داخلی صفحه سیاست آرشيو خبر
 
رضا اسلامی
شاخص‌ها و شعارهای اعتدالیان؛ اعتدالیان سخنان دیگران را چگونه تفسیر می کنند؟
اگر کسی حرفی بزند که هرگز نتوانیم تفسیر صحیحی از آن ارائه دهیم، می‌توانیم بگوییم این تفکر شخصی خودش است. هر کسی آزاد است که نظرات خودش را داشته باشد. ولی این تفکر مبنای عمل نمی‌تواند گزیده شود.
رضا اسلامی
اعتدال در فرهنگ دینی
درباره اعتدال که به عنوان شعار و روش و منش دولت جدید انتخاب شده است می‌توانیم بگوییم به دو طریق مقصود از اعتدال را می توان روشن کرد 1. مفهوم شناسی و تعریف 2. مصداق شناسی و تطبیق.
 از نظر بیان تعریف یک بار می توانیم مراجعه کنیم به فرهنگی دینی، در اینجا اعتدال مشتق از عدل است و عدل در مقابل ظلم است. مرحوم مطهری بحثی مطرح کردند به عنوان اینکه عدالت را از قواعد فقهی قرار بدهیم . مشکلی که در اینجا وجود دارد این است که برخی مصادیق به ظاهر از نظر عقل ممکن است خلاف عدالت باشد ولی در شرع به عنوان حکم شرعی باشد. اینجا مواردی است که مورد شک و شبهه قرار می گیرد، آن مواردی که دلیل شرعی داریم امر به چیزی شده به عنوان واجب یا جایز یا مستحب، می توانیم بگوییم از عدالت خارج نیست این می شود مصداق شرعی عدالت.
 مواردی داریم که دلیل قطعی عقلی دارد بر اینکه چیزی عدل است یا ظلم است. اینجا می شود مصداق های یقینی عدل از نظر عقل. اما جاهایی وجود دارد که محل شک است یعنی عقل از نظر برخی حکمی داشته باشد برخی دیگر انکار کنند. اینجا فروعات بحث قاعده عدالت است. باید آن مواردی که تعارض بین عقل و شرع است بررسی شود. کلا مبنای ما این است که اگر شرع دلیلی بر کاری داشته باشد آن کار نمی تواند از نظر عقل ظلم باشد و اگر مورد تعارضی به ظاهر دیده شود یا دلیل عقلی برخطاست و یا دلیل شرعی.
در اخلاق اسلامی گفته‌اند که  اعتدال حد وسط بین قوه شهویه و قوه غضبیه است.
 
اعتدال در فرهنگ سیاسی
در فرهنگ سیاسی وقتی صحبت از اعتدال می شود یک مفهوم نسبی است که در مقابل جریان تندرو قرار دارد، به قرینه مقابله هرجا جریان تندرو وجود داشته باشد جریانی که نسبت به او کمتر تندروی داشته باشد معتدل شناخته می‌شود و همین جناح خود نسبت به جریانی که اعتدال‌گرایی بیشتری دارد جریان تندرو نامیده می‌شود. پس اعتدال در فرهنگ سیاسی یک مفهوم نسبی است. نسبت به جریان پایین دست تندور و نسبت به جریان بالادست معتدل است.
 
مصداق‌شناسی اعتدال
راه دیگر برای کشف مقصود این است که مصادیق یقینی اعتدال را بررسی کنیم. مثلا بگوییم امام خمینی یک عنصر معتدل بوده است یا مرحوم مدرس، شهید بهشتی، شهید مطهری عناصر معتدل هستند. بنابراین کسی که در مورد اعتدال صحبت می کند باید ملاک و مبنای خود از مفهوم اعتدال را معرفی کند که آیا مقصود او اعتدال شرعی است، یا اخلاقی یا مفهوم سیاسی اعتدال و یا مصداق های عینی اعتدال است.
اگر مراجعه کردیم به مصادیق و اینها را به عنوان شاخص های اعتدالی قرار دادیم یک مطلب دیگری اینجا وجود دارد و آن ثوابت و متغیرهای این تفکرات اعتدالی است که باید به آنها توجه شود.
مثلا امام خمینی مصداق تفکر اعتدالی است که ایشان یک تفکر ثابتی داشت که جاودانه است. مثل استکبار ستیزی که این استکبارستیزی را مبنا قرار داده بود که مربوط به  عصر امام خمینی نیست که بگوییم الان دوره آن گذشته است، یا اتکا به مردم یا خودباوری از ثوابت تفکر امام خمینی هستند. بنابراین اگر کسی جریانی را دنبال کند که به دنبال سازش با استکبار باشد در صورتی که امام خمینی را شاخص جریات اعتدال بدانیم، می‌توانیم بگوییم این شخص تندرو است. و البته قبول داریم که دشمن تراشی بی جهت نیز تندوری و از تفکر اعتدالی امام خمینی دور است.
یا مثلا امام خمینی مردم را باور داشت اگر جریان سیاسی مردم را باور نداشت طوری که اگر مردم از او تعریف کردند مردم را قبول دارد و اگر مردم او را تخطئه کردند می گوید مردم نمی فهمند، می توانیم بگوییم این جریان تندرو است چون امام خمینی مردم را باور داشت .
یا مسئله خودباوری که  امام خمینی برآن تکیه داشتند، مقام معظم رهبری هم فرمودند که ما باید نگاه به درون داشته باشیم.  در سیاست خارجی از ثوابت تفکر امام خمینی تکیه به ملتها بود. حالا اگر جریانی پیدا شود و به دولت‌ها به جای ملت‌ها تکیه کند و به قیمت از دست رفتن پایگاه مردمی و جهانی انقلاب بخواهد با برخی دولت‌ها و حکومت‌ها روابط گرم و صمیمی برقرار کند. این جریان با محوریت امام خمینی به عنوان نماینده تفکر اعتدالی، یک  جریان تندرو است. اینها ثوابت تفکر امام خمینی است.
 اما تفکر امام خمینی یک متغیرهایی هم داشت که مال زمان خودش بود و ما انتظار نداریم که حتما همان نوع برخوردها  و تفکرات اکنون پیروی شود.  مثل نحوه خاص برخورد  با برخی از جریانات خارج از کشور. مثلا امام خمینی یک زمانی صلاح دید نسبت به سلمان رشدی موضع قاطعی بگیرد، اما این تصمیم مربوط به زمان خودش بود ممکن است حالا چند برابر آن اسلام ستیزی وجود داشته باشد ولی ما لازم ندانیم که با آنها همین برخورد را کنیم چون آن برخورد مربوط به همان زمان بوده است.
 
شاخص شناخت اعتدالی از تندرو
در اینجا چند شاخص وجود دارد:
1. مقید به اصل شرع باشد: هر کسی ادعای جریان اعتدالی می‌کند باید مقید به اصل شرع باشد که از مقدمات تفکر اعتدالی است. بنابراین هرکسی از شرع خارج شود این شخص تندرو است. مثلا اگر کسی بگوید دین باید از سیاست جدا شود این شخص تندرو است چون از اصل شرع فاصله گرفته است. حتی در بیانی که رئیس محترم جمهور داشت که به زور شمشیر نمی‌توان کسی را به بهشت برد غربی‌ها فکر کردند که زمینه‌هایی دارد به وجود می‌آید که حکومت عرفی و سکولار باشد. این تلقی بود که غربی‌ها کردند و تلقی اشتباهی هم بود؛ چون تمام مسئولین حکومت موظف هستند که به حدود شرع و به اصل شرع پایبند باشند و اگر کسی به شرع پایبند نباشد معتدل نیست.
2. مقید به چارچوب‌های شرعی باشد: علاوه به تقید به اصل شرع، به چارچوب‌های شرع هم تقید داشته باشد، یعنی چارچوب ها را خودش تعریف نکند یا باید مجتهد باشد یا از مجتهدی تقلید کند. بنابراین اگر کسی بگوید من کاری به مجتهدین نداریم و این مسئله را شرعاً این طوری می‌بینم، این به معنای آن است که ادعای متشرعه بودن و دینداری دارد ولی چارچوب های شرعی را رعایت نمی کند.
آیه شریفه می گوید از خدا و پیغمبر جلو نیافتید«لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ» (حجرات/1)  یعنی خدا و پیغمبر هم به معنای شاخص اعتدال هستند  و هم به معنای تعیین کننده حدود اعتدال و در نبود اینها جانشینان پیامبر و در نبود ائمه هم جانشینان ائمه. پس اگر کسی بخواهد خودش حدود را تعیین کند که بگوید تعریف من از حجاب اسلامی یا روابط مجاز زن و مرد یا اسباب جرم و نحوه مجازات این است و کاری به دیگران ندارم این یک تفکر غیر اعتدالی است. به تعبیر روشن تر مجتهد نیست ولی خودش را صاحب رساله می داند.
3. احترام به اصل قانون: بنابراین حرکت تندور یا کندرو حرکتی است که اصل قانون را قبول ندارد.
4. قبول داشتن چارچوب های قانون: ممکن است کسی بگوید من قانون را قبول دارم ولی چارچوب های قانون را قبول ندارم. یعنی فراتر از قانون می خواهد عمل کند و از مرز حدود خودش می خواهد تجاوز کند و چارچوب های قانونی را نادیده گرفته است. بنابراین تمام زیاده خواهی هایی که فراتر از قانون است تندروی محسوب می شود. مثلا در نظام جمهوری اسلامی سیاست های کلی نظام با مسئولین اجرایی خرد نیست، حالا اگر مسئولی بخواهد برخلاف آن عمل کند می گوییم این فرد تندور است چون خودش می خواهد سیاست‌گذاری کند و چارچوب های قانونی را رعایت نمی کند.
5. استقامت در حرکت: جریان تندور حرکت مستقیم ندارد برخلاف جریان اعتدالی که استقامت دارد و تغییر موضع نمی دهد. بنابراین جریانات تندرو موضع خود را عوض می کنند مثل برخورد دوگانه آنها با مردم از طریق تعریف و توهین به مردم. هر جا به نفعشان باشد و مردم به آنها رای داده باشند می گویند مردم فرهیخته و آگاه هستند و اگر مردم به آنها رای نداده باشند می گویند مردم فریب خوردند. یا در مقال رهبری اگر رهبری در موضعی همسو با آنها باشد از او تمجید می کنند و اگر رهبری با آنها همسو نباشد سعی می کنند طوری قضیه را توجیه کنند و کار خودشان را انجام دهند.
6. موقعیت‌شناسی: یعنی جریان معتدل اقتضائات زمانی، مکانی حضور خود را می فهمد، در مقابل جریان تندرو جریانی است که ولو نظر درستی داشته باشد ولی اقتضائات زمان خود را نمی شناسد. بنابراین جریان معتدل پیشتیبانی مردم را دارد ولی جریان تندرو از مردم فاصله می گیرد. مثلا حضرت هارون در غیاب حضرت موسی دید که یک انحرافی به وجود آمده است اما چون دید که موقعیت مناسبی برای اقدام عملی نیست صبر کرد که حضرت موسی خود برگردد. ما نیز باید همواره اقناع عمومی را در کارها لحاظ کنیم چون اگر مردم توجیه نباشند همراهی نمی کنند و اگر امیرالمومنین(ع) و امام مجتبی(ع) نیز باشی نمی توانی به زور آنها را به صحنه بکشی. پس باید از موضع امر به معروف و نهی از منکر دست بر نداریم ولی اصل رفق و مدارا را برای رسیدن به همراهی مردم نیز باید بر مبنای عمل باشد و لذا گویند «الامور مرهونه باوقاتها».
 
شعارهای جریان اعتدالی
اگر کسی بخواهد موضع اعتدالی داشته باشد چند شعار می‌تواند انتخاب کند:
1. جریان اعتدالی جریانی است که نقد می کند ولی نقدی که دلسورانه است نه تخریب کننده و از سر خیرخواهی نقد می کند. یعنی اصل و مبنای او خیرخواهی است و مبنای او تلافی جویانه نیست.
2. اگر حمایت می کند حمایت او حق‌طلبانه است نه حمایت دغل‌کارانه، چاپلوسانه و فریب‌کارانه برای رسیدن به موقعیت و جایگاه.
3. نگاه او به مسائل نگاه همدلانه است نه نگاه خصمانه و شکاکانه . بنابراین در مقابل جریاناتی که در چارچوب نظام هستند نگاه اصالت الصحه داریم. البته در مقابل دشمن و گروه های فاسق باید شکاک باشیم و نباید اعتماد کنیم ولی در مقابل جریانات مومن که در چارچوب نظام هستند باید نگاه همدلانه داشته باشیم نه نگاه خصمانه و  براین اساس باید تا می‌توانیم باب توجیه را باز کنیم. مثلاً سه بیانی که از رئیس جمهور در چند ماه اخیر صادر شده که بسیار جنجالی است یکی در باب هنر، یکی در باب علوم انسانی و یکی در باب حکومت دینی و دین حکومتی، تا جایی که بتوانیم حمل بر معنای صحیح کنیم نباید آن را بر معنای فساد حمل کنیم.
 
تفسیر صحیح بیانات رئیس‌جمهور
مثلاً اگر ایشان می‌گوید هنر در ذات خودش دینی و غیر دینی ندارد می‌توانیم این راه را باز کنیم که بگوییم مرادش این است که هنر در ذاتش متعالی است، بنابراین هنر هالیوودی و هنر صهیونیستی اصلا هنر نیست چون ذاتش متعالی نیست.
یا در مورد علوم انسانی گفته‌اند که اسلامی و غیر اسلامی ندارد؛ می‌توانیم بگوییم علم آن است که ذاتاً مبنای صحیح دارد و اگر علمی ذاتاً مبنای صحیح ندارد اصلاً علم نیست. بنابراین اخلاق بر مبنای انکار خدا یا انکار واقعیت‌های عینی خارجی یا انکار تعین واقعیت اساساً علم نیست.
یا در باب حکومت دینی و دین حکومتی که مردم را با زور شلاق و شمشیر نمی‌توان به بهشت برد، می‌توانیم بگوییم تکامل انسان ارادی است و هیچ وقت با شلاق و شمشیر نمی‌توان تکامل ارادی را ایجاد کرد و انسان خودش باید بخواهد.
البته در دین شمشیر و خشونت هست ولی اینها برای تمهید و بسترسازی است، چنانکه شما در تربیت فرزند می‌گویید بستر را فراهم کنید تا بچه راه صحیح را انتخاب کند. شما نمی‌توانید بچه را مجبور کنید که چیزی را از اعماق وجودش بخواهد، بلکه او خودش باید راه صحیح را انتخاب کند ولی شما می‌توانید بستر را فراهم کنید. حالا حکومت دینی هم می‌تواند بستر مناسب را فراهم کند که مردم راه صحیح را انتخاب کنند، بسترسازی هم یک راه نیست گاهی با فرهنگ سازی است، گاهی با جهاد است و گاهی با راه‌های دیگر است. شما اگر بخواهید این بستر را در دنیای غرب ایجاد کنید تا مقابله نظامی نکنید تا حکومت‌هایشان از بین نروند و تا مافیای قدرت و ثروت در آنجا از بین نرود این امر امکان‌پذیر نیست مگر در مورد بسیار جزئی. در قرآن هم آمده است: «وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ» (حدید/25)  این آهن منافع دارد آهن مظهر خشونت است ولی منافع دارد شما اگر بخواهید همیشه با لسان نصیحت صحبت کنید این جوابگو نیست. اگر این طور باشد باید برای قاچاقچیان مواد مخدر، تروریست‌ها یا کسانی که می‌خواهند جایی را منفجر کنند فقط کار فرهنگی انجام دهیم، در صورتی که اینجا خشونت لازم است،  ولی کار فرهنگی در همین جا هم باید وجود داشته باشد. به فرموده مقام معظم رهبری کار فرهنگی مثل هواست که همه جا هست، حتی آنجایی که با خشونت عمل می‌شود آنجا هم کار فرهنگی است. قرآن می‌فرماید: «فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» (بقره/179) این حیات یعنی کار فرهنگی. بنابراین کسانی که ادعا می‌کنند کار فرهنگی در مقابل کار خشن و کار فیزیکی است اصل تقابل را به اشتباه ایجاد کرده‌اند، ما این تقابل را قبول نداریم و می‌گوییم اقدام عملی قاطع که شرع یا قانون اسلامی گفته است همان کار فرهنگی است. گاهی لازم است کودک را تنبیه کنیم، راننده را جریمه کنیم و این همان کار فرهنگی است،چنانکه گاهی یک جراحی کوچک انجام می‌دهیم.
 
تعامل با سخنان تفسیرناپذیر
اگر کسی حرفی بزند که هرگز نتوانیم تفسیر صحیحی از آن ارائه دهیم، می‌توانیم بگوییم این تفکر شخصی خودش است. هر کسی آزاد است که نظرات خودش را داشته باشد. ولی این تفکر مبنای عمل نمی‌تواند گزیده شود. اگر مبنای عمل قرار گیرد می‌توانیم با او برخورد کنیم. بنابراین می‌توانیم بگوییم او این نظر را به عنوان یک متفکر ارائه می‌دهد و قرار نیست آن را اجرایی کند. بنابراین تا راه برای تفسیر صحیح وجود دارد نباید تفسیر فاسد از کلام دیگران ارائه کنیم.
حال اگر این کار را هم نتوانستیم انجام دهیم که بگوییم این تفکر شخصی خودش است، در این حالت می‌توانیم بگوییم این جریان تندرو است و در اینجا مقابله لازم است. حتی می‌توانیم بگوییم مقابله با جریان تندرو یک حرکت اعتدالی است. بنابراین کسانی که در هیاهوی جریانات سیاسی می‌خواهند موضع بی‌طرفانه اتخاذ کنند اینها سکوتشان هم تندروی است؛ چون در مقابل جریان تندرو اگر کسی موضع اتخاذ نکند یا تندروی است یا کندروی. چنانکه الان ممکن است بگوییم برخی نهادها در جمهوری اسلامی اول که تأسیس شدند یک رسالتی داشتند ولی الان در جایگاه خودشان نیستند و به اسم اینکه ما تندرو نیستیم از وظایف خودشان شانه خالی می‌کنند. این حرکت‌ها هم اعتدال نیست و مصداقی برای خروج از اعتدال به شمار می‌آید.
        
 
کد مطلب: 3901
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ تير ۱۳۹۳
ساعت انتشار : ۱۶:۴۲
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر