داخلی صفحه اندیشه آرشيو يادداشت
۲
 
محوری‌ترين مجادله الاهياتی در گفت‌وگو ميان مسلمانان و مسيحيان
چه بر سر عيسی مسيح آمد؟
*مجتبی بیدقی
پيش از تحقيقات نقادانه درباره وجود تاريخي عيسي علاقه به پژوهش درباره مسئله عيسي در قرآن براي مسيحيان اهميت زيادي نداشت. شايد بدين خاطر كه معتقد بودند در قرآن عباراتي در مورد عيسي وجود دارد كه منافي با اصول و بنياد مسيحيت است. شكاكيت در صحت منابع و گزارش‌هاي تاريخي درباره زندگاني عيسي موجب اهميت جستجو از داده‌هاي پراكنده درباره عيسي در منابع ديگر تاريخي حتي قرآن- شده است.
چه بر سر عيسی مسيح آمد؟
مسیح‌شناسی قرآنی فرآورده‌ها و چالشهایی را در گفتگوهای میان مسلمانان و مسیحیان به همراه داشته و دارد. به عبارت بهتر مسیح‌شناسی مهمترین نكته تفاوت دو دین بزرگ اسلام و مسیحیت است. در حالی كه مسیحیان به عیسی مسیح به عنوان پسرخدا و یكی از اقانیم ثلاثه (یكی از سه خدا) ایمان دارند مسلمانان در این باره موضعی انكاری و آن را بر اساس قرآن شرك آمیز می‌شمارند. اما از طرف دیگر در هیچ یك از ادیان بزرگ چهره نقش اول مسیحیت-عیسی مسیح- به اندازه اسلام اهمیت و احترام ندارد. از عیسی (ع) در ۱۵ سوره قرآن/۱۰۸ آیه نام برده شده است. از آنها شش سوره مكی و نه سوره مدنی هستند. در تحقیقات امروزی مراكز پژوهشی غربی اطلاع از مكی یا مدنی بودن آیات و تقسیم‌بندی اطلاعات محتوای این آیات براساس تاریخ نزول آنها بسیار مهم است. این مراكز به دنبال دریافت آن هستند كه محتوای آیات قرآن درباره عیسی به چه اندازه در گذر زمان-۲۳ سال نزول تدریجی- تغییر می‌كند و این تغییرات احتمالی به چه اندازه تحت تاثیر آشنایی و ارتباط بیشتر پیامبر اسلام (ص) با مسیحیان محیط خود بوده و این اطلاعات چه میزان با داده‌های تاریخی غیر قرآنی هماهنگ است.
قرآن برای عیسی (ع) تعبیراتی مانند پیامبر و رسول خدا، عبدالله، مسیح، نجات دهنده و از همه عجیب‌تر كلمه الله و روح‌الله را به كار می‌برد؛ عباراتی كه برای هیچ پیامبر دیگر استفاده نشده است. پیش از تحقیقات نقادانه درباره وجود تاریخی عیسی علاقه به پژوهش درباره مسئله عیسی در قرآن برای مسیحیان اهمیت زیادی نداشت. شاید بدین خاطر كه معتقد بودند در قرآن عباراتی در مورد عیسی وجود دارد كه منافی با اصول و بنیاد مسیحیت است. شكاكیت در صحت منابع و گزارش‌های تاریخی درباره زندگانی عیسی موجب اهمیت جستجو از داده‌های پراكنده درباره عیسی در منابع دیگر تاریخی حتی قرآن- شده است. به جرئت می‌توان حدس زد كه تعداد پژوهشهای غربیان در ۱۰ سال گذشته درباره عیسی در قرآن بیشتر از كل تعداد نگاشته‌های مسلمانان در طول تاریخ اسلام است. این امر بر گفتگوهای جدید الاهیاتی میان مسلمانان و مسیحیان تأثیر گذاشته و موجب شده در گفتگوها بر جزئیات بیشتری دقت شود و سؤالات تازه‌ای مطرح شود.
در این میان جدی‌ترین جدال‌ها بر سر معنای پسر‌خدا بودن عیسی مسیح و به صلیب كشیده شدن اوست. در حالی كه مسیحیان معتقدند عیسی فرزند خدا است، به صلیب كشیده شد و پس از چند روز به آسمان برده شد، مسلمانان بر خلاف آنها باور دارند كه نه تنهاخداوند فرزندی ندارد بلكه حتی عیسی به صلیب كشیده نشده است. افول نسبی بحران شكاكیت درباره وجود تاریخی عیسی موجب گردیده انگیزه پژوهشهای غربی درباره موضوع عیسی در قرآن بعد تازه‌ای به خود بگیرد.
در آلمان پروژه وسیعی درباره موضوع عیسی در اسلام- قرآن و حدیث، شیعه و سنی- تعریف شده است. محدوده پژوهش نه فقط بررسی‌های تاریخی بلكه مباحث هرمنوتیكی و نظریه‌پردازی‌های تفسیری نیز هست. سوال مهم در اینجا این است كه اگر از نظر تاریخی به صلیب كشیده شدن عیسی تقویت شود-كه شده است- چگونه می‌توان آیات فوق را تفسیر كرد؟
آیا می‌توان تعبیر صریح "و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبه لهم" قرآن را به آیات قبل یا بعد ارجاع داد؟ به عبارت دیگر با توجه به آیات قبل قرآن می‌خواهد با تعبیر فوق به كسانی كه با قتل انبیاء درصدد خاموش كردن نور الاهی هستند پاسخ دهد كه آنها به هدف خود نرسیدند و عیسی رسالت خود را انجام و دین مسیحیت شكل گرفت. یا اینكه با توجه به آیه بعد "بل رفعه الله الیه و كان الله عزیزا حكیما" بگوییم تعبیر به كشته‌نشدن عیسی ناظر به نتیجه داستان است كه عیسی(ع) به آسمان برده شد.َ
علت اهمیت این موضوع این است كه به صلیب كشیده شدن و زنده شدن و به آسمان رفتن او پس از واقعه صلیب معانی بسیار مهم الاهیاتی در مسیحیت یا به عبارت بهتر اصل و محور الاهیات مسیحی است؛ زیرا واقعه صلیب مقدمه الاهیاتی برای خداگونه بودن عیسی و نشانه ارتباط ملموس خداوند با مخلوقاتش است. تا به امروز اكثر مسلمانان از آیات ۱۵۶ تا ۱۵۸ سوره نساء برداشتی لفظی داشته و این آیات را به مثابه گزارشی تاریخی درباره زندگی عیسی تلقی كرده‌اند اما آیا نمی‌توان از این آیات برداشتی كلامی و الاهیاتی نسبت به سیاق آیات قبل و بعد داشت. آیا قواعد تفسیری و ظهور صریح این آیات اجازه برداشتی تازه را می‌دهند؟ و بالاخره آیا عیسی قبل از حیات دوباره و به آسمان رفتن، كشته شده بود یا به مرگ طبیعی مرد؟
-----------------------------------
* دانشجوی دکتری الهیات تطبیقی پادربورن آلمان
 
کد مطلب: 4981
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۱۰:۱۸
 
 
 
مجادله درباره عاقبت عیسی/ عیسی در قرآن/ گفتگوی اسلام و مسیحیت/ مجتبی بیدقی
 


انتشار یافته : ۲نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
ابراهیم احمدیان.
United States
۱۳۹۴-۰۲-۱۰ ۲۲:۴۳:۳۸
سلام. آیا افول شکاکیت درباره وجود تاریخی عیسی، مستند است؟ یعنی سندی مدرکی چیزی پیدا کرده اند که بر وجود عیسی یقین کرده اند؟ به نظر نمی رسد. در باب تفسیر آیات قرآنی یا بهتر است بگویم تاویل آنها، بعضیها حرفهایی زده اند. در خاطرم هست که آقای احمد قپانچی کتاب یا رساله ای در این باره نوشته بودند که حرفهای جدیدی داشت. یک نکته دیگر: از فرمایشهای نویسنده مقاله بالا برداشت میشود که سیاق آیات قرآن در موضوع عیسی بر خلاف ظاهر آن است. اما چنین به نظر نمیرسد و از قضا سیاق هم ظاهر را تایید میکند. خوب بود منظور خود را توضیح میدادند. علاوه بر آیات، ما روایات و اجماع نیز بر معنای ظاهری این آیات داریم که گذشتن از آنها سخت است و نیز مبانی کلامی که آن هم مهم است. (1752)
 
ابراهیم
Switzerland
۱۳۹۴-۰۲-۱۲ ۲۲:۴۲:۰۸
بر اساس کدام سند می توان ادعا کرد که از لحاظ تاریخی به صلیب کشیده شدن عیسی تقویت شده است در حالی که برخی تحقیقات تاریخی در مورد اصل وجود تاریخی مشکوکند و حتی برخی از الهیدانان مسیحی معتقدند آنچه مریم یا حواریون مسیح بعد از صلیب دیده اند شاید تصوری یا تأثیری روانی بیش نبوده است. (1755)