داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
بحران تقلیل فلسفه علم به فلسفه علوم تجربی در غرب
محسن مهریزی
آن‌چه با عنوان فلسفه علم مشهور است در حقیقت ناظر به بررسی همه علوم بشری نیست، بلکه تنها فلسفه علوم تجربی را شامل می‌شود. در فلسفه علم به خصوص از قرن نوزدهم و با تسلّط پوزیتویست‌ها، برخلاف استفاده عامّ از واژه علم، منحصراً مبادی و اهداف علوم تجربی مورد بررسی قرار گرفته و روش تحقیق و سیر تحوّلات این علوم تحلیل می‌شود.
در فلسفه علم، علوم تجربی موضوع قرار می‌گیرند و با بهره‌گیری از روش‌های عقلی، نگاهی معرفت‌‌شناسانه به این علوم انداخته می‌شود. در چنین فرآیندی شأن فلسفه فرو کاسته شده و در حدّ ابزاری نه برای هستی‌شناسی که برای کسب معرفت‌های درجه پایین‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرد.
فلسفه‌ علم و به تعبیری واقعی‌تر، فلسفه علوم تجربی، پرسش‌هایی عمومی از این قبیل را پاسخ می‌دهند: آیا علم تجربی یقین‌آور است یا ظنّ‌آور؟ به عبارتی دیگر آیا می‌توان با مطالعات تجربی به شناختی مطلق، پایدار و مطابق با واقع دست یافت؟ آیا معرفت تجربی در حال تغییر و تکامل است؟ به هر حال فلسفه علم، ارزش معرفت‌شناختی، علوم تجربی را تبیین کرده و نوعی معرفت‌شناسی مضاف است که صرفاٌ شناخت‌های تجربی را بررسی می‌نماید.
شناخته شدن فلسفه علوم تجربی، به فلسفه علم، از محدود شدن سایر علوم، به علوم تجربی و نادیده گرفتن متافیزیک و دیگر ساحت‌های معرفت‌بخش عالَم خلقت خبر می‌دهد. گرچه رویکرد تجربه‌گرایی و پوزیتویستی به علوم، تنها در بخش کوتاهی از فرهنگ و تمدّن غرب و از نیمه دوّم قرن نوزدهم تا نیمه دوّم قرن بیستم رایج شد امّا حتّی با آغاز دوره «بَعد تجربه» آثار آن پایان نیافت و همچنان بر عالَم علوم حاکم بوده و سیطره جهانی آن ادامه داشته است؛ به گونه‌ای که حتّی در بررسی تاریخ تحوّل علوم، علوم تجربی مبنای تقسیم زمانی قرار می‌گیرد و دوران علوم به سه دوره «قبل تجربی»، «پوزیتویستی یا تجربی» و «بَعد تجربی» تقسیم می‌شود.
چنین پدیده‌ای حاکی از تسلّط و سیطره بلامنازع روش‌های تجربی بر علوم مختلف است؛ در حالی که روش‌های تجربی علم، اشکالات و نواقص زیادی را دربر داشته و با همان تجربه هم ثابت شده که روش تجربی، علم‌آوری مطلق و قابل اعتمادی ندارد. در این نگاه، حتّی علومی همانند روان‌شناسی، علوم تربیتی، اخلاق، جامعه‌شناسی و... نیز که بر محور روان و رفتار فردی و اجتماعی و ابعاد غیر مادّی انسان شکل می-گیرند، باید به صورت کمّی و قابل اندازه‌گیری درآیند تا از نظر دانشمندان غربی که در حقیقت همچنان رویکرد پوزیتویستی دارند، علم‌آور و مشکل گشا باشند.
به صورت طبیعی، با این نوع نگرش، مباحث معرفتی و علومی غیر از علوم تجربی یا مغفول می‌مانند و از گردونه علوم بیرون گذاشته می‌شوند و یا اینکه با اعمال خشونت علمی و تلاش‌هایی غیر منطقی سعی می‌شود تا گزاره‌های این علومِ غیر مادّی، در چنگال تجربه و آزمون اسیر شوند و به گمان مسبّبان و پیروان این رویّه، حقیقتاب شده و بتوانند به خدمت بشر در آیند؛ در غیر این صورت به حاشیه رانده می‌شوند و در عمل ارزش چندانی برای حیات انسان نخواهند داشت.
ره‌آورد فاجعه‌بار چنین رویکردی سر به مُهر ماندن گنجینه وسیعی از معارف و آموزه‌هایی خواهد بود که اتّفاقاً نقش بی‌بدیلی در بُعد هویّتی انسان بر عهده دارند. دست بر قضا این معارف و علوم غیرتجربی کمّی نیستند و ابزار و آلات فیزیکی و تجربی قابلیّت شناختن این حقایق را ندارند و به همین دلیل ناشناخته باقی می‌مانند و محرومیّت جامعه بشری از این معارف و فقر معنوی را به دنبال می‌آورند. ارمغان سیطره روش‌های تجربی بر علوم مختلف، مادّی دیدن این عالَم و منحصر شدن ابعاد آن به محسوسات است و بحران محیط زیست و به خطر افتادن ذخایر معدنی و ذخایر آبی و نباتی و حیوانی و... دغدغه انسان مادّی‌نگر تجربه‌زده محسوس‌باور امروز می‌شود. غافل از اینکه چنین نگاهی دست انسان را از آسمان معرفت کوتاه می‌کند و او را به بازی‌های زمینی مشغول می‌سازد. انسان در چنین معرکه‌ای به جای گذر از سیر آفاقی و رسیدن به سیر انفسی، اصولاً سیری را شروع نمی‌کند و همانند مسکینی درمانده، زوال میراث فطری و معرفتی خود را نظاره می‌کند تا دوران حیاتش به سر آید. عوارض چنین باوری، آن‌چنان تأثیرات مخرّب و عمیقی بر زندگی بشری گذاشته و خواهد گذاشت که با هیچ فاجعه غذایی، زیست‌محیطی، بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی و... قابل مقایسه نیست.
به طور معمول، رسم مؤسسات و نخبگان به اصطلاح علمی و تحقیقاتی جامعه جهانی بر این است که با وقوع چنین بحران‌هایی به فکر می‌افتند و برای برگزاری کنفرانس‌ها و همایش‌های علمی منطقه‌ای و بین‌المللی از سراسر جهان دور هم جمع می‌شوند و به دنبال راه‌کارهای مقابله با آن می‌روند. امّا زمزمه اعلام وضعیّت بحران و هشدار برای فقر و محرومیّت معرفتی بشر که به طور عمده ریشه در غلبه روش‌های تجربی بر سایر روش‌ها دارد، از سوی این مؤسسات و دانشمندان به گوش نرسیده و با وضع پیش‌رو بعید به نظر می‌رسد که در آینده‌ای نزدیک هم خبری از آن شنیده شود؛ و این گونه که قافله علم در غرب به پیش می‌رود و سیطره علوم تجربی با رویکردی مادّی ادامه دارد، شاید شنیدن فراخوان همایشی بین‌المللی با عنوان «بحران تقیل فلسفه علم به فلسفه علوم تجربی و راهکارهای مقابله با آن» سالیان سال در حدّ یک آرزو باقی بماند و بشریّت معاصر به امید خودآگاهی نخبگان جامعه علمی دنیای غرب و بیدار شدن از خواب سنگین تجربه‌زدگی و مادّی‌گرایی، منتظر و حسرت به دل بنشیند.
 
کد مطلب: 5033
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۱۹:۲۹
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر