داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
قصد تخفیف نبود
حمیدرضا جلائی‌پور
دیروز در نوشته‌ای کوتاه، جناب رضا بابایی به این نکتۀ ظریف اشاره کرده بود که شریعتی اسلام را از «خانه» به «خیابان» آورد. بعضی از خوانندگان از طریق پی وی این انتقاد را داشتند که این بحث «زمان‌پریشانه» است؛ یعنی نویسنده با برداشت‌های امروزین به نقد و تخفیف شریعتی پرداخته است. از این رو توضیح زیر را خدمتتان تقدیم می‌کنم.
قصد تخفیف نبود
نسل ما (متولدین دهۀ سی) می‌دانند سهم شریعتی در نواندیشی دینی، تشویق جوانان به جامعه‌شناسی، در معرفی نوع دیگری از اسلام‌شناسی، در نگاه دیگری به تاریخ اسلام، در ارائۀ نگاه دیگری به جامعه ایران و دادن هویتی ایرانی - اسلامی - انقلابی به جوانان مفصل است. و طرح همه این مباحث، هدف نویسنده نوشته «ما و شریعتی» نبود. بابایی در نوشتۀ کوتاهش به تغییر مهمی از پیامد کار شریعتی اشاره کرده بود که من فکر کردم به اشتراک گذاشتن این متن ارزش توجه دارد؛ یعنی همان که شریعتی اسلام را از خانه بیرون آورد. از این رو قصد تخفیفی در کار نبود.

سهم شریعتی در نیم قرن گذشته (هم از حیث جامعه‌شناسی و هم از معرفت‌بخشی) مفصل است. به عنوان نمونه من از حیث جامعه‌شناسی در کتاب «تبیین انقلاب اسلامی» سعی کرده‌ام نشان دهم که یکی از تفاوت‌های جنبش مردمی ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ با انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، حضور آثار فکری و انگیزشی شریعتی، به عنوان معلم انقلاب بود. او متفکر توانایی بود که از اسلام «تفسیر ایدئولوژیک و برانگیزاننده» ارائه کرد. اگر شریعتی نبود دانشجویان و نخبگان فکری در ائتلافی با روحانیان  مبارز در انقلاب ۵۷ قرار نمی‌گرفتند. چه بسا بدون شریعتی رخداد عظیم ۱۳۵۷ در همان محدوده‌های رخداد ۱۳۴۲ ظهور و بروز می‌کرد.

اما پس از پیروزی انقلاب در چهار دهه گذشته میزان معرفت‌بخشی کارهای شریعتی مورد نقدهای گوناگون قرار گرفته است. یکی از نقدهای موثر از سوی سروش ارائه شد. او(از منظر معرفت‌شناسی) با دفاع از عقلانیت بشری و عدم مغایرت این عقلانیت با دین‌ورزی، تفسیر ایدئولوژیک شریعتی از شیعه را مورد نقد کوبنده قرار داد و از «دینی» که فربه‌تر از «ایدئولوژی» است، دفاع کرد. اتفاقا پیامد سخن سروش این بود که شایسته است که انتظارات از دین معقول شود. اسلام منبع الهام معرفتی، اخلاقی و معنوی است، اما نمی‌توان از دین انتظار ایدئولوژی‌های دنیوی و برنامه‌ریز برای خیابان را داشت؛ به بیان دیگر شایسته نیست اسلام و شیعه را به سوسیالیسم یا لیبرالیسم یا ناسیونالیسم یا فاشیسم و یا پاپولیسم یا فمینیسم فروبکاهیم.

واقعا مرحوم شریعتی با توجه به نیاز زمانه آن مقداری که دغدغه «تغییر» فرهنگ جامعه را داشت، دغدغۀ «معرفت و ملاک‌هایش» را نداشت. به عنوان مثال شریعتی کمتر کوشش می‌کند که در انبوه بحث‌هایی که ارائه می‌کند، مراد خود را از «علم»، «فلسفه»، «ایدئولوژی» و «دین» با دقت روشن کند. از این رو نسل ما در توجهش به ویژگی‌های علم، فلسفه و ایدئولوژی و دین، مدیون کلاس‌ها و کتاب‌ها و روشنگری‌های سروش است. ما آموختیم که هم جامعه‌شناسی و هم روشنفکری و هم  دین‌شناسی و هم عرفان هر کدام معیار و آداب خود را دارد. عدم مراعات این آداب، ارائه بحث و روشنگری را در حوزه عمومی با مشکل روبرو می‌کند.

متاسفانه پس از پیروزی انقلاب و فروپاشی نظام موروثی سلطنتی که قاعدتا باید امور و نظام تدبیر کشور به سوی نهادمندی( نه تداوم انقلابیگری) می‌رفت، همچنان با مشکل روبه‌رو است. با استعانت از پول نفت و اقتدارگرایی سعی شده و می شود همچنان از  «انقلاب دائمی» دفاع شود. شما دیدید که پس از گذشت چهار دهه از انقلاب، مردم در انتخابات (اردیبهشت ۱۳۹۶) با مشارکت بالا شرکت کردند. بعد عده‌ای از طرفداران همین انقلاب دائمی بدون شرمندگی، میلیون‌ها رأی مردم را به حرام و حلال(یا ضد انقلابی و انقلابی) تقسیم کردند و با شعار ضرورت انقلاب دائمی در مقابل روالمندی، اصلاح و توسعه جامعه مانع تراشی می‌کنند. به نظر می‌رسد بابایی نگران این انقلابی‌گری دائمی و زندگی‌سوز (در برابر روالمندی و سامان‌بخشی) است.

@hamidrezajalaeipour
 
کد مطلب: 7397
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶
ساعت انتشار : ۱۶:۴۶
 
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر