داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
در ستایش کثرت‌گرایی و در مذمت انحصارگرایی ِ ایمان
حامد سرلکی
کثرت‌گرایی دینی ریشه در مباحث پدیده‌شناسی تاریخ ادیان دارد. حال این تنوعات می‌تواند بر اساس اصول، دستورالعمل‌ها و مفاهیم بنیادین در خدمت حصول به بحث مترقی «الوهیت» باشد. در این میان نظریه «اشتراک غایی در ادیان»، خود مفهوم سابقه‌داری است که در آن اصل «خداباوری» و «غایی بودن مقوله دین» را در یک نقطه عطف به هم می‌رساند. نقطه عطفی که با وجود «انحصارگرایی» برخی از سرآمدان ِ متشرع و دستاویز کردن آموزه‌های درون شریعتی باعث تخریب دیوار ِحصین ِ کثرت‌گرایی می‌شود. اینجاست که مکاتب و عقاید متنوعی در جوامع مختلف دینی (به‌خصوص ادیان ابراهیمی) جان گرفته و خود داعیه جدیدالورودی در اقوال و گفتمان معنویت خواه گذشته را سر داده و اساساً بحث تهاجم به دین و دیانت خواهی کلید می‌خورد.
در ستایش کثرت‌گرایی و در مذمت انحصارگرایی ِ ایمان
حال انحصارگرایی امروزی، نوعی بینش ِ به‌ظاهر پست‌مدرن اما به‌واقع شدیداً سنت محورانه در مقوله استفاده از علمِ دینی است که در آن، سردمدار متشرع، حقیقت کمی و کیفی ِ فهم دین را منوط به میزان ِ پالایش مطالعات خود دانسته و تنها درگاهِ خویش را محل عبور مؤمنان حقیقی می‌داند. این نگرش به‌طور دقیق روبروی کثرت‌گرایی قرار گرفته و بنیادین‌ترین اصل ادیان که همان وفاق و وحدت است را دچار چالش می‌کند. در فهم واژه «حقیقت» نیز می‌توان به ابزار قرار دادن ِ دکترینِ «راه رستگاری» اشاره کرد، چیزی که مبلغان در ادای آن از حد افراط گذار کرده و با مقوله محافظه‌کارانه‌ای دچار مفاهیمی چون «صیانت سنتی» می‌شوند. پیام این دو واژه دو حقیقت گسترده و سلفی گونه را در بردارد. اولی صیانتی است که در آن شارع ِ دینی ِانحصارگرا، حفظ حریم شریعت را واجب تکوینی و چیزی هم‌تراز با وحی پنداشته و لذا آن را در چهارچوب فکر بشری خود می‌داند. دیگر بحث، بحث "سنت" است که در آن، شارعِ دینی ِ انحصارگرا تمامی شاخ و برگ‌های خارج از سنت ِ دینی خود را بدعت، کج روی و کوته انگاری می‌خواند و اصولاً تمسک به امر تکفیرسازی دگراندیشان، تمامیت‌خواهی، عوام‌فریبی دینی و کاپیتالیسم متشرعانه از این نقطه آغاز می‌گردد. نقطه بحرانی که امروز در نوع مبالغه انگیز آن شامل گروه‌های چون «داعش و القاعده» – و در باب ِ میانه‌روی ِ ظاهر اندیش ِ آن حکومت‌های مدعی ِ دارای قانون اساسی هستند. اربابان زر و زور و تزویری که امروز خاورمیانه‌ای لگدکوب شده را برای نسل‌های پس از خود به هدیه گذاشته‌اند. حال با اندک فهمی از بحث"صیانت سنتی" به بررسی گزاره‌های مذمت گونه انحصارگرایی می‌پردازیم.

در انجیل یوحنا سخنی منسوب به عیسی مسیح (ع) با مضمون «هیچ‌کس نمی‌تواند به پدر برسد مگر به‌واسطه من» [1] وجود دارد؛ حال اگر از بحث بر تاریخ و الهیات موجود در کلام فاصله بگیریم و آن را به حوزه علم کلام مختص بدانیم و در آن بحثی ننماییم. خواهیم یافت همین عقیده منجر به آن گردید که از اوایل قرن سوم میلادی، ابتدایی‌ترین ریشه‌های انحصارگرایی مسیحیان شکل گیرد؛ در این نوع صیانت سنتی و تفسیر انحصاری از کلمه «دین» چنین یافت می‌شود که گویی ذاتاً در خارج از دربِ محیط کلیسا رستگاری یافت نمی‌شود. این قول باعث تقویت مکاتب مادی‌گرایان و ضد کلیسا گرایی در قرن هجدهم به بعد گردید. به همین منوال نیز در سایر ادیانِ قبل و پس از مسیحیت بالأخص اسلام نیز این‌گونه بازگشت به سنت و صیانت سنتی تقویت گردیده و باعث تولد و ترویج فرق و تفکرات سلفی و تکفیری شد. به‌طور مثال در نمونه تاریخی آن و در صدر حکومت خودمختار شام به دست «معاویه بن ابوسفیان»، وی بارها دین ِ تفسیر شده از زبان علی (ع) را خارج از حقیقت دانسته و بارها به دستور وی، خُطبای مساجد در تمدن نوظهور اسلامی دست بر تکفیر دگراندیشی مانند علی (ع) نموده‌اند [2]. حتی این داستان تکفیرسازی و تمامیت‌خواهی دینی در عصر خلفای عباسی به‌صورت عینی‌تر قابل‌بررسی است، در نمونه شناخته‌شده تاریخی آن، برخورد «مأمون عباسی» با برخی قائلان به خلقت قرآن بود. تا جایی که حتی خلفای بعد از مأمون نیز از شکنجه و شلاق کسی چون «احمد حنبل» یکی از ائمه فقهی اهل سنت هیچ واهمه‌ای نداشتند [3]. این تلاطم قدرت و دین در بحث صیانت سنتی تا همین عصر وجود داشته تا جایی که مادرِ رنج‌کشیده دین در قرن حاضر آبستن به مفهوم نامشروع «بددینی» گردیده است. جالب آن است که انحصارگرایی پیش از مسیحیت نیز چه در تورات و چه در اقوال هندوها به نام «وِداها» [4] و بوداییان به نام «گوتاما» و «دَرمه» [5] به‌وفور یافت می‌شود. درنتیجه این کنش و واکنش‌ها افراد پرورش‌یافته در چهارچوب چنین سنت دینی، بجای آنکه دین و الوهیت را ابتدا در خویشتن جستجو کرده و از فطرت به الوهیت برسند، خود را وام‌دار اصالت سنتی می‌پندارند و الوهیت این یگانه اصل نهفته در سرشت آدمی را دست‌خوش بازی‌های فرقه‌گرایانه و انحصار طلبانه می‌کنند؛ نهایت الامر در نهیب قیل‌وقال‌های چنین نگرشی اگر رویه‌ای نو از سمت روشنفکران دینی مطرح شود چیزی جز برچسب بدعت و یا خصومت نمی‌خورد و جز شدت گرفتن قلدرمآبی کسانی که خورد را تا گلوگاه مدیون صیانت سنتی می‌دانند چیزی رخ نمی‌دهد.

دیگر حربه‌ای که پدران صیانت سنتی در اندیشه اسلامی به شکل دست‌آویز از آن بهره می‌برند، برداشت‌ها و تفاسیر یک‌جانبه است. به‌طور مثال در خصوص"اهل کتاب" ِ مورد خطاب قرآن کریم، که کلامی کاملاً روشن در سنت و سیره پیامبر اسلام (ص) دارد، عده‌ای که از گمراهی‌های تاریک و دالان‌های جاهلانه انحصار خواهی خارج‌شده‌اند مشی مختلفی نسبت به اهل کتاب داشته و هماره از درب حکمت و شریعتِ حقه به بررسی روابط اجتماعی امت با سایر امم می‌پردازند. اما انحصارگرایان در خیال واهیِ کمال‌گرایی پوشالیِ خود کمر به تکفیر اهل کتاب بسته و با وسواس بیشتری با مردمانی غیر از خودشان حشرونشر دارند. در مسیحیت نیز این عقیده آکادمیک تر و تندتر موردبررسی قرار گرفته است تا جایی که کارل رانر [6] اظهار می‌دارد که «چون مسیح، ایثاری بشری انجام داده و تمامی بشریت از ازلیت تا به ابدیت مدیون آمرزش مسیح در قالب قربانی بوده است پس یا مردم مسیحیند و یا آنانی هم که کیشی جز مسیحیت اختیار کرده‌اند [مسیحیان گمنام] هستند» [7]؛ این عقیده چنان تند و جانب دارانه است که به‌راحتی می‌تواند ترویج‌دهنده مکاتب فلسفی نوظهور علیه مسیحت و به‌طور عام علیه مفهوم دین شود. در یهودیت نیز همین منوال به شکل دکترین" قوم برتر" ارائه‌شده است. درحالی‌که در تورات آیاتی فراوانی به ناسپاسی و نابخردی اکابر یهودی کیش مطرح شده است که همیشه در پستوهای یهود شناسی غرب پنهان می‌شود: «زیرا که ایشان قوم گم کرده تدبیر هستند؛ و در ایشان بصیرتی نیست. کاش که حکیم بوده، این را می‌فهمیدید؛ و در عاقبت خود تأمل می‌نمودند» [8]

اما در مقابل هجمه‌های مختلف انحصارگرایی دینی، اسلام ِ قرآنی با نگاهی منعطف‌تر به الهیات، خود را درگیر چون‌وچرایی کارزار ِ برتری ِ اله‌ها در ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی ننموده و هماره به معنای واقعی کلمه از کثرت به وحدت مطلق رسیده و لذا اگر با چشم آشکارتری به قرآن حکیم نظاره کنیم درمی‌یابیم که: «وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَینَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ / و مشرق و مغرب از آن خداست پس به هر سو رو کنید آنجا روی [به] خداست آری خدا گشایشگر داناست» [9].
 در ادامه برای روشن‌تر شدن آیه فوق می‌توان به ابیات عارف شهیر مسلمان، مولانا اشاره کرد که در مذمت انحصارگرایی می‌فرمایند:
ده چراغ آر حاضر آرید در مکان
هریکی باشد به‌صورت غیر آن
فرق نتوان کرد نور هریکی
چون به نورش روی آری بی‌شکی [10]

بنابراین، پذیرش گستردگی دیدگاه کثرت‌گرا در مورد حیات دینی بشریت باید همراه با رشد خودشناسی بوده تا هر یک از سردمداران سننِ صنف ِ صیانت سنتی ادعاهای همسوتری با بحث وحدت و عدالت عرضه کنند و لذا از حالت محافظه‌کارانه خود خارج شده تا بتوانند به مفهوم اصیل‌تری از کلمه "دین" برسند، حقیقتی که جز در سایه‌سار بررسی جهانی‌تر از حضور «حقیقت عالم» و مفهوم کلمه «حق» در روح بشری نیست. حقیقتی که قابل تأویل و تفسیرهای حق‌به‌جانب نبوده و بیشتر الزامی برای حرکت انسان از کثرت به یگانگی مطلق است. واحد ِ مطلقی که در شرق و غرب عالم قابل روئیت است و در نفس‌های انسانی محل خلود اوست. هرچند که اگر ملت‌ها آن را سی پاره کرده و تکه‌ای از آن را به معرفت دانش خود از اسلاف و یا از حال ِ خود به دست یا به دست‌آویز گرفته باشند. یگانگی که امروز بیشتر در سایه اخلاق و انسان‌شناسی به وقوع می‌پیوندند نه تمامیت‌خواهی‌های شرعی و وارونه جلوه دادن احکام الهی که حاصل دست رنج ِ یک عمر انبیاء و اولیاءالله بوده است.
 
پی‌نوشت‌ها:
انجیل یوحنا،، باب 14، آیه 6
شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی الحدید، جلد سوم، صفحه 15-16
مأمون و محنة، علی ناظمیان فرد، صفحات 67 - 78
به معنای مرجع اصلی جاودانگی
به معنای تنها راه رهایی بشر از فلاکت
Karl Rahner یکی از متفکران آلمانی کاتولیک مذهب شاگرد هایدگر (تاریخ سخنرانی: سال 1949 و در خلال بیانیه آمرزش بشری)
تفسیر نویسنده: به‌گونه‌ای یا مردم جهان خود مسیحیت را انتخاب کرده‌اند یا برخی نمی‌دانند و مسیحیت برایشان تقدیر شده است و گوییا مسیحیت تنها راه نجات است.
تورات، تثنیه، آیات 28 و 29
قرآن حکیم، سوره بقره، آیه 115
مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت 678
 
کد مطلب: 7543
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
ساعت انتشار : ۱۹:۱۲
 
 
حامد سرلکی/ کثرت‌گرایی/ انحصارگرایی دینی
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر