داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
تریبون‌های بیگانه از جامعه
محمدجواد خلیلی
سازمان روحانیت شیعه از کهن‌ترین نهادهای خودبنیان در جامعه ایرانی است. پارادایم اخباری‌گری به کوشش اعاظمی چون وحید بهبهانی و شیخ اعظم به حاشیه رانده شد و بحث اجتهاد و تقلید در تمام ساختارهای اجتماعی و دینی ریشه دوانید. به‌طور طبیعی عالمان هر دیار بعد از شاگردی در مراکزی چون نجف در هنگامه بازگشت زمامداری امور دینی و اجتماعی شیعیان را عهده‌دار می‌شدند اما بعد از تحولاتی همچون حمل‌ونقل و تلگراف که دسترسی به مرجع واحد را امکان‌پذیر نمود. نهاد مرجعیت و سازمان روحانیت با پشتوانه مرکزیت در نجف یا دیگر اقطاب علمی شیعه هرروز از گذشته منسجم‌تر گردید. به نظر می‌رسد که نهادینه شدن پاردایم اصولی در کنار تحولات جهان مدرن سبب تعین یافتن مرجعیت واحد و سپس سامان یافتن کلی این نهاد کهن شده است.
تریبون‌های بیگانه از جامعه
از ویژگی‌های سازمان روحانیت، اتکا به مردم در ادامه حیات خویش است. روحانیت شیعه با توجه به وجود سازوکار وجوهات شرعی و نیز اپوزیسیون‌نشینی‌های تقریباً دائمی، سیر تحول متفاوتی را از سازمان‌های مشابه خود در جهان اهل سنت یا حتی مسیحیت طی نموده است. عدم اتکا به قدرت‌های حاکم و زیست در بستر جامعه و با مردم سبب شده بود روحانیت و ساختارهای وابسته به آن در تماس مستقیم با جامعه بوده و لذا همیشه در غم و شادی و سایر تحولات در وجدان عمومی جامعه حضور داشته باشند. تحولات چند دهه اخیر در ایران و تصدی‌گری بخشی از روحانیت و حضور در هرم قدرت حوزه علمیه و نهاد مرجعیت را در شرایط خاصی قرار داده است. به‌طور طبیعی تا پیش از آن تریبون‌هایی مانند امامت جمعه و نیز منبرهای حسینی که به‌عنوان رسانه در اختیار این نهاد قرار داشت، همیشه بلندگویی برای بیان مسائل اصلی جامعه در کنار وعظ و بیان معارف و شکل دادن به هویت شیعی بوده است.

هرساله در آغاز ماه محرم دلسوزان و اهل نظر به فراخور حال و توان برخی نکات را پیرامون شعایر حسینی گوش زد می‌کنند. به‌عنوان نمونه امسال حضرت آیت‌الله سیستانی خطبا را به بیان معارف و مطالب مستند تشویق نموده و آنان را از بیان خواب و رؤیا و برخی مطالب بی‌اساس برحذر داشته است. این انذار می‌تواند ناظر به مسئله‌ای عینی باشد که اکنون جامعه شیعی با آن مواجه است. اما در کنار این دلسوزی‌ها و رصدهای واقع بینانه برخی مواقع مطالبی بیان می‌شود که نه‌تنها در قامت یک آسیب‌شناسی نیست بلکه به معنای تمام کلمه خودش یک آسیب است.

طی روزهای گذشته سخنانی پیرامون واژه "عبد" و "غلام" بیان شده است که واکنش‌های بسیاری را برانگیخته است. اما به‌راستی چرا این دست مطالب از تریبون‌های مهمی باید شنیده شود؟

اولاً: این دست مطالب نشان می‌دهد که گوینده و یا گویندگان آن در جامعه فعلی شیعه حضور واقعی ندارند. به این معنا که اغلب این افراد در محیطی ایزوله حضور دارند و توان فهم مشکلات و مسائل واقعی جهان تشیع و ایران را ندارند. درواقع تبدیل کردن بک شبه مسئله به مسئله اصلی و بیان آن از تریبونی به این میزان از توجه و اهمیت، به‌خودی‌خود حاکی از بیگانگی با جامعه است. هر کسی که آشنایی اندکی با جامعه و رسانه‌ها داشته باشد می‌داند که این دست سخنان کاملاً مشابه آن چیزی است که از برخی سایت‌ها و شبکه‌های وهابی و هویت ستیز شنیده می‌شود.

ثانیاً: این‌گونه سخن گفتن به‌روشنی نشان می‌دهد که گویندگان محترم به دلیل اشتغالات اجرایی و به‌ویژه سیاسی با متون و معارف حوزوی بیگانه شده‌اند. استخدام اسامی ناظر به فرهنگ و هویت جمعی در یک جامعه است و وجود این اسامی به‌ویژه در طیف متدین جامعه حکایت از رسمیت آن دارد. ادعیه و نصوص بسیاری وجود دارد که استخدام این‌گونه الفاظ را نه‌تنها بی‌اشکال بلکه مرجوح می‌سازد.

ثالثاً: از همه مهتر بیان این دست اشکالات نشان می‌دهد که هیچ شناخت دقیق و عمیقی از لایه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی و نیز اولویت‌های آن نزد گوینده وجود ندارد. به‌عنوان نمونه پیرامون استقبال از محرم برخی از گویندگان مطالبی بیان کرده بودند و آن را فاقد دلیل شرعی در دین دانسته بودند. بسیاری از رسوم مانند استقبال از محرم ریشه در جامعه و فرهنگ و آداب‌ورسوم آن دارد. اینکه درجایی قبل از محرم مراسم خاصی مانند چاوش‌خوانی و یا تزیین خاص تکیه و مسجد وجود دارد بحثی درون دینی نیست. این مراسم ریشه در عرف‌ها و فرهنگ مردم دارد. مسئله عاشورا بخشی از هویت جمعی و حافظه تاریخی ما شده است. اضافه بر خود واقعه تمامی آنچه مربوط به عاشورا از مراسم و شعایر نیز بخشی از حیات اجتماعی و هویت ما شده است. نگاه به مسائل هویتی و اجتماعی نباید از زاویه تنگ وجود و یا عدم وجود نص نگاه کرد بلکه باید با آن به‌عنوان یک پدیده اجتماعی مبارک نگاه کرد که با جهت‌دهی و مفهوم‌سازی بر غنای آن افزود. استقبال از محرم یک عمل سمبلیک است و نشانه اهمیت آن نزد مردم و دلیل آن هم عرف‌ها و نرم‌های اجتماعی است.

متأسفانه بخشی از روحانیت که اکنون تریبون‌های رسمی را در اختیار دارند به دلیل جدایی مفرط از جامعه و زیست در محیطی ایزوله شده دیگر توان فهم تحولات اجتماعی را ندارند. هم‌چنین این بخش از روحانیت به دلیل جدایی از مردم و بستر جامعه دیگر مسائلشان و حتی اولویت‌های ذهنی‌شان با اولویت‌های و مسائل جامعه متفاوت است. در شهری که هزاران مسئله و آسیب اجتماعی وجود دارد مهم‌ترین تریبون شهر به‌جای سخنان مردم و گلایه‌های مردم از آن شبه مسئله شنیده می‌شود که این لفظ را بگویید و آن را نگویید! روحانیت شیعه همیشه در طول تاریخ در بستر جامعه در بطن مردم زندگی کرده است و از نزدیک با مسائل دردها و اولویت‌های آنان آشنا بوده لذا تریبونی که در اختیار داشته را برای بیان سخنان مردم و مسائل آنان اختصاص داده است.
 
کد مطلب: 7513
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۶
ساعت انتشار : ۲۳:۵۳
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر