داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
در باب پدیده پیامبری
همایون همّتی
این یادداشت کوتاه می کوشد تا نگاهی نوین به مفهوم نبوت داشته باشد و از طریق نشان دادن ابعاد گسترده و رو به افزایش این بحث و مسایل مرتبط و شبهات و پرسش های نوپدید بر ضرورت تحول "دانش کلام" استدلال کند.
در ادیان ابراهیمی مثل اسلام، یهود و مسیحیت که دین های توحیدی بزرگ جهان اند پیامبر به انسانی گفته می شود که از نوعی آگاهی ویژه وحیانی یا غیب آگاهی برخوردار است. او مرتبط با عالم غیب است و با مبدأ جهان ارتباط دارد، دارای علم شهودی مستقیم و بی واسطه به موجودات است و دارای رسالت و مأموریتی برای هدایت انسان ها است. او خصلت های معنوی شگفتی دارد و انسانی آزاده و وارسته از تعلقات است. با پیامی ویژه از سوی خدا می آید و دغدغه رشد و هدایت انسان ها را دارد. برای خودش چیزی نمی خواهد و مزدی طلب نمی کند. آماده رویارویی با دشواری ها و تحمل آزارها است. او "غیب آگاهی وحیانی" دارد. وحی هم نوعی معرفت شهودی و هم گونه ای ارتباط وجودی است که پیامبران از آن برخوردارند. پیامبر، دریافت کننده و بیان کننده وحی است. وحی، مشتمل بر جهان بینی خاص الهی در تفسیر هستی و انسان، نظام اخلاقی و هنجارها و ارزش های اخلاقی و احکام و آدابی برای تحقق این باورها و ارزش هاست که غالباً در شکل یک "متن" یا "کتاب" عرضه می شود. لذا این ادیان را ادیان مبتنی بر کتاب (scriptural) هم می گویند. اینکه این متن یا کتاب چگونه تدوین یافته و دارای چه خصوصیاتی است مجال دیگری می طلبد و اکنون جای بحث آن نیست.
نبی انسانی "بیدار شده" (The Awakened one) و به اشراق رسیده (The Enlightened one) است که با غیب جهان در ارتباط است و باطن عالم را می بیند. او اتصال وجودی با حق تعالی و آموزگار جهان دارد و اشراف وجودی بر سراسر هستی.
او تربیت الهی دارد و متکی به آموزش های زمینی و متعارف دنیوی نیست. او از تعلیم الهی برخوردار است. جهانی است نبشته در گونه ای. فرشته بر او نازل می شود، او را می بیند و با او سخن می گوید. او مأمور به ابلاغ است. او پیک الهی است. آمده است تا انسان ها را از سرگشتگی و بیراهه رفتن و کژروی ها نجات دهد. حضور او به منزله پایان دادن به گم گشتگی بشر گم کرده راه است.
آمده است تا مرهمی باشد بر دردهای بی شمار بشر آزمند و خودخواه. پایانی است بر ستم، بی عدالتی، تحقیر و تبعیض و بهره کشی. او احیاگر کرامت انسان و پاسدار حقوق او است. آمده است تا بشر بی پناه را راه بنماید. با خدا آشنا سازد و "معنای زندگی" را به او بفهماند. پیامبر با پیام خود جهت گیری (Orientation) جدیدی به زندگی انسان ها می دهد. مسائل وجودی آدمیان (Existential Questions) را پاسخ داده و روح او را شکوفا می سازد و نشاط و امید به زندگی او می دهد. نبوّت، انرژی جدیدی وارد زندگی انسان ها می‌سازد که با آن زندگی کنند. هنجارهای جدیدی به آنها می آموزد تا رفتار جاهلی و جاهلانه را به یک سو نهند و تولّد جدیدی (New Birth) بیابند و با "هستی جدیدی" (A New Being نام کتابی از پل تیلیخ، متأله مسیحی معاصر است) به زندگی ادامه دهند. نبوّت تنها در ابعاد فردی خلاصه نمی شود بلکه ابعاد فراوان و گوناگونی دارد و زندگی اجتماعی آدمی را نیز سامان می بخشد و روابط میان فردی را هم بهبود می بخشد و حیاتی نو پدید می آورد که انسان ها در عین برخورداری از لذت های مشروع و مواهب دنیوی با معنویت زندگی می کنند و گرگ یکدیگر نیستند و درنده خویی و فریبکاری، زیاده خواهی و ستم پیشگی را کنار می نهند. نبوّت در پی رشد و تعالی همه جانبۀ انسان ها است و خدای مهربان که اندیشناک وضعیت انسان‌ها (Human Situation) است. برای او برنامه دارد. آدمی رها شده و به خود وانهاده نیست. اساساً نبوّت پادزهر به خودوانهادگی است همان که در فلسفۀ هیدگر افکندگی، انداختگی یا پرتاب شدگی (Thrownness) گفته شده است. آدمی به درون هستی پرتاب نشده است بلکه با برنامه و سنجیده آفریده شده است همان که شلایرماخر به آن مخلوق بودن یا آفریدگی (Creaturedness) می گوید و گوهر ایمان را همین احساس مخلوقانه، احساس آفریدگی یا احساس مخلوقیت (Sense of Creaturedness) می‌داند. نبوّت نشانگر بازبودن درهای آسمان است، راه آسمان به روی بشر بسته نیست، بشر بی پناه و تنها نیست. تنهایی وجودی (Loneliness) معضل بزرگ انسان روزگار ما است. نبوّت، بشارتی است به اینکه راه ها باز است، درها گشوده است. رفیق اعلی' همدم و مونس آدمی است. امکان ارتباط با حقیقت عالم هست. پیامبر واسطۀ اتصال بشر با خدا است. او مبعوث است. به ساحتی از هستی دست یافته است که برای انسان های معمولی ناممکن است. اما با وجود خویش این حقیت را ثابت می کند که اوجگیری بشر امکان پذیر است و آدمی در این تن خاکی خلاصه نیست. پیامبران از خطا و انحراف مبرّا هستند و هیچ گونه خطایی در آنها راه ندارد. اگر خطا کنند دیگر اعتمادی به سخنان شان نمی ماند و اگر انحرافی در رفتارشان دیده شود دیگر مردم به آنها اقبال نمی کنند و انجام رسالت شان منتفی است و زمینه ندارد. در اسلام عقیده تجسّد و حلول وجود ندارد و این خصلت را در اصطلاح "عصمت" می نامند. ویژگی های پیامبران بسیار است و در این نوشتار کوتاه تشریح آنها نمی گنجد و "مظهر" و نماینده خدا هستند نه تجسّد یافتگی او، ولی در مسیحیت کاتولیک عیسی' خدای حلول یافته است (God Incarnated) و برای او قائل به "الوهیت" (Divinity) هستند هرچند در مذهب پروتستان، بعضی الهی دان‌های معاصر قائل به نمایندگی او از خدا (Representativeness) هستند. در اینجا مجال آن نیست که بحث نبوّت را در دیگر ادیان پی بگیریم یا دیدگاه های فیلسوفان دین معاصر و نیز الهی دان های معاصر را در سنّت های دینی مختلف توضیح دهیم. تأکید اصلی در این نوشتار بر "کلام اسلامی" و دیدگاه های متکلمان مسلمان است.
کتاب های کلامی کهن درباره نبوت و اقسام آن، همچون "نبوّت عامه" و "نبوّت خاصّه" سخن گفته اند. متکلمان به "تفاوت رسول و نبی"، ویژگی های پیامبر مثل "عصمت" و "معجزه" پرداخته اند و اینکه چگونه می توان یک پیامبر یا مدعی نبوت را شناسایی کرد (طریق معرفت نبی). مباحثی مثل نبی صاحب شریعت (انبیاء اولوا العزم) و غیر صاحب شریعت، "کیفیت ارتباط نبی با جهان غیب و دریافت وحی" و "ماهیت وحی و انواع آن"، "تفاوت پیامبر با امام" در این کتابها طرح و بحث شده است (برای نمونه می توان به شرح المواقف ایجی، شرح تجرید علامه حلی، اللوامع الالهیه، شرح الاصول الخمسه قاضی عبدالجبار متعزلی، التمهید ابوبکر باقلانی، آثار شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، خواجه نصیر و امام فخر رازی مراجعه کرد. در همه این کتابها و منابع کلاسیک بحث ها محدود به همین چند مسأله است که اشاره کردیم. در دوران معاصر نیز در آثار اندیشمندانی مثل استاد مطهری، استاد مصباح یزدی، آیة الله جوادی آملی، استاد جعفر سبحانی، آیة الله مکارم شیرازی و بعضی شاگردان آنها نیز به بعضی مباحث افزون تر مثل "خاتمیت"، "هدف نبوت" (فلسفه نبوت)، "نیاز به پیامبر" (ضرورت نبوت)، "تفاوت پیامبران با نوابغ"، "نقش تاریخی پیامبران"، مسأله "اُمّی بودن"، "معراج"، "علل تجدید نبوت ها"، "ارزش معجزات" و "دلالت معجزه بر صدق دعوی نبوت"، "وحی و ماهیت آن"، "نیروهای پیامبر"، "مظهریت او برای اسماء و صفات الهی"، "دانش پیامبر"، "نبوت از دیدگاه فلسفه تاریخ"، "نقش نبوت در تکامل انسان"، "رهاوردهای بعثت انبیا" مثل تعلیم، تربیت، برقراری عدالت، آزادی از اسارت ها، هدایت و "نیاز بشر به دین" از دیگر مباحث در آثار معاصران است. در آثار عارفان مسلمان نیز بحث هایی مثل "رابطه نبوت با ولایت"، "مظهریت اسماء و صفات"، "نبوت تشریعی و تعریفی" یا "نبوت مقامی" (فصوص الحکم ابن عربی) و نبی مشرّع (صاحب شریعت) و غیر مشرّع، عصمت پیامبر، معجزات او و ارتباط وجودی با عالم و "ولایت تکوینی" او بر همه موجودات مطرح شده است. کلیه مباحثی که در سه دانش فلسفه، کلام و عرفان درباره نبوت و پیامبری مطرح شده همین هاست. ولی در روزگار ما دانش هایی تحت عنوان "کلام جدید" یا "الهیات نوین"،(Modern Theology) "جامعه شناسی دین"، "روانشناسی دین"، "فلسفه دین" و "دین شناسی تطبیقی" پدید آمده اند که نگاه های دیگری به پدیده پیامبری دارند و رویکردهای جدیدی را در این مورد به کار گرفته اند. بحث هایی مثل "تیپولوژی پیامبران" در جامعه شناسی دین و روانشناسی دین مطرح شده است. مثلا ماکس وِبِر و یواخیم واخ به "تیپولوژی انواع رهبران دینی" پرداخته اند و درباره ویژگی های کاریزماتیک پیامبران و رهبران دینی به طور عام سخن گفته اند و در ضمن این کاوش ها به مقایسه پایگاه اجتماعی و عملکرد پیامبر (ص) با شخصیت هایی مثل قدّیس ،(Saint) پیشگو ،(Fortune Teller) جادوگر ،(witch) کاهن، روحانی (clergy) و عارف(Mystic) پرداخته اند. در رشته "روانشناسی دین" برای مثال به بحث از حالات پیامبران و ویژگی های "تجربه دینی" آنان و نوع شخصیت و تیپ شخصیتی پیامبر پرداخته اند. دانش فلسفه دین نیز به تفاوت "تجربه های نبوی" با "تجارب عرفانی"(Mystical experience) عارفان و "تجربه دینی"(Religious experience) مؤمنان پرداخته و کوشیده است ویژگی های هر یک را باز نماید یا درباره معجزات پیامبر در پرتو "پدیده های فرا روانشناسی"(Parapsychological Phenomena) و با استمداد از دانش "فرا روانشناسی" و "فلسفه عرفان"، مباحث جدیدی را مطرح می سازد که در گذشته بی سابقه بوده است. همچنین در باب وحی، دانش فلسفه دین و نیز دانش روانشناسی دین، سخن های فراوانی دارند. در کلام جدید که خود، شاخه های متعدد و متنوعی دارد و دربرگیرنده الهیات مدرن و الهیات پست مدرن نیز هست علاوه بر ویژگی های شخصیت پیامبران، نحوه علم آنها، رابطه آنها با جامعه خود و فرهنگ زمانه و طبقات اجتماعی با رویکردهای جدیدی درباره وحی، تجربه نبوی، رسالت پیامبر، پدیده شناسی حالت پیامبر، بُعد فرجام شناختی و نجات بخش نبوت، رابطه نبوت و معنای زندگی، رابطه نبوت و فرهنگ، رابطه نبوت و سیاست، بحث از گزاره های دینی در پیام پیامبران، نحوه تلقی و دریافت وحی توسط پیامبر، بحث هستی شناسی در نحوه ارتباط پیامبر با جهان غیب، جایگاه شریعت و مناسک در پیام نبوی و چگونگی اجرای شریعت در جهان مدرن می پردازند. دانش هایی مثل معرفت شناسی، فلسفه زبان، جامعه شناسی فرهنگ، انسان شناسی، روانشناسی اجتماعی در کنار الهیات و فلسفه دین، در مسأله پیامبری و تحلیل نبوت، فعالانه مشارکت دارند. مسأله حقانیت ادیان، تعدّد یا وحدت ادیان، پلورالیسم دینی، نقش پیامبران در تمدن سازی، رهبری ، هدایت انسان ها، تعلیم و تربیت، تفسیر دین، استقرار عدل در جامعه، تحقق آزادی، زدودن جهالت، تحقق ارزش ها، مبارزه علیه ستم و تبعیض و بی عدالتی نیز با رویکردهای جدید و نگاه های کاملاً نو و بی سابقه از دیدگاهی مثبت یا منفی به نحو گسترده مورد بحث این دانش ها قرار گرفته است. در کنار همه اینها شبهات جدید، اِشکال های کلامی و نیز پرسش های جدیدی در باب پدیده پیامبری ، عملکرد پیامبران، کامیابی یا ناکامیابی آنها، محتوای معرفتی پیام آنها مطرح شده که کار متکلمان جدید را بسیار دشوار ساخته است. تنوع و تعدد این شبهات و پرسش ها حیرت انگیز و بی سابقه است. مثلاً بحث هایی که در مورد رابطه نبوت با غایتمندی جهان و نفی پوچ انگاری (نیهیلیسم) و نیز نفی به خودوانهادگی بشر مطرح شده است که متألهان نامداری همچون پل تیلیخ و کارل بارث به گستردگی به آن پرداخته و برای پاسخگویی بدان تلاش کرده اند از بحث های جدید است. یا بحث ارتباط نبوت با نفی سکولاریسم از بحث های الهیاتی جدید است که الهی دان های معاصر به آن پرداخته اند. مسأله "تجربه نبوی" و تمایز آن از تجربه عرفانی، دینی، هنری و زیبایی شناختی نیز از مباحث مهم فلسفه دین در روزگار ماست. اخلاق پیامبران، شیوه زندگی آنها، موضع گیری های اجتماعی و نحوه برخورد آنها با فرهنگ میزبان در کنار مسایلی همچون نحوه رشد و پرورش پیامبران در جوامع، تعلیم و تربیت، آموختگی یا ناآموختگی آنها (اُمّی بودن) از مباحثی است که با رویکردهای جدید امروز مورد مطالعه قرار می گیرد. بحث از عقلانیت گزاره ها و آموزه های دینی و پیام نبوت نیز رونقی بسزا یافته است. لذا دیگر نمی توان همچون متکلمان گذشته به چند مسأله محدود همچون معجزه، خاتمیت، حُسن بعثت و قاعده لطف بسنده کرد یا صرفاً به ردّ " شبهه براهِمه" و یا شبهه ابوالعلای معرّی پرداخت. از همین روست که متکلمان این روزگار باید مجهّز به چندین و چند دانش نوین باشند، افزون بر آنکه لازم است آشنایی عمیق و حتی تسلط کامل بر سنت و میراث گذشته داشته باشند. حتماً باید با دانش های جدید و نگاه های جدید به مباحث دینی و الهیاتی نیز کاملاً آشنا باشند. آشنایی با "پدیده شناسی دین"، تاریخ ادیان، الهیات مسیحی و یهودی، جنبش های دینی جدید، دیدگاه های جامعه شناسان دین، فلسفه های مدرن و پست مدرن برای متکلمان این روزگار، ضرورتی انکارناپذیر یافته است.
در کنار این همه ضرورت دارد الهی دان های معاصر با جریان های عرفانی جدید(New Age Mysticism) در کنار تسلط کامل بر عرفان های کلاسیک گذشته آشنایی پیدا کنند و این برای تبیین بُعد عرفانی نبوت کاملاً ضرورت دارد.
با توجه به آنچه گفته شد صاحب این قلم بر این باور است که بحث از پیامبر شناسی (prophetology) و پدیده پیامبری باید به عنوان شاخه ای از الهیات به نحوی مستقل و متمایز در کلام اسلامی و الهیات اسلامی معاصر گنجانده شود و در عین بهره گیری از تجارب مفید گذشتگان و سنت ارزشمند و دیرپای متکلمان مسلمان به تدوین نظام الهیاتی جدید و متناسب با نیازهای جامعه معاصر و انسان معاصر اقدام نمود. این یادداشت فقط در پی طرح اصل این مسأله است و تفاصیل و جزئیات این مباحث را در دیگر نوشتارها پی می گیریم. ما در اینجا به مناسبت مبعث پیامبر و بحث از موضوع نبوت کوشیدیم تا ازطریق طرح این موضوع بر ضرورت تدوین و تأسیس کلام جدید و نظام الهیاتی نوین اسلامی استدلال کنیم، اما عین همین استدلال را می توان در مورد بسیاری از دیگر مباحث کلامی و اعتقادی مثل خدا، توحید، معاد، امامت و فروع هر یک از آنها نیز جاری کرد که تحقق این مطلوب مجال دیگری می طلبد.
این نوشتار در آستانه مبعث پیامبر رحمت و عدالت نگاشته شد و این مبعث شریف را به همه مسلمانان جهان و هموطنان عزیز خجسته باد می گویم و از خدای بزرگ ، توفیق اقتدا به آن کاروانسالار و مقتدای ممتاز را طلب می کنم.
 
کد مطلب: 5056
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : جمعه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۱۹:۵۰
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر