داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
۱
 
دین و غلوهای شاعرانه
رضا بابایی
غلو و سخنان خیال‌انگیز در شعر جایز و بلکه لازم است، اما در دین، مهلک‌تر از زهر هلاهل است. فاجعۀ هولناک در تاریخ دین، آمیزش دین و شعر است. آنگاه که دین با شعر آمیخت و مفاهیم دینی، خود را در آغوش مضامین شعری انداختند، دینی دیگر پدید می‌آید...
شعر بدون خیال انگیزی و غلو، شعر نیست؛ نظم است، مانند بیت زیر:
هر چه را خوب و خوش و زیبا کنند
از برای دیدۀ بینا کنند
مولوی در این بیت، نه غلو کرده و نه بر اسب خیال سوار شده است؛ واقعیتی ملموس و محسوس را، بدون هیچ‌گونه تصرف و تخیلی، به نظم کشیده است. اما شعر، حکایتی دیگر دارد. شعر آشیانۀ غلو، آشنایی‌زدایی، بزرگ‌نمایی و گردش بر مدار خیال است؛ مانند بیت نخست مثنوی معنوی(بشنو این نی چون حکایت می‌کند...) و این بیت سعدی در بوستان:
عبادت به جز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
سعدی در این بیت، عبادت خدا را در خدمت خلق محصور کرده است؛ اما آشکار است که این حصر، هیچ دلیلی ندارد جز مبالغۀ شاعرانه؛ زیرا عبادت خدا از راه‌ «تسبیح و سجاده و دلق» هم ممکن است و خود او در گلستان(باب دوم در اخلاق درویشان)، همین تسبیح و سجاده را شرط آدمیت می‌شمارد:
دوش مرغی به صبح می‌نالید
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
 
یکی از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسید به گوش
 
گفت باور نداشتم که تو را
بانگ مرغی چنین کند مدهوش
 
گفتم این شرط آدمیت نیست
مرغ تسبیح‌گوی و ما خاموش
با وجود این، منحصر کردن عبادت در خدمت به خلق، این فایده را دارد که خدمت‌گزاری و مددرسانی به خلق خدا را برجسته می‌کند و اهمیت آن را تا یکسانی با پرستش خدا برمی‌کشد. این‌ گونه برجسته‌سازی‌ها، فقط به زبان شعر، مُجاز است؛ زیرا گفته‌اند: «یجوز للشاعر ما لایجوز لغیره؛ روا است بر شاعر، آنچه بر غیر او روا نیست.»
غلو و سخنان خیال‌انگیز در شعر جایز و بلکه لازم است، اما در دین، مهلک‌تر از زهر هلاهل است. فاجعۀ هولناک در تاریخ دین، قرائت شاعرانه از دین و نفوذ آن به متون دینی است. آنگاه که دین با شعر آمیخت و مفاهیم دینی، خود را در آغوش مضامین شعری انداختند، دینی دیگر پدید می‌آید؛ دینی که در آن، هیچ چیز در حد و اندازۀ خود نیست و هیچ مفهومی در جایگاه خود ننشسته است. شاعران و مداحان، به بزرگ‌نمایی بسنده نمی‌کنند، بلکه گاهی باورهای نو می‌آفرینند و به دین نسبت می‌دهند. بسیاری از عقاید عامۀ مردم، از همین رهگذر پا به عرصۀ وجود گذاشته‌اند. بسا باورهایی که نخست یک بیت شعر یا شعاری در میدان جنگ یا مضمونی شاعرانه بوده‌ و اندک‌اندک تبدیل به قاعده یا عقیده‌ای استوار شده‌اند و اکنون با دینامیت هم نمی‌توان خراشی بر آن انداخت. کمتر محقق یا نویسنده‌ای جرئت می‌کند که بگوید فلان مسئله که ما از هزار سال پیش تا امروز دربارۀ آن چنین و چنان گفته‌ایم و نوشته‌ایم، هیچ ریشه‌ای ندارد جز در ذوق شاعران و مبالغات شاعرانه.
مشکل فقط در جملاتی مانند «ان الحیاة عقیدةٌ و جهاد/ قف دون رأیک فی‌الحیاة مجاهدا» و «ان کان دین محمد لم یستقم/ الا بقتلی فیاسیوف خذینی» و «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» و «هل من ناصر ینصرنی» نیست که ابتدا شعر بودند و اکنون در متون دینی جا خوش کرده‌اند. مسئله، فراتر از این است. افزون بر گزاره‌ها، برخی باورهای دینی و مذهبی نیز نَسَب به سخنی شاعرانه یا بیتی زیبا یا شعاری موزون می‌رسانند؛ اگرچه امروز اعتبار دین‌شناختی یافته‌اند. کارخانۀ غلوسازی شعر، اختلاف جزئی یا سیاسی را به دشمنی ریشه‌دار و دینی تبدیل می‌کند؛ بر پیکر محبت، جامۀ عشق و پرستش می‌پوشاند؛ انگشت اشاره به ماه را تا سرحد ماه و خورشید و ستارگان، تقدیس می‌کند، و دوستی با دوستان خدا را همۀ مقصد و مقصود خلقت می‌نمایاند. اقتضای طبیعت شعر این است و به همین دلیل در عرصه و حوزۀ شناخت، تا می‌توان باید از این زبان گریخت و پرهیخت.
در همین چند روز گذشته، به مناسبت میلاد خجستۀ امام علی(ع) شعرهایی خواندند و نوشتند که پهلو به پهلوی شرک می‌زند؛ اما هیچ‌کس زیان به اعتراض نگشود. چرا؟ چون می‌گویند «یُغتفر فی الشعرِ ما لا یُغتفرُ فی غیرِه؛ آنچه در غیر شعر جایز نیست، در شعر جایز است.» این سخن درست است، اما همین شعرها اندک‌اندک جزء باورهای دینی و مذهبی مردم می‌شود و اعتباری پولادین می‌یابند و فردا گروه‌هایی از عالمان دل‌سوخته و آگاه، برای پالایش دین از همین مبالغات شاعرانه، باید سر و جان بدهند یا به اتهام بی‌دینی خون دل بخورند. آنچه امروز شعر است؛ فردا عین دین و دیانت می‌شود؛ چنانکه بسیاری از شعرهای دیروز، باورهای امروز شده‌اند.
تبدیل ذوقیات به اعتقادات، فرایندی پیچیده و تدریجی دارد. پژوهش‌هایی ژرف و دامن‌گستر با هدف شناسایی این فرایند و فراورده‌های آن لازم است تا معلوم گردد که برخی باورها، بیش از آنکه محصول نصوص یا اجتهاد و استنباط باشند، مولود ذوق شاعران و شاعرمسلکانند. این دست باورها نخست در کارگاه شعر و شاعری دیده به جهان می‌گشایند و سپس به معجزۀ جعل و تأویل‌های ناروا اعتبار دینی می‌یابند.
 
 
کد مطلب: 6321
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۰۰:۴۷
 
 


انتشار یافته : ۱نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
۱۳۹۵-۰۲-۰۶ ۰۱:۱۱:۲۸
سلام جناب آقای بابایی مطالبتان بسیار دقیق ومفید است ممنون از شما۰ در مورد مطلب غلو در شعر ودین ایکاش در بخش دوم باذکر مثال هایی عینی از تاثیر غلو در دین مطلب را ملموس تر می کردید با تشکر (2259)