داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
۱
 
نقد خود یا دیگری؟ اولویت معنویت‌پژوهی کدام است؟
وحید سهرابی‌فر
بسیاری از پژوهشگران معنویت و نیز مراکز علمی، عمده تلاش خود را معطوف به نقد معنویت‌های جدید و عرفان‌های نوظهور کرده‌اند. دراین‌بین سؤال مهمی وجود دارد که کمتر موردتوجه قرار گرفته است: اولویت پژوهشی ما در بحث معنویت چیست و سرمایه و توان پژوهشی ما در بحث معنویت باید به چه سمتی برود و در چه مسیری هزینه شود؟ آیا تمرکز اصلی ما باید نقد معنویت‌های جدید باشد و یا اینکه نگاهی انتقادی به وضعیت خود داشته باشیم؟
وحید سهرابی‌فر، پژوهشگر معنویت، دین و مدرنیته
وحید سهرابی‌فر، پژوهشگر معنویت، دین و مدرنیته
در پاسخ بایستی توجه کنیم که رویکرد سلبی به معنویت جدید بدون ارائه بدیل مناسبی از معنویت اسلامی، در عمل هیچ فایده‌ای نخواهد داشت و تمرکز اصلی پژوهش‌های معنویت در کشور ما بایستی معطوف به ارائه نسخه روزآمدی از معنویت اسلامی باشد. این نسخه روزآمد بایستی دارای ویژگی‌هایی باشد که به برخی از آنها اشاره می‌شود.

واقعیت جهان امروز که جهان ارتباطات است اقتضاء می‌کند که ابزارهای حذفی‌ای چون فیلتر کردن، عدم اعطا مجوز نشر، جلوگیری از برگزاری جلسات و ... در عمل فایدهٔ چندانی نداشته باشند بلکه نتیجه عکس بدهند. نمونه‌های مختلفی از این برخوردهای حذفی وجود دارد که موجب شده یک گروه کوچک یا یک فرد نه‌چندان شناخته‌شده را به صدر اخبار و مرکز توجهات و اوج شهرت رسانده است. این در حالی است که جهان امروز به بازاری می‌ماند که هرکسی متاع خود را در آن عرضه می‌کند و مخاطبی که «حق انتخاب» دارد، بر اساس فهم خودش دست به انتخاب محصول موردنظرش می‌زند. در این فضا و بر اساس این منطق، آنچه اولویت دارد، ارائه معنویتی غنی‌تر، اصیل‌تر و راهگشاتر است. بدون ارائه چنین معنویتی، رویکرد سلبی به معنویت‌های جدید، نه‌تنها مفید نخواهد بود بلکه از باب «الانسان حریص علی ما منع» موجب رشد و گسترش آنها نیز خواهد شد.

پس از توجه به‌ضرورت ارائه نسخه روزآمدی از معنویت اسلامی، پرسش مهم دیگری مطرح می‌شود و آن این است که معنویت اسلامی نوین باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟ قدم نخست در این زمینه آغاز یک پژوهش انتقادی در مورد نسخه موجود معنویت اسلامی است. صورت‌بندی فعلی این معنویت چه نقصانی دارد و چه زوایایی از زندگی انسان امروز را پوشش نمی‌دهد؟ لازمه این پژوهش شناخت جهان امروز و توجه به ویژگی‌های انسان معاصر است. به‌عبارت‌دیگر، اگرچه گوهر معنویت اسلامی همواره ثابت و ماندگار است ولی صورت‌بندی آن می‌تواند بسته به نوع مخاطب متفاوت باشد. آنچه امروز شاهد آن هستیم، ارائه صورت‌بندی از معنویت اسلامی است که مربوط به قرن‌ها پیش است؛ صورت‌بندی‌ای که به ویژگی‌ها و برخی از نیازهای انسان معاصر، توجه کافی ندارد. به نظر نگارنده، مهم‌ترین رسالت معنویت پژوهی، ارائه نسخه‌ای از معنویت اسلامی است که گوهر و امهات مباحث اسلامی را در خود داشته باشد و از سوی دیگر، بر اساس شناخت صحیح و جامعی از جهان جدید و ویژگی‌های انسان معاصر باشد.

ازجمله مسائلی که در ارائه نسخه جدید معنویت اسلامی بایستی موردنظر باشد، توجه به قدرت انتخاب گری انسان جدید است. نسخه جدید معنویت اسلامی باید قابلیت رقابت و غلبه بر رقبای خود را داشته باشد. این مسئله ازآن‌روست که جهان جدید، جهان تک‌صدایی نیست و گزینه ما (معنویت اسلامی) بایستی بتواند برتری خود را در عمل –و نه صرفاً سخن- نشان بدهد. ویژگی دیگری که باید در نسخه جدید موردتوجه باشد، بها دادن به درونیات و احوالات سالک معنوی است. اگرچه در سنت اسلامی –آیات و روایات- و نیز آموزه‌های عرفای اسلامی، این مسئله موردتوجه بوده است ولی امروزه در معنویتی که به عموم مردم عرضه می‌شود، این مسئله مورد غفلت واقع شده است و حالات معنوی شخص سالک کمتر محل نظر است. نکته دیگری که در معنویت جدید اسلامی باید موردتوجه باشد، تفکیک مسلمات معنویت اسلامی از غیر مسلمات، مشکوکات و موهومات است. ما نیازمند یک نظام فکری برای معنویت اسلامی هستیم؛ نظامی که بر پایه مسلمات اسلامی ارائه شود و با منطق و عقلانیت بشری سازگار باشد. این ویژگی‌ها در کنار امور دیگر، زمینه را برای ارائه یک سبک زندگی نوین که بر اساس معنویت و اخلاق اسلامی طراحی شده است، فراهم می‌کند. رسیدن به این جایگاه، موجب می‌شود معنویت اسلامی در عمل مورد اقبال بیشتر قرار بگیرد و رقبای کم‌مایه، انحرافی و بدون پشتوانه، عرصه را به معنویت اصیل واگذار کنند.
 
کد مطلب: 7654
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۶
ساعت انتشار : ۰۲:۰۰
 
 
وحید سهرابی‌فر، عرفان‌های نوظهور، معنویت‌پژوهی
 


انتشار یافته : ۱نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
خسرو
۱۳۹۶-۱۲-۱۲ ۲۲:۳۸:۴۲
با نظر نویسنده موافقم. نسخه بلکه نسخه های جدید برای انسان های جدید لازم است. و به نظرم سرمایه خوبی در عرفان برای ارائه در لباس نو و در قواره انسان امروز داریم. مانند مولوی و مثنوی اش که در همه عالم خاکی ما دلبسته دارد. البته گفته اند و درست است که این عرفان با عرفان ابن عربی در مبانی متفاوت است اما همین نسخه های متفاوت نیاز انسان امروز است.
نکته مهم این است که همیشه دانش فقه و صاحبان آن یعنی فقیهان، در پذیرش و رشد فضای معنوی و عرفانی تاثیرگذار و دخیل هستند. ابتدا باید فقه نرم را جایگزین فقه سخت و خشک کرد و بعد درب فضای عرفانی را گشود! (3033)