داخلی صفحه جهیمان العتیبی آرشيو يادداشت
 
جهيمان العتيبي و اشغال مسجدالحرام
مرتضی آقامحمدی
صبح روز سه شنبه اولين روز از محرم سال 1400 هجری برابر با 20 نوامبر 1979 میلادی به محض تمام شدن نماز صبح، صدای شلیک گلوله برخاست. نمازگزاران مبهوت و متحیّر، جوانی تفنگ به دست دیدند که به سمت کعبه می­‌دود. افراد مسلح یکی پس از دیگری به سمت خانه کعبه روانه شدند. در این بين، رهبر شورشیان، جهیمان العتیبی، به همراه سه تن ديگر از يارانش از قلب جمعیت بیرون آمدند. همه­ 51 درب مسجدالحرام غل و زنجیر شده بود. جهیمان بلندگو را در دست گرفت و برخی دستورات نظامی را برای افراد بازگو کرد و رو به تک‌تیراندازها گفت: «اگر نظامیان آل سعود آمدند، رحم نکنید، برای کشتن شما آمده‌اند، شما آنان را امان ندهید». پس از ارائه خطبه و سخنرانی درباره علت قیام، جوانی لاغر اندام به عنوان مهدی موعود معرفی شد. او در کنار کعبه در بین رکن و مقام ایستاد و افراد مسلح یک به یک به نزد او آمده و با مهدی بیعت کردند. اینان از بقایای اخوان مکه (اخوان من طاع الله) بودند.
آل سعود متهوّرانه در صدد بازپس‌گیری مسجدالحرام بودند، اما نه واقعیت­ها را در نظر می­‌گرفتند، نه توان نظامی کافی داشتند و نه آماده­ چالشی بدین بزرگی بودند. نظام سعودی سراسیمه بود و تلاش کرد تا هیچ خبری از این ماجرا به بیرون درز نکند. پس فرودگاه­ها را بستند و کلیه خطوط مخابراتی را مسدود کردند، ولی در کمتر از 30 ساعت همه دنیا از این ماجرا باخبر شدند. عامل پخش خبر هم رادیو صدای امریکا بود. دولتمردان امریکا گرچه اطلاعات زیادی در اختیار نداشتند، با یقین موضوع اشغال مکه را مطرح کردند و هویت اشخاص نیز این چنین اعلام شد: «اشخاص مسلح که گویی ایرانی هستند مسجدالحرام را به اشغال خود درآورده‌اند». صبح روز بعد این خبر تیتر اول همه روزنامه‌ها بود.
اشغال مسجدالحرام توسط اين جماعت تا دو هفته به طول انجامید. جماعت جهیمان همه مسجدالحرام را در اشغال داشت و هر نظامی‌ که نزدیک مسجد می‌شد توسط تک‌تیراندازهای متبحر جهیمان که بر بالای مناره­‌ها کمین کرده بودند در دم کشته می‌شد. پس از گذشت یک هفته از اشغال و دادن تلفات سنگین از ارتش و گارد ملی، عربستان به عجز خود واقف شد. ادامه اشغال مسجد رسوایی بزرگی برای حاکمان سعودی بود. آنها دائم در رسانه‌ها اعلام می‌کردند که اشغال مسجد تمام شده و بر امور مسجد مسلط شده‌اند، اما بلافاصله این خبرها نقض میشد و دیگر کسی به ادعای آنها اعتماد نداشت. درگيریها خونين بود و کشته‌ها و تلفات جانی و مالی زیادی برجای گذاشت، مردم تا مدت‌ها از اقامه نماز و عبادت در مسجدالحرام محروم شدند. با این حال برای حاکمان آل سعود، رسوایی به وجود آمده بیش از هر چیز دیگری  آزار دهنده بود. در نهايت نيروهاي امنيتی سعودي دست به دامن نیروهای خارجی و به‌ویژه فرانسوی شدند.
اين مسئله از جهات مختلفي براي حاکمان سعودي ناخوشايند بود: یکم اینکه این ماجرا حاکی از نارضايتي مردم  از حکام خود بود و در نتیجه پشتوانه مردمي نظام را زير سؤال می­‌برد. از طرف ديگر اين داستان چند ماه پس از انقلاب مردمي ايران رخ داد و مي­‌توانست آغاز يک انقلاب مشابه در عربستان سعودي باشد. نکته سوم اينکه ضعف و ناکارآمدی نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي عربستان برملا شد و مايه آبروريزي براي اقتدار ادعایی آنان تلقي مي­شد. عربستانی که در تلاش بود جای شاه ایران را به عنوان دوست منطقه‌ای امریکا بگیرد در قبال مسئله­ای به نظر کوچک داخلی، زمین‌گیر شده بود. حتی پس از کمک گرفتن از امریکایی­ها و فرانسویها، مسئولان سعودی اصرار بر پنهان نمودن این همکاری داشتند، اما نمی‌دانستند که طرف مقابل چندان خویشتندار نخواهد بود. پس از مدت کوتاهی، نشریات و روزنامه­‌های غربی به بررسی ابعاد کمک‌رسانی فرانسوی‌ها به آزادسازی مسجدالحرام پرداختند. عربستان مثل همیشه تلاش کرد همه چیز را به کلی انکار نماید اما ادله و مستندات طرف مقابل و عکس‌های کماندوهای فرانسوی در خاک عربستان، ادعاهای سعودی‌ها را برای مخاطب، غیر قابل باور می­نمود.
اگرچه پس از دو هفته و با پرداخت خسارت جانی، مالی، غائله خاتمه یافت، اما خیلی زود مسئولان سعودی دریافتند که مسئله حادتر از چیزی است که گمان کرده بودند. بازجویی­‌های بعدی نشان داد که اشغال کنندگان مسجدالحرام جمع کوچکی از یک جریان فکری زنده و گسترده در عربستان بودند. زیاد طول نکشید که بازجویان متوجه شدند جنبش جهیمان به مراتب گسترده‌تر از اندک افرادی است که به مسجدالحرام حمله و آن را اشغال کرده بودند. مرزبانان سعودی، قاصدی را همراه با نامه‌ای برای جهیمان در مرز کویت دستگیر کردند. این نامه ازطرف سرسپردگان کویتی آرمان جهیمان نوشته شده بود. جهیمان قهرمان جامعه سلفی و الگویی برای مجاهدان راه حق تلقی میشد.
حادثه اشغال مسجدالحرام نقطه عطفی در میان جریان‌های سلفی بود و تأثیرات چشمگیری بر جریان‌های سلفی پس از خود داشت و آنها را بیشتر به سمت جهادی شدن و اقدامات خشن پیش برد. تا جایی که برخي از مسئولان ارشد سعودی گفتند: «ما جهیمان را کشتيم و افکارش را صادر کردیم».
 آنچه امروزه به عنوان القاعده و داعش و دیگر گروه­‌های افراطی نام برده می­‌شود به نوعی فرزندان و نوادگان فکری جهیمان العتیبی است. یاروسلاو تروفیموف، خبرنگار و محقق مسائل سیاسی خاورمیانه معتقد است قیام مکه آغاز چیزی بود که به حادثه یازده سپتامبر انجامید. این داستان نقطه عطفی در تاریخ اسلام رادیکال است.
 
کد مطلب: 6772
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۰۹:۵۴
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر