داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
وقتی مرگ و حمله خارجی می‌تواند فاشیسم را سرنگون کند
محسن سلگی
مصطفی ملکیان در گفت‌وگو با«اعتماد» گفته است: «آزادگی را بر آزادی مقدم می‌‌دانم.» رضا بابایی در نقد این گفت‌وگو، پاره ای نکات را متذکر شده است که یکی از نکات آن است که آزادگی تنها رهایی از قیود درونی نیست. بابایی در این باره می‌نویسد: «مگر دشوارترین فضیلت، حق‌گویی و حق‌خواهی و حق‌پراکنی و حق‌مداری نیست؟ سکه آزادگی، دو روی دارد: یک روی آن پیراستگی از رذیلت‌ها و روی دیگر، آراستگی به فضیلت‌ها است و بسیاری از فضیلت‌ها در گرو آزادی است، نه آزادگی.»
ذیلاً نشان خواهم داد که آزادی «من» به آزادی «دیگری» بستگی دارد و آزادگی هم به آزادی وابستگی‌هایی دارد:

مونتسکیو در کتاب "نامه های ایرانی"درباره مردی ایرانی که حرمسرا دارد در ایران و مسافرتی به فرانسه کرده است، داستان و تحلیلی دارد که خواننده را میخکوب می‌کند. مونتسکیو می‌گوید این مرد ایرانی که حرمسرایی دارد در ایران و حال که در فرانسه است، مادام دلهره تعرض مردان دیگر به زنهایش را دارد و خود را بخاطر غیبت‌اش سرزنش می‌کند. مادام نگران نگاه مردان دیگر است. مونتسکیو می‌گوید این مرد ایرانی، بیش از همسرانش، زندانی است؛ این مرد ایرانی اسیر توهمات خویش است. از این‌جاست که مونتسکیو نتیجه‌ای درخشان، رخشان و جهان‌تاریخی می‌گیرد و آن نتیجه این است: در جامعه استبدادی، تنها مظلومان تحت ظلم نیستند، بلکه ظالمان نیز تحت ظلم‌اند. او چنین می‌افزاید که یک جامعه وقتی جامعه آزاد است که همه در آن آزاد باشند؛جامعه‌ای که آزاد نباشد، هیچکس حتی حکام هم آزاد نیستند. مردان وقتی آزاد هستند که زنان آنان آزاد باشند. وقتی حکام آزاد هستند که مردم آزاد باشند.

- آیا حاکمان در یک جامعه استبدادی می‌توانند آزاده باشند؟ کسی که آزاده است نمی‌تواند اهل زورگویی، خودبینی، حذف و سرکوب دیگری، تقدم‌دادن منافع فردی بر جمعی و ... باشد.

اگرچه آزادگی هم می‌تواند مقدمه‌ای برای آزادی باشد، اما جامعه استبدادی نمی‌تواند آزاده‌پرور باشد. افراد آزاده در جامعه استبدادی هم وجود دارند(حتی در زندان هم می‌توان آزاده بود)، اما جامعه استبدادی و حکومت استبدادی مجالی به کثرت و تکاثر آزادگی نخواهد داد. به تعبیر مونتسکیو، استبداد فضیلت‌کُش است. برای همین، حکومت‌های فاشیستی معمولاً توسط یک نیروی خارجی ساقط می‌شوند؛ چنانکه هیتلر، موسولینی، صدام و... بوده‌اند. شهروندان در این جوامع، قدرت  و فضیلت به چالش‌کشیدن حکومت را از دست می‌دهند؛ کرخت و بی‌حس شده و در این شرایط معمولاً یک حمله خارجی می‌تواند شرایط را دگرگون سازد. در برخی موارد، حکومت‌های فاشیستی مانند رژیم فرانکو در اسپانیا، 36سال خفقانی حاکم می‌کند که این خفقانِ فضیلت‌کُش، فضیلت نقد، فضیلت اعتراض، صادق و صریح‌بودن و... را به محاق می‌برد و درست بعد از مرگ فرانکو است که فرصت برای دموکراسی فراهم می‌آید.
 
کد مطلب: 7134
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۱۵:۴۲
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر