داخلی صفحه فرهنگ و هنر آرشيو خبر
 
دكتر محمد لگنهاوسن
اعتدال و حقيقت‌جويي در جدال سنت و مدرنیسم
لازمه اعتدال، درك شرايط جاري جوامع مسلمان معاصر و عناصر تشكيل دهنده آن‌ها،‌ اعمّ از عوامل بازار جهاني يا اعتقادات و اعمال ديني مردم عادي است. چگونگي شكل‌گيري و تغيير و تحول جوامع ما، از دست ما خارج است، و هرگاه به نوعي، مجالي براي تغيير يا تعديل در جهت‌گيري آن پيدا كنيم، بايد با تواضع خاصي بپذيريم كه پيامدهاي مداخله‌ی ما در مسائل اجتماعی، سياسي و ديگر مسائل فرهنگي، غالباً با آنچه پيش‌بيني مي‌كرديم، متفاوت است؛ اما اين امر نبايد باعث ترس ما شود، بلكه بايد موجب تسليم ما در برابر خدا و پذيرش دستورات او شناخت اين امر گردد كه خداوند در دستورات خود عالم‌تر از ماست
هاوزن
 
 
به جاي آنكه ارج نهادن به خود را براساس ويراني‌هاي گذشته ايدئالي، معنا بخشيم، بايد در موقعيت‌هاي متحول به دنبال حقيقت باشيم؛ فارغ از اينكه اين حقيقت در سنت‌هاي خاص ما محفوظ مانده يا از مدرنيته يا از جاي ديگري آمده باشد، تنها حقايق و ملاك‌هايي كه هميشگي و جهان شمول بوده و در دسترس ما قرار گرفته‌اند در اسلام يافت مي‌شوند. ما بايد بر پايه اين حقايق و معيارها و با استمداد از استعدادهاي فكري محدود خود، سعي كنيم تا به درك متعادلي از جايگاه و وظايف خود دست يازييم. به نظر مي‌رسد شيوه عاقلانه در مسائل اخلاقي، سياست و نيز ساير مسائل مرتبط با فرهنگ و تمدن، شيوه‌اي است كه متعادل و ميانه باشد. نبايد اعتدال را با عدم اراده‌ی استوار يا ترديد درباره‌ی مسائل دين يا عدالت، خلط كرد. اعتدال به معناي داشتن حكمت براي تشخيص حماقت‌آميز بودن انواع افراطي تجددگرايي و سنت‌گرايي و انتخاب راهي درست از ميان آنهاست.
لازمه اعتدال، درك شرايط جاري جوامع مسلمان معاصر و عناصر تشكيل دهنده آن‌ها،‌ اعمّ از عوامل بازار جهاني يا اعتقادات و اعمال ديني مردم عادي است. چگونگي شكل‌گيري و تغيير و تحول جوامع ما، از دست ما خارج است، و هرگاه به نوعي، مجالي براي تغيير يا تعديل در جهت‌گيري آن پيدا كنيم، بايد با تواضع خاصي بپذيريم كه پيامدهاي مداخله‌ی ما در مسائل اجتماعی، سياسي و ديگر مسائل فرهنگي، غالباً با آنچه پيش‌بيني مي‌كرديم، متفاوت است؛ اما اين امر نبايد باعث ترس ما شود، بلكه بايد موجب تسليم ما در برابر خدا و پذيرش دستورات او شناخت اين امر گردد كه خداوند در دستورات خود عالم‌تر از ماست. هرگز نمي‌توان، به بهانه‌ی اين‌كه مي‌خواهيم به نحو ديگري به اهداف اجتماعي يا سياسي مطلوب دست يابيم، احكام اخلاقي‌اي را كه مقتضاي وجدان انسان و مورد تأييد وحي الهيِ پيامبران (علي نبيّنا و آله و عليهم السلام) است زير پا گذاشت.
لازمه اعتدال، تحليل و ارزيابي انتقادي ويژگي‌هاي تمدن خويش و شيوه‌هاي تغيير و تحول آن است، تا از اين طريق بتوان جنبه‌هاي مثبت و منفي آنها را براساس معيارهاي تعاليم و ارزشهاي اسلامي ارزيابي كرد. ما بايد بدانيم، براي به حداقل رساندن تأثيرات منفي مدرنيزاسيون، كه در پيرامون ما واقع مي‌شود، چه مي‌توان كرد، و در اينجاست كه مي‌توان از آثار سنت‌گرايان، ياري جست. اين آثار مي‌توانند حساسيت ما را درباره‌ی چگونگي بازتاب اصول و تعاليم ديني در زمينه‌هاي گوناگون فرهنگي و نيز درباره‌ی اين امر كه مدرنيزاسيون چگونه به اين اصول و تعاليم خدشه وارد مي‌كند، افزايش دهند، و اين نكته‌اي است كه غالباً، از سوي بانيان اصول سياست و سياست‌مداران و نيز دانشگاهيان مورد توجه قرار نمي‌گيرد. آثار سنت‌گرايان، به رغم اشكالاتي كه درباره‌ی آن‌ها برشمرديم، در افزايش حساسيت ما، و به تعبير امروزين، در آگاهي بيشتر ما درباره‌ی نحوه نقض انسجام فرهنگ‌هاي سنتي از جانب فراگرد مدرنيزاسيون (بسيار راه‌گشا و) سهيم هستند. البته در اين ويژگي‌ها پساتجددگرايان نيز با سنت‌گرايان شريك‌اند. در واقع هر دو گروه درگير فاش ساختن ابعاد مختلف مدرنيته‌اند، و اين وظيفه بسيار ارزشمندي است و ميزان مخالفت من با مطالبي كه سنت‌گرايان در اين زمينه بيان كرده‌اند، مهم نيست، و اساساً، من خود را در قبال روشنگري‌هاي سنت‌گرايان به ويژه دكتر نصر، مديون مي‌دانم. اما درك اين نكته نيز ضروري است كه كدام نوع از تحولات مدرن موجبات هماهنگي بيشتري را با اصول ديني فراهم مي‌آورد. نقش‌هاي متحولي كه عناصر مختلف اجتماعي و فرهنگي ايفا مي‌كنند باعث مي‌شود اين عناصر در برخي محيط‌ها هماهنگ با اصول ديني و در برخي محيط‌ها در تضاد با آنها باشند. نمي‌توان عناصر جامعه سنتي را از گذشته وارد كرد و انتظار داشت كه بتوانند همان نقش انسجام‌بخشي را كه در بستر اولي و اصلي خود داشتند در محيط‌هاي جديد نيز ايفا كنند.
لازمه ديگر اعتدال، تحليل و ارزيابي نقادانه جوامع سنتي و نهادهاي آنهاست. به جز برخي سنت‌گرايان، تقريباً همه انديشمندان مسلمان معاصر، اتفاق نظر دارند كه سلطنت موروثي با اهداف و ارزش‌هاي بنيادين اسلامي سازگار نيست. سلطنت، حكومتي ظالمانه است كه ثروت ملي را به خاطر رفاه تعداد اندكي از افراد،‌ بر باد مي‌دهد. به گواهي تاريخ، هر گاه چنين قدرتي، در دست شخص يا گروه خاصي افتد كه به رفاه خو كرده باشند، جامعه اسلامي، به سهولت در معرض ضرر و زيان سلطه بيگانگان قرار مي‌گيرد. همچنان كه در همكاري سلطنت قاجار با عوامل روسيه، و سلطنت پهلوي با عوامل امريكا، چنين شد.
در هيچ ساحتي، اعمّ از ساحت آموزه‌ها، اقتصاد، نهادها و نظام‌هاي اجتماعي و انواع نمودهاي فرهنگي يا غيره، هرگز نمي‌توان چيزي را تنها به دليل سنتي بودن آن پذيرفت يا به دليل مدرن بودنش ردّ كرد. فرآيند رايانه‌اي كردن كارها را در نظر بگيريد. دكتر نصر اين امر را به منزله چيزي مدرن و غيرسنتي محكوم مي‌كند.[1] بي‌شك رايانه كاربردهاي فراواني دارد كه با اهداف و ارزش‌هاي اسلامي سازگار نيستند، اما تا حدّ زيادي، گريزي از آن نيست. از سوي ديگر، رايانه كاربردهاي فراواني نيز در خدمت به اهداف اسلامي دارد كه مي‌توان به مواردي چون دسترسي سريع به اطلاعات، تسهيل تحقيقات، و نيز نرم‌افزارهاي اسلامي، گروه‌ها و نشريات اينترنتي اسلامي و پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني و قابل جست‌وجوي احاديث اشاره كرد. استدلال سنت‌گرايان در صورتي ارزشمند است كه متذكر ابعادي از فرهنگ و فن‌آوري مدرن شود كه به انحاي مختلفي، كه معمولاً به آنها توجه نمي‌شود، در تعارض با اصول اسلامي باشند. مثلاً ممكن است ما در توجه و علاقه شديد به نرم‌افزارهاي اسلامي، متوجه اين واقعيت نشويم كه تعليم و تربيت اسلامي، چنانچه از طريق برنامه‌هاي رايانه‌اي باشد، (بدون آنكه ميزان مفصل يا مجمل بودن آن تأثيري داشته باشد) به بدترين وجه، غيرشخصي (و غير صميمانه) خواهد شد. به لحاظ سنتي، ارتباط ميان متعلم و معلم داراي بيشترين اهميت است؛ در بستر اين گونه ارتباط شخصي است كه معلم مي‌تواند فهم نادرست مطالب ارائه شده به متعلم را تصحيح كند، و تنها در چنين بستري است كه معلم مي‌تواند معين سازد كه در سطح خاصي چه مطالبي براي متعلم مفيد يا مضر است. روشن است كه برنامه‌هاي رايانه‌اي نمي‌توانند در مقايسه با استاد موفق باشند. اما راه حل قضيه، اين نيست كه پيوسته پايگاه‌هاي اسلامي را، به عنوان ناقض اصول سنتي تعليم و تربيت اسلامي، تحقير كنيم. پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني، فوايد و مزاياي خاص خود دارند. در شرايط كنوني، همه متعلمان،‌به اندازه كافي، به استاد دسترسي ندارند؛ مثلاً امروزه تقريباً نصف جمعيت ايران كمتر از هجده سال دارند. از نظر بسياري از انديشمندان، دو گزينه‌اي كه پيش روي ماست، استفاده از برنامه‌هاي رايانه‌اي يا استاد نيست بلكه استفاد تعليمي يا غيرتعليمي از رايانه است. بحث فوق تنها يك مثال است ولي مي‌توان آن را تا بي‌نهايت ادامه داد. بايد پذيرفت كه مدرنيزاسيون واقعيتي از واقعيات زندگي است. سنت‌گرايان نكات ارزشمندي را دربارة نقايص آن بيان مي‌كنند، اما در مجموع گزينه‌اي كه پيش روي مردم است انتخاب يكي از دو شيوه زندگي سنتي يا مدرن نيست. آنها خود را در گرداب مدرنيزاسيون گرفتار مي‌بينند. چالشي كه مطرح است آن است كه در اين فرآيند راهي پيدا كنيم كه دين، به رغم مفاسد و مضراتِ مدرنيزاسيون، مصون و محفوظ بماند.[2] اميد است جوامع اسلامي روند مدرنيزاسيون را بدون دچار شدن به مضرات و مفاسدي كه در غرب بر جاي نهاد، پشت سر بگذارند. ان‌شاء الله.
(نقل از كتاب سياحت انديشه در سپهر دين، دكتر محمد لگنهاوسن، ص 481)

[1] . Ibid, p.24, fn. 8.
[2] . به بيان امام صادق عليه السلام خطاب به ابوحنيفه كه فرمود: عاقل كسي نيست كه ميان خير و شرّ تمييز بنهد؛ چرا كه بهايم نيز تمييز توانند كرد؛ بلكه كسي است كه تمييز كند ميان دو خير و دو شر، تا از دو خير، خيرالخيرين و از دو شرّ خير الشرين را برگزيند. (عطار نيشابوري، تذكرة‌الاولياء، تصحيح دكتر استعلامي، ص 15)
 
 
کد مطلب: 801
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲۲ تير ۱۳۹۲
ساعت انتشار : ۰۱:۰۹
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر