داخلی صفحه فرهنگ عمومی آرشيو خبر
۲
 
در ستایش اقدام شایسته مؤسسه حکمت و فلسفه؛ نگاهی به مدرسه تابستانی تکامل
در روزهای پایانیِ تابستان، مدرسه‌ای تابستانی در سه روز و با عنوان «نظریه‌ی تکامل؛ از علم تا فلسفه» در مؤسسه‌ی پژوهشی حکمت و فلسفه برگزار شد که از جهات مختلف با برنامه‌های مشابه خود، متفاوت بود و شایسته‌ی تکرار و تقلید.
مدرسه تابستانی
دین آنلاین/ محسن طاهری: روزانه ده‌ها سمینار و کنفرانس و نشست و همایش در کشور ما برگزار می‌شود که از کنار بسیاری از آنها به‌راحتی می‌توان گذشت و بی هیچ احساس خسرانی می‌توان بی‌خیال آنها شد؛ اما کار مؤسسه‌ی حکمت و فلسفه را دست‌کم از چهار جهت می‌توان موفق ارزیابی کرد:
 
1. بسیاری از نهادها و مؤسسات و گروه‌های علمی در کشور ما، همایش‌ها (بخوانید نمایش‌ها) و مناظره‌های پرطمطراق و پرهزینه ولی کم‌فایده یا بی‌فایده با موضوعات کهنه ولی دهن‌پرکن را به کلاس‌های درس یا دوره‌های کوتاه‌مدتِ کم‌هزینه و بی‌سروصدا ترجیح می‌دهند. مسئولان گروه مطالعات علمِ مؤسسه‌ی حکمت و فلسفه اما گرفتار این جوّ نشدند و با روی آوردن به موضوعی تازه برای فضای علمی کشور و انتخاب قالب مدرسه‌ی تابستانی، که به کلاس درس نزدیک‌تر است تا به همایش و گردهمایی، به آن رویه‌ی جاریِ عاری از واقع‌بینی و دوراندیشی و صرفه‌جویی، پشت کردند. چنان‌که استاد معصومی همدانی در سخنرانی کوتاهش در افتتاحیه‌ی مدرسه گفت، نیّت و دغدغه‌ی اصلی برگزارکنندگان این مدرسه، پل زدن میان مطالعات فلسفی و تحقیقات علمی بوده است، به امید ترویج این رویکرد که نه فلسفه می‌تواند بدون داشتن پا و پایه‌ای در واقعیات، کار چندانی از پیش ببرد، و نه علم به‌کلّی بی‌نیاز از فلسفه است. موضوعات ارائه‌شده در سمینار هم همین رویکرد را تأیید می‌کرد؛ سخنرانی‌ها به‌گونه‌ای تنظیم شده بود که از موضوعات صرفاً زیست‌شناختی از قبیل «انتخاب طبیعی» و «تکامل و ژنتیک» آغاز می‌شد و رفته‌رفته به مباحث فلسفی نزدیک می‌شد و به موضوعاتی میان‌رشته‌ای مثل «تکامل و فلسفه‌ی اخلاق» و «تکامل و فلسفه‌ی دین» می‌رسید. موضوع تازه و کاربردی و رویکرد میان‌رشته‌ایِ این برنامه‌ی علمی، به گمان من نخستین و مهم‌ترین ویژگی آن بود.
 
2. برگزارکنندگان مدرسه‌ تکامل، فریب شهرتی را که در اغلب موارد پایه‌ی درست و درمانی هم ندارد، نخورده بودند و استادان گمنام ولی دارای تخصص را به سخنرانان پرآوازه ولی کم‌دانش ترجیح داده بودند. فهمیدنش چندان دشوار نبود که مدرسان این مدرسه را بدون توجه به نام و نشان، سن، مدرک تحصیلی و دانشگاه متبوعشان انتخاب کرده‌اند و توانسته‌اند استادانی از مؤسسه‌ی حکمت و فلسفه و دانشگاه‌های تهران و شریف گرفته تا واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد و دانشگاه علوم پایه‌ی زنجان را در فهرست تدریس‌کنندگان قرار دهند. البته این تلاش در موارد اندکی موفق نبود یا به اندازه‌ی موارد دیگر موفق نبود و برای برخی از موضوعات شاید می‌توانستند گزینه‌های بهتری پیدا کنند؛ اما این نگاه، امکانی فراهم کرده بود تا دانش‌آموختگان و دانشجویان دکتری هم در کنار اساتیدی که روزی سر کلاس‌های درسشان نسشته بودند، آرای علمی خود را به محک نقد و نظر بگذارند.
 
3. از اظهار بندگی و شاگردی و ترس و احتیاط‌های بی‌مورد و حال‌به‌هم‌زنی هم که آفت بسیاری از همایش‌ها و کلاس‌های درس ما شده است، در این گردهمایی علمی خبری نبود و اساساً آنجا که پای بحث و استدلال علمی در میان بود ـ با وجود رعایت اصول اخلاقی ـ فرقی میان استاد و شاگرد و بزرگ و کوچک نبود. تقریباً در تمام این سه روز به تعبیر سعدی، دلایلِ قوی و معنوی، عرصه را بر رگ‌های گردنِ به حجتْ قوی، تنگ کرده بود.
 
4. برنامه‌ریزی و اجرای مدرسه‌ی تابستانی تکامل هم تحسین برانگیز بود. تا توانسته بودند، متن را برجسته کرده، حاشیه را به حاشیه رانده بودند. از سخنرانی‌های بی‌خاصیت و تشریفاتی در افتتاحیه و اختتامیه، هزینه‌ها و امور اجراییِ وقت‌گیر، غیرضروری و آزاردهنده‌ای که در بیشتر برنامه‌های مشابه دیده می‌شود، و از آفتابهـ لگن‌های هفت‌دست از قبیل دوربین‌های متعددِ کارگذاشته‌شده در زوایای مختلف و فلاش‌های پی‌درپیِ دوربین‌های عکاسی، خبری نبود. برای وقفه‌های بین سخنرانی‌ها پذیرایی ساده و مختصری تدارک دیده بودند و به جای بسته‌های به اصطلاح فرهنگیِ مرسوم و معمول در همایش‌ها هم تنها یک نسخه از نشریه‌ی مؤسسه به شرکت‌کنندگان دادند که گزارش نشست‌ها و سخنرانی‌های برگزارشده در مؤسسه را می‌توانستی در آن ببینی. جز اینها دیگر تقریباً هر چه بود، بحث و گفت‌وگوی علمی بود و دیگر هیچ.
 
به این چهار ویژگی، محاسن دیگری هم می‌توان افزود و البته معایبی را هم می‌توان سراغ گرفت و به نقد گذاشت. اما غرض من از نوشتن این یادداشت، تجلیل از یک اقدام شایسته و ترویج و تبلیغ رویکرد و روشی در اجرای برنامه‌های علمی است که در آن، «علم» و «اخلاق» حرف اول را می‌زند و چیزهای دیگر یا نیستند، یا اگر هستند، در حاشیه‌اند. همین.
  
 
 
کد مطلب: 4109
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۳
ساعت انتشار : ۱۴:۲۱
 
 


انتشار یافته : ۲نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
زینب صالحی
United States
۱۳۹۳-۰۷-۰۳ ۰۷:۴۹:۵۰
عالی بود. مختصر، مفید، جذاب، خواندنی (1351)
 
هما رضوی زاده
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۰۷-۱۴ ۰۷:۵۵:۰۲
با سلامآیا امکان دسترسی به مباحث و خلاصه مقالات مطرح شده در این همایش وجود دارد؟ممنون اگر راهنمایی بفرمایید. (1369)