داخلی صفحه فرهنگ عمومی آرشيو خبر
۴
 
علی مهجور
نگاهي اخلاقي به يک رويداد؛ در حاشيه سقوط هواپيماي ايران 140
آيا جان مسافراني که بر چنين ارابه‌هاي مرگي سوار مي‌شوند، بخشي از همان مليت نيست؟ آيا سقوط يک هواپيماي ساخت ايران آسيب به غرور ملي را در پي ندارد؟
علی مهجور
وقتي حادثه اي ناگوار رخ مي‌دهد واسطه العقد مويه‌هاي ما اين است که «عجب قسمتي!»، «چه سرنوشتي!» يا «اجل‌شان رسيده بود». البته باور به قضا و قدر يا قسمت و سرنوشت و نيز باورهاي ديني به مسأله اجل حتم و اجل مسمي بحثي است که در شرايطي چنين، مجال پرداختن به آن نيست. اما به فرض باور به چنين مسائلي آيا مي‌توان از جستجوي دلايل انساني وقوع چنين حوادثي و نيز بحث درباب تکاليف و وظايف اخلاقي‌اي که هر فردي به عنوان يکي از افراد مرتبط با اين حادثه عهده‌دار آن است، چشم‌پوشي کرد؟ به عبارت روشن‌تر، بنابر هر فرض مبتني بر نگرشي متافيزيکي، بحث درباب مسئوليت اخلاقي افراد مرتبط با حادثه همچنان مطرح است.
 
ويليام کليفورد از جمله کساني بود که باورهاي متافيزيکي را در برابر حوادث ناگوار نهاد و بحث مسئوليت اخلاقي را در چنين بستري مطرح کرد. هرچند که هدف کليفورد از اين بحث و مقاله معروفي که در قرن نوزدم نوشت تأکيد بر اخلاق باور بود، در عين حال، رد پاي بحث مسئوليت اخلاقي را نيز مي‌توان در همين مقاله جستجو کرد. او مي‌نويسد: «صاحب يک کشتي درصدد  فرستادن يک کشتي مهاجرتي به دريا بود. مي‌دانست که کشتي قديمي است و از همان اول هم خيلي خوب ساخته نشده بود و نيز مي‌دانست که اين کشتي بسياري از درياها و سرزمين‌ها را ديده و بارها نياز به تعمير پيدا کرده بود. ترديدهايي به ذهن‌اش خطور کرد که نکند اين کشتي براي رفتن به دريا مناسب نباشد. ترديدها ذهن او را به خود مشغول کرد و موجب ناراحتي او شد. با خود فکر کرد که شايد مي‌بايست کشتي را کاملا سرويس و تعمير کند، حتي اگر خرج زيادي روي دستش بگذارد. به هر حال قبل از آنکه کشتي حرکت کند، او موفق شد بر اين تفکرات آزاردهنده غلبه کند. با خود گفت که اين کشتي بدون هيچ خطري بسياري از سفرهاي دريايي را تجربه کرده و از بسياري از طوفان‌ها جان سالم به در برده است؛ لذا بي‌دليل است که گمان کنم کشتي از اين سفر نيز سالم باز نگردد. او بر خدا توکل کرد ... و با خاطري آسوده و آرزوهايي نيکخواهانه براي موفقيت مسافران... حرکت کشتي را نگريست. بعدها زماني که کشتي در وسط اقيانوس غرق شد و ديگر سخني از آن در ميان نبود، خسارت‌اش را از بيمه گرفت»[1]
 
گاهي با خود فکر مي‌کنيم که مفروضات و مثال‌هايي که فيلسوفان در آثار خود خلق مي‌کنند، ساخته و پرداخته ذهن آنهاست؛ اما رخ داد‌هايي مانند سقوط هواپيماي ايران 140، نشان مي‌دهد تا چه اندازه‌اي ما به اين حوادث نزديک هستيم. متاسفانه مثالي که کليفورد ذکر مي‌کند تا حد زيادي به حادثه سقوط هواپيماي ما نزديک است. در خبرها آمده است که: «سخنگوی کمیسیون عمران و نماینده مردم شهرستان‌های قروه و دهگلان در مجلس گفت که هواپیمایی که روز گذشته در تهران سقوط کرد، پیش از پرواز چک نشده و خلبان نیز نسبت به وجود مشکلات فنی در آن هشدار داده بود.»[2] به فرض صحت اين اظهارات، آيا به نظر شما باورهای متافیزیکی مي‌تواند بهانه‌اي براي چک نکردن هواپيما پيش از پرواز باشد؟ اما مشکل ظاهرا تنها به چک نکردن هواپيما هم مربوط نيست و بار مسئوليت اين سقوط بر عهده کسان ديگري نيز سنگيني مي‌کند: «وی افزود: این هواپیما، از نظر فنی سالم نبوده و مشکلی داشته و باید از رده خارج می شده است.»[3] واقعا چرا بايد هواپيمايي که از رده خارج شود، همچنان ما را به اوج آسمان‌ها مي‌برد؟
اين رويداد را از زاويه ديگري نيز مي‌توان نگريست و آن مشکلات، ناشي از نگاه‌هاي يک‌سويه به بخش‌هاي مختلف مملکت است. ندايي که مدتي است آهنگ نگراني از مذاکرات ايران براي جلب منافع ملي را فرياد مي‌زند و هر از گاهي دلسوزان و خردمندان را متهم به ناديده گرفتن منافع ملي مي‌کند، در اين رخ‌دادها بايد کمي وادار به تأمل شود. آيا جان مسافراني که بر چنين ارابه‌هاي مرگي سوار مي‌شوند، بخشي از همان مليت نيست؟ آيا سقوط يک هواپيماي ساخت ايران آسيب به غرور ملي را در پي ندارد؟ بگذاريد به خبري استناد کنم که اين روزها در فضاي مجازي دست به دست مي‌شود: «کتبا مي‌نويسم هواپيماي 140 از فوکر بهتر است.»[4] اين جمله را وزير راه و ترابري دولت نهم در همان روزهايي گفته‌اند که از اين هواپيما رونمايي شده است. مسلما ايشان هم با تکيه بر سخن متخصصان داخلي و سازندگان اين هواپيما چنين ادعايي کرده‌اند و من قصد ندارم در اين نوشته سخن ايشان را محکوم کنم. اما نکته‌اي که مي‌خواهم بر آن پافشاري کنم اين است که سخن ايشان، سخني است که ميليون‌ها ايراني تمايل دارند تا درست و محکم گفته شود؛ اما اگر فردا روزي مانند امروز، نادرست از آب دربيايد، آن وقت احساسات و غرور ملي همه آن ميليون‌ها ايراني جريحه‌دار خواهد شد.
 
تکيه بر تخصص محوري، تأکيد بر شايسته‌سالاري، توجه مضاعف به خردمندي و عقلانيت در اداره امور و نهايتا پرهيز از شعارزدگي در تصميم‌گيري‌هاي کلان براي اداره کشور، يک بازي سياسي نيست؛ بلکه مسئوليت اخلاقي‌اي است که برعهده يکايک ماست. اگر با اخلاق ديني نيز به اين مسأله بنگريم و فرمايشات ائمه معصومين را همواره به عنوان چراغ راه خويش قرار دهيم، کاملا واضح است که ما در قبال نتايج اعمال خود مسئول هستيم. در واقع، دين ما ضمن آنکه نقش نيت کنشگر اخلاقي را در اعمال فرد پر رنگ مي‌کند در عين حال بر اينکه ما نسبت به پي‌آمدهاي اعمال خود بايد پاسخگو باشيم نيز تأکيد مي‌کند. يکي از جملات امام خميني (ره) که بارها از سوي برخي نقل شده است و به نادرستي تفسير شده قريب به اين مضمون است که ما مأمور به اداي تکليف هستيم نه مأمور به نتيجه. تفسير درست اين سخن، دربردارنده تخصص محوري است. ما با وجود فراهم شدن مقدمات انجام يک تکليف، مکلف مي‌شويم. بر اين اساس، کسي که دانش مديريتي ندارد مکلف به اداره بخشي از جامعه نيست و آنکه تخصص انجام کاري را ندارد نه تنها وظيفه‌اي در قبال پذيرش آن مسئوليت ندارد، بلکه شايد اصلا پذيرش آن کار، برايش جايز نباشد.
  پاسخ‌گويي به چند و چون علل اين حادثه، ابعاد بسيار تأثرانگيزي دارد: «خلبان شهبازی با بیان اینکه ساخت این هواپیما چند سال پیش در ایران و اوکراین آغاز شد، ادامه داد: به طور کلی اوکراین سه فروند از این هواپیما را تولید کرد که پس از سقوط یک فروند از آن در دریای خزر، خط تولید آن متوقف شد …. او با بیان اینکه نهمین هواپیمای ایران 140 در دست ساخت است، گفت: هیچ شرکت هواپیمایی حاضر به خریداری این هواپیما نشده و تنها يک شرکت تولید این هواپیما را عهده دار شد. »[5] آيا اين واقعيت‌ها نبايد مسئولين امر را به تصميم درست‌تري هدايت مي‌کرد؟ وقتي خود کشور توليدکننده، حاضر به استمرار خط توليد اين هواپيما نيست، کدام بهانه خردپذير مي‌تواند توليد و پرواز چنين وسيله‌اي را در کشور ما به لحاظ اخلاقي توجيه کند؟ البته نکته ديگري که نبايد مغفول بماند نقش ناديده‌اي است که تحريم‌کنندگان مردم اين سرزمين در شکل‌گيري چنين وقايعي بازي مي‌کنند: «خلبان شهبازی با بیان اینکه آمریکا و کشورهای 1+5 ناجوانمردانه صنعت هواپیمایی کشور را تحریم کرده اند، انها را مسئول مستقیم جان 39 کشته سانحه هواپیمای ایران 140 دانست »[6] اين نکته را در پايان ذکر کردم به دليل اينکه نمي‌تواند نافي مسئوليت خودمان باشد. چرا که کار دشمن، دشمني کردن است، اما آنچه در برابر اين دشمني‌ها به عنوان ابزار کارآمد مقاومت و مبارزه توأمان است، تدبير خردمندانه مبتني بر حکمت، عزت و مصلحت است.   
 
[1] . دابليو. کي. کليفورد، ترجمه زينب صالحي، اخلاق باور، ماهنامه پژوهشي اطلاعات حکمت و معرفت، شماره 8، آبان 1378، ص 66
[2] . سايت خبري انتخاب، دوشنبه، 20 مرداد 1393
[3] . همان.
[4] . سايت خبرآنلاين، دوشنبه 18 آذر 1387
[5] . سايت خبرگزاري جمهوري اسلامي، 20 مرداد 1393
[6] . همان.
 
 
کد مطلب: 3984
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۳
ساعت انتشار : ۱۸:۳۱
 
 


انتشار یافته : ۴نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
محمدرضا
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۰۵-۲۰ ۲۳:۳۳:۱۰
اخلاق تنها چیزیه که اینها نمی فهمند. (1265)
 
حکمت
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۰۵-۲۱ ۰۰:۴۳:۳۰
تنها دین آنلاینه که این طور موضوعات رو می تونه در چرخه تحلیل انتقادی حلاجی کنه (1266)
 
کاوه
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۰۵-۲۷ ۲۲:۵۶:۱۸
کاش همچین نگاهی هم به موضوعات سیاسی که اخلاق رو این روزها درهم پیچیده اند بیندازید! (1280)
 
امين
Anonymous Proxy
۱۳۹۳-۰۵-۳۰ ۱۱:۱۵:۵۱
اوايل انقلاب يادم هست که يک روايت به وفور نشر مي شد: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته. اين که همه به نوعي مسئوليت داريم. اما نمي دانم چه شد که کساني هم که بايد احساس مسئوليت بکنند نمي کنند بلکه حتي گاهي طلبکار هم مي شوند. خدايا به ما رحم کن! (1286)