داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
۲
 
آیین سبز نوروز
رضا بابایی
در ترازوی نوروز، هر که شادتر است، انسان‌تر است.. هیچ آیین و اسطوره و مرامی را می‌شناسی که انسان‌ها را به شاد و شادتر تقسیم کند، نه به رنگ و عقیده و حزب؟ نوروز، همه را سزاوار زیستن و خندیدن می‌داند، حتی دشمنان بی‌مرامش را.
آیین سبز نوروز
نوروز، سرزمین خاطره‌ها، و سپهر یادها است. نوروز پیوند ما با نیاکانمان و میراث ما برای آیندگان است. نوید روزهای خوش است؛ روزهایی که ما به شوق دیدارشان، شب‌هایی سخت‌ و روزهایی تلخ از زهر را از سر گذرانده‌ایم.
نوروز را زنده نگه می‌داریم تا دوست و دشمن بداند که ما روزهایی را دوست داریم که سرشار از سیر و سکه و سمنو است. پدران و مادران ما، به هزار زبان در گوش ما زمزمه کردند که با چند سین ساده هم می‌توان زندگی را دوست داشت و تا لب گور، شادمان زیست. سین‌های سفرۀ نوروز، مدرسۀ حکمت و آزادگی است. آنها به ما می‌آموزند که زندگی در سفره‌ای ساده نیز جاری می‌شود. بوییدن گلی یا همگامی با کوه و صحرا یا دست کشیدن بر گیسوان سبزه‌زار، برای زیستن و خندیدن و تا آسمان‌ها پراوزیدن، بسنده است.
روزگار بت‌پرستی گذشته است. اکنون کسی بت نمی‌پرستد. اکنون شرک در غم‌پرستی است. غمی که دل را جلا می‌دهد و روح را بال پرواز، دشمن شادی و سرور نيست؛ سرچمشۀ خاطره‌های شاد است:
چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد
ما به امید غمت، خاطر شادی طلبیم
بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
نوروز، دشمن نشانی‌های غلط است. عرفان‌های دروغ و فلسفه‌های بیمار را شفا می‌دهد. سلوک انسان در طبیعت، طبیعی‌ترین سیر معنوی او تا بی‌کرانه‌ها است. این سیر خجسته، نه خانقاه می‌خواهد، نه معبدهای آسمانخراش و نه جنگ و مشت‌های گره کرده. نوروز، رقیب عرفان و فلسفه نیست؛ رفیق انسان و طبیعت است. با این رفیق، هر طریقی خوش است.
سیر و سرکه و سمنو، بی آنکه خونی از کسی بریزند یا اشکی از چشمی برآورند یا درهم‌ودیناری از کیسۀ مردم نگون‌بخت درآورند، پایه‌های زندگی را می‌افرازند. طبیب نوروز، دلال خون نیست؛ لایروب رگ‌های حیات است. عروس نوروز، عبوس نمی‌نشیند تا بر دیگران فرمان براند. فرمان او، ترانه است؛ بوی گل و نسترن است؛ دیدار و خندیدن و نوشیدن است. نوروز، نه حکمت می‌بافد، نه از عرفان می‌لافد و نه چون معلمان دروغین، چوب تنبیه به دست می‌گیرد. به تو خنده و شادی می‌دهد، تا دریچه‌های دل و روحت را به سوی معنای زندگی بگشایی. نوروز، ما را عریان می‌کند از هر جامۀ چرک و ناپاک. در ترازوی نوروز، هر که شادتر است، انسان‌تر است.. هیچ آیین و اسطوره و مرامی را می‌شناسی که انسان‌ها را به شاد و شادتر تقسیم کند، نه به رنگ و عقیده و حزب؟ نوروز، همه را سزاوار زیستن و خندیدن می‌داند، حتی دشمنان بی‌مرامش را. ملتی که نوروز دارد، زندگی را دوست می‌دارد؛ حتی اگر روزی‌چند، روی به دخمۀ مرگ و سوگ آرد.
نورزوتان پیروز.
 
کد مطلب: 4851
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳
ساعت انتشار : ۲۰:۴۱
 
 


انتشار یافته : ۲نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
علی
۱۳۹۳-۱۲-۲۹ ۰۲:۰۵:۱۷
مطلب بسیار خوب و بجایی بود. (1663)
 
حفیظی
۱۳۹۳-۱۲-۲۹ ۱۴:۱۳:۱۵
استفاذه بردم. (1666)