داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
آیا حوزه علمیه واقعا سکولار است؟
محمد وکیلی
انتقاد از ناکارآمدی حوزه‌های علمیه طی چندسال گذشته(علاوه بر محیط‌های غیرحوزوی) در داخل حوزه علمیه با سخنرانی‌های اساتیدی چون حجت‌الاسلام اکبرنژاد به جریان افتاده بود، با تجمع هفته گذشته فیضیه و ورود دکتر رحیم‌پور ازغدی به این بحث و انتقاد از بی‌توجهی حوزه‌های علمیه به مسائل روز جامعه و نظام با واکنش‌ها و حواشی جدیدی که ایجاد کرد، وارد مرحله جدیدی شد؛ حواشی‌ای که علاوه بر محیط‌های حوزوی، به محافل غیرحوزوی نیز راه یافت و در ادامه فضای سیاسی را نیز در برگرفت. هرچند که کشیده شدن این‌چنین مباحثی به فضای عمومی سیاسی، امکان تحلیل و ارزیابی صحیح در مورد آن را از بین می‌برد، با این حال به نظر می‌رسد در پرداخت این مسئله و ارزیابی عملکرد حوزه، چند نکته را باید مورد توجه قرار داد:
وقتی می‌گوییم حوزه منظورمان چیست؟ حوزه علمیه نهاد یا مرکزی واحد، مشخص و قابل اشاره نیست و در واقع حوزه علمیه، مجموعه‌ای از مراکز، نهادها، مؤسسات و افرادی هستند که در عرصه تولید علم دین، تربیت کارشناس دین و تبلیغ دین فعالیت می‌کنند. بخشی از این مراکز، نهادها و سازمانها توسط شخصیت‌های حوزوی همچون مراجع تقلید و فضلای حوزوی تأسیس شده‌اند که معمولاً فعالیت‌های علمی پژوهشی حوزه‌های علمیه در این مراکز صورت می‌گیرد. و بخشی دیگر توسط نظام سیاسی راه اندازی شده‌اند. لذا نمی‌توان حوزه علمیه را به عنوان مرکز یا نهادی یکپارچه مورد ارزیابی قرار داد.

حوزه علمیه در این مدت چه کرده و چه چیزی تولید کرده است؟ نگاهی به حجم و تنوع فعالیت‌های مراکز و نهادهای حوزوی نشان می‌دهد چندان هم که منتقدان میگویند بی توجه به مسائل نظام و جامعه نبوده است. حوزه، علاوه بر ایجاد نهادها و مراکز پشتیبان نظام، و علاوه بر تربیت افراد و شخصیتهایی که در حساس‌ترین مراکز و نهادهای حکومتی مسئولیت دارند و علاوه بر تولید مجموعه‌ای از محتواها در عرصه‌های مختلف علوم انسانی، اساتید و شخصیتهای علمی مهمی را نیز تربیت و عرضه نموده است. شخصیت‌هایی که در طیف‌های مختلف فکری را شامل می‌شود و امروزه کمتر اندیشمند و متفکری در عرصه علوم انسانی را می‌توان یافت که از نظرات این بزرگان، استفاده نکرده باشند.

دروس خارج مراجع تقلید را نماد فعالیت حوزه گرفتن اشتباه است. اگرچه کرسی‌های درس خارج مباحث تخصصی با تلاشهای آیت الله اعرافی در رأس مدیریت حوزه‌های علمیه در حال گسترش است و به زودی شاهد رواج و بسط کرسی‌های درس خارج در مسائل مستحدثه خواهیم بود، اما خطا آنجاست که اولاً کرسی‌های درس خارج را نماد فعالیت‌های علمی حوزه بدانیم و در ثانی حجم تولیدات علمی و شخصیت‌های تربیت شده در لایه‌های ناآشکار حوزه‌های علمیه را نادیده بگیریم، چرا که بخش قابل توجهی از تولیدات حوزویان در زمینه‌های مختلف علوم انسانی از فلسفه، حقوق و اقتصاد گرفته تا علوم اجتماعی و علوم تربیتی و هنر و... را در بر می‌گیرد اما هیچ وقت فرصت عرضه و ارائه در کرسی‌های رسمی حوزوی را نمی‌یابد و در عین حال توسط نهادهای حاکمیتی نیز مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. لذا در ارزیابی عملکرد حوزه‌های علمیه، به محتواهای تولید شده در مراکز و مؤسسات حوزوی نیز باید توجه شود.

طی دو سه دهه اخیر جامعه و نظام با مباحث و مسائل جدیدی رو برو شده است که بخش مهمی از آن، به بحران نسبت بین انسان و دین در دنیای مدرن برمی گردد، که این بحران، مسئله و مشکل فقط حوزه علمیه قم به عنوان یک نهاد دینی شیعی، نیست؛ بلکه مسئله و مشکل مشترک حوزه‌های علمیه جهان اسلام (شیعه و اهل سنت) و حتی نهادهای دینی جهان مسیحیت و... است و نمی‌توان توقع داشت حوزه علمیه قم به تنهایی بار مسئولیت حل این مسئله را بر دوش بکشد.

توجه به نکات ذکر شده نشان می‌دهد که دلیل ناتوانی یا ناکارآمدی حوزه‌های علمیه در حل مسائل و معضلات جامعه و نظام را در "سکولار بودن حوزه‌های علمیه" جستن، قضاوتی عادلانه نیست و بخش قابل توجهی از مشکل ارتباط نداشتن حوزه‌های علمیه با مشکلات و مسائل جامعه و نظام را باید در جای دیگری از جمله عدم توجه نهادهای سیاسی و حاکمیتی به تربیت و تقویت مدیران علمی فرهنگی جست که حلقه واسط عرصه نظر و عمل هستند. این نکته را در یادداشت بعدی بسط خواهم داد.
 
 
 
کد مطلب: 7904
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۷
ساعت انتشار : ۰۱:۳۰
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر