داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
اهل سنت و نگاه به گذشته، شیعه چشم دوخته به آینده
مرتضی آقامحمدی
در باور اهل سنت مهم‌ترین مؤلفه و تکلیف حکومت اسلامی برقراری امنیت و داشتن اقتدار است؛ امری که در عصر خلفای راشدین و حکام اولیه بنی امیه به طرزی غرورآفرین محقق شد. در حالی که شیعه همواره ملاک را در شأن حاکم و رهبر جستجو کرده و مهمترین عنصر و ویژگی حاکم و حکومت را در اجرای عدالت می‌بیند.
مرتضی آقامحمدی پژوهشگر مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر
مرتضی آقامحمدی پژوهشگر مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر
در نگاه کلی، احادیث نبوی موجود در کتب اهل سنت که درباره اِخبار از امور آینده هستند، چند دسته‌اند:
احادیثی که به بیان علامات صغری، فتنه‌ها، مبشرات و علامات کبری یا همان اشراط الساعة می‌پردازند. به اعتقاد اهل سنت این اخبار و احادیث به امت کمک می‌کند تا راه خود را در حوادث دشوار آینده پیدا نماید و در شرایط دشوار، دارای بینه و نشانه راه باشند. بنابراین اعتقاد، پرداختن پیامبر (ص) به این مطالب از مقتضیات رحمت الهی به امت و از دلایل شفقت و مهربانی رسول خدا (ص) نسبت به آنان است. اما در عمل به دلیل جهل و یا مقاصد دیگر همواره از این نشانه‌ها و اخبار سوءاستفاده شده و در خدمت برخی مقاصد خاص قرار گرفته است که شاید در موارد متعددی ناشی از هیجانات مذهبی و یا علاقه به اسرارآمیز کردن امور و نشان دادن ماورایی بودن ماهیت وقایع و رخدادهای پیرامون مؤمنین بوده است. طبیعتاً سرّآمیختگی، جذابیت‌هایی دارد که ذهن انسان را به خود جلب می‌نماید و گاه مبلغان مذهبی از همین ویژگی برای جذب افراد به دین و با انگیزه الهی استفاده نموده‌اند. اگر یک پدیده در یک عصر خاص، مصداق همان پیشگویی قرار گیرد که در احادیث به آن اشاره شده است، حکم آن و تکلیف مسلمین نیز در مورد آن، بر اساس آنچه در روایات آمده خواهد بود. در مواردی هم برای حفظ مذهب و طرد مخالفان عقیدتی به این احادیث استناد می‌شود. شاید یکی از بارزترین مصادیق این داستان، در میان جریان‌ها و مذاهب مختلف اسلامی همین است که طرف مقابل خود را مصداق دجال معرفی‌شده در روایات می‌دانند. از طرف دیگر همین استفاده‌های ابزاری آسیب‌های فراوانی نیز در پی داشته است. تردید در مصادیق علامت‌های آخرالزمان و فتنه‌ها و نیز تخریب این علم در ذهن مردم با تطبیق‌های نامناسب و شتاب‌زده، ازجمله این استفاده‌های غلط است. گاهی نیز به‌منظور دمیدن روح امید در جامعه و امت مأیوس و دلسرد به این احادیث استناد می‌گردد. همچنین در برخی موارد برای تسلی دادن به دردها و مرهمی بر تلخ‌کامی‌ها از این احادیث استفاده می‌شود. بی‌شک در اینجا نمی‌توان از انگیزه‌های سیاسی و مقاصد حکام در سوءاستفاده یا جعل این قسم احادیث چشم پوشید.

ازجمله این سوءاستفاده‌های سیاسی، جعل و یا پررنگ کردن احادیثی است که جامعه اسلامی را از بخش ایجابی این احادیث محروم کرده  و روحیه‌ای سلبی و منفعل را در بدنه متدین جامعه تلقین می‌نماید. با تأکید بر فتنه‌های پیش‌رو و سیاه نشان دادن آینده، مؤمنان به سکوت و عدم اقدام به مقابله با مفاسد و عدم قیام در برابر حکام جور دعوت می‌شوند. مخالفت با حاکم حتی اگر ستمگر و فاسق باشد مصداق ورود در فتنه است که باید از آن اجتناب کرد. اصولاً امروز، با همه مشکلات آن از آینده بهتر است و نباید گمان کرد که می‌توان آینده‌ای بهتر رقم زد. جامعه ایده‌آل و بهتر، درگذشته بوده است. دوره صدر اسلام، دوران طلایی است و بهتر از آن روزگار وجود ندارد، و هر چه از آن دوران فاصله گرفته می‌شود، فضل زمانه کمتر می‌گردد. بنابراین فرد مسلمان باید نماز و روزه و حج و زکات به پا دارد و تابع حاکم خود باشد تا به فلاح دنیا و آخرت برسد. بخاری گوید:
"حدثنا محمد بن یوسف، حدثنا سفیان، عن الزبیر، عن عدی قال: أتینا أنس بن مالک فشکونا إلیه ما نلقی من الحَجَّاج، فقال: «اصبروا فإنه لا یأتی علی الناس زمان إلا الذی بعده شر منه حتی تلقوا ربکم سمعت هذا من نبیکم صلی الله علیه وسلم»."[1]

وقتی از ظلم‌های بی‌شمار حجاج در نزد انس شکایت می‌شود، وی امر به صبر می‌کند و با نسبت دادن این کلام به پیامبر (ص) که همواره آینده بدتر از امروز است، آنها را متقاعد می‌کند تا ظلم حجاج را بپذیرند و بدانند که بدتر از اینها در انتظار آنان است. ابن کثیر در النهایة و نیز قرطبی در کتاب التذکرة و دیگران فصلی با این عنوان آورده‌اند که «لایأتی زمان إلا والذی یأتیه شر منه». پس به طور کلی آینده تاریک و گذشته روشن و درخشان است. طبیعتاً انسان مؤمن دل در گذشته دارد و از شرایط نامطلوب امروز هم نباید شکوه کند و یا دست به اقدامی بزند چرا که آینده بدتر خواهد بود.

"قال أحمد: حدثنا قتیبة بن سعید، حدثنا لیث بن سعد عن عیاش بن عباس عن بکر بن عبد الله عن بشر بن سعید أن سعد بن أبی وقاص، قال عند فتنة عثمان بن عفان أن رسول الله صلی الله علیه وسلم قال: إِنها ستکونُ فتنةٌ القاعدُ فی‌ها خیرٌ من القائم والقائم خَیْر من الماشی والماشی خیرٌ من الساعی. قال: أرأَیْتَ إِن دخل علی بیتی فبَسَطَ یده أی لیقتلنی قال کنْ کابن آدَم."[2]

بر اساس این احادیث که از فراوانی بالایی برخوردارند، بهترین کار همانی است که امثال عبدالله بن عمر، ابوموسی اشعری، سعد ابی وقاص‌ها برگزیدند و در تقابل امام علی(ع) و اصحاب جمل یا صفین، جانب هیچ طرفی را نگرفتند. این مطلب تا جایی مورد تأکید قرار می‌گیرد که حتی مبرر و مجوز ترک امر به معروف و نهی از منکر نیز صادر می‌شود. بنابر این حدیث در زمان امویان و سیطره حکام شام بر جهان اسلام و رواج فسق و فجور در میان بزرگان مسلمانان و خلفایشان، ترک امر به معروف و نهی از منکر کاملاً موجه و پذیرفته شده بود. طبیعت سیطره این طرز فکر بر ذهن‌های مسلمانان این بود که امام حسین (ع) یا هر مصلح دیگری تنها بماند.

در تلقی اهل سنت دوران اولیه و صدر اسلام تکرار ناشدنی و ایده‌آل است و مبالغه‌های صورت گرفته در عهد معاویه و پس از وی، تصویری اسطوره‌ای از آن زمان در اذهان مؤمنین ایجاد کرده است و در مشکلات موجود، یادآوری آن شکوه و عزت است که بر دردها تسلی می‌شود. در باور آنان مهم‌ترین مؤلفه و  تکلیف حکومت اسلامی برقراری امنیت و  داشتن اقتدار است؛ امری که در عصر خلفای راشدین و حکام اولیه بنی امیه به طرزی غرورآفرین محقق شد. در حالی که شیعه همواره ملاک را در شأن حاکم و رهبر جستجو کرده و مهمترین عنصر و ویژگی حاکم و حکومت را در اجرای عدالت می‌بیند. از این‌روی تاریخ در نظر شیعه پیوسته مملو از ظلم و جنایت است و حتی در مقاطعی که قدرت در دست شیعه بوده نیز مطلوب قلبی آنان حاصل نشده است. به همین دلیل است که شیعیان غالباً حتی نسبت به شاهان صفوی همچون شاه عباس نیز نگاهی انتقادی دارند،در حالی که اهل سنت شخصیت مشابه او و حتی پایین‌تر از او را نیز تقدیر و تجلیل می‌نمایند. برخلاف اهل سنت شیعه همیشه نگاه به آینده دارد و منتظر تحقق عدل جامع در عصر مهدوی است و این امر شیعه را به تلاش و تکاپو و زمینه‌سازی ظهور وامی‌دارد.

*همچنین منتشر شده در سایت مؤسسه مطالعات راهبردی اسلام معاصر

ارجاعات:
[1] - سنن ترمذی، ج 4، 492، ح 2206
[2] -ترمذی در الفتن در شماره 2290 این حدیث را آورده و آن را حسن دانسته است.
 
 
 
کد مطلب: 7052
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۶ دی ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۰۰:۲۹
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر