داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
فقه و اجتهاد از تحول تا تطور(1)
علی شفیعی
فقه به‌عنوان یکی از دانش‌های دینی که محوریتی سترگ پیداکرده است دو گونه تغییرات و دگرگونی‌ها را تجربه کرده است که به نظر می‌رسد مورد غفلت برخی نویسندگان و صاحب‌نظران قرارگرفته است لذا در تبیین مراحل و دوره‌های این دگرگونی‌ها ضابطه‌ای نتوانسته‌اند ارائه دهند.
حجت‌الاسلام و المسلمین علی شفیعی، مدیر گروه فقه و حقوق دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی
حجت‌الاسلام و المسلمین علی شفیعی، مدیر گروه فقه و حقوق دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی
تقسیماتی که در آثار مرتبط با ادوار فقه؛ تاریخ فقه و تاریخ التشریع ارائه‌شده است به‌خوبی نشان می‌دهد که معیار و ضابطه‌ای بر این تقسیمات و تنویعات حاکم نیست یا اگر هم نویسندگان آن تلاش کرده‌اند این‌گونه جلوه کنند معیارهایشان اولاً جامع‌ومانع نیست؛ ثانیاً نسبت به معیارهای رقیب ترجیحی ندارند.
نگارنده معتقد است باید بین دو مفهوم« تطور در فقه» و « تحول در فقه» تفاوت قائل شد تا بتوان به معیارمندی و قاعده گرایی در تقسیم و تنویع دوره ها و مراحل فقه و اجتهاد نزدیک‌تر شد.
 در این یادداشت تلاش شده است تا به دو سؤال اصلی و یک سؤال فرعی اما مهم پاسخ داده شود که عبارت‌اند از: تطور چیست و تحول کدام است؟ نسبت ادوار تطور اجتهاد و فقه با ادوار تحول آن چیست؟ و آیا فقه به تطور نیاز دارد یا تحول؟

مفهوم شناسی تطور و تحول
تطور در معانی هم چون : چرخش، حرکت دوراني، فرگشت، تكامل، تغيير، پيشرفت، رشد، دگرگوني، تحول، رخداد ...   به‌کاررفته است. این تعریف‌ها از تطور نشان می‌دهد که تطور اولاً:معنایی گسترده‌تر و عمومی‌تر از تحول دارد و ثانیاً: تطور پیشرفت و تحول همراه با رشد است لذا می‌توان گفت هر تطوری تحول هست اما هر تحولی تطور نیست.
به گمان نگارنده می‌توان هرگونه دگرگونی و تغییر در عناصر اصلی و بنیادی دانش‌ها را «تطور» نامید اما تغییرات خُرد و جزئی یا درون عنصری را نمی‌توان تطور دانست بلکه این‌گونه تغییرات را باید «تحول »خواند.
به‌عنوان مثال می‌توان در دانش فقه عناصر بنیادی و اصلی آن را منابع فقه؛ روش‌های فقه و خروجی یا متن و محصول اجتهاد / فقه دانست که اگر تغییر حداکثری اولاً در تک‌تک این‌ها از یک‌سو و ثانیاً در کل آن‌ها از سوی دیگر رخ داد سخن از تطور فقه گفت.
اگر در برهه‌ای از تاریخ، هم روش فقه / اجتهاد و هم منابع آن و هم خروجی آن‌هم ازلحاظ شکل (یعنی ساختارها عوض شد) و هم ازلحاظ محتوا دچار تغییراتی شد می‌توان آن را سرآغاز یک دوره تطور فقه دانست, اما اگر در اصل روش تحولاتی اتفاق نیافتد بلکه قرائتی جدید از یک روش ارائه شد مثلاً در روش اجتهادی، مکتب قم و نجف شکل گرفت یا در نسبت با منابع محوریت کتاب با سنت یا برعکس جابه‌جا شد یا تغییراتی حداقلی در تبویب ها رخ داد این‌ها تحول فقه‌اند نه تطور و لذا است که تحول می‌تواند زمان محور باشد؛ مکان محور باشد و یا شخصیت محور باشد برخلاف تطور که فرازمانی ؛ فرامکانی و فرا شخصیتی است.
به نظر می‌رسد تقسیم و تنویع فقه به دوره مبتنی بر تطور قابل دفاع است اما مبتنی بر تحول همان‌گونه که برخی از صاحب‌نظران معاصر[1] نیز اشکال گرفته‌اند قابل دفاع نیست. چراکه تحول محصول دگرگونگی‌های خُرد است که اطلاق دوره به آن‌ها چندان دقیق نیست و لذا می توان آن چه الان به عنوان ادوار فقه مورد بحث است را در حد همان تاریخ فقه یا تاریخ تشریع کاهش داد.
نتیجه این پیشنهاد این خواهد شد که در گزارش تاریخی فقه می توان ذوقی عمل کرد و گاه تاریخ فقه را شخصیت محور گزارش کرد و دیگر گاه مکان محور؛ گاه می توان مکتب محور گزارش کرد و دیگر گاه می توان زمان محور.
درمجموع با توجه به عناصر فقه می‌توان مصادیق تطوری فقه را این‌گونه به تصویر کشید: 
1 . تطورات در مبانی؛ قلمرو؛پارادایم ها و روش های فقه
2.  تطورات دانشی /شکلی مثل: تبویب ها جدید تحول در ساختارهای فقه و...
3. تطورات دانشی / محتوایی مثل: توسعه عناوین و موضوعات فقهی؛ تفریع و تنویع عناوین پیشین و...
4.  تطورات منبعی/ شکلی همانند افزوده شدن منابعی هم چون: عقل؛ اجماع؛ قواعد فقهیه ؛ مصلحت؛ مقصدگرایی در فقه و...
5. تطورات منبعی / محتوایی همانند تفاوت کیفی در بهره گیری از منابع؛ تفاوت جایگاهی منابع و تقدم و تاخر آن ها و...

ادوار تطوری فقه
با توجه به مفهوم شناسی تطور نمی‌توان برای فقه ازلحاظ تطوری دوره‌های بسیاری لحاظ کرد بلکه به نظر می‌رسد حداکثر بتوان سه دوره را برای تطورات فقه برشمرد که عبارت‌اند از: دوره تشریع؛ دوره تفریعی نقلی و دوره تفریعی اجتهادی.
الف) دوره تشریع
دوره تشریع که با اولین بارش های وحی بر پیامبر اکرم آغاز می شود در میان شیعیان و اهل سنت با یک قبض و بسط زمانی مواجه است.
شیعیان معتقدند دوره تشریع زمانی به وسعت سه قرن دارد چرا که پایانش غیبت امام دوازدهم است ولی در اهل سنت ضمن آن که با یک تعدد نظریه مواجهیم حداکثر آن می تواند دو قرن باشد که پایان مرگ آخرین صحابی پیامبر است.
دوره تشریع چون همه آن تفاوت های عنصری را با دو دوره بعدی دارد لذا به راحتی می توان سخن از دوره اول در ادوار تطوری فقه گفت.
مثلاً روش دست یابی به تکلیف و حکم در این دوره روش سمع است نه روش فهم لذا بسیاری از قواعد و شیوه های فهم در این دوره نه تنها رسمیت نداشت بلکه مورد اقبال هم نبود. مومنان در این دوره مواجهه مشافه ای داشتند و از این طریق به تکلیف خویش دست می یافتند.
منابع دست یابی به تکلیف نیز در این دوره فقط نقل اند که بخشی از تشریع را باید تشریع بالاصاله نام نهاد که در قالب وحی و آیات الهی آمده است و برخی دیگر را می توان تشریع بالتبع دانست که با توجه به آیاتی هم چون « ماتآکم الرسول فخذوه» یا « اطیعوالله و اطیعوا الرسول » توسط پیامبر رخ داده است.
این دوره تطوری را به چند زیر مرحله می توان تقسیم کرد و آن ها را شخصیت محور یا زمان محور و ...گزارش کرد. مثلاً می توان شخصیت امام صادق را آغازگر یک مرحله دانست اما روشن است که در این مراحل تحول در عناصر رخ نمی دهد و دگرگونگی ها درون عنصری است نه عنصری. به عبارت دیگر تغییرات در خود عناصر اتفاق نمی افتد بلکه در تفریعات و تنویعات درونی عناصر فقه و اجتهاد رخ می دهد.
 
 
[1] به باور استاد مصطفی ملکیان اصطلاح "ادوار فقه" دقیق نیست.
 
کد مطلب: 6557
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۱۴:۲۴
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر