داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
۱
 
جنگ ایدئولوژیک ایران و عربستان تا چه اندازه جدی است؟
ابراهیم احمدیان
چند هفته پیش سردار جلالی رییس پدافند غیرعامل کشور اعلام کرد که «جنگ عقیدتی- ایدئولوژیک یکی از حوزه های تنش ما با عربستان سعودی است.»[۱] او تنشهای ایران و عربستان سعودی را حول ۵ محور ذکر نمود که یکی از آنها عقیدتی و ایدئولوژیک است. در این مقاله سعی کرده‌ام با نگاهی گذرا به تاریخ روابط دو کشور، چند مسئله را بررسم: اول. آیا اختلاف مذهبی میان ایران و عربستان، پدیده‌ای نوظهور است؟ دوم. جمع‌بندی رفتار حاکمان حجاز و عربستان با ایرانیان چگونه بوده است؟ سوم. نزاع ایدئولوژیک ایران و عربستان تا چه اندازه در مناسبات دو کشور تعیین‌کننده و جدی است؟
دوره شُرفای حجاز

ایران و عربستان تا پیش از قرن چهارده شمسی، روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی چندانی با یکدیگر نداشتند. در آن دوره، عامل اصلی  ارتباط  دو کشور، وجود اماکن مقدس اسلامی در حرمین و سفرهای زیارتی ایرانیان به حجاز بود. بدین رو بخش مهمی از اطلاعات ما درباره چگونگی کنش و نگرش مردم و سیاستمداران حجاز نسبت به مذهب شیعه و ایرانیان در منابع مکتوبِ مربوط به حج و زیارت ضبط شده است. این منابع به ما می‌گویند که ضدیت با برخی عقاید شیعی و جماعت ایرانی، پیش از آل سعود نیز در حجاز و نجد کمابیش وجود داشته است. بنابر این منابع، ایرانیان، در عهد قاجار به دلایل مذهبی، در مکه و مدینه با آزار متعصبان مذهبی رو به رو بوده‌اند؛ اما عامه مردم و حاکمان حجاز، غالبا در این رفتارهای آزاردهنده شرکت نداشته‌‌اند.(جز اینها، ما گزارش معتنابهی از درگیری یا جنگ مذهبی میان ایرانیان و اهل حجاز در تاریخ نداریم.) شرفا که قرنها حاکم حجاز بودند، تا می‌توانستند مانع آزار ایرانیان می‌شدند. جمع‌بندی گزارشهای پرشمار حجگزاران ایرانی حاکی از وجود مدارا و تساهل مذهبی در رفتار شرفای حجاز است. اجازه بدهید چند نمونه ذکر کنم: حاج ایازخان قشقایی که به سال ۱۳۴۱ قمری/۱۳۰۱ خورشیدی به مکه رفته، تصریح کرده که مسجدالحرام چهار مقام برای جماعت چهار مذهب اهل سنت دارد؛ ولی شیعیان مقامی ویژه ندارند و این بر حاکم مکه خوش نیامده و بدین رو دستور داده است که شیعیان هرجا مایلند جماعت خود را برپا کنند و کسی مزاحم آنان نشود. در ایام حج، ایرانیان در منی جایی مخصوص در سمت چپ کوه داشته‌اند و همه می‌دانسته‌اند که اینان شیعه و ایرانی‌اند و کسی متعرض آنها نمی‌شده است. به گفته ایازخان، ایرانیان در مکه، مدینه و جده برای ادای مناسک خود نیاز به تقیه نداشته‌اند و حتی هنگام نماز، از مهر استفاده می‌کرده‌اند. او این وضعیت را با آنچه در ایران درباره سختگیری با شیعیان در حرمین شایع بوده، در تضاد دانسته است.[۲] میرزا جلایر که در سال ۱۲۶۰ قمری به مکه رفته،  امنیت زائران ایرانی در این شهر را وامدار توجهات شریف مکه دانسته و او را ستوده است. شریف، میرزا را به مجلس خویش دعوت و با محبت بسیار، کسی را برای خدمت به میرزاجلایر مامور کرده است.[۳]ابوالقاسم مرجانی آئین کلائی که به سال ۱۳۳۱ قمری به حج رفته، می‌گوید شیعیان مدینه که به آنها نُخاوله می‌گفته‌اند، مجلس عزای حسینی به پا می‌کرده و حجاج ایرانی هم در آن شرکت می‌کرده‌اند. او نوشته که شیعه برای ادای مناسک خود بر اساس مذهب تشیع نیازی به تقیه ندارد.[۴] از این دست گزارشها در منابع  بسیار است که بنابر برخی از آنها حاکمان حجاز حتی شهروندان خود را به سبب بدرفتاری با حجاج ایرانی تنبیه کرده‌اند. در این دوره، تفاوتهای ایدئولوژیک دست کم از نظر حاکمان حجاز، چندان مهم نبوده که ایران و ایرانیان را دشمن به حساب بیاورند و جنگ مذهبی راه بیندازند. بنابر اسناد موجود، میل به گسترش و تعمیق روابط، بیشتر از سوی حکومت حجاز مطرح می‌شده است.

دوره سعودی

ملک عبدالعزیز سعودی، در گیر و دار براندازی حکومت شرفا، در نامه‌ای از دولت و علمای دینی ایران خواست تا در نشستی در مکه برای تعیین سرنوشت حکومت حجاز شرکت کنند.[۵] وقتی او حجاز را فتح کرد و خبر تخریب برخی اماکن مذهبی(مانند بقیع مدینه و قبرستان ابوطالب مکه)به ایران رسید، حکومت ایران نمایندگانی به حجاز فرستاد تا از اوضاع حرمین گزارشی تهیه کنند. به نقل یکی از نمایندگان ایران(اگر گزارش او صحت داشته باشد) عبدالعزیز در دیدار با آنها، خواستار گسترش مناسبات با ایران شد و ویرانی اماکن مقدس را بر گردن «بدوی‌های جاهل» انداخت و تلویحا این عمل را بیرون از خواست و اراده خود دانست.[۶] این گونه گزارشها نشان از آن دارند که برای حکومت آل سعود نیز مشروعیت و مناسبات سیاسی بر اختلافات مذهبی اولویت داشته است. عبدالعزیز در ایجاد روابط دیپلماتیک با ایران بسیار کوشید؛ اما رفتار متعصبان مذهبی در مکه و مدینه و ماجرای تخریب اماکن مقدس، دولت ایران را سخت بدبین کرده بود. حکومت ایران، حجاز را برای شهروندان خویش امن نمی‌دید. بدین رو این دولت  و چند دولت دیگر حج را بر شهروندان خود ممنوع کردند. ملک عبدالعزیز در نامه‌هایی به کشورهای مسلمان از جمله ایران درباره امنیت حجگزاران ضمانت داد و از آنان برای سفر به حجاز دعوت کرد.[۷]با همه اقدامات عبدالعزیز در جهت ایجاد رابطه دیپلماتیک با ایران، حکومت پهلوی تا چند سال یعنی تا ۱۹۲۹م برابر با ۱۳۰۸ه.ش حکومت او را به رسمیت نشناخت. چندی پس از آن که حکومت پهلوی، مشروعیت سیاسی سعودی را پذیرفت، دو دولت عهدنامه‌ »مودّت» را به امضا رساندند که در آن بر میل دو کشور برای گسترش و تعمیق روابط و مناسبات سیاسی و تجاری تاکید شد و در ضمن آن، حکومت عربستان تعهد کرد که مانع بدرفتاری متعصبان مذهبی در مکه و مدینه با زائران ایرانی شود.[۸]در این دوره، اگرچه بازسازی نشدن اماکنی مانند بقعه چهار امام شیعه در بقیع توسط حکومت عربستان، مایه سردی روابط دو طرف بود، ولی رابطه دو کشور همچنان برقرار ماند؛ اما در سال ۱۳۲۲ش. اعدام یک زائر ایرانی به نام ابوطالب یزدی توسط تندروان مذهبی در دستگاه قضای سعودی، به اتهام اقدام برای نجس کردن کعبه(اتهامی که هیچگاه ثابت نشد) باعث گشت تا حکومت ایران روابط دیپلماتیک خود را با عربستان قطع کند. چهار سال بعد روابط با درخواست ملک عبدالعزیز از سر گرفته شد.[۹]در میانه و اواخر دوره محمدرضا پهلوی، ارتباط دو کشور با امریکا و نقشی که آنها  در مقابله با نفوذ ایدئولوژی شوروی سابق بر عهده گرفتند و نیز لزوم همکاری دو کشور بزرگ تولیدکننده نفت برای تثبیت بهای نفت، آنها را تا حدودی به هم نزدیک کرد. در تمام این مدت، رویارویی مذهبی و ایدئولوژیک که غالبا میان محافل مذهبی و عالمان ادیان و مذاهب برقرار است، کمتر به عرصه سیاسی و دولتی کشیده شد.

انقلاب اسلامی

پس از انقلاب اسلامی، میان دو کشور تنشهای جدید و عمیقی درگرفت. از بین رفتن نقش مشترک دو کشور در منطقه، نگرانیهای عربستان از نفوذ انقلاب اسلامی و حمایت این کشور از صدام در جنگ با ایران، اختلاف دو کشور بر سر تظاهرات برائت از مشرکین در مکه و وقایعی مانند کشتار سال ۶۶ شمسی حجگزاران ایرانی در تظاهرات برائت از مشرکین روابط  را به گونه‌ای کم‌سابقه تیره کرد. این دوره را می‌توان، نقطه عطفی در تبلیغات مذهبی دو کشور علیه یکدیگر دانست. برای نخستین بار، دو دولت در کنار منازعات سیاسی، به صورت سیستماتیک شروع به نقد و رد عقاید مذهبی یکدیگر کردند و بدین ترتیب، موسسه‌ها و اشخاص حقیقی و حقوقی بسیاری در دو کشور به صورتی خاص بدین کار مشغول گشتند. با همه این اختلافات و حوادث دلخراش،  پس از گذشت یک دهه و اندی از پیروزی انقلاب اسلامی، اقتضائات سیاسی منطقه و جهان، دو کشور را به سوی درک بهتری از موقعیت یکدیگر و اهمیت همکاری دو جانبه در منطقه حساس خاور میانه رهنمون ساخت. در این زمان، ایران و عربستان در مواجهه با یکدیگر به نگاهی واقع‌بینانه‌تر دست یافتند و وزن و هژمونی یکدیگر را در معادلات سیاسی منطقه‌ای بازشناختند و تا حدودی حضور یکدیگر را پذیرفتند. همزمانی روی کار آمدن هاشمی رفسنجانی و ملک عبدالله دو سیاستمدار معتدل در دو کشور در این رویکرد جدید بی‌تاثیر نبود. روابط این دو مقام سیاسی، از مناسبات سیاسی فراتر رفت و حتی به روابط و دوستی و صمیمیت شخصی نیز کشیده شد. ملک عبدالله به ایران سفر کرد و از فرصتهای مختلف برای دعوت هاشمی به کشورش استفاده نمود. بدین ترتیب دوره‌ای در روابط دو کشور آغاز شد که از آن با عنوان «دوران طلایی روابط ایران و عربستان» یاد می‌کنند. این روند پس از ریاست جمهوری هاشمی تا دوره محمود احمدی نژاد همچنان ادامه یافت.

بهار عربی

قیامها، انقلاب‌ها و اعتراضات جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا که از سال ۲۰۱۰ میلادی آغاز شد، هرچند نام «بهار عربی» به خود گرفت، برای روابط ایران و عربستان بیشتر حال و هوای پاییزی داشت. پیش از آن، مسئله عراق و ادعای دو کشور بر این که دولت مقابل، در حوادث و رویدادهای سیاسی این کشور مداخله می‌کند، چالشهایی در روابط این دو کشور پدید آورده بود و کشیده شدن ماجرای شورشها به بحرین و حتی برخی شهرهای عربستان و به خصوص سوریه و یمن، بر این تیرگی افزود. حمله نظامی عربستان به یمن، گویی تیر خلاصی بر روابط حسنه‌ای بود که در دوره هاشمی و ملک عبدالله آغاز شده بود. امروز دو کشور در یک جنگ سرد فرسایشی به سر می‌برند و ماهی نیست که برخی مسئولان دو کشور برای یکدیگر رجز نخوانند. به نظر می‌رسد که از این پس، بازار رد و نقد مذهبی نیز پررونق‌تر شود و مبلغان مذهبی طرفین سخت مشغول کار گردند.

وزن نزاع و اختلاف مذهبی در روابط سیاسی

در تاریخ جهان کمتر کشورهایی را سراغ داریم که درگیری آنها، به صورت واقعی ریشه در اختلافات مذهبی داشته باشد. صرف اختلاف عقیده و مذهب هیچ گاه دو کشور را به جنگ نکشانده و همواره، معضلات سیاسی و اقتصادی، صحنه‌گردان اصلی جنگها بوده‌اند. نزاعهای مذهبی میان دولتها، بیشتر معلول‌اند تا عامل. تاریخ روابط ایران و عربستان نیز تاکنون مؤید این واقعیت بوده است. هر گاه در این دو کشور اراده‌ای قوی برای نزدیکی سیاسی و اقتصادی فراهم آمده، اختلافات مذهبی نادیده انگاشته‌ شده‌اند. برای نمونه، حتی کشتار سال ۶۶ حجاج ایرانی در مکه، بغرنج‌ترین واقعه میان دو کشور، نتوانست به روابط دو کشور به کلی خاتمه بخشد و پس از مدتی ، روابط از سر گرفته شد. دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی نمونه بسیار خوبی برای این است که با وجود اختلافات مذهبی، می‌توان به روابط حسنه و پایدار امید بست و این دست اختلافات وزن چندانی در روابط سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی دو کشور ندارند. چندی پیش هاشمی از اقدامات مشترک خویش و ملک عبدالله برای تنش‌زدایی و کنار نهادن اختلافات مذهبی در دوره ریاست جمهوری‌اش سخن گفت. او اظهار داشت که قرار بود دو کشور هفت كميسيون مشترك تاسيس كنند. اولين و مهمترين کمیسیون متشکل از کارشناسان مذهبی و عالمان دینی کشورها برای حل اختلافات مذهبی بود.[۱۰]این قرار با روی کار آمدن دولت نهم و عدم پیگیری این دولت به کنار گذاشته شد. هاشمی در این مصاحبه تصریح کرده است که قرار بود اختلافات مذهبی را به علمای دینی واگذارند و خود به کشورداری بپردازند. به اعتقاد هاشمی، بیشتر مشکلات منطقه با همکاری این دو کشور حل خواهد شد و چنانچه ایران و عربستان به یکدیگر نزدیک شوند، گروههای تروریستی مانند داعش توان بروز و وجود نخواهند یافت.[۱۱] به ظاهر، ملک عبدالله نیز نظراتی وحدت‌گرایانه در ارتباط با ایران داشته است و اعتقاد نگارنده بر این است که در دوره او تندروان مذهبی در عربستان و عوامل تفرقه‌افکن خارجی کمتر توفیق می‌یافتند در دستگاه سیاسی عربستان علیه ایران اقدامی اساسی را سامان دهند. در سال ۹۶ میلادی وقتی انفجار مقابل مجتمع مسکونی امریکاییان در شمال عربستان ۱۹ کارمند خارجی را کشت، برخی مقامات امنیتی و قضایی امریکا این انفجار را به ایران نسبت دادند؛ ولی چندی بعد ملک عبدالله بی‌اعتنا به این ماجرا، برای اولین بار بعد از انقلاب به عنوان ولیعهد وقت عربستان با یک هیئت پرشمار و بلندپایه، به تهران سفر کرد. از او درباره اختلافات مذهبی شیعه و سنی نقل کرده اند که «اگر ما این موضوع [تفاوت‌های مذهبی] را به‌درستی مدیریت کنیم هیچ تهدیدی از دل آن بیرون نمی‌آید ولی در صورت برخورد نادرست با موضوع ممکن است در گوشه ‌و کنار خاورمیانه مشکلاتی بروز کند.»[۱۲]

نمی‌توان انکار کرد که مذهب ایران و عربستان اختلافات عمیقی با یکدیگر دارند. این مسئله مختص به مذاهب اسلامی نیست و غالبا میان همه مذاهب برخاسته از یک دین، اختلافات و درگیری‌هایی در حوزه عمل و عقیده به چشم می خورد حتی گاه داغ‌تر از درگیریهای میان پیروان دو دین مختلف. اما آنچه مسلم است این است که اختلافات مذهبی را نمی‌توان عامل بروز اختلافات سیاسی و اقتصادی دانست. اختلاف ایران و عربستان بیشتر ناشی از جنگ بر سر برتری و هژمونی منطقه‌ای است که لاجرم بخشی از آن در قالب جنگ مذهبی نیز بروز می‌کند. اینک مشکل دو کشور آن است که هر دو از نفوذ بسیاری در منطقه برخوردارند و از طرفی دیگر، در مواجهه با یکدیگر نه توانایی حذف کامل رقیب را دارند و نه تاکنون توانسته‌اند حضور دیگری را تحمل کنند. به نظر می‌رسد که پذیرفتن وجود و حضور رقیب و تقسیم منافع تنها راه دستیابی به یک زندگی مسالمت‌آمیز برای دو کشور و دیگر کشورهای منطقه است. این همان واقعیتی است که هاشمی رفسنجانی و ملک عبدالله در یک دوره استثنایی بدان پی بردند. رسیدن به توافق و تفاهم راهی ناگزیر برای این دو کشور است که به باور نگارنده، سرانجام بدان نایل خواهند آمد؛ اما باید دید که برآورده شدن این آرزو، چه هزینه‌ها و خساراتی را بر دو کشور و کشورهای منطقه تحمیل خواهد کرد.

 
 


[۱] . http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=۱۳۹۴۰۲۰۷۰۰۰۲۷۲.

[۲]. پنجاه سفرنامه حج قاجاری، به کوششش رسول جعفریان، «سفرنامۀ حاج ایازخان قشقایی به مکه، مدینه و عتبات عالیات در روزگار احمد شاه قاجار»، نشر علم، تهران، ۱۳۸۹ش.، ص۳۹۵، ۴۰۹، ۴۲۴، ۴۲۷ و ۴۲۵.

[۳]. همان، ج۱، ص۵۶۲.

[۴]. همان، ج۷، ص۷۷۵.

[۵].اسناد روابط ایران و عربستان سعودی (۱۳۰۴-۱۳۵۷ه.ش)، به کوشش علی محقق، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ اول ۱۳۷۹ ش.، ص ۱۴، ش۶، ۲۰عقرب ۱۳۰۳ه.ش.

[۶]. همان، ص ۴۶-۵۴، ش ۱۲ و ۱۳، ۱۱دی۱۳۰۴ه.ش.
[۷]. همان، ص۶۱، ش۱۸، ۱۲نیسان ۱۹۲۵م.

[۸]. احمدی، حمید، روابط ایران و عربستان در سده بیستم، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ اول، ۱۳۸۶، ص ۶۲.

[۹]. اسناد روابط ایران و عربستان سعودی (۱۳۰۴-۱۳۵۷ه.ش)، همان، ص۱۳۰، سند شماره ۵۵، ۲۰تیر ۱۳۲۷ه.ش.

[۱۰] . http://hashemirafsanjani.ir/taxonomy/term/۹۶۷.

[۱۱]. همان.
 
کد مطلب: 5291
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۱۶:۴۷
 
 


انتشار یافته : ۱نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
احمد
۱۳۹۴-۰۵-۰۷ ۱۶:۱۰:۲۹
اگر امکان دارد این گزارش را در سایت خود قرار دهید:

http://payambar-azam.com/article.aspx?nid=3570 (1937)