابند، به‎وجود می‎‎آید. ما نباید مهمترین قسمت وجودی‎مان که همان عقایدمان باشد را از غیر طریق عقل که خداوند آن را برای ما به‎عنوان رسول باطنی معین کرده است، اخذ کنیم؛ بلکه باید ما ابتدا رسول باطنی را بپذیریم تا بتوانیم در ادامه به رسالت و پیامبری ایمان بیاوریم. تربیت با چنین روشی، موجب بروز مشکلاتی از جمله مطلق‎گرایی در فهم دین و نفی کامل سایر جریانات شیعی از لحاظ کلامی و فقهی، قائل بودن به تحریف در قرآن، حجیت ظواهر قرآن و شیوه تفسیر روایی، پذیرش احادیث کتب اربعه بدون بررسی، رجوع راحت به احادیث بدون در نظر گرفتن بحث‎‎های سندشناسی و درایه و… می‎‎شود که ما سعی می‎‎کنیم در ادامه مقاله به بررسی برخی از آن‎‎ها بپردازیم.
نگاه دینی انجمن حجتیه مطلق‌گرایانه و انحصارگرایانه است
یکی از مشکلاتی که از طرز تفکر انجمنی (به‎طور عام) به‎وجود می‎‎آید، این است که باتوجه به روایاتی که مدرسان انجمن در بحث‎های‎شان ارائه می‎‎دهند، دانش‎آموختگان انجمن عموما به این نتیجه می‎‎رسند که فهم‎‎های دیگر از دین، غیر از فهم خودشان که از روایات به‎دست آورده‎اند، عملا ناقص است و آن‎‎ها را کاملا نفی می‎‎کنند، خواه این جریان از آنِ برادران اهل سنت باشد و خواه از آنِ شیعیان با دیگاه‎‎های متفاوت دیگر. این یکی از بیماری‎‎های شایعی است که در اساتید و دانش‎آموختگان انجمن به‎وفور دیده می‎‎شود. در توضیح این مطلب باید عرض شود که همان‎طور که اساتید محترم انجمن می‎‎دانند و ما نیز به آن قایل هستیم، اگر به حدیثی با سند صحیح و درایت درست در باب موضوع مورد اشاره حدیث و همچنین بدون احادیث معارض و شرایط بسیارِ دیگری که در فقه بیان می‎‎شود، دست پیدا کنیم، آن‎گاه آن حدیث به‎عنوان نص دینی برای ما قابل‎احترام و دفاع است و باید به آن عمل کنیم. اما همان‎طور که می‎‎دانیم، برای دانستن و عمل‎کردن به تمام جوانب این کار، باید همچون علمای بزرگ دین بسی در این راه به تحقیق و پژوهش دست بزنیم و با ممارست‎‎های زیاد و تهذیب نفس و مراقبت‎‎های فراوان و به کمک عنایات حضرت بقیه‎الله الاعظم – روحی و اروحنا لتراب مقدمه الفداء – به این مرتبه برسیم. این‎که ما همین‎طور بدون مطالعه، حدیث بخوانیم و از روی آن بخواهیم زندگی خود را سامان بخشیم و فکر کنیم که بهترین کار ممکن را انجام می‎‎دهیم، بسی جای تأمل دارد که خدای نکرده مصداق آیه ۱۰۳ سوره کهف: « قُلْ هَلْ نُنَبئُکمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالا؛ الذِینَ ضَل سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدنْیا وَهُمْ یحْسَبُونَ أَنهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعا» نشویم.
این نگاه مطلق‎گرایانه خودش را در بحث‎‎هایی از جمله مباحث مربوط به فلسطینیان اهل سنت و مسائل دیگر مربوط به جهان اسلام به‎وضوح نشان می‎‎دهد؛ آن‎جا که نگارنده وقتی با بعضی از دوستان منتسب به انجمن حجتیه، در باب کشته شدن مردم غزه و یا مردم افغانستان به گفت‎و‎گو می‎‎نشستیم، به‎راحتی می‎‎گفتند که «این مسائل به ایران چه ربطی دارد. آن‎‎ها که همه سنی هستند.»
عقل در هندسه دینی انجمن‌ حجتیه جایی ندارد
در باب جایگاه عقل در هندسه معرفتی تفکر انجمن، باید گفت که اکثر افراد وابسته به این تفکر، به‎کل از نظر معرفتی جایگاهی برای عقل قائل نیستند و معتقدند که عقل، راهی به‎سوی شناخت حقیقت ندارد. در عمل، از نظر ایشان عقل منبعی از منابع چهارگانه دین اسلام به شمار نمی‎‎آید و جایگاه مستقلی برای آن قائل نیستند. البته ایشان عقل را در حد عقل ابزاری قبول دارند و سعی می‎‎کنند که به‎وسیله آن، زندگی راحت‎تری را برای خودشان و اطرافیان‎شان فراهم سازند. ایشان غالبا در استدلال‎های‎شان بیشتر از دلایل نقلی استفاده می‎‎کنند تا دلایل عقلی. این مطلب مؤیدی بر دیدگاه آن‎‎ها در باب عقل است.
یکی از مواردی که در سخنان انجمنی‎‎ها به‎وضوح مشخص می‎‎شود، بحث حجیت شهودات شخصی در استدلال بر عقایدشان است. به‎عنوان مثال، به نقل خواب و حوادث در میان استدلال خود می‎‎پردازند که این مطلب، باعث تأثیراتی احساسی در حین مباحث‎شان می‎‎شود و به نوعی بر پذیرش سخنان از جانب مخاطبین‎شان تأثیر مستقیم می‎‎گذارند.
در نگاه انجمن فهم قرآن بدون احادیث ائمه ممکن نیست
در مورد بحث قرآن باید عرض کرد که انجمن حجتیه در جلسات خصوصی‎شان، قائل به تحریف قرآن هستند. بدین معنی که با توجه به برخی از احادیث، قائل‎اند که برخی از اِعراب قرآن، حرکات‎شان جابه‎جا شده است. در حالی‎که با توجه به اعتقاد جریان اصلی شیعه، این عقیده کاملا مردود است.
دیدگاه انجمن درباره فهم قرآن بدین ترتیب است که آن‎‎ها حقانیت قرآن را از طریق ائمه معصومین – علیهم‎السلام – می‎‎دانند. بدین معنی که آن‎‎ها قائل‎اند که ما، راهی برای فهم قرآن نداریم و باید فقط از روایات ذیل آیات برای فهم آن‎‎ها استفاده کنیم. البته این شیوه فقط منحصر به انجمن نیست، بلکه اخباریون هم دیدگاهی مشابه آن‎‎ها دارند. به‎طور مختصر باید گفت که ما در قرآن حداقل بابت سند آن خیال‎مان راحت است و تمام ایراداتی که انجمنی‎‎ها در باب فهم ناقص از آیات قرآن بیان می‎‎کنند، به‎طور خیلی جدی‎تر به همه احادیث وارد است و لااقل باید از نظر سندیت نیز آن‎‎ها بررسی شوند. این دیدگاه بیانگر شیوه انجمنی‎‎ها درباره تفسیر قرآن است که طی آن به‎طور کلی قائل به تفاسیر روایی هستند. ایشان در جلسات‎شان می‎‎گویند که ائمه – علیهم‎السلام – معلم قرآن هستند و تنها راه فهمیدن یک متن فنی این است که آن را با استاد مطالعه کنیم تا بتوانیم به فهم درست در آیات برسیم. این سخن در ظاهر سخن زیبایی است، اما این نوع دیدگاه درباره تفسیر قرآن، علاوه‎بر مشکل سندیت، درباره آیاتی که ذیل آن‎‎ها روایتی نقل نشده، دچار مشکل می‎‎شود و به نوعی موجب انسداد فهم آن آیات می‎‎شود و نعوذبالله منتج به بیهوده بودن نزول آن دسته از آیات می‎‎شود. همچنین باتوجه به روایت «فاضربوه علی الجدار» نتیجه می‎‎شود که ائمه برای پیروان‎شان یک حداقل فهمی از آیات قرآن قائل می‎‎شدند که به‎واسطه آن باید احادیث معارض با قرآن را تشخیص دهند تا سره را از ناسره بازشناسند.
بحث مهم دیگری که باید به آن پرداخته شود، نگاه انجمن به حدیث است. یکی از مواردی که در جلسات منتسب به انجمن به‎وفور به چشم می‎‎خورد، بحث پذیرش بی‎چون و چرا و بدون دقت در سند احادیث کتب شیعی، حتی کتب اربعه است. در صورتی‎که بر طبق احادیث، در هنگام تعارض بین حدیث و قرآن، فاضربوه علی الجدار. بنابراین باید در انتخاب حدیث، با توجه به جایگاه رفیع احادیث صحیح‎السند بسیار دقت داشت.
یکی دیگر از اشکالاتی که در مشی حجتیه دیده می‎‎‎شود، بحث نادیده گرفتن و یا کم اهمیت دانستن وظایف و تکالیف اجتماعی در زندگی روزمره است. شاید بتوان گفت این رویکرد که در دوستان انجمنی وجود دارد، منبعث از همان قرائت فردی از اسلام است که در بین آنان بسیار رواج دارد. سئوالی که در این‎جا مطرح می‎‎شود، در باب نسبت بین رابطه فرد و عدالت اجتماعی در جامعه است که باید متحقق شود؛ نقش ما در این میان چیست؟
پنجره
 
کد مطلب: 1928
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۲
ساعت انتشار : ۰۹:۳۵
 
 


انتشار یافته : ۱نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
۱۳۹۳-۱۱-۱۰ ۰۰:۳۰:۴۴
با احترام به نویسنده محترم باید بگویم که مطالبی که فرمودید خیلی درست نیست و خیلی در میان انجمن خریدار ندارد حداقل در بخشی که تا الان من بوده ام (1584)