داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
نویسنده مسیحی‌ای که عاشق امام علی(ع) بود
هادی انصاری
جورج جورداق نویسنده و پزشک مشهور مسیحی لبنانی در گذشت. پیکر او را روز جمعه از کلیسای اشرفیه به زادگاهش در مرجعیه تشییع کرده و در همان‌جا به‌خاک می‌سپارند.
هادی انصاری
هادی انصاری
بسیاری جورج جرداق را به ترانه‌ها و اشعار بسیار زیبا و مشهورش می‌شناسند و بسیاری قلم طنز و هجویانش را می‌پسندند و بسیاری فعالیت‌های مطبوعاتی و رسانه‌ای‌اش را برجسته می‌کنند اما همچنان جورج جرداق به‌عنوان نویسنده کتاب امام علی (ع) شناخته می‌شود. طی دهه‌های گذشته بسیاری از نشریات و رسانه‌های داخلی و خارجی به بررسی و تقدیر از این کتاب و نویسنده‌اش پرداخته‌اند و چند بار مراسم تکریم و بزرگداشت وی برگزارشده است و علاوه بر این، برخی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های ادبی و علمی جهان اسلام و دنیای عرب همچون میخائیل نعیمه و شیخ محمدجواد مغنیه و برجسته‌ترین علمای شیعه چون آیت‌الله‌العظمی بروجردی و آیت‌الله‌العظمی حکیم و علامه سید عبدالحسین شرف‌الدین او را ستوده‌اند.

جورداق و امام موسی صدر

جورج سجعان جرداق در «جدید مرجعیون» در جنوب لبنان به دنیا آمد؛ در منطقه‌ای از زیباترین مناطق زمین و پربارترین منطقه ازنظر رویدادهای تاریخی و خاطرات گذشتگان و در خانواده‌ای باریشه‌های «غسّانی» از روستای «شویر» در منطقه «متن» جبال لبنان و در محیطی شیفته علم و دارای گرایش شدید به طلب معرفت رشد کرد و از آغاز کودکی برادر بزرگ‌ترش لغت‌شناس و مهندس شاعر «فؤاد جرداق» تأثیر فراوانی در هدایت و راهنمایی او داشت.

دروس ابتدایی را در مدرسه‌ای در همان منطقه فراگرفته و [در دوره کودکی و نوجوانی] هر وقت می‌توانست از مدرسه فرار می‌کرد و با دو کتاب به گوشه‌ای از طبیعت زیبا پناه می‌برد: دیوان متنبی و مجمع البحرین ناصیف الیاجزی. می‌رفت و زیر سایه درختی کنار جوی آب می‌نشست و با شیفتگی این دو کتاب را می‌خواند تا اینکه یک‌بار برادرش فؤاد او را در این حالت دید و او را تشویق کرد و سپس کتاب نهج‌البلاغه را برای او آورد و به او گفت: «این کتاب را به‌صورت ویژه بخوان و هر چه می‌توانی از آن حفظ کن، زیرا همه خیرات برای کسی است که این کتاب را بخواند و مطالب آن را حفظ کند.»

او هنوز به ۱۳ سالگی نرسیده بود که بخش عمده‌ای از این سه کتاب، مخصوصاً نهج‌البلاغه را حفظ کرده بود و به‌این‌ترتیب آشنایی ابتدایی او باشخصیت بزرگ امام علی (ع) آغاز شد. اضافه بر این، برادرش فؤاد قصاید فراوانی درباره امام علی (ع) می‌سرود که از نبوغ و عظمت و جایگاه والای امام علی (ع) وزندگی درخشانش سخن می‌گفت و او به برادرش گوش می‌سپرد و وقتی‌که این اشعار را برای مهمانان می‌خواند.

دستنویس جورداق

جورج جرداق تقریباً ۱۴ ساله بود که نمایشنامه‌ای منظوم به نام «سحر» را در پنج پرده نوشت که در چندین روستا در جنوب لبنان اجرا شد. در این زمان یکی از نزدیکان خانواده به نام منصور جرداق که از دانشمندان برجسته ریاضیات بود، خواست او را برای تحصیل علوم طبیعی و ریاضیات به اروپا بفرستد اما او به خاطر دل‌بستگی شدیدش به زیبایی جادویی طبیعت زادگاهش و علاقه شدیدش به شعر و ادبیات، نپذیرفت و برای ادامه تحصیل به بیروت آمد و در کالج کلیسایی به تحصیل ادبیات عرب پرداخت.

۱۸ ساله بود که نخستین کتاب خود بانام «واگنر و زن» را نوشت و زبان و نثر این کتاب چنان بود که شیخ عبدالله علایلی درباره آن گفت: «این زبان درخشان در ادبیات معاصر نظیر ندارد.»

او پس از پایان تحصیل در کالج کلیسایی بیروت، دو کار را باهم آغاز کرد: نوشتن مداوم برای نشریات لبنانی و عربی و نیز تدریس ادبیات عرب و فلسفه در بعضی از مدارس بیروت و آثار ادبی و فکری امام علی (ع) یکی از موضوعات موجود در برنامه‌های آموزشی این مدارس بود و ازآنجاکه داشته‌ها و دانسته‌های کودکی و نوجوانی فرد برای تدریس کافی نیست، جورج جرداق باید برای آگاهی بیشتر سراغ مطالب و کتاب‌ها و آثار جدیدی درباره شخصیت ادبی و فکری و اجتماعی این شخصیت می‌رفت و بدین ترتیب، شروع به مطالعه آثاری کرد که درباره امام نوشته‌شده بود و پس‌ازآن برایش آشکار شد که بیشتر آنچه می‌خواند به مسائل ثانوی و محدودی برمی‌گردد که به زمان و مکانی مشخص ربط دارد که شاید در مرحله‌ای تاریخی برای بیشتر از مردم اهمیت دارد اما برای همه مردم در همه برهه‌های تاریخی مناسب نیست و بیشتر مطالب، به‌حق امام علی (ع) در خلافت برمی‌گشت و اینکه از دیدگاه مؤلفان این کتاب‌ها چه اندازه حق با امام علی (ع) بوده است و هرکدام هم برای ادعای خود دلایلی می‌آورند اما از دیدگاه امام علی (ع) نسبت به زندگی و انسان و ضرورت‌های جامعه بشری سخنی در میان نبود.

ازاین‌رو، جورج جرداق تصمیم گرفت به نهج‌البلاغه برگردد و دوباره آن را با توجه مطالعه کند و دریافت که امام علی (ع) عمیق‌تر و بزرگ‌تر از تمام آن چیزهایی است که گذشتگان و معاصران درباره‌اش نوشته‌اند و به این نتیجه رسید که انسانیت امام (ع) با تمام عناصر و خصایصش از اندیشه‌ای صاف و درکی عمیق نسبت به حقیقت وجود ناشی می‌شود و آنچه مردم را در زندگی خود بدان فراخوانده فراتر از همه مرزهای زمان و مکان است.


به‌این‌ترتیب او با انگیزه عشق به حقیقت، تصمیم گرفت کتابی دایره المعارفی شامل آنچه دیگران به آن پرداخته‌اند بنویسد و بدین گونه کتاب مشهور «امام علی (ع)، صدای عدالت بشری» را در چند جلد تألیف کرد که عبارت‌اند از: «علی (ع) و حقوق بشر.» «علی (ع) و انقلاب فرانسه»، «علی (ع) و سقراط»، «علی (ع) و روزگارش» و «علی (ع) و قوم‌گرایی عربی» و سپس کتاب «روائع نهج‌البلاغه» را به این مجموعه اضافه کرد.

جورج جرداق با نشریات گوناگونی در لبنان و کشورهای عربی همکاری داشته که از مشهورترین آن‌ها می‌توان به الصیاد، الشبکه و الکفاح العربی اشاره کرد و از وی کتاب‌های گوناگونی منتشرشده که معروف‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از واگنر و زن، کاخ‌ها و کوخ‌ها، حدیث الملاهی و همچنین اشعار و نمایشنامه‌های فراوانی از او توسط هنرمندان مختلف اجراشده است.

در دو سال قبل که با آقای دکتر مهدی محقق برای شرکت در کنگره جهانی غدیر به نجف اشرف مشرف بودیم جورق جوداق نماینده‌ای را از سوی خود به این کنگره فرستاده بود که با پیام زیبای خود در افتتاحیه جنب‌وجوشی را به آن افزود

دکتر محقق به من گفت از اینجا که جورق جورداق از سوارشدن به هواپیما واهمه داشت نهایت به دعوت رهبر که دران هنگام عهده‌دار ریاست جمهوری ایران بودند از راه زمین به ایران آمد و من از بیروت وی را همراهی کردم.

پس از ورود به مرز ایران به هر نقطه زیبایی که می‌رسیدیم جورق جوداق می‌گفت: «این از برکات علی علیه‌السلام است.» دکتر مهدی محقق می‌گفت همواره در این سفر نعمت‌های ولایت حضرت را در ایران یادآور می‌شد.

خاطرش گرامی باد

یاد خاطره او که با تألیف کتاب «امام علی صوت العدالة الانسانیة» خود را جاودانه کرد گرامی باد. این ضایعه را به جامعه مسیحیان جهان مسلمانان بلکه تمامی آزاد اندیشان عالم که اندیشه، قلم و زبان خود را فراتر از هر چیزی قرار داده حقیقت را بیان می‌کنند، تسلیت می‌گوییم.

سخنی زیبا از جورج جورداق نویسنده و طبیب مسیحی:«...ای روزگار، کاش می‌توانستی تمام قدرت‌هایت راوی طبیعت، کاش می‌توانستی، تمام استعدادهایت را، در خلق یک انسان بزرگ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع می‌کردی و یک‌بار دیگر به جهان ما یک علی دیگر می‌دادی ...»
 
کد مطلب: 4379
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۳
ساعت انتشار : ۱۹:۰۴
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر