نگذاریم فاجعه هفت تیرتکرارشود «هشدارهای وزیر اطلاعات را جدی بگیریم»

چند روز پیش وزیر محترم اطلاعات به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله شهید مظلوم بهشتی و هفتادو دو تن از یارانش ، سخنانی بیان داشت و در ضمن آن به دو نکته اساسی و حیاتی اشاره کرد که جا دارد توسط محققان و پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد ، نکته اول این که :اندکی غفلت می تواند ما را به تکرار فاجعه هفتم تیر 1360 دچار کند و نکته دوم این که :مسیر حفظ نظام وانقلاب وارزش های اخلاقی در حفظ بهشتی های زمان است.

به نظر می رسد این هشدارها و جملات  نیاز به تجزیه و تحلیل و توضیح بیشتر دارد تا ابعاد گوناگون آن برای نسل جوان کشورمان که از تاریخ انقلاب اطلاعات کمتری دارند ، قابل درک و هضم باشد .

اگر به اوائل پیروزی انقلاب برگردیم می بینیم همین تندروی ها و افراط کاری هائی که در جامعه امروز متاسفانه مشاهده می شود ریشه در آن روزها دارد . آن ایام تعدادی از جوانان با ایمان و متدین و انقلابی که متاسفانه گرفتار  افراط گری و کج اندیشی بودند و از اسلام تنها ظاهر و پوسته ی آن را داشتند و از هسته و عمق آن بی خبر یا غافل بودند . دست به کارهایی عجیب و غریب می زدند .

چون اینان به بعضی مراکز نظامی  وارگان ها نفوذ کرده و اسلحه به دستشان افتاده بود بعضی از بازاریان محترم را به جرم داشتن چند مغازه و انبار مصادره اموال می کردند . در خاطرات یکی از مراجع به نقل از ایشان می خوانیم :« فرد محترمی از خوانین شاهسون را که در پارس آباد مغان گاوداری داشت به عنوان سرمایه دار و فئودال دستگیر کردند ، گاوهایش را سر بریدند و گوشت های آنها را در میان مردم مستضعف تقسیم کردند! و خود او را هم هنگام انتقال به تبریز در میان راه کشتند .(خاطرات آیت الله ملکوتی، ص224 )

در خاطرات یکی دیگر از اساتید حوزه می خوانیم : «  آن روزها اعضای سازمان مجاهدین خلق در میان ارگان ها و مراکز دولتی در سرتاسر کشور نفوذ بیشتری داشتند … اکثر این پرونده هائی که علیه این و آن تشکیل شده اغلب از طرف اعضای همین سازمان بود که به بهانه های گوناگون برای افراد پرونده سازی کرده بودند ، آنگاه مرتب به تهران و قم هم نامه می نوشتند و فشار می آوردند که چرا قاضی نمی فرستید تا بیاید به جرم اینها رسیدگی کند (  خاطرات آیت الله استادی ،ص 232 )

جوانان امروز بدانند که اکثر اعضای سازمان مجاهدین خلق در آن ایام از جوانان بسیار پرشور انقلابی و مذهبی کشور و از خانواده های محترمی هم بودند و تنها مشکل آنها تندروی ، افراطگرائی ، کج اندیشی و غرور و کله شقی شان بود . آنها روحانیت انقلابی ازجمله شهید بهشتی ، آیات : خامنه ای و هاشمی را مرتجع و فئودال و حامی امپریالیسم غرب می دانستند والبته به انگیزه دفاع از انقلاب و مردم و مبارزه با امپریالیسم جهانی با این بزرگان مخالفت می کردند . همین اکبر گودرزی رهبر گروه فرقان که به ترور شخصیت ها اقدام کرد ، یک طلبه ی متعصب ، کله شق و مغرور بود که جلسه تفسیر قرآنش در تهران همه جلسات را تحت شعاع قرار داده بود .

ای کاش جوانان امروز حوصله و وقت لازم را داشتند  و چند ساعتی سری به آرشیو روزنامه های آن روزمی زدند ، بویژه  روزنامه «انقلاب اسلامی» و« نشریه مجاهدین» را تورق می کردند و می دیدند که چقدر اینان ،شعارهای ارزشی  سر می دادند وچقدر در دفاع  از عدالت وحقوق پا برهنه ها اشگ تمساح می ریختند وچقدر ادای ساده زیستی وزهد وتقوا  در می آورند که انسان بی اختیار انگشت حیرت به دهان گرفته وذوق زده می گردد.

  همین امروز هم اگر سری به اردوگاه های مجاهدین خلق در خارج از کشور بزنید ،می بینید  اینها هر  شب سه شنبه ها مراسم زیارت عاشورا و شب و صبح جمعه ها دعای کمیل و ندبه دارند و نماز و روزه می گیرند و حتی خانم هایشان حجاب را به طور کامل  رعایت می کنند .

این جوانان مذهبی و انقلابی دیروز چون اطلاعات دقیق ، عمیق و صحیحی از مسائل اسلامی نداشتند ومهم تر این که به توصیه ها ونصایح بزرگان نظام هم اعتنا نمی کردند ، به هرکاری که مطابق ذوق و سلیقه شان بود به نام اسلام وانقلاب اقدام می کردند به خاطر رسیدن به هدف همه جور وسیله ها را توجیه می کردند حتی اگر کشتن مطهری ها ، بهشتی ها ، خامنه ای ها و هاشمی ها باشد .

واقعا به «جهل مرکب» گرفتار بودند و«نمی دانستند که نمی دانند.» با این که فعالیت های خود را با شعارهای ضد امپریالیستی شروع کردند ولی در اثر همین کله شقی ها سرانجام در دامن همان امپریالیست جای گرفتند وهنوز هم این چنین به زندگی خفت بار خود ادامه می دهند.

حال به زمان کنونی  برگردیم. اگر اندکی دقت وتامل کنیم می بینیم افراط گرایان وتند مزاجان امروزی نیز با این که اغلب   به ظاهر انقلابی ،مذهبی واحیانا از خانواده های متدین  هم می باشند امادر همین حال  از یک نوع انحراف فکری واخلاقی وکج سلیقگی وکمبود رشد عقلی لازم رنج می برند.

کله شقی شان نمی گذارد به نصایح بزرگان عمل کنند وهر روز اوضاع را متشنج تر می کنند.

این که امروز فردی ، دولت روحانی  و وهمفکرانش را به «براندازی نظام» متهم می کند،چه معنا ومفهومی می تواند داشته باشد؟ آیا این از جنس همان پرونده سازی های اعضای سازمان مجاهدین خلق دربار ه شخصیت های مبارز ومحترم در صدر انقلاب نیست؟

این که آقایان هاشمی وروحانی از  سوی برخی به  آمریکایی وانگلیسی بودن متهم می گردد ،آیا این همان روشی نیست که در صدر انقلاب  ، بعضی روحانیون متحجر وساده لوح شهید بهشتی را به آلمانی بودن متهم می ساختند وزمینه های ترور شخصیتی وبعدترور فیزیکی اورا مهیا کردند؟ آیا این سوق دادن یک تعداد جوانان  احساساتی وکم اطلاع از مسائل اسلامی به سمت تکرار فاجعه هفتم تیر نیست؟

آن آقای دیگری که می گوید : من این آمادگی را دارم که خود مجری اعدام آقای کروبی وآقای موسوی باشم. آیا این گونه اظهارات و این چنین ادبیات ،ادامه و استمرارادبیات کدام یک از گروه های اوائل  انقلاب است ؟

یکی از مشترکات مهم افراطیون دیروزی وامروزی این است ،چون تفکر؛ اندیشه ومنطق نداشته وندارند ، ناچار به خشونت ،هتاکی ، پرونده سازی ،ترور شخصیتی واگر زمینه جور شد به ترور فیزیکی روی می آورند.

همان طوری که آنها به نام اسلام وانقلاب ضربه به هر دو می زدند ،اینان نیز همین وضعیت را دارند ،چنانکه در سطح جهانی فرقه داعش و سایر  تکفیری ها چنین می کنند.

برغم اشتراکات غیر قابل انکاری که افراطیون دیروز وامروز با هم دارند ،چند مورد افتراقی هم می توان برای آنان به تصویر کشید :

1 – افراطیون صدر انقلاب اغلب در رده های پایین تر در مسئولیت ها قرار داشتند وبه همین سبب تاثیر گذاری شان کمتر وکند تر بود،اما افراطیون امروزبه بعضی از مراکز مهم نظامی ،رسانه ملی ، مجلس وجاهای دیگر نفوذ کردند وتاثیر گذاری شان سریع وعمیق است.

2 – افراطیون دیروز اغلب تحصیلات چندانی نداشتند ،اما امروز اینان اغلب تحصیلات عالیه دارند اگر چه علم شان نیز در حد  اصلاحات والفاظ است واز عمق مطلوبی برخوردار نمی باشد. اما به هر حال قیافه  به ظاهرعلمی  تاثیر گذار خواهد بود.

3 – افراطیون دیروزهرگز جرات نداشتند به حریم امام وبیت شریف امام جسارت وهتک حرمت کنند ،اما امروزی ها متاسفانه این حریم را نیز شکستند.

 شواهد وقرائن بسیاری نشان می دهد اگر افراط گری های اینان ادامه یابد و در اثر غفلت مسئولین  دوباره جان بگیرند وبه قدرت چنگ بزنند ،خشونت های شان به مراتب  نه تنها از افراطیون  دیروزی بلکه از عملکرد های طالبان در افغانستان وداعش در عراق وسوریه تاسف بارتروخشن تر خواهد بود. مردم وجوانان بدانند امروز خطر افراطیون داخلی به مراتب بیشتر از خطر افراطیون خارجی ،مثل داعش وغیره است.

لذا اهمیت هشدار های بحق وزیر محترم اطلاعاتحجت الاسلام والمسلمین سید محمود علوی معنا ومفهوم  پیدا می کند وباید به آن توجه ویژه داشت . مردم ایران اگر می خواهند راه امام ،انقلا ب ورهبریبدون افراط وتفریط ادامه داشته باشد وفاجعه هفتم تیر دوباره تکرار نشود ،اولا باید شهید بهشتی های زمان را خوب بشناسند وثانیا در حمایت وتقویت آنان کوتاهی نکنند.

جوانان عزیزی که به هر دلیلی تحت تاثیر محافل این چنینی قرار گرفتند بدانند تندروی وافراط کاری عاقبت خوشایندی ندارد. از فضای معنوی ماه مبارک رمضان بهره مناسب گیرند وبه نصایح بزرگان گوش کنند و از این امور دوری جویند.

 

خدایا ! تورا قسم می دهیم به عظمتماه مبارک رمضان، ملت ما ،کشور ما وانقلاب ما را از گزند وآسیب افراطیون محافظت بفرما.

خدایا ! به مقام ومنزلت شهید این ماه ،بهشتی های زمان ما را در راه تحقق آرمان های بهشتی دیروز موفق وپیروزگردان.

مردم ما ، جوانان ما و همه ما را در شناخت بهشتی های امروز که در واقع شناخت صحیح مکتب شهید ماه رمضان ومکتب امام راحل مان نیز است ،توفیق بیش از پیش عنایت فرما.

آمین یا رب العالمین.

 

 

 

 

 

 
چند روز پیش وزیر محترم اطلاعات به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله شهید مظلوم بهشتی و هفتادو دو تن از یارانش ، سخنانی بیان داشت و در ضمن آن به دو نکته اساسی و حیاتی اشاره کرد که جا دارد توسط محققان و پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد ، نکته اول این که :اندکی غفلت می تواند ما را به تکرار فاجعه هفتم تیر 1360 دچار کند و نکته دوم این که :مسیر حفظ نظام وانقلاب وارزش های اخلاقی در حفظ بهشتی های زمان است.عبدالرحیم اباذری

مطالب مرتبط
درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.