داخلی صفحه فرهنگ و هنر آرشيو خبر
 
دكتر سيد عباس صالحي
تداوم مکتب اخباري در حوزه‌هاي شيعه
تفکر اخباري، با مذاق عاميانه مذهبي همخوان است. اخباريان، دعاوي چون تمسک و تولاي فکري به امامان معصوم (ع)، احتياط گزيني عملي، تعبدگرايي و دوري از آراي شخصي و… را مطرح کردند. اين شعارها، آن قدر قداست آميز و جذاب بودند که ميدان داري کنند و حتي مخالفان را هم از خوف عوام به همراهي وادارند
سید عباس صالحی
 
 
به نظر مي‌رسد که عوامل زير در تداوم آشکار و پنهان اخباري گري در حوزه‌هاي شيعي اثرگذارند:
1. مکتب اخباري، حدود دويست سال، مکتب فکري بلامنازع در پاره‌اي از حوزه‌هاي ديني و مکتب فکري مطرح در پاره‌اي ديگر از حوزه‌ها بود. اين حضور غالب و يا مطرح، ده‌ها نسل علمي متوالي را در حوزه‌هاي علميه دربرگرفت. طبيعي مي‌نمايد که آثار اين حضور ساليان سال بماند و به سهولت از بين نرود. مکتب اعتزال، که هيچ گاه چونان سلطه‌اي و غلبه‌اي بر مجامع علمي اهل سنت نيافت، قرنها پس از افول و زوال، آثار فکري آن برجاي ماند و در دوره معاصر، رگه‌ها و علاقه‌هاي اعتزال مشهود و حيات مجدد آن در حوزه‌هاي فکري اهل سنت نمايان است. مکتب اخباري در ميان شيعه، که تداوم، يا گستره و سلطه فکري آن غير قابل مقايسه با مکتب اعتزال مي‌نمايد، بديهي مي‌نمايد که با نقد و هجمه فکري وحيد بهبهاني و شاگردان او، گرچه ره افول پيمود؛ اما آثار پنهان و پيداي آن بماند و چونان درختي ريشه دار، از اين سو و آن سو جوانه زند و خود را در قالبها و نمادهاي نو بنماياند.
2. بخشي گسترده از آثار و نوشته‌هاي عالمان اخباري مسلک، به منابع اصلي و مورد مراجعه عالمان، فضلا و حتي عوام شيعه تبديل شدند. مولفان مجامع حديثي متأخر شيعي، اخباري هستند. علامه مجلسي، حر عاملي و فيض کاشاني که محمدين الاواخر شناخته مي‌شوند مؤلفان سه مجموعه اصلي حديثي متاخر هستند که آثار ايشان جايگزين مجامع حديثي متقدم (صحاح اربعه) گرديدند و جايگاهي رفيع در منابع و مصادر حديثي شيعه پيدا کردند. اين بزرگان، تنها به گردآوري ساده احاديث بسنده نداشتند، بلکه دريچه‌هاي نظر و منظر اين مؤلفان اخباري، در شيوه گردآوري، گزينش، تيتربندي و عنوان گذاري، تقطيعات روائي و بويژه در توضيحات و تبيينهاي روايي نمايان است. به عنوان نمونه مجموعه عظيم و گرانسنگ بحارالانوار با 110 جلد جديد (و يا 25 جلد نخستين) و در 2327 باب و بيش از 40 هزار صفحه، در موضوعات گوناگون عقايدي، تفسيري، تاريخي، اخلاقي، احکام فقهي و… به نقل احاديث مي‌پردازد و در جاي جاي اين اثر ارزشمند، با گردآوري، عنوان گذاري و توضيحات علامه مجلسي، مخاطب با آموزه هايي آشنا و درگير مي‌شود که از خاستگاه يک مؤلف وفادار به مکتب اخباري برخاسته است.
در دانش تفسير نيز آثار متنوع و ارزشمند اخباريان چنين جايگاهي را دارد. تفسيرهاي صافي، نورالثقلين و برهان (از فيض کاشاني حويزي و سيد هاشم بحراني) از تفاسير معروف روايي‌اند که توسط مؤلفان اخباري نگاشته شده و در سده‌هاي اخير از مهم ترين تفاسير مرجع عالمان و فضلاي حوزه‌هاي علميه به شمار مي‌روند.
3. مکتب فکري اخباري، از تنوّع آثار در قلمروهاي گوناگون دانش اسلامي برخوردار شد. اين گسترده مضموني، در عمل، به غنابخشي اين جريان انجاميد و خوانندگان را با مجموعه جهان بيني، انسان شناسي، تاريخ نگري و… مترابط و منسجم همراه ساخت.
همان گونه که ياد شد، اخباريان تلاش وافري در حديث نگاري داشتند. علاوه بر تک نگاريهاي روايي، همت خويش را به موسوعه نگاريهاي حديثي معطوف داشتند.
موسوعه‌هاي روايي اخباريان، ويژگيهاي متمايز و ممتاز داشت: کثرت روايات، طبقه بندي مناسب، شرح و توضيحات لازم و… علاوه بر موسوعه نگاريها، به شرح نگاري روايي پرداختند و از منظر خويش به تبيين مبهمات و مشکلات در فهم روايات روآورده‌اند. نمونه هايي چون: روضة المتقين (شرح من لايحضره الفقيه از ملامحمد تقي مجلسي) مرآة العقول و ملاذ الاخبار (شرح بر کافي و تهذيب از علامه مجلسي) و…
همچنين تفسيرهاي روايي از سوي مؤلفان برجسته اخباري نگاشته شد که به برخي از آنها اشارت گرديد.
در قلمروي عقايد ديني، آثاري چون حق اليقين (علامه مجلسي) علم اليقين و عين اليقين (فيض کاشاني) و در اخلاق و آداب ديني، نگاشته هايي چون المحجة البيضاء (فيض کاشاني) و حلية المتقين (علامه مجلسي) و در مسائل تاريخي، نوشته هايي چون حيوة القلوب و…
اين مجموعه تاليفات متنوع که تنها به يادکرد آثار مشهور و مورد مراجعه بسنده شد در مخاطبان، مذاق و منظر مشابه و يا همگرا پديد مي‌آورد و در نتيجه، هرگز نمي توان مکتب اخباري را پايان يافته دانست؛ زيرا آثار اخباريان در قلمروهاي گوناگون دانش اسلامي شيعي، منابع مرجع يا مورد مراجعه هستند و خواسته يا ناخواسته، آثار طبيعي خود را در هم گرايي و يا رسوبات فکري برجاي مي‌گذارند.
ييادآور مي‌شود که نويسنده اين سطور، نه اين آثار را کم ارج مي‌شمرد و نه از حذف و يا کم رنگ ساختن اين نگارشها سخن به ميان مي‌آورد، بلکه تنها به اين نکته توصيفي و گزارشي بسنده مي‌کند که نمي توان از افول مکتب اخباري سخن به ميان آورد، در شرايطي که بخش مهمي از منابع و مصادر ارجاعي در حوزه‌هاي ديني از اين مؤلفان است.
4. تفکر اخباري، توانست فکر ديني عوام را با نگرش خود بسامان کند. در ميان مؤلفان اخباري، نقش علامه مجلسي، بسيار برجسته بود. ايشان در بنيان سازي و گسترش بخشي فرهنگ و انديشه شيعي در جامعه فارسي زبان، نقش بسزايي داشت. آثار فارسي منقّح و همگان فهم وي در چندين سده، مرجع ديني توده‌هاي فارسي خوان بود… سيد محمد حسين خاتون آبادي (نواده علامه مجلسي) از 49 کتاب و رساله فارسي ايشان ياد مي‌کند. در روزگار محدوديت منابع فارسي ديني، آثار متعدد و متنوع فارسي علامه مجلسي چون: عين الحيات، حق اليقين، حيات القلوب، جلاءالعيون، حليةالمتقين و… کتابهاي باليني متدينان فارسي خوان بود. اين نگاشته ها، تأثيرات و خدمات ارجمندي در فهم و اشاعه معارف و اخلاق ديني داشت، اما از آن جا که اين آثار در نگرش و مبناي فکري با مکتب اخباري پيوند داشت، فهم عامه دينداران با عقايد، اخلاق، تاريخ، نبوت، امامت و باورهايي شکل يافت که با نگرش اخباري همگرا بود و در نتيجه آن ديدگاه‌ها و گزاره‌ها به مرور به مشهورات، بلکه گاه ضروريات مذهب تبديل شد.
5 تفکر اخباري، با مذاق عاميانه مذهبي همخوان است. اخباريان، دعاوي چون تمسک و تولاي فکري به امامان معصوم (ع)، احتياط گزيني عملي، تعبدگرايي و دوري از آراي شخصي و… را مطرح کردند. اين شعارها، آن قدر قداست آميز و جذاب بودند که ميدان داري کنند و حتي مخالفان را هم از خوف عوام به همراهي وادارند.[1]

[1] . نقل از نشرية حوزه ، ش144 ـ 143.
 
 
کد مطلب: 702
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۷ تير ۱۳۹۲
ساعت انتشار : ۱۲:۱۵
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر