داخلی صفحه حقوق آرشيو خبر
 
محمدرضا اسدزاده
ترویج فحشاء به اسم نشر چشمه
پس از اظهارات جناب وزیر، یک خبرگزاری مطالبی به صورت پاره پاره ازکتاب های منتشر نشده نشر چشمه - دقت بفرمایید از کتاب های منتشر نشده که توسط ارشاد ممیزی شده- گزینش کرده و گزارشی خطاب به وزیر ارشاد منتشر کرده است؛ با عنوان " گزارش فارس از محتوای غیراخلاقی برخی آثار نشر چشمه / آقای وزیر ارشاد! این مصادیق را بخوانید "
اسدزاده
یک خبرگزاری دیروز مطالبی را منتشر کرد که مصداق دقیق ترویج فحشاء در جامعه بود. این اقدام البته به بهانه موهوم مخاطب قرار دادن وزیر ارشاد درباره محتوای غیراخلاقی برخی آثار منتشر نشده! نشر چشمه است.
قصه از این قرار است، نشر چشمه آثاری را در طول سال های گذشته برای ممیزی به ارشاد فرستاده است. این آثار از نگاه ممیزان دولت نهم و دهم در وزارت ارشاد غیرقابل انتشار دانسته شده و از سوی ناشر نیز منتشرنشده است. تا اینجای بحث، همه چیز طبیعی است. اما بعد از مدتی مسئولان ارشاد در دولت "عدالت محوراحمدی نژادی، تحت مدیریت سید محمد حسینی " به این نتیجه رسیده اند که به جای مطالعه آثار نشر چشمه و غیرقابل چاپ خواندن آن، مجوز نشر چشمه را لغو کرده! تا خیالشان را از اصل راحت کنند.
خیلی ساده یعنی ناشر اثرش را برای تشخیص انتشار یا عدم انتشار به وزارت ارشاد می فرستد، وزارت ارشاد آثار را که قابل انتشار نمی داند هیچ، بعد از مدتی تصمیم می گیرد که به دلیل ارسال این کتاب ها برای ممیزی به ارشاد، اصل مجوز ناشر را هم لغو کند؟! این دیگر در دنیا نوبر است. شاید لازم باشد همین جا آن جمله طلایی رئیس جمهور سابق را در گفت وگو با رسانه های خارجی در آمریکا به یادآوریم که :" ایران آزاد‌ترین کشور دنیاست"
حالا جناب علی جنتی، وزیرجدید ارشاد اعلام کرده است: "مجوز نشرچشمه لغو نشده است"
دیروز پس از اظهارات جناب وزیر، یک خبرگزاری مطالبی به صورت پاره پاره ازکتاب های منتشر نشده نشر چشمه - دقت بفرمایید از کتاب های منتشر نشده که توسط ارشاد ممیزی شده- گزینش کرده و گزارشی خطاب به وزیر ارشاد منتشر کرده است؛ با عنوان " گزارش فارس از محتوای غیراخلاقی برخی آثار نشر چشمه / آقای وزیر ارشاد! این مصادیق را بخوانید "
سپس آن گزارش با بیان یک پرسش ساده لوحانه درباره آثار منتشر نشده نشر چشمه نوشته است:  " ناشری که در یک سال بیش از صد اثرش توسط کارشناسان ارشاد غیرقابل انتشار تشخیص داده می‌شود را چگونه می‌توان به راحتی به چرخه نشر بازگرداند؟ "
چند پرسش مطرح است:
1- کدام قانون به وزارت ارشاد اجازه می دهد که  مجوز ناشران را به بهانه اینکه آثار ارسالی برای ممیزی به ارشاد را - حتی اگر دارای اشکالات غیر اخلاقی باشد - لغو مجوز کنند؟ ارشاد مطابق قانون فقط اجازه دارد خود کتاب را توقیف کند نه ناشر را.
2- اصلا آثار را برای ممیزی و تشخیص انتشار یا عدم انتشار به ارشاد می فرستند و اگر قرار است آثاری که به ارشاد می رود بدون اشکال باشند که چه نیازی به ممیزی بود؟
3- خبرگزاری مذکور بخش های ممیزی شده کتاب های نشر چشمه در وزارت ارشاد را از چه طریقی و به وسیله کدام منبع از درون ارشاد بیرون کشیده و اگر ممیزان ارشاد این محتوا را غیر قابل انتشار دانسته اند، مسئولان این رسانه با کدام مجوز قانونی، شرعی و عقلی این مطالب را منتشر کرده اند؟ جالب این است که در پایان گزارش خود نیز آورده است:
" فارس در آینده نزدیک مصادیقی از آثار منتشرنشده این انتشارات که باعث لغو مجوز آن در دولت دهم شد را منتشر خواهد کرد. "
4- به راستی اگر رسانه ها یا روزنامه های دیگر این جامعه - مثلا اصلاح طلب - چنین رفتاری در پیش بگیرند و مطالب درون سازمانی یک وزارتخانه را سرقت کرده و دست به انتشار وقیحانه آن بزنند، قوه قضائیه با آنان چه برخوردی می کند؟
بخش هایی از گزارش خبرگزاری
در گزارش این خبرگزاری که به اسم ارشاد جامعه و مسئولان فرهنگی، اقدام به ترویج فحشاء کرده است ، چنین آمده است:
از آنجا که مطابق رویه حاکم بر این خبرگزاری ممکن است دست اندرکاران متن گزارش را در آینده تغییر دهند، سند صفحه گزارش برابر اصل تقدیم مخاطبان می شود
فارس
در مطلب ذیل به صورت نمونه و محدود برخی مصادیق از کتاب منتشرنشده نشر چشمه ارائه می‌شود تا مشخص شود که تعطیلی این انتشارات دقیقا بر اساس قانون بوده است.
***
از قرار گذاشتن در پارک شهر و هر جای دیگری که ساخته شده برای قرارهای عاشقانه متنفرم. اما وقتی هنوز تهمینه را داری و عاشق میترا شده‌ای و هنوز زن داری و میترا داری و عاشق سما می‌شوی ، محال است مکانی را که او برای قرار پیشنهاد کرده رد کنی. تهمینه را داشتم و میترا هم کنارم بود که با سما قرار گذاشتم پشت نارون‌های پیر پارک شهر ، تنگ دیوار بلند ساختمان استانداری.....
***
"... این همه قوطی و تیوپ و برس و قیچی و موچین ... این جدال‌ِ ازلی ابدی با موهای زائد. می‌دانی کراسوس! همه‌ی موها زائدند مگر اینکه روی مغز سر آدم در آمده باشند. پس برای چی هستند ؟ اپی‌لیدی حاضر و آماده توی برق است تا به محض ظهور اولین جوانه‌ی مو از صفحه‌ی هستی محوش کند. روشنش می‌کنم. چرخ‌دنده‌ها می‌چرخند. صفحه‌های باریک به هم نزدیک می‌شوند و بعد موها را میان خودشان می‌گیرندو ... آخ . مومک، چسب‌های ویت ... و بعد موهای ظریف‌تر با موچین"
***
پسر توی پژو جلوم شیشه را می‌کشد پایین و انگار یک چیزی به دختر توی پژو کناری اش می‌گوید. دختره یک بی... گنده بهش می‌دهد . پسر از خنده غش می‌کند. فکر می‌کنم به جهنم که حالا دخترها این‌قدر راحت بی... می‌دهند و پسرها این قدر راحت از بی... دخترها حال می‌کنند...
***
"گندم" بلوزش را جلو آینه روی تاقچه بالا زد و من فکر کردم نباید نگاه کنم ، و از لای انگشت‌هام... گندم گفت : ببین دارند بزرگ می‌شوند. بلوزم را می‌اندازم کف زمین ، شلوارم را ، .... را ، صورتم را توی دست‌هام قایم می‌کنم و از لای انگشت‌هام... آن‌قدرها که گندم فکر می‌کرد بزرگ نشده‌اند... می‌روم توی وان.... آخ .. انگار تمام سلول‌های بدنم می‌گویند متشکریم ، متشکریم..."
به همین مقدار ازمصادیق گزارش بسنده کرده و منتشرکنندگان آن را به مطالعه این روایت توصیه می کنیم :
یک روایت درباره برخورد با دختر و پسری در خرابه
" روزی در دوران حکومت علی(ع) فردی از اصحاب تندرو با عصبانیت خدمت امیرمومنان علی(ع) رسید و خبر آورد که دختر و پسری در خرابه ای در این نزدیکی مشغول زنا هستند. ابن عباس می نویسد: علی(ع) که در حال سخن گفتن با یاران بود سخن او را نشنیده گرفت و به کار خود ادامه داد. برای بار دوم او سخن مولا را قطع کرد و ماجرا را تکرار کرد. باز امام علی با بی توجهی به او چیزی نگفت.
فرد خبردهنده بار سوم قسم خورد که خود به چشم خود دیده است و از مولا خواست تا با این منکر برخورد کند. امام سخن خود را به پایان برد و از او محل منکر را جویا شد. او و یاران، حضرت را تا محل خرابه همراهی کردند. نزدیک خرابه که رسیدند، امام علی(ع) شروع کرد به بلند بلند حرف زدن و سپس پاهای خود را روی زمین محکم کوبیدن. وقتی به خرابه رسیدند، آن مرد و زن با شنیدن این صدا ها از آن سوی خرابه راه خود پیش گرفتند و رفتند. اصحاب همراه امام، متعجب شدند و آن فرد با ناراحتی به امام گفت، سر و صدای شما موجب شد تا آنها بروند. امیرمومنان سخت آنها را ملامت کردند و فرمودند: مبادا چشم هایتان در پی گناهان دیگران باشد و از خود غافل شوید که این کار شما خود موجب اشاعه فحشاء خواهد بود."
خدا کند دست اندرکاران برخی رسانه ها، اخلاق و عفت و حیاء در اطلاع رسانی خود را فدای تسویه حساب های سیاسی نکنند.
بازتاب ها و مطالب تکمیلی پس از انتشار این یادداشت:
1- خبر معاون فرهنگی وزارت ارشاد در برخورد با عوامل درز اطلاعات: لطفا کلیک کنید: موضع‌گیری معاون فرهنگی وزیر ارشاد: به بولتن‌سازی اعتقاد ندارم / با عوامل درز اطلاعات برخورد می‌کنیم
2- خبرگزاری فارس ساعاتی پیش بر اساس همان پیش بینی بالا برای توجیه اقدام انجام شده، در خبر اصلی خود دست برد و متن گزارش را تغییر داد.
3- به قول یادداشت دوست صاحب قلم جناب آقای سید عبدالجواد موسوی : " گزینش بخش هایی از یک کتاب و آن را مصداق فساد و فحشا دانستن یکی از غیرفرهنگی ترین و غیرمنطقی ترین کارهای ممکن است. ولله با چنین متر و معیاری انتشارات سوره مهر و امیرکبیر هم مصداق مروجان فساد و فحشا می شوند. کافی است یک آدم بیمار و بیکار بنشیند و هرآن جا را که به زعم خود مسئله دار است کنار هم بچیند تا نتیجه مطلوب حاصل آید. ایرادی هم ندارد، بالاخره آدم بیکار و بیمار هم حق حیات دارد اما نباید چنین موجوداتی برای فرهنگ و هنر یک سرزمین تکلیف تعیین کنند. متن یادداشت وی را با عنوان " نه خبرگزاری فارس دشمن امام حسین است نه نشرچشمه" بخوانید.
4- متن نامه اتحادیه ناشران که امروز منتشر شد.لطفا کلیک کنید: متن نامه اتحادیه ناشران به وزیر دولت دهم در خصوص نشر چشمه
5- بخش هایی از توضیحات جناب آقای حسن کیائیان مدیر نشر چشمه درباره گزارش منتشرشده فارس که دقائقی پیش منتشر شد:
1. تکه‌هایی که از کتاب‌های مختلف منتشرشده‌ نشر چشمه در یکی از خبرگزاری‌ها آمده است، نوعی بولتن‌سازی است و بدون توجه به پیام کل اثر، قابل استناد نیست. نکته‌ی بعدی در این رابطه خلطی است که خبرگزاری مذکور کرده‌ است. ماده‌ی 15 مصوبه‌ی جدید شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در مورد مسؤولیت ناشر پس از ارائه‌ی کتاب به وزارت ارشاد جهت دریافت مجوز، در مهرماه سال 1389، به وزارت ارشاد ابلاغ شد. بنابراین با نگاهی حقوقی و این‌که قسمت اعظم کتاب‌های مورد استناد این خبرگزاری مربوط به سال‌ها پیش از ابلاغ مصوبه بوده است، مسؤولیتی را متوجه ناشر نمی‌کند. قانون که عطف به ماسبق نمی‌شود.
صورت‌مسأله روشن است؛ کتاب یا کتاب‌هایی را ناشر برای درخواست مجوز به اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد ارائه کرد و پس از دریافت مجوز از آن وزارت‌خانه، منتشرشان کرد. مسؤولیت ناشر در این میان چیست؟ آن هم با توجه به این‌که اختیار منتشر شدن یا منتشر نشدن کتاب‌ها با اشخاص یا نهاد دیگری است؟
پس از ابلاغ مصوبه هم تا ماه‌ها اکثریت ناشران از چنین ابلاغیه‌ای بی‌خبر بوده‌اند. از دی‌ماه 1390 نیز از نشر چشمه کتاب تازه‌ای دریافت نشده است.
نکته‌ی مهم و قابل توجه در این نقل‌قول‌ها، این بود که در پایان آن، نویسنده وعده‌ی نقل قسمت‌هایی از کتاب‌های منتشرنشده‌ی نشر چشمه را در آن خبرگزاری داده ‌است!! چطور و از کجا؟ معنای این سخن چنان واضح و روشن است که نیازی به تفسیر ندارد.
2. سخن جناب آقای دکتر صالحی درباره‌ی «روز حسین» می‌تواند بیان یک کارشناس مسلم دین درباره‌ی یک اثر باشد که نقطه‌ی پایانی است بر یک ناراستی بزرگ درباره‌ی این کتاب. این کتاب با توجه به سابقه‌ی نویسنده‌اش، نمی‌توانست جز در راستای اثبات حقانیت، مظلومیت و محبوبیت امام حسین (ع) باشد؛ چنان‌چه بررسان محترم برداشت دیگری از این کتاب کرده بودند. حال که نظر صائب و کارشناسانه‌ی یک دین‌پژوه در جایگاه شخصیت حقیقی و حقوقی جناب آقای دکتر صالحی، در این‌باره منتشر شد، پسندیده این است که این بحث خاتمه یابد. یک ناشر سی‌ساله که تمامی کتاب‌هایش در چارچوب قوانین جاری و با مجوز ارشاد منتشر شده، چرا باید کتابی برخلاف اصول مقدسات خود و جامعه منتشر کند؟! بنابراین چنین نیتی نه از سوی نویسنده و نه از سوی ناشر در میان نبوده‌ است.
با سپاس مجدد از سخنان روشنگرانه‌ی جناب‌ آقای دکتر صالحی که بارها در این کنفرانس تکرار کرده‌اند «... برای من چیزهایی ارزش بنیادی است و نمی‌توانم از آن‌ها فاصله بگیرم. این ارزش‌ها عبارت‌اند از دین، اخلاق اجتماعی، نظم عمومی و نظام اسلامی.» سخنان جناب آقای دکتر صالحی نشان داد که این ارزش‌ها برای ایشان تنها کلام نیست و در عمل نیز به آن‌ها اعتقاد دارند.
در پایان: باید به خبرگزاری‌ای که تمام هم‌وغم آن در این روزها زدن ناشری است که ده‌ها سال است با مجوز ارشاد کتاب چاپ کرده است، گفت که این بغض‌های درگلومانده بی‌شک روزی گوشی برای شنیدن خواهند یافت (کما این‌که یافتند).
داستانِ دادن نسخه‌ای از کتاب «روز حسین» به خبرنگار این خبرگزاری نیز این بوده است که در سال گذشته، به دنبال ملاقات یکی از مدیران نشرچشمه با خبرنگار بخش ادبی آن خبرگزاری، خبرنگار پیشنهاد کرد که چنان‌چه نسخه‌ای از «روز حسین» به ایشان داده شود و او بخواند و ببیند که مطلبی علیه مقدسات ما در آن نیست، قول می‌دهد دیگر کلامی درباره‌ی این کتاب و نشر چشمه در آن خبرگزاری منتشر نشود. از آن تاریخ تاکنون که حدود یک سال و نیم از آن ملاقات می‌گذرد، خبری علیه نشر چشمه در آن خبرگزاری نیامده بود. آیا معنای این رفتار این نبود که خبرنگار متقاعد شده بود که «روز حسین» علیه مقدسات ما نیست؟ چه شد که یک‌باره همه‌چیز فراموش شد و در یکی دو روز گذشته این‌همه مطلب نادرست علیه نشر چشمه در این خبرگزاری منتشر شده است. الله‌ اعلم. حسن کیائیان. 27 / 8 / 92.
خبرانلاین
 
کد مطلب: 2665
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲
ساعت انتشار : ۲۳:۲۴
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر