داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
۱
 
چیستی انسان در اندیشه عرفانی امام خمینی (ره)
محسن مهریزی
مرحوم امام خمینی (ره) معتقد است در عرفان اسلامی، انسان را به «حیوان ناطق مائت» تعریف كرده‌اند و عرفا تنها حیوانیّت و ناطقیّت را در ذات انسان كافی ندانسته‌ و بر افزودن قید مائت تأكید داشته‌اند. به نظر آنها لازم است موت از صورت حیوانیّت حاصل شده و انسان به صورت انسانیّت و ملكاتی كه حقیقت انسانیّت به آنها وابسته است نائل شود. به تعبیری دیگر و با همان نگاه عرفانی می‌توان گفت انسان «حیّ متألّه» است.
انسان، اسم جنس است كه برای مذكّر، مؤنث، مفرد و جمع به صورت یكسان به كار می‌رود. نظرات مختلفی درباره‌ حروف اصلی انسان مطرح است. عدّه‌ای آن را از نظر لغوی مشتق از إنس به معنای ظاهر و آشكار در مقابل جنّ به معنای مخفی و پوشیده می‌دانند. برخی انسان را برگرفته از ریشه‌ اُنس به معنای اُلفت گرفتن می‌دانند و این به آن جهت است كه آفرینش نوع انسان به گونه‌‌ای است كه كار او با اُنس گرفتن قوام می‌یابد و با هر چیزی كه مألوف شود اُنس می‌گیرد. یا از ریشه‌ نسیان به معنای فراموشی اقتباس شده است، چرا كه انسان عهدی را كه در عوالم قبلی با خدا بسته بود را فراموش كرده است. هر كدام از این تعاریف به صورت نسبی به بخشی از معنای انسان اشاره نموده‌اند. امّا به نظر می‌رسد، معنای دوّم تناسب بیشتر و جامع‌تری با ویژگی‌های انسان در بحث انسان كامل داشته باشد چرا كه انسان در كمال خود به اُنس حقیقی با معبودش كه همان ذات باری تعالی است دست می‌یابد.
در باب ماهیّت حقیقی انسان، عدّه‌ای او را عرض می‌دانند و عدّه‌ای دیگر جوهر؛ از این عدّه، گروهی او را جسم می‌دانند، گروهی دیگر لطیفه‌ای روحانی، برخی دیگر نیز او را مجموعه‌ای از جسم و روح می‌دانند. امّا از نظر منطقی در شایع‌ترین تعریف، از انسان به «حیوان ناطق» تعبیر می‌شود و قید ناطق به تنهایی جامع جمیع شئون كمالیّه‌ مراتب ادنای خود از جمله نامیّت، جسمیّت، معدنیّت و حیوانیّت است؛ در واقع ناطقیّت هر چند بسیط است لكن صورت انسانی محسوب شده و انسانیّت انسان به آن وابسته است و در عین بساطتش، جامع تمام كمالات مراتب پایین‌تر از خودش می‌باشد. بر خلاف تعریف شایع انسان در منطق، كه انسان را به «حیوان ناطق» می‌شناسانند، در عرفان اسلامی و مباحث سیر و سلوكی، ناطق فصل اخیر انسان نیست، بلكه ناطق جنس بوده و فصل ممیّزهای دیگری از هویّت او را معرّفی می‌كنند. این فصل ممیّزها بسته به سیره‌ عملی انسان تعیین می‌شوند كه اگر انسان به سوی فرشته‌خویی حركت كند، به حیوان ناطق فرشته‌منش تبدیل می‌گردد، اگر مسیر حیوانی را انتخاب نماید تعریف او حیوان ناطق بهیمه‌منش بوده و اگر شیطان صفتی را برگزیند، حیوان ناطق ابلیس‌منش خواهد شد. مرحوم امام خمینی(ره) نیز در این باره معتقد است حقیقت هر شیئی به صورت آن است نه به مادّه‌ آن؛ و بر همین اساس، صورت انسانی عبارت است از آنچه برای نفس انسان حاصل شده و به صورت ملكه درآمده است. اگر آن ملكه ملكه‌ی حمیده‌ علمیّه‌ عملیّه باشد طینت شخص از علیّین بوده و اگر آن ملكه رذیله باشد طینت شخص از سجّین خواهد بود.
مرحوم امام (ره) همچنین آورده است در عرفان اسلامی، انسان را به «حیوان ناطق مائت» تعریف كرده‌اند و عرفا تنها حیوانیّت و ناطقیّت را در ذات انسان كافی ندانسته‌ و بر افزودن قید مائت تأكید داشته‌اند. به نظر آنها لازم است موت از صورت حیوانیّت حاصل شده و انسان به صورت انسانیّت و ملكاتی كه حقیقت انسانیّت به آنها وابسته است نائل شود. به تعبیری دیگر و با همان نگاه عرفانی می‌توان گفت انسان «حیّ متألّه» است. كلمه‌ «حیّ» به منزله جنس و جامع حیات گیاهی، حیوانی و انسانی مصطلح (حیوان ناطق) است و كلمه‌ «تألّه» به منزله‌ فصل اخیر انسان حقیقی است. در واقع تألّه و خداجویی در وجود همه‌ انسان‌ها مكنون و مفطور است و همه‌ آنها «حیّ متألّه» هستند هر چند این تألّه و خداجویی به عنوان استعداد و سرمایه‌ درونی در عدّه-ای از مسیر ایمان و مجاهدت و تقوا به شكوفایی رسیده و كمال حاصل می‌شود و عدّه‌ای دیگر با عبور از مسیر كفر و عصیان به محرومیّت از حیات حقیقی انسانی می‌رسند و حیات حیوانی را انتخاب می‌كنند.
 
کد مطلب: 5128
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۰۶:۴۷
 
 
 
انسان در عرفان اندیشه‌های عرفانی امام خمینی
 


انتشار یافته : ۱نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
۱۳۹۴-۰۳-۲۲ ۰۲:۲۵:۲۴
http://shafaqna.com/persian/proposal/item/122827

مقاله بسیار عالی است درج کنید (1823)