داخلی صفحه شیعه و مهدویت آرشيو يادداشت
۲
 
میزان اعتبار حکایت مسجد جمکران
ابراهیم احمدیان
در روزهای میانی ماه شعبان، شیعیان از بسیاری نقاط ایران و حتی کشورهای همجوار قصد قم می‌کنند؛ اما نه فقط برای زیارت حضرت معصومه بلکه بیشتر برای حضور در مسجد جمکران و زیارت این مسجد. حضور در مسجد جمکران یک پدیده جدید نیست ولی رواج آن در یک یا دو دهه گذشته، بسیار شگفت بوده است. با این همه، بسیاری از این شیعیان اطلاعات دقیقی از مسجد ندارند.
امروزه که مسجد توسعه فیزیکی چشمگیری یافته و متاسفانه بنای قدیم و باصفای مسجد هم تقریبا از بین رفته، کوشش‌هایی از سوی برخی نهادهای مذهبی و جز آن صورت گرفته است تا بر جایگاه مذهبی جمکران افزوده گردد. تبلیغات مبالغه‌آمیز مداحان مذهبی و گاه برخی مبلغان دینی و حتی بزرگان و مشاهیر و رسانه‌هایی مانند صدا و سیما در این باره بسیار پرحجم بوده است. ایجاد مراسم و گردهمایی‌های مذهبی جدید، چنانچه در چارچوب «بدعت دینی» نگنجد و مزاحمت و ضرر و زیان و بی‌نظمی و بی‌انضباطی به همراه نیاورد، کار مذمومی نیست. اما یکی از شروط آن، آگاه‌سازی و اطلاع‌رسانی درست، صحیح و دور از مبالغه و بری از سخنان غیرعلمی و غیرتاریخی است. شاید از شروط دیگرش این باشد که مراسم جدیدی که بدعت نیست، مراسم و شعائر اصلی و ذاتی دین و مذهب را تحت شعاع قرار ندهد و در تبلیغ و ترویج آن چندان مبالغه نشود که اهمیت آن بیشتر از شعائر و مراسم گوهری جلوه کند. مسجد جمکران جدا از احترامی که به عنوان یک مسجد دارد، می‌تواند منشأ خیرات و برکاتی برای شیعیان شود؛ ولی آفاتی نیز آن را تهدید می‌کند. قداست‌سازی بیش از حد و به دور از واقعیت، یکی از این آفات است و بی‌گمان سودی از ناحیه آن نصیب تشیع نخواهد شد. از وظایف ما پژوهشگران و مبلغان دینی، یکی همین است که همواره مراقب پدیده‌های جدید مذهبی و آیین‌های دینی باشیم و با تنها وسیله‌ای که در اختیار داریم ـ یعنی منبر و قلم ـ از حریم دین و مذهب پاسداری کنیم و حق هر مطلب و مراسم و منسکی را همان گونه که در متون اصیل دینی و تاریخی آمده، معرفی و تبلیغ و ترویج کنیم و از زیاده‌روی و گزافه‌گویی پرهیز دهیم. شاید مختصری که در ذیل می‌آید، گامی در این راه باشد:آیا ماجرای حسن بن مثله جمکرانی در منابع معتبر دینی و تاریخی آمده است؟
می‌گویند ماجرای فرمان منسوب به امام دوازدهم(ع) خطاب به حسن بن مثله جمكرانى برای ساخت مسجد جمکران را اولین بار شیخ صدوق نقل کرده آن هم در کتابی به نام «مؤنس الحزين في معرفة الحقّ و اليقين». این کتاب را هیچ کس ندیده و ظاهرا نسبت چنین کتابی به شیخ صدوق نادرست است. قضیه چنین است که یک متن دیگر مربوط به قرن دوازدهم قمری ادعا کرده است که چنین مطلبی در کتابی از صدوق آمده ولی محققان برآن‌ا‌ند که صدوق چنان کتابی نداشته و هم اینک هم کتابی با نام یادشده وجود ندارد. داستان مسجد نخستين بار در بياضى آمده كه در آن ده رساله فلسفى و عرفانى و تاريخى نوشته شده است. این بياض نوشته أبوالشرف محمد مهدى بن على نقى بن نعمت اللّه حسينى قمى متخلص به توحيد، خطيب و واعظ قمی(زنده در سال 1116 قمری)، از شاگردان ابوسعید قمی است. او گفته که «من این ماجرا را در کتاب مؤنس الحزين في معرفة الحقّ و اليقين، نوشته صدوق دیده ام.» نسبت نقل ماجرای جمکران به شیخ صدوق را خود بنده هم در خیلی جاها دیده‌ام از جمله در سایت خود مسجد و بعضی آقایان و بزرگان. همگی، ماجرای مسجد را از صدوق به واسطه این عالم قرن دوازدهم نقل کرده‌اند. آقای محمد رضا انصاری از محققین و نسخه شناسان با سابقه قم، در حاشیه کتاب «تاریخ قم»، تالیف حسن بن محمد قمى(وفات : 378 ق.)مطالب مستدلی در تضعیف نسبت این مطلب به شیخ صدوق آورده است. از جمله آن که شیخ طوسی همه آثار صدوق را ثبت و ضبط کرده حتی اگر یک ورق بوده، اما از این کتاب یاد نکرده. آقای انصاری جز این، گفته است:
«از سوى ديگر اين گونه نامگذارى با سجع و قافيه به دور از شيوه نامگذارى شيخ صدوق است، و تناسبى با تأليفات او ندارد، علاوه بر آن كه اساسا كتابى به اين نام براى نويسنده اى- صدوق يا جز او- ياد نشده است، يعنى در تاريخ مؤلفات اماميه كتابى به اين نام به نويسنده اى امامى مذهب نسبت داده نشده، از اين رو با توجه به مجموعه قرائن و شواهد، به يقين مىتوان ادعا كرد، چنين كتابى هرگز نوشته نشده، و وجود ندارد، بنابراين مطالب نسبت داده شده به آن نيز همان حكم را دارد، و گذشته از تمام آنچه گفته شد، فوت شيخ صدوق رحمه اللّه در سال 381 هجری بوده، در حالى كه واقعه‌اى كه حسن بن مثله جمكرانى ادعاى وقوع آن را مىكند، در سال 393 هجری، يعنى دوازده سال پس از فوت شيخ صدوق مىباشد. و احتمال تصحيف در ضبط سال و تاريخ واقعه، بگونه اى كه با دوره زندگى شيخ صدوق تناسب داشته باشد- چنانكه براى تصحيح اين واقعه احتمال آن را داده اند- بر خلاف اصل است، يعنى اصل نخست صحت ضبط تاريخ است، مگر قرينه قطعيه اى بر خلاف آن يافت شود، از اين رو نقل اين قضية در كتاب شيخ صدوق- بر فرض بودن چنين كتابى- نامعقول است. علاوه بر اين، در هيچ يك از منابع حديث و كتابهاى دعا و زيارتنامه هاى بقعه ها و مزارها و مساجد متبركه، نام و يادى از اين مسجد، و استحباب نماز مخصوصى در آن نشده است. اين نكته از اين جهت اهميت دارد كه شهر قم از ديرباز مورد توجه شيعه و امامان معصوم بوده، و همواره محل آمد و شد امامزادگان و محدثين و فقيهان قرار داشته، و در صورت صحت روايت جمكرانى، بى ترديد از آن در كتابها و روايات خود ياد مىكردند، و شيعيان را به زيارت اين مسجد تشويق مىكردند، (چنانكه درباره مساجدى همچون مسجد سهله و مسجد كوفه و مسجد براثا و مسجد قبا و جز اينها وجود دارد). أمّا آنچه در سالهاى أخير به عنوان شاهدى بر سنديت و اعتبار اين مسجد گفته مىشود (يعنى رفتن برخى از مراجع تقليد و علما و مقدسين به آنجا، و برخى نقل قولها از آنان) و همواره در نوشته ها بدان اشاره مىشود، اعتبار و ارزشى ندارد، زيرا أولا متعلق به نيم قرن أخير است و از سابقه كهنى برخوردار نمىباشد، و ثانيا در صحت بسيارى از اين گفته ها و نقل قولها شك و ترديدهايى وجود دارد، و خلاف آن نيز نقل شده است، و از همه مهمتر آن كه روستاى جمكران و دشتها و كوهپايه هاى پيرامون آن همچون كوه دو برادران و كوه خضر، از ديرباز يكى از تفرجگاههاى مردم قم بشمار مىرفته كه معمولا روزهاى تعطيل و جمعه و عيد، بسيارى از مردم و علما براى تنزّه و تفرّج به اين دشتها مىرفتند، و شايد در اين ميان در مسجد آنجا نيز نماز مىگزاردند، كه اين سفرها و نماز شاهدى بر صحت داستان جمكرانى نمىتواند باشد... . اين حقيقت را نبايد پنهان داشت كه تا كنون هيچ سند صحيح و دليل قاطعى بر اعتبار انتساب اين مسجد يافت نشده است، مگر آن كه كسى بر قاعده اصولى تسامح در ادله سنن اعتماد نموده، و گفته منسوب به شيخ صدوق رحمه اللّه را در حدّ روايت معتبر بداند، يا رفتار و اعتقاد فقهاى متأخر را حجت دانسته و دليل بر اعتبار انتساب اين مسجد قرار دهد.»( منبع: تاريخ قم، پاورقی ص11 تا 113. از انتشارات کتابخانه مرعشی، 1385)
مطالب کتاب تاریخ قم درباره مسجد جمکران
خیلی از آقایان مدعی شده‌اند که در کتاب تاریخ قم از مسجد جمکران یاد شده ولی اگر خود به این کتاب مراجعه کنید درخواهید یافت که تمام مطلب درباره مسجدی در جمکران همان است که در زیر آمده و این مطلب ادعای آنها را ثابت نمی‌کند: «و هم كويند كه اوّل مسجدى كه بذين ناحيت بنا نهادند- پيش از آمدن عرب بذين ناحيت- مسجد قريه جمكران بود، و مردى از أهل اسلام نام او خطّاب بن أسدى - كه بذين ناحيت افتاده بود- آن را بنا كرده بود، و در آن تنها نماز مىكزارد، و چون مختار بن أبى عبيد ثقفى كوفه خروج كرد، و طلب قصاص خون حسين بن علىّ عليهما السّلم مىنمود، كشندگان حسين بن علىّ ازو بكريختند، و در ميان ايشان بنى أسد بودند از قوم غاضريّه ، و بذينجانب افتادند بنزديك اين مرد، و پيش او اقامت كردند و ببودند.» (تاریخ قم، ص113 و 115)
سخنان شادروان علی دوانی در ردّ ماجرای مسجد جمکران
محقق گرانقدر، شادروان آقای علی دوانی، گویا از پیشقدمان انکار ماجرای حسن بن مثله بوده است. او بیش از اینها که در بالا گفتیم، در اثبات ادعای خود دلیل آورده. دوانی حتی ماجرایی را از امام خمینی نقل کرده که از ظاهر آن چنین بر‌می‌آید که ایشان به نماز مرسوم در این مسجد باور نداشته. دوانی نوشته است: «نويسنده سالها پيش يعنى سال 1361 شمسى در شرح حال حسن بن محمد قمى صاحب تاريخ قم به اين واقعيت پى برد و مىخواست به مناسبت ذكر تاريخ قم بياورد، ولى از بيم عكس العمل مدعيان و نااهلان خوددارى كردم. با اين وصف بارها به بعضى از دوستان اهل علم و قلم يادآور مىشدم، و مطلب كم و بيش از قول من به ديگران هم رسيده است، از جمله روزى كه با حجة الاسلام احمد صادقى اردستانى به كنگره ميرزا ابو الحسن جلوه به زواره مىرفتيم و از دور مسجد جمكران را كه در حال ساختمان بود، ديديم، به ايشان هم يادآور شدم. مدتى بعد، روزى مرحوم آقا شيخ صادق خلخالى از قم تلفن كرد و گفت: "آقاى دوانى! با جمعى در منزل امام خمينى خدمت آيت اللّه پسنديده بوديم، آقاى صادقى اردستانى از قول شما راجع به مسجد جمكران مطلبى نقل كرد، دليل شما چيست؟" گفتم: "اگر بگويم كه اين و آن شرح و تفصيل داده و كار به جاى باريكى مىكشد، ولى همينقدر بگويم كه شيخ صدوق چنين كتابى نداشته، و در تاريخ قم هم از اين موضوع چيزى نيست." مرحوم خلخالى گفت: "پس من هم بگويم كه روزى با مرحوم امام خمينى از منزلشان گردشكنان به مسجد جمكران رفتيم و نماز ظهر و عصر خوانديم، ولى ديدم امام خمينى نمازى را كه در آن حكايت به نقل از امام زمان سفارش شده نخواند. من گفتم آقا حال كه به اين مسجد آمده ايم نمازى را كه امام زمان مخصوص اين مسجد دانسته و سفارش كرده بخوانيم، ولى امام خمينى نخواند و فرمود: برويم."! گفتم: "اگر امام خمينى در آن باره هم تتبع نكرده باشد، اينقدر مىدانسته كه اگر شيخ صدوق از آن موضوع خبر داده بود، در زمان خودش بايد اين محل مورد توجه خاص خواص و عوام باشد، نه اينكه بعد از هزار سال آوازه آن جهانگير شود!" (تاریخ قم ناصر الشریعه، ص30 به بعد.)
 
 
کد مطلب: 6409
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۱۱:۴۷
 
 


انتشار یافته : ۲نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۳-۰۶ ۱۰:۱۳:۲۹
چند روز پیش یک روحانی جوان در صحن مسجد جمکران برای کودکان سخنرانی می‌کرد. در خلال سخنرانی اش با انگشت به مسجد دجمکران اشاره کرد و گفت به خود این آقا قسم که فلان و بهمان. با خود گفتم وقتی در ناخودآگاه یک روحانی جا افتاده که آقا در اینجاست، وای به حال عوام. (2303)
 
محمدهادی
۱۳۹۵-۱۰-۰۹ ۱۴:۳۵:۱۹
سلام. چند یادآوری در حاشیه بحث مفید شما: اولا سلوه الحزین کتابی از فتال نیشابوری است که در معالم العلما و بحار و... بارها از آن یاد شده است.گرچه فتال هرگز اعتبار این قصه را بیشتر نمی کند. ثانیا ناقلان از سلوه الحزین ظاهرا چند تن اند.حاجی نوری در کلمه طیبه و نجم ثاقب از دو منبع متفاوت نقل می کند: خطیب توحید و عبدالله سبط جزایری .در انوار المشعشعین کچویی هم منبع واسطه سومی یاد شده:سید محمد رضوی مولف خلاصه البلدان.ثالثا میرمیران در 986 در این مسجد معتکف شده و حاجت گرفته است(خلاصه التواریخ قاضی احمدقمی:ج2). رابعا ذیل نوشته آقای انصاری سندی است که نشان میدهد شیخ بهایی و مجلسی پدر و فیض در این مسجد معتکف میشده اند. حالا به هر مستندی.خامسا مرحوم آیه الله میرزا عباس فیض قمی در اواخر دهه چهل در گنجینه آثار قم مفصلا قصه حسن مثله را نقد کرده است.پیروز باشید (2671)