داخلی صفحه اندیشه آرشيو يادداشت
 
تعرض به دو نوجوان ایرانی در جده، نژادپرستی و اسلام ستیزی
میثم مولایی
خبر تعرض به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده تاکنون اعتراضات گوناگونی را به همراه داشته است. بطوری که همین امروز خبر تعلیق حج عمره توسط وزیر فرهنگ و ارشاد بر روی سایت های خبری قرار گرفت.
فارغ از این واکنش وزارت ارشاد همانگونه که گفته شد اعتراضات خودجوشی هم صورت گرفته است که می توان آنها در سه دسته، جای داد :
۱)اعتراضات با محتوای سیاسی و دیپلماتیک
۲) اعتراضات با محتوای نژادپرستانه و
۳) اعتراضات با محتوای دینی و فرقه ای

مورد اول بیشتر دولت عربستان را مدنظر گرفته است و شعارهایی را علیه این دولت خلق کرده است. مورد دوم بیشتر بر عرب ستیزی تاکید دارد و مورد سوم بیشتر بر اختلافات سنی و شیعی به طور حداقلی و به طور حداکثری نفس اسلام را هدف گرفته است.

در مورد اعتراضات دسته اول با متعرضین باید همدل بود بخصوص که در همین اواخر دولت عربستان اقدامات نظامی را با نام « طوفان کوبنده » و با دلایل واهی علیه مردم یمن ترتیب داده است که یادآور ماجراجویی های آمریکا در یک دهه اخیر در خاورمیانه است. فارغ از ماجرای یمن، تاکنون خبری از اقدامات متقضی دولت عربستان در رابطه با ماجرای تعرض علیه خاطیان آن صورت نگرفته است. این در حالی است که برخی از منابع حکایت از آن دارند که این تعرض تنها یکی از اینگونه مواردی است که پیش از این هم اتفاق افتاده است.

در باب نمونه دوم اخلاقا نمی توان با معترضین، که می توان آنها را پان ایرانیسم دانست، همراه بود. امروزه دیدگاه های فاشیستی در نگاه های اخلاقگرا پسندیده نیست و این بروز اینگونه رفتارها هیچ ربط دقیقی به برتری نژادی ندارد. برای نمونه اگر به خاطر داشته باشید رسوایی جنسی یکی از دیپلمات های ایران در برزیل چه ماجرایی را برای دستگاه دیپلماسی ما رقم زد. حال آنکه در جده تنها دو کارمند جز چنین تعرضی بروز داده بودند. اگر باید از نژاد عرب به جهت چنین اتفاقی باید اعلام انزجار کرد به همین ترتیب در مورد نژاد ایرانی به خاطر رسوایی جنسی یک دیپلمات چه باید گفت؟

مورد سوم هم یکی از اعتراضاتی است که بسیاری سعی دارند از اتفاق افتاده و آب گل آلود، ماهی بگیرند و در کوره اختلافات سنی و شیعی بدمند. بخصوص در این مدتی که خاور میانه درگیر شبه نظامیان دولت اسلامی ( داعش ) است. در این میان هم نباید گمان کرد که شیعه بودن یا سنی بودن ملاک برتری و رستگاری است و چنین اعمال شنیعی از یک شیعه بر نمی آید و تنها منحصر به اهل تسنن است. اگر کمی به آمارهای تجاوزهای جنسی در کشور خودمان که اکثریت شیعه هستند بیندازید حتما خواهید دید که برچسب شیعی یا سنی هیچ ربط دقیقی به ماجرا ندارد.اگرچه در این مورد اخبار دقیقی منتشر نمی شود ولی کافی چند روزی صفحات حوادث روزنامه ها را تورقی کنید.

اما در باب همین مورد سوم برخی بر کوس اسلام ستیزی زده اند و با دست و پا کردن یک دلیل کارکردی معتقدند که اسلام کارکردهای لازم برای تعالی اجتماع را آنگونه که مدعی آن است، ندارد. دو نتیجه از این استدلال به دست می آید :
۴) چون در اسلام چنین است و اسلام یک دین است بنابراین دین به طور کلی نمی تواند در تعالی اجتماع نقش آفرین باشد.
۵) اگرچه اسلام چنین کارکردهایی ندارد اما ادیان دیگری هستند که می تواند این نقش را بخوبی ایفا کنند مانند مسیحیت، یهودیت و .... .

در ابتدا اجازه دهید در مورد ۵ صحبت کنیم؛ این مورد شباهت زیادی به بحث نژادپرستی دارد که پیش از آن گذشت. در همین راستا می توان گفت شبیه اتفاقی که در جده روی داده است در دیگر ادیان هم روی داده است. برای نمونه واتیکان در سال ۲۰۱۴ خبر از خلع لباس ۸۴۸ کشیش بخاطر کودک آزاری را منتشر کرد. البته این بدان معنا نیست که مسیحیت دینی نادرست است. به هیچ وجه صحبت من نفی و اثبات نادرستی مسیحیت نیست. بلکه قصدم این است که بگویم چنین ماجرایی در ادیان غیر اسلام هم روی داده است. در یهودیت هم می توان چنین اتفاقاتی را شاهد بود. برای نمونه در سال ۲۰۰۹ خبر تعرض جنسی یک خاخام به یک دختر در سال ۲۰۰۰ منتشر شد.
بنابراین بفرض اگر وجود چنین چیزهایی نشان از ناکارآمدی یک دین دارد گمان نکنم هیچ دینی را بتوان یافت که چنین اتفاقی در آن نیافتاده باشد.

اما مورد ۴؛ این مورد فرض می کند که دیندار همان دین است. به عبارت دیگر کسانی که ۴ را می پذیرند دینداران را با اسلام یکی می گیرند و هرگاه عملی از یک مسلمان و به ناحق بروز می کند آن را به تمام اسلام تعمیم می دهند. اما چنین چیزی یک تعمیم نارواست. به خصوص اگر بین دین و معرفت دینی تفکیک کنیم این نادرستی تعمیم روشن تر می شود.

از سوی دیگر با استفاده از منابع روایی دینداری و بطور خاص اسلام دارای مراتبی است. برخی از دینداران از آن جهت دیندار هستند که تنها زبانی آن را پذیرفته اند. برخی دیگر نه تنها زبانی که عمل به ارکان را هم انجام می دهند. و برخی دیگر نه تنها دو مورد اخیر را پیروی می کنند بلکه تمام زندگی خود وقف خدا هم می نمایند. که از آن می توان به مرتبه ایمان یاد کرد. بنابراین اینکه دینداری در یکی از مرابت دست به تخلفی بزند به منزله این نیست که مراتب دیگر دین ورزی نادرست است و نمی تواند کارکردهای اجتماعی داشته باشد. و اگر فرض کنیم که غایت دین ورزی دست یابی به مرتبه ایمان باشد محرز است که چنین دیدگاهی می تواند کارکردهای منحصر بفردی در انسان و اجتماع ایجاد نماید.

بنابراین اگر دلایل من درست باشند، تنها شکل اعتراض که در اینجا به حق و صواب است اعتراضات سیاسی است نه اعتراضات نژادپرستانه و ضد دینی.
 
کد مطلب: 4923
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۲۳:۳۵
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر