خارجی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
۱
 
مراقب بنیادگرایی سکولار باشید!
علی معموری
سال‌های زیادی صحبت از زوال دین به عنوان نتیجه روشنگری و مدرنیته می‌شد، آنگونه که ماکس وبر از آن به دوره افسون‌زدایی تعبیر می‌کرد. برخی از جنبش‌های افراطی پا فراتر نهاده و به دنبال محو دین به طور کامل بودند. اما ادیان همچنان زنده و قوی هستند. آنها دارای تأثیری عمیق و گسترده بر حوزه عمومی هستند. آیا این وضعیت تهدیدی برای سکولاریسم است؟ آیا دین بخشی از مشکل رشد افراط‌گرایی در جهان است یا خود می‌تواند بخشی از راه حل باشد؟
این نوشته به معنای دفاع از دولت دینی در هیچ یک از اشکالش نیست، بلکه تلاشی برای فهم میزان کارآمدی الگوی مسلط سکولاریسم غربی و در پی نقد شکل خاصی از سازگاری جدایی دین و سیاست است.

آیا دین تنها مسئول افراط‌گرایی است؟
در عصر جدید، این بسیار مرسوم است که به دین به عنوان امری مشکل‌ساز حمله شود. ما شاهد حوادث خشونت‌باری در هر نقطه از جهان هستیم که دین ممکن است صرفاً یک عامل در میان عوامل
سکولاریسم اخلاقی (سکولاریسم به مثابه یک نظام هنجاری ایدئولوژیک) به مانند یک ایدئولوژی به طور بالقوه، زمینه گرایش به سمت افراط‌گرایی را دارد. این پتانسیل با امتیاز بخشیدن به انسانگرایی سکولار، انسانگرایی انحصاری و خداناباوری به تحقق می‌گراید.
بسیار دیگر آن بوده باشد. این نشان می‌دهد که تصورات درباره سکولاریسم (حداقل در بخشی از غرب) از حد جدایی رسمی میان دولت و دین فراتر رفته است و دربرگیرنده سطحی است که چارلز تیلور آن را «حالت باور» نامیده است: وضعیتی که در آن تأکید آشکاری بر ضرورت ناپدید شدن خدا و دین همراه با امتناع قوی از حضور دین در فعالیت‌های عمومی می‌شود.
این سکولاریسم اخلاقی (هنجارگرایانه) بنا به نامگذاری راجیو بهارگاوا، دین را صرفاً به مثابه یک بیماری در حوزه عمومی مورد توجه قرار می‌دهد که باید به اجبار به کنج عزلت زندگی شخصی فرستاده شود. این الگو از سکولاریسم هیچ فضایی را برای به رسمیت شناختن امکان حضور و ایفای نقش معنویت و دین در حل مشکلات جهان و ترویج صلح طلبی باقی نمی‌گذارد.
سکولاریسم اخلاقی (سکولاریسم به مثابه یک نظام هنجاری ایدئولوژیک) به مانند یک ایدئولوژی به طور بالقوه، زمینه گرایش به سمت افراط‌گرایی را دارد. این پتانسیل با امتیاز بخشیدن به انسانگرایی سکولار، انسانگرایی انحصاری و خداناباوری به تحقق می‌گراید. این در حالی است که امتیازبخشی به یک گروه از جامعه در برابر گروه‌های دیگر امری خلاف عدالت است. این خطر، نیاز به نسخه‌ای معتدل از سکولاریسم را بروز بیشتر می‌دهد.
از این منظر، ارتباط میان دین و افراط‌گرایی به طور متفاوتی فهم خواهد
آیت الله سیستانی از روحانیون شیعی نقش مهمی در مقابله با افراطگرایی و تشویق رواداری و صلح داشته است. وی در طول دوران اشغال عراق و منازعات فرقه‌ای، هوشمندانه عمل کرد؛ حضور او به مانعی برای فجایع انسانی بزرگ تبدیل شد. او هرگز خواستار «دولت اسلامی» نشد، بلکه نظرش به ایجاد دولت دموکراتیک مدنی در عراق بوده است.
شد، زیرا سکولاریسم افراطی هم به همان میزان می‌تواند پدیدآورنده افراط‌گرایی باشد. برای نمونه خاورمیانه یک مورد مطالعاتی است. ورود اجبارآمیز دولت- ملت سکولار در خاورمیانه نه تنها استبداد، سرکوب و کشتار را در قرن گذشته در پی داشت، بلکه همچنین زمینه را برای بالا آمدن بنیادگرایی اسلامی آماده کرد تا صحنه رقابت را با جریانهای میانه‌رو برباید.
سکولاریسم - به عنوان نقدی بر هژمونی دینی - آنگونه که نیکلاس کمپریدیس در تحلیل مفهوم نقد می‌گوید، نباید فقط «تکرار مکانیک‌وار انتقادات خشونت‌بار باشد، بلکه باید تمرین پذیرندگی و امکان افشاگری باشد». سکولاریسم به مثابه نظام «میانجیگری» آنگونه که عبدالله النعیم توصیف می‌کند، باید به تقویت سازش میان گروه‌های دینی و غیر دینی بینجامد، به جای اینکه امتیاز یا حق انحصاری‌ای برای سبک زندگی غیر دینی فراهم آورد. از دیگر مواردی که موجب می‌شود دین مقصر قلمداد شود عدم تمایز مابین دین به عنوان یک پدیده انتزاعی و کنش‌های هواداران خاص آن است. دین، سکولاریسم، خداناباوری و دیگر مفاهیم باید با میانجیگری ملاحظه شوند. در نتیجه، یک نهاد ویژه دینی، یک دولت خاص سکولار یا یک رفتار مشخص دینی یا غیر دینی می‌تواند به طور مفیدی مورد بحث قرار بگیرد.
دین یک مقوله بسیار پیچیده است که تفاسیر بسیار متنوعی از آن به عمل می‌آید و بالذات استبدادمحور و ظلم‌گرا نیست.

دین تأثیر مسلمی بر ایجاد صلح دارد
ادیان با تاریخی طولانی از سنت‌ها، حکمت و تجربه معنوی امکان عظیمی برای ارائه راه حل و نه ایجاد مشکل در اختیار دارند. بر طبق بررسی مؤسسه صلح، صلح‌طلبی دینی یا اعتقاد‌محور «رواج رو به فزونی داشته و تعداد موارد آن در سالهای اخیر رو به افزایش است».
سکولاریسم به مثابه نظام «میانجیگری» آنگونه که عبدالله النعیم توصیف می‌کند، باید به تقویت سازش میان گروه‌های دینی و غیر دینی بینجامد، به جای اینکه امتیاز یا حق انحصاری‌ای برای سبک زندگی غیر دینی فراهم آورد.

برخی از موارد صلح‌طلبی اعتقاد‌محور مانع از بروز جنگ داخلی شده است. برای نمونه، جمعیت مسیحی سنت اجیدیو در تاریخ پنجاه ساله‌اش در موارد بسیاری به ایجاد صلح کمک کرده است. این جمعیت با هفتاد هزار داوطلب فعال از ادیان مختلف از بیش از هفتاد کشور جهان، در کنار اراده و تشویق به ایجاد صلح در سراسر جهان تجربیات گسترده‌ای دارد.
این جمعیت در مذاکرات صلح در الجزایر، موزامبیک، فیلیپین و دیگر نقاط مشارکت داشته است و اخیراً میزبان دو جلسه گفتگو میان رهبران بلندپایه شیعه و سنی و شیعه و کاتولیک در عراق درباره مواجهه با چالش‌های جهانی افراط‌گرایی و منازعات بوده است.
به عنوان مثالی دیگر، آیت الله سیستانی از روحانیون شیعی نقش مهمی در مقابله با افراطگرایی و تشویق رواداری و صلح داشته است. وی در طول دوران اشغال عراق و منازعات فرقه‌ای، هوشمندانه عمل کرد؛ حضور او به مانعی برای فجایع انسانی بزرگ تبدیل شد. او هرگز خواستار «دولت اسلامی» نشد، بلکه نظرش به ایجاد دولت دموکراتیک مدنی در عراق بوده است.
مشارکت دین برای ایجاد صلح و آرامش در مسائل مختلف اجتماعی باید مورد شناسایی قرار گرفته و تشویق شود، به جای اینکه به سادگی انگشت اتهام را به سوی دین نشانه رفته و بر اساس فهمی افراطی از سکولاریسم آن را از حوزه عمومی کنار بگذاریم.
 
کد مطلب: 5130
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۱۵:۵۷
مرجع : Theconversation
 
 
 


انتشار یافته : ۱نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
حسینی
۱۳۹۴-۰۳-۱۵ ۱۳:۱۰:۰۳
درباره بخش اول این نوشته که هشداری درباره بنیادگرایی سکولار است حرفی نیست اما بخش دوم نوشته سست و شعارگونه است. اگر بگوییم در ادیان امکان صلح و رواداری هم وجود دارد قابل قبول است هر چند حرف مهمی نیست. اما اینکه بگوییم ادیان به طور کلی با رواداری و صلح سازگارند و برای تایید این فرض به تاریخ طولانی از سنت‌ها و حکمت‌ها و معنویت دینی اشاره کنیم کاری جز بازی با کلمات نکرده‌ایم. این واقعیت تاریخی نیازی به یادآوری ندارد که ادیان همراه با تاریخ طولانی معنویت و حکمت، تاریخی طولانی از جنگ و خشونت را نیز پشت سر گذاشته‌اند و اگر نگوییم این خشونت‌ها ذاتی دین بوده می‌توانیم حداقل بگوییم که ادیان جلوی آن را نگرفته‌اند. (1814)