داخلی صفحه فرهنگ و هنر آرشيو خبر
۶
 
رضا بابايي
رباعي دين و شاخص‌هاي دينداري
شاخص‌هاي دينداري در جامعۀ ايراني، به‌شدت دچار غيريّت‌هاي كمّي و كيفي شده است. آري؛ بسياري از شعائر مذهبي و مظاهر ديني در اين جامعه، به آشكارترين وجه ممكن، پديدار است؛ اما اگر ميزان، سخن خدا و اولياي او، بر پايۀ متون و نصوص نخستين باشد، بسا مردمي كه نماز مي‌‌گزارند و روزه مي‌گيرند و زيارت و حج مي‌روند و خمس و زكات مي‌دهند و تسبيح مي‌گردانند و مسجد و حسينيه مي‌افرازند و قرآن و دعا مي‌خوانند و عزاداري مي‌كنند و تيغ بر محاسن صورت نمي‌‌كشند... ، اما از روح و حقيقت دين، فرسنگ‌ها دورند.  
رضا بابایی
 
  يكي از قالب‌هاي شعر در زبان فارسي، «رباعي» است. رباعي، چهار مصرع دارد و بايد به‌گونه‌اي باشد كه سه مصرع نخست، مقدمه‌اي باشد براي مصرع آخر. به عبارت ديگر، هر رباعي، يك مصرع كليدي و كانوني دارد كه در پايان مي‌آيد و مصرع‌هاي ديگر، وظيفه‌اي جز جا انداختن و زمينه‌سازي براي آن ندارند. مثلا در رباعي زير:
 
در كارگه كوزه‌گري رفتم دوش
ديدم دو هزار كوزه گويا و خموش
ناگاه يكي كوزه برآورد خروش
كو كوزه‌گر و كوزه‌خر و كوزه‌فروش
 
سخن اصلي خيام، همان مصرع آخر است: «كو كوزه‌گر و كوزه‌خر و كوزه‌فروش.» پيش از آن هر چه هست، براي آن است كه مصرع چهارم، تأثيرگذارتر و كوبنده‌‌تر باشد.
 
اگر دين را رباعي خدا بدانيم، مصرع پاياني آن چيست؟ ما مي‌دانيم كه قطعا مقصود از روزه، روزه نيست؛ نماز به خودي خود، مقصود نيست؛ حج و هجرت و جهاد، مطلوبيت ذاتي ندارند؛ بلكه همۀ اينها، در پي مقصودي و منظوري، تشريع شده‌اند؛ مانند سه مصرع نخست در رباعي كه مقدمات مضمون اصلي را فراهم مي‌كنند. پس مصرع پاياني در رباعي دين چيست؟
 
پاسخ به اين پرسش، در مقام نظر، يكي از آسان‌ترين كارها است؛ زيرا هر برگ از متون نخستين دين، پاسخي است به اين پرسش. به گواهي همۀ متون ديني، آنچه سزاوار هدف‌گيري است، اخلاق است؛ يعني انصاف و فروتني و جوانمردي و دادگري و شفقت بر خلق خدا و راست‌گويي و درست‌كاري و پرستيدن خداي مهربان و ايمان به غيب. مصرع‌هاي ديگر دين، براي آن است كه اين اهداف تحقق يابد؛ نه آنكه آنقدر چشم‌ها را پر كنند و دل‌ها را در دست گيرند كه مصرع چهارم و اهميت آن از ياد برود. مصرع چهارم دين، همان «شاخص‌هاي دينداري، به روايت متون مقدس و نخستين» است.
 
شاخص‌هاي دينداري شوربختانه شاخص‌هاي دينداري در جامعۀ ما، غير از شاخص‌هاي دينداري در متون و نصوص نخستين است، و اين غيريّت و تفاوت، هم كمّي است، و هم كيفي. يعني جامعۀ ديني، هم عقب‌تر از آموزه‌هاي ديني است(تفاوت كمّي) و هم گاهي مقابل آن(تفاوت كيفي).
 
اختلاف كمّي ميان متون ديني و جامعۀ ديني در «شاخص‌هاي دينداري»،  به اين معنا است كه جامعه در مسير دين گام برمي‌دارد، اما آهسته‌تر از آنچه دين خواسته است. بنابراين اختلاف در ميزان و مقدار است؛ نه در جهت و مسير. مثلا دروغ يا بي‌انصافي، هم در منابع ديني قبيح است و هم در جامعۀ ديني؛ اما يكي بيش از ديگري آن را قبيح مي‌شمارد. چنان‌كه در جامعه، دروغگو يا بي‌انصاف يا عهدشكن، چندان لامذهب شمرده نمي‌شود؛ اما اولياي دين گفته‌اند: «اولي الاشياء بالدين الانصاف؛ نزديك‌ترين چيز به دين، انصاف است» و «لا دين لمن لاعهد له؛ دين ندارد آن كه به عهدش پايبند نيست» و قرآن فرموده است: «دادگري به تقوا نزديك‌تر است؛ اعدلوا هو اقرب بالتقوي.»
 
غيريت كيفي، آن است كه دين روي به سويي داشته باشد و جامعۀ ديني رو به سويي ديگر. مثلا روح كلي دين، عفو و بخشش باشد، اما جامعه هواي انتقام و كينه‌توزي در سر داشته باشد؛ يا توصيۀ اصلي دين به عقلانيت و خردمندي باشد، اما مردم پي نقل و خبر و شنيده‌ها و نوشته‌هاي مشكوك بروند؛ يا پيكان امر به معروف و نهي از منكر، در متون ديني، به سوي حاكمان باشد، اما در جامعه، اين اصل ديني، گريبان محكومان را بگيرد.
 
شاخص‌هاي دينداري در جامعۀ ايراني، به‌شدت دچار غيريّت‌هاي كمّي و كيفي شده است. آري؛ بسياري از شعائر مذهبي و مظاهر ديني در اين جامعه، به آشكارترين وجه ممكن، پديدار است؛ اما اگر ميزان، سخن خدا و اولياي او، بر پايۀ متون و نصوص نخستين باشد، بسا مردمي كه نماز مي‌‌گزارند و روزه مي‌گيرند و زيارت و حج مي‌روند و خمس و زكات مي‌دهند و تسبيح مي‌گردانند و مسجد و حسينيه مي‌افرازند و قرآن و دعا مي‌خوانند و عزاداري مي‌كنند و تيغ بر محاسن صورت نمي‌‌كشند... ، اما از روح و حقيقت دين، فرسنگ‌ها دورند.  
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
آه اگر از پس امروز بود فردايي
 
 
کد مطلب: 2692
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۲
ساعت انتشار : ۱۹:۱۸
 
 


انتشار یافته : ۶نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
نسل جدید
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۲-۰۹-۰۲ ۲۳:۵۷:۴۴
غیریت یعنی پشت ماشینت بنویسی یا زینب،یا رقیه و باهمون ماشین بیفتی دنبال دخترای مردم (695)
 
مشتاق
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۲-۰۹-۰۳ ۰۰:۰۲:۴۰
کاش آنقدر که از شکیات نماز و موارد ابطال روزه و وضو بهمون یاد دادن، یه کم هم بهمون یاد میدادن به قانون احترام بگذاریم.زشته برای جامعه ما که پیرهن عزای حسین برتن کنیم و مدعی باشیم همه عالم کافرن و ما شیعه،انوقت حتا به چراغ قرمز راهنمایی رانندگی هم احترام نذاریم و سبقت بگیریم تا زودتر به روضه برسیم.کاش کمی می ایستادیم و فکر میکردیم (696)
 
محجوبه
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۲-۰۹-۰۳ ۱۸:۴۹:۱۰
یا رب سلام بر شما برای شروع این نوشته از نام "رب "خداوند استفاده کردم تا بگویم نوشته تان واقعا پرورش می داد فکر و اندیشه و قلب مان را .امید که برکت این پرورش به عمل مان برسد ! درود بر شما استاد عزیز و خدا همواره یارتاناللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین اللهم عجل لولیک الفرج (698)
 
لیلا
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۲-۰۹-۱۴ ۰۰:۳۰:۵۲
غیریت کیفی آثار مخربش بیشتراست.اینقدر که من شنیدم دین سهله و سمحه است در واقعیت ندیدمش. (731)
 
محمد حجازی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۲-۰۹-۱۴ ۱۳:۵۱:۰۸
به به تصویر جدید استاد مبارک است! (735)
 
مجيد محسني
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۲-۰۹-۲۷ ۱۳:۰۴:۰۹
براي اثبات اينكه اخلاق بر اعتقادات هم مقدم است نياز به استدلالهاي بيشتري است. من خودم معتقدم كه اخلاق بر عقيده تقدم دارد اما اين نوشته به اندازة كافي موضوع را مستدل نكرده است. اميد است در فرصتهاي اينده بيشتر به اين موضوع پرداخته شود. (765)