داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
۴
 
بازخوانی مبادی تقلید و اجتهاد/ تقلید یا تبعیت؟
محمد مشهدی
از آنجا که تمام ادله معطوف به تبعیت غیر مجتهد از اجتهاد مجتهد بوده که مصداق تبعیت از تخصص متخصص توسط فرد غیر متخصص است اطلاق لفظ تقلید بر آن رهزن بوده و موجب اشتراک لفظ می شود.
تقلید در زبان عربی مصدر باب تفعیل از ماده قلد و به معنای قلاده بر گردن کسی انداختن است. در طول تاریخ در فرهنگ های مختلف تقلید مذمت شده و خروج از طور عقلانیت شمرده شده است. در تاریخ ادبیات فارسی نیز چیزی جز مذمت و تقبیج برای این عمل دیده نمی شود. که معروفترین آن داستان خر برفت مثنوی است که در نهایت مولانا می گوید" مر مرا تقليدشان بر باد داد / كه دو صد لعنت بر آن تقليد باد " که از قرار مسموع اقبال لاهوری آن را به صورت " خلق را تقلیدشان بر باد داد / ای دو صد لعنت بر این تقلید باد " ارائه کرده است.
در علم فقه کلمه تقلید اصطلاحی شده است برای رجوع به متخصص. تعریف اصطلاحی این واژه در اصطلاح علم فقه، عمل مستند به اجتهاد فقیه است. البته معانی دیگری نیز برای این اصطلاح بکار رفته همچون اخذ یا یادگیری رأی مجتهد که در واقع مقدمه عمل می باشند و آنچه در صدق عنوان تقلید دخیل است، عمل کردن با استناد به اجتهاد مجتهد است.
برای تقلید(تبعیت) فقهی دو دلیل مطرح شده است: یکی دلیل عقلی سیره عقلا و دیگر دلیل نقلی که خود شامل آیه" نفر" و روایات دال بر جواز یا وجوب تقلید(تبعیت) می شود. در بین روایات دال بر این موضوع فقط یک روایت است که از لفظ تقلید استفاده شده و آن روایت مرسله ای است، به نقل از امام صادق(ع): " فاما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا علی هواه مطیعا لأمر مولاه فللعوام أن یقلدوه ". این روایت مرسل بوده و منبع آن کتاب احتجاج طبرسی و تفسیر منسوب به امام حسن عسگری (ع) است که انتساب احتجاج به طبرسی و انتساب کتاب تفسیر مذکور به امام حسن عسگری (ع) محل تردید جدی محققان است.
از آنجا که تمام ادله معطوف به تبعیت غیر مجتهد از اجتهاد مجتهد بوده که مصداق تبعیت از تخصص متخصص توسط فرد غیر متخصص است اطلاق لفظ تقلید بر آن رهزن بوده و موجب اشتراک لفظ می شود. تقلید حقیقی (غیر اصطلاح فقهی) به معنای "دنباله روی از فرد بدون استناد فرد به دلیل" و همچنین "همانند سازی رفتاری(فرد رفتار طرف مقابل را عینا تکرار می کند) است. این معنا هیچ شباهتی به تبعیت از تخصص متخصص ( یعنی همان مفاد ادله ) ندارد.
با توجه به اینکه اصل دلیل تبعیت از اجتهاد مجتهد، دلیل عقلی می باشد و ادله دیگر صرفا مؤید بوده و ارشادی محسوب می شوند، دلیلی بر تأکید بر واژه تقلید مأخوذ از روایت "فللعوام ان یقلدوه" وجود ندارد. حتی در صورت نگاه اخباری و طفیلی دانستن دلیل عقلی نیز، مجموع ادله( آیات و روایات) حداکثر مثبت جواز و وجوب فعل تبعیت از اجتهاد مجتهد می باشد و نه توقیفیت لفظ تقلید برای این فعل، آن هم از طریق روایتی مرسل از منابعی مخدوش.*
اگر چه بحث ارائه شده به صورت بحث لفظی می نماید ولی نباید به بحث لفظی صرف تقلیل داده شود، چرا که بنظر می رسد تأکید و تعصب نهادینه شده بر استفاده از واژه تقلید برای تبعیت از اجتهاد مجتهد، صرف کم دقتی در اصطلاح سازی نیست، بلکه ممکن است باعث تحویل بردن فعل عاقلانه تبعیت از اجتهاد مجتهد به "دنباله روی از فرد بدون استناد و ابتناء فرد به دلیل" و " همانند سازی رفتار" شود.

......................................................................................
*اگر چه مضمون این روایت بوسیله دیگر روایات تقویت وتأیید می شود ولی تکاثر ادله موافق نمی تواند الفاظ متن متفاوت را تقویت و تأیید کند.
 
کد مطلب: 5183
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۰۵:۱۴
 
 
 
اجتهاد و تقلید
 


انتشار یافته : ۴نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
فرامرزمیرشکار
۱۳۹۵-۰۲-۲۵ ۲۳:۵۵:۲۸
عمل براساس نظرعلمی مرجع احکام عملی دین ،اساس اقدام در زمان غیبت است که شایسته است از واژه ی پیروی استفاده کرد. (2282)
 
حسنا
۱۳۹۵-۰۴-۰۸ ۱۴:۵۹:۱۰
دین نه تخصصی ونه اجباری است.وخداوند میزان دین داری وعمل مردمان را نه برمبنای دین مجتهدان،که برمبنای نیت ومیزان درک ومعرفت آنان می سنجد.پس هیچ نیازی به تقلید نیست... (2379)
برخی از اظهارات نویسنده به دلیل منطبق نبودن با قوانین مربوط به ممیزی نشر حذف(نقطه چین) شد.
 
فرامرزمیرشکار
۱۳۹۵-۰۴-۱۸ ۲۱:۵۰:۳۲
پیامبرص مبین دین است وپس از پیامبر،امام ودر غیبت امام بنابردستور امام موظیم به فقها مراجعه نماییم (2398)
 
موسی
۱۳۹۵-۱۲-۰۱ ۲۳:۱۲:۲۷
هر چند دعاوی زیادی در این جمله وجود دارد که هر یک جای بحث و نقد دارد؛ اما توجه نویسنده جمله را به قسمت پایانی جمله اش جلب می کنم با شرح و تفسیر!:
«بنا بر دستور امام، موظیم به فقها مراجعه نماییم»؛ یعنی به فقها از حیث عالم و ناقل بودن احادیث، «رجوع» کنیم و سخن و رفتار و سیره معصوم را (بدون تفقه و تفسیر به رأی ایشان؛ مانند استنباط بر اساس قواعد فقهی و نه بر مبنای زبان احادیث و سیره کلی زندگی معصوم) بشنویم و این چیزی غیر از «تقلید» و «پیروی» و «ولایت» و ... است. همان گونه که غیر مسلمان و غیر شیعه هم به معصومان رجوع می کردند و ایشان از بیان و ابلاغ دین، ابائی نداشتند اما از آن ها تقلید و مانند آن را درخواست نمی کردند و یا برای این امر، سازمان دهی و تشکیلات نداشتند. (2717)