داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
۶
 
از انجمن حجتيه تا جريان انحرافي (مدعیان دروغین نیابت وغفلت‌ها)
عبدالرحیم اباذری
تجربه سی و شش سال گذشته بهترین دلیل بر این مدعاست که هیچ کشور و قدرت خارجی نمیتواند به نظام اسلامی ضربه وارد کند اما آنچه که مثل موریانه از داخل به جان انقلاب و نظام افتاده و اذهان مردم و جوانان را در حوزه، دانشگاه، بسیج و برخی مراکز نظامی به انحراف میکشاند، همین توهمات بزک شده نو رسیده‌های انجمن حجتیه در ده‌ه هشتاد و نود است.
وقتی ماه شعبان وایام نیمه شعبان از راه می‌رسد وخاطره شورانگیز میلاد با سعادت مهدی موعود، حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف دوباره در دلها طنین انداز می‌گردد، نورانیت توام با امید سراپای وجود هر انسان منتظری را فرا می‌گیرد. این ایام فرصت مناسبی است که هر مسلمان و شیعه مسئول، مطالعه دقیق و عمیقی در باره آن امام موعود داشته باشد و به انبوهی از معارف ناب مهدویِ مستفاد از آیات قرآنی و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) ـ که در سایه زحمات طاقت فرسای علمای اعلام و فقهای عظامِ گذشته به دست ما رسیده است ـ مراجعه کند تا از تحلیلها وتحریفات گروه‌های انحرافی در امان بماند.
در طول تاریخ، سوء استفاده‌های زیادی از سوی افراد نا میزان و گروه‌های فرصت طلب، از نیمه شعبان وامام زمان شده است و علمای شیعه همواره در برابر این انحرافات ایستاده و روشنگری کرده‌اند. آخرین آن پیشگویی، «ظهور در آینده نزدیک» بود که آیت الله هاشمی رفسنجانی با استفاده از روایات معصومین(علیهم السلام) در برابر آن موضع گرفته، گفتند: «هرکس برای ظهور وقت تعیین کند، دروغگو است.»

انجمن حجتیه درده‌ه ۵۰
همین موضوع و ماجراهای دیگر از این دست، نگارنده را ناخواسته به یاد خاطرات سالهای ده‌ه پنجاه و دوران نوجوانی انداخت. روزگاری که در شهر ما (میانه) هر سال به مناسبت نیمه شعبان، مراسم جشن مفصل از سوی انجمن حجتیه بر گزار میگردید. خیابان اصلیِ شهر آذین بندی و طاق نصرت بسته میشد. سه شب در مسجد جامع امامزاده اسماعیل(ع) جشن و سخنرانی برپا میگشت و حتی یکی و دو سال توزیع دعوتنامه‌های علما و بازاریان به من سپرده شد که به منازل و مغازه‌های آنان تحویل میدادم.
هر سال یک سخنران معروف دعوت میکردند. دو سالی هم مرحوم دکترحسین فریدونی از اعضای اصلی انجمن در تهران به میانه آمد و در آن مراسم به ایراد سخن پرداخت. چون هنوز نوجوان بودم، ارتباط چندانی با فعالیتهای درون گروهی انجمن نداشتم اما مرحوم دایی‌ام که از اعضای انجمن حجتیه در شهر میانه بود و گاهی جلسات در منزل ایشان تشکیل میشد من نیز حضور می‌یافتم و در پذیرایی از میهمانان کمک میکردم. همین امر سبب شد کم کم با افکار واندیشه‌ها وفعالیتهای اعضا آشنا شوم.
با اینکه در آن سالها مرحوم حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمود حلبی، در رأس انجمن بود و بعضی از فعالان و رابطین شهرستانها نیز روحانی بودند، لیکن در بدنه انجمن، تفکری خاص وجود داشت که چندان به قشر روحانی ارزش و اعتبار قائل نبودند و از افرادی مانند مرحوم «رجبعلی خیاط» و مانند ایشان، مرتب نام میبردند و تجلیل میکردند.
داستانهای عجیبی از این افراد همیشه آماده داشتند؛ مثلا میگفتند: در نجف کفاشی زندگی میکند که با امام زمان (ع) در ارتباط است! آقای دکتر فریدونی را بیش از حد متعارف بزرگ میکردند و میگفتند: در فلان شهر یک بهایی بود که چند نفر از روحانیون سرشناس آنجا رفتند و با وی بحث کردند ولی نتوانستند حریفش شوند اما آقای دکتر در یک جلسه او را به زانو درآورد و محکومش نمود!
گاه دیده می شد که انجمنی‌ها خطر یک نجار بی‌سواد را که به بهائیت گرویده، به مراتب بیشتر و بزرگتر از خطر آمریکا و اسرائیل می‌دانستند و هرگز کاری به آن دو نداشتند!
در سالهای ۵۵-۱۳۵۴ دایی‌ام از جمع انجمن جدا شد و دیگر در جلسات آنان حضور نیافت و دلیل این اقدام را، علاوه بر موارد پیشگفته، تناقضاتی دانست که در رفتار آنها وجود دارد و می گفت: حجتیه‌ای‌ها از یک سو جلسات را مخفی برگزار می‌کنند و از سوی دیگر می‌گویند شاه حامی
این آقای نظریه‌پرداز و تئوریسین، بعد از به اصطلاح صغری و کبری چیدن‌های طولانی، پیشگویی می‌کند که: امام زمان بعد از مقام معظم رهبری، نایب خود را از میان غیر روحانیون انتخاب خواهد کرد و آن فرد منتخب نیز خود وی خواهد بود!
ما است و او را دعا می‌کنند. او به این باور رسیده بود که سران اصلیِ انجمن در مرکز، چندان اعتقادی به روحانیت ندارند و نگاه آنها به این قشر، ابزاری است. اگر هم از آیت الله خویی (رحمة الله علیه) تقلید و تجلیل می‌کنند به این خاطر است که ایشان اجازه داده اند از وجوه شرعی برای انجمن کمک شود.
در آن زمان، عُمق و حقیقت این جریان برایم چندان آشکار و قابل درک نبود، اما مسائلی را به صورت ابهام همچنان در ذهنم داشتم؛ از باب نمونه، می دیدم که: جشنهای نیمه شعبان در بیشتر شهرها از سوی انجمن حجتیه بسیار با شکوه برگزار می‌شد اما این مراسم‌ها هیچ‌گاه روح و محتوای انقلابی نداشت، به همین خاطر نیز رژیم شاه در مقابل تفکر انقلابی حضرت امام، از این گونه مجالس به صورت غیر مستقیم حمایت می‌کرد و اخبار آن را در روزنامه‌ها و مجلات و رادیو و تلویزیون انتشار می‌داد و حتی حکومت طاغوت در سال‌های پایانی نیز از جشن‌های نیمه شعبان برای فراموشی و سرکوب انقلاب بهره‌برداری می‌کرد که در یکی از اظهارات حضرت امام به آن اشاره شده است.
حال پرداختن به باقی ماجراهای انجمن حجتیه در ده‌ه‌های پنجاه و شصت را به همینجا بسنده می‌کنیم و وارد اتفاقات ده‌ه هشتاد می‌شویم:

حجتیه، با ادبیاتی جدید!
در سال ۱۳۸۴ وقتی وارد فضای انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری شدیم، شاهد بودیم که گروهی با شعارهای به ظاهر ارزشی و انقلابی و با کُد «اَلّلهُمَّ عَجِّل لِوَلِّیکَ الفَرَج...» وارد عرصه انتخابات شدند و با ترفندهای عوام فریبانه کاندیدای مورد نظر خود را به کرسی ریاست جمهوری نشاندند. موضع‌گیری‌ها و رفتار این گروه، ازهمان آغاز، مشکوک به نظر می‌آمد و سؤالات وشبهاتی را در ذهن هر دردمندی ایجاد می‌کرد؛ به طوری که بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی، لایه‌هایی از تفکر انجمن حجتیه و گروه‌هایی از این دست، در برخی از افراد این گروه به وضوح مشاهده شد که تحقیر و استفاده ابزاری از روحانیت از جمله آنها بود. نمونه‌ها و مصادیقی از این تحقیرها و بی‌اعتنایی‌ها را در سفرهای استانی دولت نهم و دهم شاهد بودیم و احیانا از این و آن می‌شنیدیم.
در طول هشت سال حاکمیت این گروه، از میان روحانیون، تنها کسانی مورد توجه و احترام بودند که با آنان کنار می‌آمدند، و حتی برخی از ایشان را در تکریم و احترام، به عرش می‌رساندند و به عکس هر روحانی که اندک زاویه‌ای با آنان داشت، به اتهام‌های گوناگون متهم می‌کردند و نسبت‌های ناروا می‌دادند. در انتخابات دورة دهم ریاست جمهوری سال ۸۸، کاندیدای ایشان، به صورت جدی وارد معرکه شد و در مناظره انتخاباتی، دو نفر از روحانیون برجسته نظام و یاران نزدیک امام و انقلاب را نام برد و فرزندان آن دو را متهم به فساد کرد، بی آنکه مسیر قانونی طی کرده و از سوی دستگاه قضایی محکوم شده باشند!
بعدها افکار انحرافی این جماعت در اظهارات مختلف؛ از قبیل: هاله نور، اسلام ایرانی، مکتب ایرانی، رجعت چاوز و... بیشتر آشکار شد.
اگر بخواهیم اندکی دقیقتر و جدی‌تر از ریشه افکار و اندیشه‌های انحرافی این گروه آشنا شویم، لازم است نخست مروری اجمالی به اظهارات فردی داشته باشیم که وی پدر معنوی جریان انحرافی به شمار می‌آید.

انحرافات فرقه نورسیده
توهمات ذهنی این فرد در جلسات و محافل خصوصی برای حاضران القا شده و سپس در جزوه‌هایی با نام: «به سوی ظهور» ، «نظام عالم» ، «نظام بشر» و... تدوین یافته است. او درباره مسائل مختلفی که تخصص هم ندارد سخن می‌گوید. چکیده حرف او درباره ولایت فقیه این است که رهبری امام خمینی و مقام معظم رهبری به خاطر فقه، فقاهت واجتهادشان نبود، بلکه آن دو، چون به مقام قرب و معنوی خاص رسیده و پاک بودند، امام زمان هم آنها را به نیابت از خود منصوب کرد و در این مورد مجلس خبرگان هیچ نقشی ندارد! آن گاه نتیجه گرفته، می‌گوید: پس لازم نیست نایب امام زمان منحصر در فقیه و مجتهد باشد، یک جوان بیست ساله هم می‌تواند به این مقام نایل شود!
او در این زمینه تعبیرات سخیف و زننده فراوان دارد، ضمن پوزش وی در جایی قریب به این مضمون می‌گوید: نیابت امام زمان چندان مهم نیست که این قدر بزرگش می‌کنند، حتی «چوب خشک» هم می‌تواند نایب امام بشود!
جالب است این آقای نظریه‌پرداز و تئوریسین، بعد از به اصطلاح صغری و کبری چیدن‌های طولانی، پیشگویی می‌کند که: امام زمان بعد از مقام معظم رهبری، نایب خود را از میان غیر روحانیون انتخاب خواهد کرد و آن فرد منتخب نیز خود وی خواهد بود! یعنی تمام تلاش او این است که این جمله
وقتی برداشتهای به اصطلاح قرآنی این شخص را دیدم، ناخودآگاه درس نهج‌البلاغه مجاهدین خلق و جلسات تفسیری اکبر گودرزی، رهبر گروهک فرقان در ده‌ه شصت در ذهنم تداعی شد که نتیجه کارشان در نهایت به ترور شهید قرنی، شهید مطهری، آیت الله هاشمی رفسنجانی، شهید عراقی و... انجامید.
کوتاه را به شنونده و خواننده القا کند که «من با امام زمان ارتباط دارم و نماینده آن حضرت من هستم!»
جالبتر اینکه وی از میان عالمان، تنها امام خمینی وآیت الله خامنه‌ای را قبول دارد و دیگران را به شدت مورد حمله، سرزنش و تحقیر قرار میدهد. البته چنین فکر و اندیشه‌ای اختصاص به ایشان ندارد و رخداد تازه‌ای هم نیست، قبل از او مجاهدین خلق نیز همین گونه عمل می‌کردند. آنها نیز از میان روحانیون، تنها امام و آیت الله طالقانی را قبول داشتند و همه را مرتجع یا فئودال معرفی می‌کردند تا اینکه بعد از غائله ۱۴ اسفند که از کشور گریختند، مرحوم امام و آیت الله طالقانی را هم مانند بقیه هتک و اهانت کردند.
وقتی برداشتهای به اصطلاح قرآنی این شخص را دیدم، ناخودآگاه درس نهج‌البلاغه مجاهدین خلق و جلسات تفسیری اکبر گودرزی، رهبر گروهک فرقان در ده‌ه شصت در ذهنم تداعی شد که نتیجه کارشان در نهایت به ترور شهید قرنی، شهید مطهری، آیت الله هاشمی رفسنجانی، شهید عراقی و... انجامید.
در لابلای اظهارات وی موارد بسیاری است که می‌توان گفت: مجموعه‌ای از افکار انحرافی انجمن حجتیه، مدعیان دروغین نیابت، منافقین خلق، گروهک فرقان و کسانی که قائل به «اسلام منهای روحانیت» هستند را یک جا دارد و به همین دلیل، از همه آنها خطرناکتر است!
همگی به یاد داریم که یکی از مسئولین ارشد سابق نیز در موارد متعدد، خود را مورد تأیید امام زمان معرفی کرد. وی علاوه بر ادعای احاطه شدن در هاله نور هنگام سخنرانی در سازمان ملل، در چند مورد مدعی شد:
«جهان را امام زمان اداره می‌کند و هدایت شخص ایشان هم با خود امام زمان است!»
«سخنرانی‌اش در دانشگاه کلمبیای آمریکا با هدایت امام زمان بوده است!»
«همین قضایای هسته‌ای (در دولت دهم) را هم آن حضرت اداره می‌کند!»
«پول یارانه‌ها هم مال امام زمان است!»
«خداوند به من تفضل کرده که می‌توانم نیات افراد را بخوانم، این قدرت را خدا به من داده است!»
او در مواردی هم پیشگویی نموده، برای ظهور وقت تعیین کرد!
به نظر می رسد این تعابیر، نشئت گرفته از رسوبات فکری آن فرد مدعی است با این تفاوت که وی با جرئت می‌گوید که من می‌توانم نایب امام زمان باشم ولی این آقای مسئول سابق این ادعاها را ندارد و هنوز قصد و نیتش از این‌گونه اظهارات معلوم نشده است، شاید هم یک نوع توهم به وی دست داده باشد. اما مسلم است  که کسانی که درباره مهدویت و مدعیان نیابت، تحقیق ومطالعه دارند، به خوبی می‌دانند این‌گونه حرف‌ها وتعابیر دقیقاً شبیه همان حرف‌های کسانی است که در طول تاریخ ادعای نیابت کرده‌اند.
با قطع نظر از مخالفت جدی و مبنایی که این فرقه با قشر حوزه و روحانیت و مرجعیت دارد، ریاکاری وعوام فریبی و شیطنت در لابلای رفتار، کردار وگفتار آنان موج می‌زند و بسیار آسان و راحت می‌توان این حقیقت را لمس کرد.

از تاریخ کمک بگیریم
در طول تاریخ افراد زیادی بودند که به دروغ ادعای «نیابت»، «بابیت» و «دیدار با امام زمان» را داشتند و اغلب این اشخاص، دارای مشکل روحی، روانی وعقیدتی بوده اند و از نوعی کمبود شخصیتی وخلأ درونی رنج میبرده اند و شاید این خصلتِ مشترک همه آنان بوده است.
ظاهراً نخستین مدعی بابیت، فردی بود به نام «محمد بن علی شَلمغانی» که در مقابل نایب سوم، «ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی» ادعای نیابت کرد. بعد از آن نیز این ادعاها از افراد گوناگون و به انگیزه‌های مختلف ادامه یافت. یکی دیگر از آنان، فردی به نام «علی محمد باب» که در زمان محمد علی شاه قاجار، مدعی نیابت شد و گفت: من با امام زمان ارتباط معنوی دارم (که در اظهارات این آقای مدعیِ نو ظهور نیز همین تعابیرمرتب آمده است.)
علی محمد باب وقتی دید جماعتی ساده لوح و جاهل پیرامونش جمع شدند، اعتماد به نفس بیشتری یافت وادعای خود را ارتقا داد و گفت: من خودِ امام زمان هستم! و از قضا مریدانش زیادتر هم شدند! وی از این مرحله پا فراتر گذاشت و ادعای نبوت کرد و حتی گفت: من پیامبر هستم و مقامم از همه انبیا بالاتر است! او بلوای عجیب و انحراف جبران ناپذیری در جامعه اسلامی آن روز به وجود آورد و در نهایت به پیشنهاد امیر کبیر و به دستور ناصرالدین شاه در تبریز به چوبه دار آویخته شد. بعد از وی یکی از شاگردانش به نام «حسینعلی بهاء» به انحراف او ادامه داد وفرقه ضاله بهائیت را در ایران تأسیس کرد که فجایع آن همچنان ادامه دارد.
خوانندگان عزیز توجه دارند، مطالب فوق قصه نیست و نگارنده هم قصد داستان سرایی وقصه نویسی ندارد، بلکه واقعیتهای تاریخی است و متأسفانه این مصیبتها در کشور ما رخ داده است! بدیهی است اگر مسئولان سستی کنند و مردم هم تماشاگر باشند، این بار این ماجراها به دست همین نور رسیده ها تکرار خواهد شد.
با مرور تاریخ، می بینیم که
چکیده حرف او درباره ولایت فقیه این است که رهبری امام خمینی و مقام معظم رهبری به خاطر فقه، فقاهت واجتهادشان نبود، بلکه آن دو، چون به مقام قرب و معنوی خاص رسیده و پاک بودند، امام زمان هم آنها را به نیابت از خود منصوب کرد و در این مورد مجلس خبرگان هیچ نقشی ندارد! آن گاه نتیجه گرفته، می‌گوید: پس لازم نیست نایب امام زمان منحصر در فقیه و مجتهد باشد، یک جوان بیست ساله هم می‌تواند به این مقام نایل شود!
علی محمد باب برای بعد از خود، حسینعلی بهاء را تربیت کرد و او فرقه بهائیت را تشکیل داد و پس از آن، گروهی در صدد مخالفت و مبارزه با آنها برآمده، انجمن ضد بهائیت حجتیه را راه انداختند، اما در عمل دیدیم که رژیم گذشته هر دو جریان را مدیریت کرد و مردم را دو دسته کرد وبا عنوان « بهایی و ضد بهایی» به جان هم انداخت و بدینوسیله جبه‌ه ای گشود تا برخی افراد متعهد و متدین را به جای پرداختن به مبارزه با طاغوت، به همراهی و همگامی با انجمن حجتیه سوق دهد و سرگرم سازد.
هشدارهای امام خمینی
این روزها که در آستانه بیست وششمین سالگرد عروج ملکوتی حضرت امام خمینی قرار داریم، لازم است در این باره ساده اندیشیها و حمل بر صحتها را کنار گذاشته، عینک هوشیاری امام خمینی را بر چشم زنیم و سیره آن حضرت در برخورد با شیاطین را در پیش بگیریم.
شاید شنیده باشید که در سالهای نخست انقلاب، چند نفر از شیادان که ادعای ارتباط با امام زمان را داشتند، وقتی با اصرار موفق میشوند خدمت امام برسند، معظم له پیش از آنکه آنها مطلبی طرح کرده و سخن آغاز کنند، میفرمایند: من سه مشکل دارم؛ از شما میخواهم ابتدا راه حل اینها را از محضر امام زمان بپرسید و برایم بیاورید، آنگاه من در خدمت شما هستم. آنها وقتی با هوشمندی و زیرکی امام مواجه میشوند از اقامتگاه ایشان خارج شده و می روند و...( همیشه با امام ، ص ۲۲۸)
در اوایل ده‌ه شصت، فرمانده نیروی دریایی شخصی به نام «ناخدا افضلی» بود که ریش غیر متعارف و بلندی داشت و همیشه تسبیح به دست می گرفت و دعای فرج می خواند، اما امام چندان اعتنایی به او نداشتند. از سوی دیگر مرحوم سرتیب قاسمعلی ظهیرنژاد، فرمانده نیروی زمینی که هر روز ساعت هشت صبح با صورت تیغ زده به حضور امام میرسید وگزارش خط مقدم جبه‌هها را به ایشان میداد، با احترام و عنایت ویژه امام مواجه می شد و حتی هنگام رفتن، حضرت امام چند قدمی او را بدرقه می کردند! و این عمل امام موجب شگفتی واحیانا ناراحتی برخی از اطرافیان نیز شده بود ! تا اینکه مدتی بعد، معلوم شد افضلی عضوحزب توده بوده وبرای شوروی جاسوسی می کرده است به همین سبب دستگیر و محاکمه شد! (پا به پای آفتاب ، ج ۲ ، ص ۱۰۸)
مرحوم امام نسبت به ریاکاران، چاپلوسان و عوام فریبان به شدت حساس بوده و هرگز در اینگونه موارد کوتاه نمیآمدند و حتی وقتی میبینند در تلویزیون افراد ریش دار به صورت غیر متعارف زیاد شده، آن را نوعی ریاکاری و تملّق می دانستند و به مسئولان هشدار میدادند!
در مورد دیگر، خطاب به مسئولان اجرایی کشور فرموده اند: « اگر سست ما بیاییم و این هماهنگى را حفظ نكنیم، خوف این معنا هست كه آنهایى كه از اسلام سیلى خوردند و آنهایى كه نگران اوضاع ایران، بلكه نگران اوضاع منطقه هستند، یك كارى بكنند؛ یك راهى را پیش بگیرند كه ملت را خسته كنند، اختلاف ایجاد كنند بین افراد ملت، اختلاف ایجاد كنند بین دولت و ملت و یك راهى باز كنند كه یك «رضا شاهى » را دوباره بیاورند به عنوان رئیس جمهور اسلامى- به عنوان شاهنشاهى نمى‏آورند- به عنوان «رئیس جمهور صد در صد اسلامى!» و بسیارى از مسائل اسلامى را هم از من و شما بیشتر عمل كند. » (صحیفه امام، ج۱۵ ص ۳۵۴)
حضرت امام بخصوص به نفوذ انجمن حجتیه حساسیت داشتند ودر فرصت مناسب به آن هشدار می داندند چنانکه در موردی به اعضای محترم شورای نگهبان فرمودند :« حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه ای ها همه چیزتان را نابود کردند» ( صحیفه امام ، ج ۲۱ ، ص ، ۵۷۹)

عبرت بگیریم
آنهائی که به نام اصولگرایی واصلاح طلبی در این چند سال به جان هم افتادند و زمینه را برای حاکمیت جریان افراطی و انحرافی مهیا کردند، امروز چه جوابی برای امام ومردم دارند؟ چه شده است آقایان همیشه ریشه اصلی انحراف رارها کرده و به شاخ و برگ آن میچسبند و همواره در فروع فرو میروند؟ آیا مصیبتهای هشت سال گذشته برای عبرت گرفتن کافی نیست؟
حتما متوجه شدید جریان انحرافی برای آینده رهبری، ولایت فقیه و اساس حوزه وروحانیت وانقلاب خوابهایی دیدند و نقشه‌ها کشیدند، آنوقت من و شما درگیر دعواهای جناحی ونزاعهای زرگری از قبیل: «پیاده روی ظریف با جان کری» و «تک خوانی زنان» هستیم و اینکه آیا نیروی انتظامی موظف به اجرای احکام اسلامی است یا باید قانون را اجرا کند؟!
یکی از اشکالات مهم حضرت امام به حجتیهایها و همفکرانشان نیز همین امر بود که آنها اصول را رها کرده و به فروع چسبیدند، شاه و نخست وزیرش امیر عباس هویدا که حامیان بهائیت در ایران هستند رارها کردند واحیانا برای آنها دعا هم میکنند، آنوقت یقه چند نفر کارگر، خیاط وحمال را گرفتند که اینها اغلب به خاطر تامین هزینه زندگی، چند روزی خودشان را به بهایی گری زدند!
تشخیص صحیح اصول از فروع وعملِ به موقع به اصول را از مکتب امام یاد بگیریم و اینهمه غرق در فروع نباشیم.
تجربه سی و شش سال گذشته بهترین دلیل بر این مدعاست که هیچ کشور و قدرت خارجی نمیتواند به نظام اسلامی ضربه وارد کند اما آنچه که مثل موریانه از داخل به جان انقلاب و نظام افتاده و اذهان مردم و جوانان را در حوزه، دانشگاه، بسیج و برخی مراکز نظامی به انحراف میکشاند، همین توهمات بزک شده نو رسیده‌های انجمن حجتیه در ده‌ه هشتاد و نود است و بسیار خطرناکترند، اینها در برخی جاهای مهم، حتی شبکه‌های صدا و سیما لانه کرده و به شیطنتهای خود ادامه میدهند و لازم است مبارزه با آنها، در اولویت برنامه‌های مسئولین و دلسوزان باشد.
 
کد مطلب: 5114
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : جمعه ۸ خرداد ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۲۱:۱۴
 
 


انتشار یافته : ۶نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
صادق
۱۳۹۴-۰۳-۱۰ ۱۴:۱۷:۵۳
از سایت دین انلاین بعید است که چنین مطالب سطحی و غیرمستندی را منتشر کند
نویسنده حتی مطلع نیست که حسین فریدونی زنده است! (1807)
 
باقر
۱۳۹۴-۰۳-۱۰ ۱۷:۰۲:۰۸
آقای صادق عزیز! لطفا یه کم صداقت داشته باشید. اگر هم نویسنده در این مورد اشتباه بکند این دلیل نمی شود همه مطالب سطحی و غیر مستند باشد. (1808)
 
امیرآبادی
۱۳۹۴-۰۳-۱۱ ۰۰:۵۷:۳۴
شما به صورت مستند ایشان را نقد کنید و بدهید منتشر کنند تا متوجه شویم منظورتان از مستندنویسی چیست. اینکه فلانی زنده است است یا نه از ارزش دیگر اطلاعات نویسنده نمی کاهد. تا آنجا که خبر دارم بسیاری از مواردی که جناب اباذری گفتند در هم مسلکی های حجتیه ای ها به صورت یکسان دیده می شود. (1809)
 
بسیجی وپیروولایت
United States
۱۳۹۶-۱۰-۱۷ ۱۸:۲۴:۱۰
سلام خدابرحضرت امام خامنه ای(مدظله العالی)
سلام خدا برحضرت آیةالله حلبی(قدس الله نفسه الزکیه)
لعنت خدا و نفرین پیامبران بر دشمنان خبیث انجمن حجتیه
دشمنان خبیث و پلید انجمن حجتیه ، هر تهمتی که به فکر شیطانی شان می رسد به انجمن مقدس حجتیه و اعضای پاک آن روا می دارند
این حرامزادگانی که به انجمن حجتتیه و اعضای پاک آن تهمت می زنند به حدی ملعون هستند که حتی فرمایش پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)را که فرمود:
« بزرگی گناه تهمت زننده ، به بزرگی گناه کسی است که در داخل کعبه با مادر خود هفتاد بار زنا کرده است »
بی اعتنا بوده و زیر پا می گذارند. (2990)
 
بسیجی وپیروولایت
Moldova, Republic of
۱۳۹۷-۰۱-۰۸ ۱۵:۲۲:۵۱
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین و الصلاه و الاسلام خیر خلقه محمد و آله الطیبین الطاهرین و العنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین ، و بعد : بر عموم مؤمنین ایدهم الله تعالی مخفی نماند آنکه جناب مستطاب حجه الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ محمود حلبی دامت برکاته از طرف اینجانب مجاز و مأذونند در تصدی امور حسبیه که منوط باذن فقیه جامع الشرائط است ، و نیز مجاز و مأذونند سهم مبارک امام ارواحنا فداه و دیگر وجوه شرعیه را قبض و در موارد مقرره شرعیه صرف نمایند ، و همچنین مجازند با اشخاصی که قدرت پرداخت تمام بدهی خود از وجوه را یکجا ندارند دستگردان نموده مهلت دهند تا بتدریج بدهی خود را بدون مسامحه و اهمال بپردازند ، و نیز مجازند وجوه مشکوکه را نسبت احتمال مصالحه نمایند ، و اوصیه دامت برکاته و نفسی بملازمه التقوی و سلوک سبیل الاحتیاط و ارجوه ان لا ینسانی من صالح الدعاء فی مظظان الاجابه کما لا أنساه انشاءالله و السلام علیه و علی جمیع إخواننا المؤمنین و رحمه الله و برکاته .
علی حسینی سیستانی
۸ ذیقعده الحرام ۱۴۱۳ هجری قمری
مطابق با ۱۶ اردیبهشت ۱۳۷۲ هجری شمسی
____________________________________________
تا کور شود هرآنکس که نتوان دید
خوب ببینید اگر کور نیستید
این دقیقا” ۱۰ سال پس از تعطیلی انجمن حجتیه است .
حضرت ایه الله العظمی سیستانی (مدظله العالی) باتوجه به علم وآگاهی کامل درطول ده سال که به انجمن حجتیه اتهام بسته واراجیف بافته شده است اینگونه جانانه فرموده است. البته این فقط یک نمونه است .
ذهن آلوده ی خود را با توبه پاک کنیدوگرنه به مصداق کلام الله ” بدجایگاهی درانتظار شماست.”

تهمت زنندگان ، لاف دین داری نزنندکه عذابشان درجهنم بیش از عذابی است که بی دین ها می کشند وازبوی متعفن شان، جهنمیان بی قرارترمی شوند.
به نظر می رسد اینگونه مطالب را، این سایت درج و منتشرنکند. برای اینکه روش تریبون دارهای بی منطق ، همیشه اینگونه بوده است.
دشمنان انجمن حجتیه ، همیشه تلاش می کنند برای تخریب انجمن حجتیه ، هرچیز ناپسند را به انجمن حجتیه ربط ونسبت دهند. دقیقا” همان کاری که عمروعاص ومعاویه ( لعنت الله علیهما ) برای بدنام کردن حضرت علی(علیه السلام) می کردند.
یک عده ی دیگرازدشمنان خبیث انجمن هم درسایت های خود بیشترین اراجیف ، توهین ها ، تهمت ها وافتراها را به انجمن می زنند و با کمال رذالت ، پررویی وخباثت ، درج دیدگاه ارسالی مخاطبان رابه عدم اهانت ، تهمت وافترا مشروط می کنند تا با این حیله وانمودکنند مطالبشان بدون هتاکی ، توهین وافترا است واز طرفی بااین بهانه مطالب ارزشمند مدافعان انجمن حجتیه رادرج و منتشرنکنند.
لعنت خدا بردشمنان حضرت آیه الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی)
لعنت خدابردشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران
لعنت خدا بر همه فرقه های ضاله که در ظاهر و باطن ، قصدتضعیف وضربه زدن به اسلام ناب محمدی وعلوی ( صلوات الله وسلامه علیهم ) را دارند.
سلام خدابرحضرت آیه الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی) سردمدار مبارزه با دشمنان اسلام
سلام خدابرعلامه پرهیزگارحضرت آیه الله حلبی (رضوان الله تعالی علیه) که عمرشریف وگرانمایه خودرا وقف خدمت خالصانه به اسلام ناب و امام زمان (عج) کرد.
دشمنان انجمن حجتیه ، برای مطرح کردن خود و رسیدن به منصب و جایگاه دنیایی ،گهگاهی می نشینید و انواع اراجیف که به فکرخبیث وپلیدشان می رسد ، درمورد انجمن حجتیه می بافند وبرای خوشی دو روز دنیا ، در رسانه ها ، تریبون ها وفضای مجازی و… تا آنجا که می توانندو از عهده شان برمی آید ناجوانمردانه ،رذیلانه وبی شرمانه باوصله های نامربوط به انجمن می تازندو انسانیت وشرافت خودرازیرپا می گذارند.
ازخداوندمتعال می خواهم به دشمنان انجمن حجتیه ،اگر قابل هدایت هستند شفای روحی عنایت فرمایدوبه جلالت وکرامت خودموجبات هدایتشان را فراهم گرداندواز این کج روی ها و تهمت زدن ها که قلب امام زمان (سلام الله علیه) رابه درد می آورند به راه راست بکشاندوگرنه خوار و ذلیلشان بگرداند
انجمن حجتیه، درزمان حکومت منحوس پهلوی و چه بعدازپیروزی شکوهمندانقلاب اسلامی، هرگز هیچ موضعی علیه حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامی نگرفت وهیچ نوع انحرافی ازاین بزرگواران دیده نشده است وحتی پس از تعطیلی انجمن همواره مورد تائید دلسوزان واقعی نظام مقدس جمهوری اسلامی و مراجع عظام تقلید بوده ومی باشد. باتوجه به اینکه هیچ اسنادو مدارک موثق و هیچ اثری از موضع گیری ها وانحراف انجمن حجتیه وجود ندارد ،دشمنان کوردل برچه پایه واساس ، به انجمن حجتیه ، هجمه برده و هزارویک وصله نامربوط که برازنده خودشان است به انجمن حجتیه می چسبانند؟!! و در کنار فرقه های ضاله قرارمی دهند؟!!!
دشمنان انجمن حجتیه، اگر دین ندارند ، به مصداق این سخن بیدارکننده حضرت امام حسین (علیه السلام) که فرمود 《اگردین ندارید لا اقل آزاده(انسان) باشید》 لا اقل انسان باشندوتوجه داشته باشند که هرچه شنیدند ، به راحتی بازگونکنندو با آبروی دیگران بازی نکنند و اگرمدعی دین داری هستند باید بترسند از عواقب آنچه مرتکب می شوند.
دشمنان انجمن حجتیه ،اگرمسلمان هستند، بایدبدانند وعده الهی حق است و آنکس ، تهمتی به کسی زده ، نمیردتا به سر خودش و خانواده اش بیاید وبه آن مبتلاشودو تا مغز استخوانش بسوزد و این را نیزحتما”باید بدانند پیامبراکرم(ص) فرمود :
” بزرگی گناه تهمت زننده به بزرگی گناه کسی است که بامادرخود مرتکب گناه کبیره زنا شده است . ”
بنابراین دشمنان انجمن حجتیه ، اگر واقعا” انسان و مسلمان واقعی هستند، کاری نکنند تا با این تهمت زدن ها ، در قیامت ، نامه اعمالشان به دست چپ شان داده شود و در آن نوشته شده باشد
” نوع گناه شما تهمت زننده ؛ ارتکاب زنا با مادر (3046)
 
بسیجی وپیروولایت
Moldova, Republic of
۱۳۹۷-۰۱-۰۸ ۱۶:۰۸:۴۰
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین و الصلاه و الاسلام خیر خلقه محمد و آله الطیبین الطاهرین و العنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین ، و بعد : بر عموم مؤمنین ایدهم الله تعالی مخفی نماند آنکه جناب مستطاب حجه الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ محمود حلبی دامت برکاته از طرف اینجانب مجاز و مأذونند در تصدی امور حسبیه که منوط باذن فقیه جامع الشرائط است ، و نیز مجاز و مأذونند سهم مبارک امام ارواحنا فداه و دیگر وجوه شرعیه را قبض و در موارد مقرره شرعیه صرف نمایند ، و همچنین مجازند با اشخاصی که قدرت پرداخت تمام بدهی خود از وجوه را یکجا ندارند دستگردان نموده مهلت دهند تا بتدریج بدهی خود را بدون مسامحه و اهمال بپردازند ، و نیز مجازند وجوه مشکوکه را نسبت احتمال مصالحه نمایند ، و اوصیه دامت برکاته و نفسی بملازمه التقوی و سلوک سبیل الاحتیاط و ارجوه ان لا ینسانی من صالح الدعاء فی مظظان الاجابه کما لا أنساه انشاءالله و السلام علیه و علی جمیع إخواننا المؤمنین و رحمه الله و برکاته .
علی حسینی سیستانی
۸ ذیقعده الحرام ۱۴۱۳ هجری قمری
مطابق با ۱۶ اردیبهشت ۱۳۷۲ هجری شمسی
____________________________________________
تا کور شود هرآنکس که نتوان دید
خوب ببینید اگر کور نیستید
این دقیقا” ۱۰ سال پس از تعطیلی انجمن حجتیه است .
حضرت ایه الله العظمی سیستانی (مدظله العالی) باتوجه به علم وآگاهی کامل درطول ده سال که به انجمن حجتیه اتهام بسته واراجیف بافته شده است اینگونه جانانه فرموده است. البته این فقط یک نمونه از تائیدات و حمایت های مراجع عظام تقلید است .
ذهن آلوده ی خود را با توبه پاک کنیدوگرنه به مصداق کلام الله ” بدجایگاهی درانتظار شماست.”

تهمت زنندگان ، لاف دین داری نزنندکه عذابشان درجهنم بیش از عذابی است که بی دین ها می کشند وازبوی متعفن شان، جهنمیان بی قرارترمی شوند.
به نظر می رسد اینگونه مطالب را، این سایت درج و منتشرنکند. برای اینکه روش تریبون دارهای بی منطق ، همیشه اینگونه بوده است.
دشمنان انجمن حجتیه ، همیشه تلاش می کنند برای تخریب انجمن حجتیه ، هرچیز ناپسند را به انجمن حجتیه ربط ونسبت دهند. دقیقا” همان کاری که عمروعاص ومعاویه ( لعنت الله علیهما ) برای بدنام کردن حضرت علی(علیه السلام) می کردند.
یک عده ی دیگرازدشمنان خبیث انجمن هم درسایت های خود بیشترین اراجیف ، توهین ها ، تهمت ها وافتراها را به انجمن می زنند و با کمال رذالت ، پررویی وخباثت ، درج دیدگاه ارسالی مخاطبان رابه عدم اهانت ، تهمت وافترا مشروط می کنند تا با این حیله وانمودکنند مطالبشان بدون هتاکی ، توهین وافترا است واز طرفی بااین بهانه مطالب ارزشمند مدافعان انجمن حجتیه رادرج و منتشرنکنند.
لعنت خدا بردشمنان حضرت آیه الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی)
لعنت خدابردشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران
لعنت خدا بر همه فرقه های ضاله که در ظاهر و باطن ، قصدتضعیف وضربه زدن به اسلام ناب محمدی وعلوی ( صلوات الله وسلامه علیهم ) را دارند.
سلام خدابرحضرت آیه الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی) سردمدار مبارزه با دشمنان اسلام
سلام خدابرعلامه پرهیزگارحضرت آیه الله حلبی (رضوان الله تعالی علیه) که عمرشریف وگرانمایه خودرا وقف خدمت خالصانه به اسلام ناب و امام زمان (عج) کرد.
دشمنان انجمن حجتیه ، برای مطرح کردن خود و رسیدن به منصب و جایگاه دنیایی ،گهگاهی می نشینید و انواع اراجیف که به فکرخبیث وپلیدشان می رسد ، درمورد انجمن حجتیه می بافند وبرای خوشی دو روز دنیا ، در رسانه ها ، تریبون ها وفضای مجازی و… تا آنجا که می توانندو از عهده شان برمی آید ناجوانمردانه ،رذیلانه وبی شرمانه باوصله های نامربوط به انجمن می تازندو انسانیت وشرافت خودرازیرپا می گذارند.
ازخداوندمتعال می خواهم به دشمنان انجمن حجتیه ،اگر قابل هدایت هستند شفای روحی عنایت فرمایدوبه جلالت وکرامت خودموجبات هدایتشان را فراهم گرداندواز این کج روی ها و تهمت زدن ها که قلب امام زمان (سلام الله علیه) رابه درد می آورند به راه راست بکشاندوگرنه خوار و ذلیلشان بگرداند
انجمن حجتیه، درزمان حکومت منحوس پهلوی و چه بعدازپیروزی شکوهمندانقلاب اسلامی، هرگز هیچ موضعی علیه حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامی نگرفت وهیچ نوع انحرافی ازاین بزرگواران دیده نشده است وحتی پس از تعطیلی انجمن همواره مورد تائید دلسوزان واقعی نظام مقدس جمهوری اسلامی و مراجع عظام تقلید بوده ومی باشد. باتوجه به اینکه هیچ اسنادو مدارک موثق و هیچ اثری از موضع گیری ها وانحراف انجمن حجتیه وجود ندارد ،دشمنان کوردل برچه پایه واساس ، به انجمن حجتیه ، هجمه برده و هزارویک وصله نامربوط که برازنده خودشان است به انجمن حجتیه می چسبانند؟!! و در کنار فرقه های ضاله قرارمی دهند؟!!!
دشمنان انجمن حجتیه، اگر دین ندارند ، به مصداق این سخن بیدارکننده حضرت امام حسین (علیه السلام) که فرمود 《اگردین ندارید لا اقل آزاده(انسان) باشید》 لا اقل انسان باشندوتوجه داشته باشند که هرچه شنیدند ، به راحتی بازگونکنندو با آبروی دیگران بازی نکنند و اگرمدعی دین داری هستند باید بترسند از عواقب آنچه مرتکب می شوند.
دشمنان انجمن حجتیه ،اگرمسلمان هستند، بایدبدانند وعده الهی حق است و آنکس ، تهمتی به کسی زده ، نمیردتا به سر خودش و خانواده اش بیاید وبه آن مبتلاشودو تا مغز استخوانش بسوزد و این را نیزحتما”باید بدانند پیامبراکرم(ص) فرمود :
” بزرگی گناه تهمت زننده به بزرگی گناه کسی است که بامادرخود مرتکب گناه کبیره زنا شده است . ”
بنابراین دشمنان انجمن حجتیه ، اگر واقعا” انسان و مسلمان واقعی هستند، کاری نکنند تا با این تهمت زدن ها ، در قیامت ، نامه اعمالشان به دست چپ شان داده شود و در آن نوشته شده باشد
” نوع گناه شما تهمت زننده ؛ ارتکاب زنا با مادر (3047)