داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
زمان و زبان در دین‌شناسی
رضا بابایی
تأکید قرآن و روایات بر مقام عقل در دین‌شناسی، تأخیر در گردآوری قرآن و حدیث، اجازۀ ورود دانش‌های عقلی و تجربی به جهان اسلام و رشد علوم انسانی در سرزمین‌های اسلامی در چهار قرن نخست، برخی از نشانه‌های دین‌شناسی غیر متن‌محور در میان مسلمانان نخستین است.
بسیاری از جمله‌ها را دو یا چند گونه می‌توان خواند. مثلا وقتی حافظ می‌گوید:‌ «عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی/ ای پسر جام می‌ام ده که به پیری برسی»، ما نمی‌دانیم حافظ از گذشت عمر و بی‌حاصلی آن می‌نالد، یا گذشت عمر را بهانه‌ای کرده است برای طلب می، و اگر هر دو مراد او است، وزن کدام سنگین‌تر است. همچنین وقتی می‌گوید: «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند»، کدام حافظ‌شناس می‌تواند یکی از خوانش‌های زیر را درست و باقی را یاوه بخواند؟
1. تأکید صوتی را بر کلمۀ «دوش» بگذاریم تا معنای بیت این‌گونه شود: «شب‌زنده‌داری، مرا از غصه نجات داد.»
2. محور معنایی مصرع، «نجات از غصه» است و کلمات «دوش» و «وقت سحر»، اشاره به ظرف زمانی آن است. در این خوانش، باید از کلمۀ «دوش» شتابان گذشت و «غصه» و «نجات» را تفخیم و تغلیظ کرد.
خوانش‌های مختلف، در جمله‌های ساده و معمولی نیز رخ می‌دهد؛ چنانکه در جملۀ «من آمدم»، تأکید بر هر یک از اجزای جمله، معنا را به سویی دیگر می‌برد.
نگاهی به مجموعه‌عواملی که خوانش و معنای گزاره‌ای را تغییر کلی یا جزئی می‌دهد، ما را به این نتیجه می‌رساند که مشکل بدفهمی و کژتابی، در ذات زبان است، نه در برخی عبارات. اینکه شما چگونه می‌اندیشید و فضای ذهنی یا تجربۀ زیستی شما چیست و چه شناختی از گوینده و خواسته‌های او دارید، در فهم شما از گزاره‌ها و خوانش آنها اثر می‌گذارد. سوسور، بنیان‌گذار زبان‌شناسی ساختارگرا، زبان‌شناسی را شاخه‌ای از علم روان‌شناسی می‌شمرد. به عقیدۀ او، معنای واژگان و جملات، واقعیت‌های بیرونی را حکایت نمی‌کنند، بلکه فرایندهای روانی گوینده را به ظهور می‌رسانند.» (بابک احمدی، ساختار و تأویل متن، فصل اول)
فهم بسیاری از گزاره‌های دینی نیز مشمول همین حکم است. مثلا شما اگر شیعه باشید، ذهن شما از روایت نبوی «افضل الاعمال انتظار الفرج» به سوی مسئلۀ غیبت و ظهور امام زمان(ع) می‌رود؛ چنانکه محدثان شیعه در کتاب‌های خود، این روایت را در باب‌های مربوط به آخر الزمان آورده‌اند؛ برخلاف اهل سنت که همین روایت را در باب‌های مربوط به فضیلت صبر در شداید جای داده‌اند. یا در آیۀ «فاضْربُوهُنّ؛ زنان سرکش را بزنید»، ما نمی‌دانیم مخاطب و گسترۀ زمانی آیه، عام است، یا با وجود دادگاه‌های خانواده در روزگار ما، دیگر جایی برای عمل به چنین دستورهایی نیست. ما می‌دانیم که برخی آیات قرآن، خطاب به فرد یا گروهی خاص است، نه همۀ مردم در همۀ اعصار و همۀ مکان‌ها. مثلا اوقاتی که قرآن برای نماز و روزه تعیین می‌کند، برای مکان‌هایی است که مردم آن زمان می‌شناختند، نه مثلا قطب شمال. آیا «فاضربوهن» نیز از این دست است؟ آیا «خودمخاطب‌پنداری»، ما را در فهم قرآن، گمراه نکرده است؟
افزون بر این، کمتر آیه‌ای در قرآن است که مفسران در فهم آن، هیچ اختلافی نداشته باشند. بخشی مهم از این اختلافات، ریشه در مشکلات ذاتی زبان و متن دارد؛ یعنی منشأ اختلاف، مفسر نیست؛ خود متن است. هیچ متنی نیست که برای دو مخاطب، دقیقا یک معنا داشته باشد؛ چون زبان، مجموعه‌ای از نشانه‌ها است و نشانه‌ها برای مخاطبان ناهمگون، دلالت‌های ناهمسان دارند. مخاطبانی که در زمان، مکان، فرهنگ، عادات، ذهنیت‌ها و تجربه‌های تاریخی، شباهتی به یکدیگر ندارند، چگونه به فهمی همسان از گزاره‌های کهن برسند؟ به زبان فلسفی، گزاره‌ها «امر واقع» محسوب می‌شوند؛ یعنی هر گزاره، مجموعه‌ای مرکب از موقعیتی خاص و نسبت‌های ویژه‌ با امور دیگر است.
مشکلات زبانی و فرهنگی متون، نواندیشان دینی را واداشته است که در فهم دین، به «متن» بسنده نکنند و برای عقل و نگاه‌های برون‌دینی و تجربه‌های تاریخی و ادیانی نیز جایی بگشایند. «متن»، به دین قالب و ماهیت می‌دهد و می‌دانیم که ماهیات، «مَثار کثرت = خاستگاه چندگانگی»‌اند. اما التفات به روح دین و نیازهای سیال انسان، دین را از دام جزئیات عارضی و تاریخی نجات می‌دهد.
تأکید قرآن و روایات بر مقام عقل در دین‌شناسی، تأخیر در گردآوری قرآن و حدیث، اجازۀ ورود دانش‌های عقلی و تجربی به جهان اسلام و رشد علوم انسانی در سرزمین‌های اسلامی در چهار قرن نخست، برخی از نشانه‌های دین‌شناسی غیر متن‌محور در میان مسلمانان نخستین است. شعارهایی مانند «حسبنا کتاب الله» در نیم‌قرن نخست هجری نیز برخاسته از روحیۀ «متن‌بسندگی» آنان نبوده است؛ بلکه بیشتر برای مقابله با گسترش «متن‌»های جدید(حدیث) بود؛ گرچه بسیاری از گویندگان و پیروان «حسبنا کتاب الله» نیز گرفتار «متن‌بسندگی» حاد شدند.
باری؛ عمل یا باور دینی باید برآیند مجموعه‌ای از منابع قدیم و جدید باشد. اگر آموزه‌های تک‌منبعی را به اندازۀ آموزه‌های مستند به منابع متعدد، معتبر بشماریم، گشودن بسیاری از گره‌ها در احکام و اعتقادات ممکن نخواهد بود. میان دین‌شناسی بر پایۀ این دیدگاه و دین‌شناسی مستند به «خبر واحد»، تفاوت از زمین تا آسمان است.
 
کد مطلب: 6561
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۲۲:۲۶
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر