داخلی صفحه حوزه و روحانیت آرشيو خبر
۱
 
تئوری انقلاب در فقه شیعه
سروش محلاتی
به گزارش روابط عمومی موسسه فهیم، دویست و بیست و هفتمین جلسه نظریه پردازی موسسه فهیم شب گذشته ـ شنبه ۱۱ بهمن ماه ـ با موضوع "تئوری انقلاب در فقه شیعه" با سخنرانی «استاد محمد سروش محلاتی» و با حضور اساتید، طلاب، دانشجویان و پژوهشگران در محل موسسه فهیم قم برگزار شد.
تئوری انقلاب در فقه شیعه
استاد سروش محلاتی در ابتدای این نشست با تبریک ایام دهه فجر اظهار داشت: موضوع صحبت امشب تئوری انقلاب در فقه شیعه است مسئله تئوری انقلاب در جامعه شناسی سیاسی مورد بحث قرار می گیرد و مقصود جامعه شناسان از این عنوان این است که وقوع انقلاب در اثر چه علل و عواملی بوده است؟ و تئوری های متعددی در این زمینه وجود دارد.

وی ادامه داد: تئوری انقلاب در فقه معنای دیگری دارد؛ ما درباره علل انقلاب بحث نمی کنیم می خواهیم موضع فقه شیعه را درباره انقلاب بحث کنیم؛ آیا فقه، ما را به انقلاب تشویق می کند؟ و یا اساساً احکام فقهی با انقلاب میانه ای دارد؟

این استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: در عصر ما انقلاب از طرف امام(ره) که رهبری این نهضت را برعهده داشتند، مطرح شد. انقلاب از دیدگاه ایشان که فقیه برجسته ای بود نمی توانست پایه های فقهی و اجتهادی نداشته باشد؛ یعنی امام برای ضرورت انقلاب استدلال فقهی ارائه کرد و دیدگاه فقهی امام پایه های انقلاب را تثبیت کرد. ایشان می گفت نظام حاکم فاقد مشروعیت است و با مبانی خود این مسئله را توضیح می داد. و امام معتقد بود که در دوره غیبت که امام معصوم از
امام برای ضرورت انقلاب استدلال فقهی ارائه کرد و دیدگاه فقهی امام پایه های انقلاب را تثبیت کرد
دسترس ما بیرون است می توانیم یک نظام مشروعِ جایگزین داشته باشیم و فقه این را طراحی کرده است.

وی خاطر نشان کرد: امام معتقد بود مقدمه پیشگری از ظلم و نهی از منکر به عنوان اقدام عملی، واجب است و اگر در این اقدام افرادی آسیب ببینند تکلیف امر به معروف و نهی از منکر ساقط نمی شود و از تقیه هم نمی توان استفاده کرد در این شرایط تقیه حرام است و لو بلغ ما بلغ. امام در نظریه خود به تمام مسائل پاسخ داده است.

استاد سروش محلاتی در مورد نظریه فقهی انقلاب در دوران مشروطه اظهار داشت: در دوره مشروطه علمایی مثل آخوند خراسانی مسئله انقلاب را با تفاوت هایی که در اصول و مبانی داشت، مطرح کردند ولی نمی توان گفت که نظرات آنان عیناً نظرات امام است و ما درصدد مقایسه نیستم.

وی درباره بحث انقلاب در گذشته فقه شیعه گفت: وقتی ما با تاریخ شیعه مواجه می شویم می بینیم علمای ما کمتر درصدد ارائه نظریه و رهبری انقلاب بودند. برای نمونه شیخ انصاری و صاحب جواهر چیزی در این زمینه بحث نکرده اند.

استاد حوزه و دانشگاه در مورد موضع علما در جنگ های ایران و روسیه یادآور شد: علمایی در جنگ های ایران و روسیه فتوا دادند که باید در برابر اجنبی ایستاد و دفاع کرد؛ اما اینکه با رژیم حاکم چگونه باید مقابله کرد که منجر به سقوط حاکمان شود نظریه ای در میان فقهای گذشته شیعه وجود ندارد؛ البته جنبه های استثنایی وجود دارد ولی اینها روال کلی نیستند.

وی ادامه داد: آنچه که امروز بدیهی و واضح است در نزد علمای گذشته واضح و بدیهی نبوده است و آنچه که امروز قطعی و واجب است آنها نظر موافق و مساعدی
وقتی ما با تاریخ شیعه مواجه می شویم می بینیم علمای ما کمتر درصدد ارائه نظریه و رهبری انقلاب بودند
نداشتند.

استاد سروش محلاتی درباره اینکه انقلاب در چه بابی از ابواب فقه بحث می شود، گفت: عنوانی در فقه به نام انقلاب نداریم و باید ببینیم انقلاب تحت چه عنوان فقهی قرار می گیرد؟ در پاسخ به این سوال باید بگوییم که انقلاب ذیل بحث امر به معروف و نهی از منکر مطرح می شود و انقلاب می تواند مصداقی از امر به معروف و نهی از منکر قرار بگیرد. یعنی نظام جائر، نظام منکری است و نهی از ظلم آنها نهی از منکر است و معنای دوم این است که شخص حاکم رفتارهای نامشروع دارد و باید جلو ظلم او را گرفت.

وی افزود: از دیدگاه فقها شرط امر به معروف و نهی از منکر آن است که مفسده و ضرر نداشته باشد یعنی به آمر یا ناهی و خانواده او آسیب نرسد و آسیب هم اعم از جانی، مالی و حتی آبرو و حیثیت است؛ علمای گذشته به خاطر این تلقی، به انقلاب نمی رسیدند. اما از دیدگاه امام خمینی(ره) امر به معروف و نهی از منکر اگر در امر مهمی باشد، تحمل ضرر مشکلی ندارد.

این استاد حوزه و دانشگاه در مورد دیدگاه علمای گذشته درباره عمل ابوذر که اعتراض کرد و تبعید شد، گفت: از دیدگاه علمای گذشته از اینها قاعده استفاده نمی شود. صاحب جواهر در جلد ۲۱ جواهرالکلام می گوید مومن آل فرعون و ابوذر جزء استثناءها بودند و و اینها را نباید مبنای یک قاعده ای قرار داد.

وی افزود: غزالی در احیاء العلوم بابی در مورد امر به معروف و نهی از منکر سلاطین، امراء و حکام دارد که چگونه صاحبان قدرت را امر به معروف کرد؟ وی می گوید در امر به معروف و نهی از منکر سلاطین مراتب باید رعایت شود اول معروف و منکر را باید به وی توضیح داد در مرحله دوم او
فقهای گذشته به نوعی قیام امام حسین(ع) را تفسیر می کردند که از آن انقلاب استخراج نمی شد و می گفتند که اگر امام می دانست که چه اتفاقی می افتاد، اقدامی نمی کرد
را موعظه کرد در مرحله سوم با او تندی کرد تا دست از منکر بردارد. اگر تندی اثر نداشت در مرحله چهارم باید اعمال قدرت کرد تا سلطان دست از ظلم، فساد و منکر بردارد.

استاد سروش محلاتی ادامه داد: غزالی معتقد است که برای سلاطین مرحله اول و دوم جایز است ولی مرحله چهارم صحیح نیست چون اعمال قدرت بر علیه سلطان موجب فتنه و آشفتگی می شود. در مرحله سوم یعنی با خشونت سخن گفتن، اگر باعث فتنه شود جایز نیست ولی اگر تندی کردن به صورتی باشد که ضرر آن به خود شخص برسد، شخص می تواند تندی کند و این کار، کارِ مستحبی است چون سیره سلف هم همین طور بوده است و سلف صالح از شهادت در این راه هم استقبال می کردند. در ادامه غزالی بیست صفحه نمونه های تاریخی را در این زمینه آورده است؛ این دیدگاه روزنه ای برای انقلاب باز می کند.

وی در مورد دیدگاه مرحوم فیض در محجة البیضاء درباره سخن غزالی گفت: مرحوم فیض معتقد است که تندی کردن در مقابل سلطان درست نیست و با قرآن و روایات سازگار نیست چون ائمه(ع) از اینکه فرد خود را به هلاکت بیاندازد، نهی کرده اند و غزالی مصادیقی که در بیست صفحه آورده، همه دروغ است و اینها انسان های گمراهی بوده و به خاطر قدرت این کارها را می کرده اند؛ دعوا به خاطر ریاست بوده است یا افرادی به خاطر وجاهت در نزد مردم قیافه انقلابی بودن می گرفتند. اینها احمق بودند و فکر می کردند که به شهادت می رسند در حالی که نمی دانستند به هلاکت می رسند.

استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: نراقی در معراج السعاده که کتابی اخلاقی و فقهی است آورده است: «امر به معروف و نهی از منکر زمانی است که متضمن مفسده نباشد.»

وی با بیان اینکه مردم از کتاب های اخلاقی و فقهی به انقلاب نمی رسیدند، اضافه کرد: مرحوم کلینی در کافی که روایات فتوایی خود را آورده است و روایت ها روایت های معتبری هستند در روایتی می گوید امر معروف و نهی از
هنر امام این بود که همه مطالب گذشته را که رسوبات فکری در حوزه های علمیه به وجود آورده بود را به هم زد و گفت که انسان در همه حال نباید به نظام ظالمانه تن بدهد
منکر برای کسی که امر به معروف و نهی از منکر را قبول کند یا جائری که خطای خود را بپذیرد، صحیح است؛ اما کسی که صاحب شلاق و شمشیر است ـ یعنی صاحب قدرت است ـ با آنها کاری نداشته باشید. مرحوم کلینی روایات دیگری نیز در این باب آورده است و مقید نمی‌کند که بعضی جاها امر مهم است و باید امر به معروف و نهی از منکر باشد.

استاد سروش محلاتی در مورد دیدگاه فقهای گذشته در مورد قیام امام حسین(ع) و برداشت ایده انقلابی از آن گفت: فقهای گذشته به نوعی قیام امام حسین(ع) را تفسیر می کردند که از آن انقلاب استخراج نمی شد و می گفتند که اگر امام می دانست که چه اتفاقی می افتاد، اقدامی نمی کرد.

وی با بیان اینکه فقهای گذشته در مورد فقدان مشروعیت حاکم معتقد بودند که باید صبر و تحمل کرد، ادامه داد: آیت الله حائری در یکی از کتاب های خود می گوید سلطان شیعه، سلطان ظالم ـ ظالم به معنای فقدان مشروعیت ـ نیست و منصب نیز غاصبانه نیست؛ زیرا مملکت به شاه ذی شوکت احتیاج دارد و اینکه فقها برای تشکیل حکومت از طرف شارع مأذون هستند، قابل قبول نیست زیرا یقین داریم که امر حکومت اختصاص به فقها ندارد.

این استاد حوزه و دانشگاه در مورد مشکل دیگر برداشت نظریه انقلاب اظهار داشت: مشکل دیگر این بود که در عصر غیبت در دوره تقیه هستیم و تا امام زمان(عج) نیاید مشکلات حکومت قابل حل نیست و در این شرایط ما باید با حاکمان ظالم مدارا کرده و بر طبق تقیه عمل کنیم. اینها تقیه را عام می گرفتند می گفتند که دوره غیبت کلاً دوره تقیه است.

وی افزود: صاحب جواهر در جلد ۱۶ آورده است اینکه امام ظاهر نمی شود نشاندهنده این است که شرایط، شرایط تقیه است. تقیه به ملاک امام تعریف می شود و اینکه امام نیامده، دلیل بر این است که فضا، فضای تقیه است و تا زمانی که امام زمان(عج) بیاید باید با این شرایط بسازیم و تقیه پیشه کنیم.

استاد سروش محلاتی در ادامه گفت:
امام می‌فرمود ما نمی‌خواهیم حکومت امام زمان(عج) تشکیل دهیم بلکه می خواهیم حکومتی در حد خودمان تاسیس کنیم و می‌توان حکومت اسلامی داشته باشیم
صاحب جواهر در جلد ۲۱ جواهرالکلام می گوید ائمه(ع) به فقها در مورد اموری که می دانستند که فقها به این امور نیازی ندارند مثل جهاد ابتدایی، اجازه ندادند؛ چون شرایط جهاد ابتدایی هیچ وقت برای فقیه به وجود نمی آید زیرا جهاد ابتدایی به نظام و ادوات جنگی نیاز دارد و دسترسی به این امور برای فقیه منتفی است.

وی خاطرنشان کرد: صاحب جواهر می گوید اگر کفار، مملکت اسلامی را تصرف کردند و کاری به شعائر دینی نداشته باشند مقابله و مبارزه کردن با آنها حرام است؛ می خواهید از چه کسی دفاع کنید؟ زیرا کسی که در عصر غیبت به قدرت برسد هم باطل است و کمک کردن به دولت باطل، حرام است.

این استاد حوزه و دانشگاه عنوان کرد: امام سجاد(ع) در رسالة الحقوق می گوید حق سلطان این است که به حرف او گوش کنی و اگر به حرف سلطان گوش نکردی و به دردسر افتادی و کشته شدی مقصر خودت هستی و خودت باعث قتل خود شده ای.

وی در مورد نظریه امام خمینی(ره) درباره انقلاب گفت: امام مقدمات آماده ای در فقه نداشت، ایشان زمینه های تئوریک آن را فراهم کرد و عملاً هم مردم را به صحنه آورد. کار امام، کار بسیار بزرگی بود. هنر امام این بود که همه مطالب گذشته را که رسوبات فکری در حوزه های علمیه به وجود آورده بود را به هم زد و گفت که انسان در همه حال نباید به نظام ظالمانه تن بدهد. اگر ما تئوری انقلاب داریم و در دنیا می توانیم عرضه کنیم از حضرت امام است.

استاد سروش محلاتی با بیان اینکه جنبه سلبی انقلاب مهم نیست بلکه جنبه ایجابی یعنی قیام مهم است، افزود: امام زمینه های تئوریک انقلاب را آماده کرد و پشتیبانی مردم از امام و همراهی حوزه های علمیه باعث قیام مردم شد و کار امام شبیه معجزه بود. امام می‌فرمود ما نمی‌خواهیم حکومت امام زمان(عج) تشکیل دهیم بلکه می خواهیم حکومتی در حد خودمان تاسیس کنیم و می‌توان حکومت اسلامی داشته باشیم.
 
کد مطلب: 4648
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۳
ساعت انتشار : ۱۴:۴۹
 
 


انتشار یافته : ۱نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
مهدی
۱۳۹۳-۱۱-۱۴ ۰۸:۲۷:۴۵
کاش استاد بزرگوار همانطور که با استدلات علمی نظریه عدم لزوم انقلاب در عصر غیبیت را بیان کردند همانطور دیدگاه امام و برخی فقها دیگر مبنی بر لزوم انقلاب رو هم بیان می کردنداللهم ان یقال جناب آقای دکتر محلاتی علی رغم تعریفات و تمجیدهایی که از حرکت انقلابی امام خمینی داشتند خودشان با نافیان انقلاب موافق هستند. (1603)