داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
 
لطفاً گوشت انسان را به دندان نکشید!
میثم مولایی
مدتی است پدیده‌ای نظر مرا به خود جلب کرده است: «انتظار مردم در صف گوشت». صبح‌ها که سوار بر اتوبوس به سر کار می‌روم از کنار یک فروشگاه عبور می‌کنم و صفی طولانی از مردم را مشاهده می‌کنم که انتظار باز شدن فروشگاه را می‌کشند تا برای خرید گوشت ثبت نام کنند؛ و بنظر می‌رسد که این افراد از صبح بسیار زود باید در این محل صف کشیده باشند.
پدیده صف گوشت برای کسی مثل من، پدیده‌ای جدید است و یاد ندارم در گذشته مردم برای خرید گوشت صف کشیده باشند. البته شاید در زمان جنگ تحمیلی چنین پدیده‌ای عادی بود اما در حال حاضر و در شرایطی که کشور در وضعیتی بحرانی نظیر جنگ نیست، غیر طبیعی بنظر می‌رسد.
در رابطه با «پدیده صف گوشت» مسئله اخلاقی‌ای که در اینجا قصد دارم مستدل کنم معطوف به دولت نیست؛ حتی با فرض قبول تأثیر قاچاق دام بر پدیده صف گوشت، که ادامه شرح کوتاهی از آن را می‌آورم، معطوف به کسی که دست به قاچاق می زند، هم نیست. بلکه بحث من با کسانی است که در پدیده صف گوشت شرکت می‌کنند. به عبارت دیگر من قصد دارم، البته اگر موفق به این کار شوم، نشان دهم، کسانی که در این صف‌ها می‌ایستند، عملی غیر اخلاقی را انجام می‌دهند.
اما علت شروع این پدیده چه بود؟
میثم مولایی دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق
میثم مولایی دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق
در ادامه برای آنکه خواننده محترم علت این پدیده را در یابد شرحی از آنچه باعث ایجاد این پدیده شد را می‌آورم و سپس به بررسی مسئله اصلی خود می‌پردازم.
البته دولت برای اینکه از ایجاد این صف‌های طویل جلوگیری کنید از تکنولوژی بهره برده است. به گزارش روزنامه شرق «مدیرکل پشتیبانی امور دام استان تهران از آغاز به کار دو فروشگاه اینترنتی برای فروش گوشت تنظیم بازاری ... خبر داد و گفت: این دو فروشگاه اینترنتی محصولات مورد نیاز مردم را بر اساس هر کدپستی برای هر خانوار، درِ منزل تحویل می‌دهند ... این دو سایت ... محصولات مورد نیاز مردم را درِ منزل تحویل خواهند داد و فعالیت این دو سایت از آن جهت آغاز شده که دولت به دنبال تغییر تدریجی توزیع خود از روش سنتی به روش توزیع اینترنتی است»1.
البته من گمان نمی‌کنم که این طرح دولت چندان کارساز باشد؛ زیرا مشاهده اخیر من دقیقاً پس از این اقدام دولت همچنان صادق بوده و مردم در صف گوشت حضوری فعال دارند. اما علت این پدیده جدید چیست؟ روزنامه دنیای اقتصاد در 15 آذر سال جاری و به نقل از رئیس اتحادیه گوشت گوسفندی، خبر از گران شدن گوشت گوسفندی داد. وی دلیل اصلی گران شدن گوشت را چنین بیان کرد: «با توجه به نزدیک شدن به پایان سال مقدار دام پیش بینی شده برای سال 97 در حال اتمام است همچنین به دلیل ذبح‌های زیادی که در اعیاد صورت گرفته همه بر بازار تأثیر گذاشته است» وی در ادامه می‌گوید: «اگر جلوی قاچاق دام گرفته نشود باید در انتظار افزایش قیمت بیشتر باشیم»2.
یکی از دلایلی که برخی روی آن تاکید دارند همین بحث از قاچاق کالاست. البته مسئولین ستاد مبارزه با قاچاق کالا وجود قاچاق دام را کتمان می‌کنند. اما سایت جوان آنلاین ادعای ستاد مبارزه با قاچاق را اشتباه می‌دانند: «اخیراً گزارشی از رسانه ملی پخش شد که از قاچاق گوسفندان ایرانی به بندر خصب در عمان حکایت داشت. بر اساس این گزارش، در سایه نبود نظارت بر مرزهای کشور، شبانه ده‌ها کشتی حامل گوسفندان مولد و غیر مولد از کردستان و خوزستان به مرزهای شرقی قاچاق می‌شود ... با انتشار این گزارش، هر چند که ستاد مبارزه با قاچاق کالا مدعی است که با بارش برف و یخبندان در هفته‌های اخیر، قاچاق کاهش یافته، اما شواهد موجود حاکی از آنست که روند قاچاق دام متوقف نشده و بلکه چند برابر شده است؛ چراکه ده‌ها قایق شبانه گوسفندان پروار شده یا مولد را بارکشتی کرده و در سایه غفلت مسئولان استان و بنادر کشور به قاچاق دام اقدام می‌کنند»؛ همین سایت دلیل دیگری که باعث ایجاد این صف‌های طولانی شده است را اینطور بیان می‌کند: «در کنار قاچاق گسترده دام، دولت همچنان با ارز ۴۲۰۰ تومانی گوشت منجمد و گوسفند زنده به صورت هوایی وارد کشور می‌کند و با بدترین روش تلاش می‌کند که این گوشت‌های تنظیم بازاری را به دست مصرف کنندگان واقعی برساند و به خیال خود صف‌های طولانی خرید گوشت را کوتاه کند. دولت در هفته‌های اخیر با فروش گوشت به صورت اینترنتی و توزیع در میان قصابان در محله‌های مختلف تهران و برخی استان‌ها سعی کرد تا میزان تقاضا را در سطح استان پخش کند. علاوه بر رانتی که توزیع همین گوشت‌های دولتی در میان قصابان محله‌ها به وجود آورده و بخش عمده آن در راه کشتارگاه‌ها تا محله‌ها، ناپدید شده و در بازار آزاد فروخته می‌شود، توزیع در محله‌ها نیز معضل جدیدی است که خانواده‌ها را گرفتار کرده است. به عبارت دیگر با این اقدام فقط صف‌های طولانی میادین میوه و تره بار به محله‌های استان منتقل شده و همچنان تقاضا برای خرید گوشت بسیار افزایش یافته است و از آنجایی که هیچ برنامه مشخصی در زمان توزیع گوشت وجود ندارد، خانواده‌ها مجبورند یک روز کامل در مقابل قصابی محله در انتظار خودروی حمل گوشت بمانند؛ البته به شرطی که تا شب ماشین مورد نظر وارد محله شود، در غیر این صورت خرید به روز دیگر موکول می‌شود و این داستان همچنان ادامه دارد»3.
چرا ایستادن در صف گوشت ضد اخلاقی است؟
با فرض اینکه شخصی مانند S در صف گوشت ایستاده است، استدلال کلی من در نشان دادنِ چرایی ضد اخلاقی بودن ایستادن S در صف گوشت به این شکل است:
1. اگر S در صف گوشت بایستد آنگاه از خویشتن خویش به عنوان انسان عدول کرده است.
2. اگر S از خویشتن خویش به عنوان انسان عدول کند، آنگاه ضد اخلاقی عمل کرده است.
 3. اگر S در صف گوشت بایستد آنگاه ضد اخلاقی عمل کرده است.‌
برای قبول نتیجه این استدلال، یعنی 3، لازم است هر یک از موارد 1 و 2 را مستدل کنم. چرا باید 1 را بپذیریم؟ طبق آنچه 1 بیان می‌کند، ایستادن S در صف گوشت سبب می‌شود که وی از مرتبه انسانیت خویش تنزل کند. اما آیا واقعاً S با ایستادن در صف گوشت، از مرتبه انسانیت خود تنزل می‌کند؟ من برای اثبات صحت 1 از استدلال زیر استفاده می‌کنم:
4. اگر S در صف گوشت بایستد آنگاه بدون هیچ توجیه کافی، ظلمی را پذیرفته است.
5. اگر S بدون هیچ توجیه کافی ظلمی را بپذیرد آنگاه از خویشتن خویش به عنوان انسان عدول کرده است.‌
اگر 4 و 5 درست باشند پس 1 هم درست خواهد بود. برای آنکه صحت 4 را مشخص کنم باید در نظر گرفت که توزیع گوشت، موضوعی است که به عدالت تخصیصی مربوط است. راولز مسئله عدالت تخصیصی را اینطور بیان می‌کند:
«چگونه باید دسته مفروضی از کالاها را بین افراد گوناگونی که نیازها، آمال و اولویت‌های خاص آن‌ها را می‌شناسیم توزیع کنیم یا تخصیص دهیم، یعنی همان کسانی که به هیچ وجه در تولید این کالاها همکاری نکرده‌اند»4 5.
از سوی دیگر بالا رفتن قیمت گوشت در نتیجه قاچاق دام یا هر عامل دیگر، یک بی عدالتی است و همانطور که ارسطو ادعا می‌کند کسی که مظلوم واقع می‌شود، کمتر از حق خود بدست آورده است 6. پس تا اینجا S به جهت بالا رفتن قیمت و کمبود گوشت، مظلوم واقع شده است؛ اما این تمام مشکل نیست. مشکل در این است که وقتی S در صف گوشت می‌ایستد در واقع نه تنها هیچ اعتراضی به این ظلم نکرده است بلکه بدون آنکه خیر بزرگتری در میان باشد، این ظلم را پذیرفته است. با این توضیحات 4 را می‌توان درست در نظر گرفت 7.
در توضیح صحت 5 می‌توان گفت وقتی S بدون توجیه کافی ظلمی را پذیرفته است، در واقع ناعادلانه با خود رفتار کرده است. راولز معتقد است: «هر کس بر پایه عدالت از حرمتی [ذاتی و] پایمال ناشدنی برخوردار است که حتا به بهانه‌ای چون رفاه کل جامعه نیز نمی‌توان آن را زیر پا نهاد»8. بر این اساس وقتی S ناعادلانه با خود رفتار می‌کند، حرمت خویش را نگه نداشته است. حرمت S از آن جهت است که وی یک انسان است. به عبارت دیگر چون S یک انسان است دارای حرمت ذاتی است. بنابراین وقتی وی ظلمی را بدون هیچ توجیه کافی قبول می‌کند، انسان بودن خویش را ارج ننهاده است.
اگر دلایل من برای تأیید 1 کافی باشد، لازم است به سراغ 2 برویم. برای اینکه نشان دهم چرا عدول کردن از انسانیت، ضد اخلاقی است، از کانت کمک می‌گیریم. استدلالی که برای تأیید 2 در نظر گرفته‌ام به این شکل است:
6. اگر S از خویشتن خویش به عنوان انسان عدول کند، آنگاه وی تکلیفِ نسبت به خویشتن خویش را مراعات نکرده است.
7. اگر S تکلیفِ نسبت به خویشتن خویش را مراعات نکند، ضد اخلاقی عمل کرده است.
در تأیید 6 توجه شما را به این قطعه از کانت جلب می‌کنم:
«کسی که از تکالیف نسبت به خود تخطی کند کاملاً فاقد ارزش ذاتی و درونی است. پس قصور در تکالیف نسبت به خود تمام ارزش انسان را از انسان می‌گیرد 9».
طبق آنچه کانت معتقد است ارزش ذاتی انسان (یعنی انسان بودن انسان) در گروی آن است که آدمی تکالیفی که نسبت به خودش از آن جهت که انسان است را دارد، انجام دهد. پس اگر کسی از انسانیت خویش عدول کند در واقع تکالیف نسبت به خود را انجام نداده است.
کانت معتقد است تکالیف انسان نسبت به خود «در درجه عالی اهمیت» قرار دارند و مهمترین تکالیفی هستند که آدمی از آنها برخوردار است و در اهمیت این تکالیف می‌نویسد:
«بدون توجه به اینکه انسان چه تکالیفی نسبت به خود دارد، می‌توان گفت وقتی کسی شخص خود را بدنام کند [یعنی تکالیف خود را انجام ندهد] از او [نسبت به دیگران] چه انتظاری می‌توان داشت؟ کسی که از تکالیف نسبت به خود دارد تخطی کند انسانیت خود را از دست داده است و از چنین کسی نمی‌توان انتظار داشت که تکالیف خود را نسبت به دیگران انجام دهد»10.
بنابراین بین عدول از خویشتن خویش به عنوان انسان و عدم انجام تکالیف نسبت به خود، رابطه وجود دارد. اینکه من از خویشتن خویش به عنوان یک انسان عدول کردم و انسانیت خویش را زیر پا گذارده‌ام نشان از آن دارد که من تکالیفی که نسبت به خود داشته‌ام را انجام نداده‌ام. اما چرا باید 7 را تأیید کنیم؟ به عبارت دیگر کدام تکلیف است که انجام ندادن آن ضد اخلاق دانسته می‌شود؟ این تکلیف همان است که بین 6 و 7 ارتباط برقرار می‌کند و مشخص می‌کند که چرا عدول از خویشتن خویش یک عمل ضد اخلاقی است.
کانت مراعات تکلیف نسبت به خویشتن را قاعده‌ای ضروری و مطلق می‌داند و آن را برترین قاعده حکمت عملی و حکمت نظری و اصل اساسی اخلاق می‌داند 11. اما چرا این تکلیف اینقدر مهم است؟ اهمیت این اصل و چرایی ضد اخلاقی بودن عدم مراعات این تکلیف را می‌توان در این گفته کانت یافت:
«شخص انسان غایت است نه وسیله. در جهان هر شیئی به عنوان یک وسیله دارای ارزش است اما انسان شخص است نه شیء. لذا انسان وسیله نیست ... کسی که اقدام به کاری کند که به موجب آن خود نتواند غایت باشد از خود به عنوان وسیله استفاده کرده و شخص خود را به شیء تبدیل کرده است. انسان آزاد نیست که از شخص خود به عنوان شیء استفاده کند»12
با توجه به این گفته کانت، تکلیف انسان نسبت به خود دارای ارزش اخلاقی است زیرا عدم مراعات این تکلیف باعث می‌شود انسان بسان وسیله باشد نه غایت. در نظر کانت عملی که باعث شود انسان به مانند وسیله شود، عملی ضد اخلاقی است. بنابراین S با ایستادن در صف گوشت از انسانیت خویش عدول کرده است، زیرا با خود به مانند وسیله‌ای برای کسب سود و منفعت کسانی که از این هرج و مرج اقتصادی سود می‌برند، استفاده کرده است. کسی که در صف گوشت می‌ایستد در واقع و در وهله اول گوشت انسانیت خویش را به حراج گذاشته است و از این عمل بی خبر است.
با توجه به تمام توضیحاتی که در بالا آمد، اگر تمام سیر استدلالی من صحیح باشد، روشن است که نتیجه گیری که در گزاره 3 آمده است صحیح خواهد بود و کسانی که در پدیده صف گوشت مشارکت دارند، عملی ضد اخلاقی را انجام می‌دهند.

ارجاعات:
1. روزنامه شرق، 18 بهمن 1397، ص 4
2. روزنامه دنیای اقتصاد، 15 آذر 1397
3. سایت جوان آنلاین، 1 اسفند 1397
4. راولز، جان (1392)، عدالت به مثابه انصاف، ترجمه عرفان ثابتی، تهران: نشر ققنوس، (ص 93)
5. البته راولز ایده عدالت تخصیصی را به جهت ناسازگاری با ایده اصلی سازماندهی کننده عدالت به مثابه انصاف رد می‌کند (راولز، 1392، ص 94). اما در اینجا من قصد ندارم هیچ نظر ایجابی یا سلبی را در باب نظریه عدالت راولز مورد توجه قرار دهم. حتی اگر موافقان راولز ایده عدالت تخصیصی را قبول نداشته باشند، حتماً معضلی که امروز در رابطه با گوشت در جامعه ما در حال رخ دادن است را ناعادلانه می‌دانند.
6. ارسطو (1391)، اخلاق نیکوماخس، ترجمه: ابوالقاسم پورحسینی، تهران: دانشگاه تهران، (b1131، 7، 5)
7. البته اگر کسی بتواند توجیه کافی برای این ظلم پذیری بیابد آنگاه 4 درست نیست. از طرف دیگر ادامه سیر استدلال به این بستگی دارد که این ظلم پذیری بدون توجیه باشد.
8. راولز، جان (1396)، نظریه‌ای در باب عدالت، ترجمه مرتضی نوری، تهران: نشر مرکز، ص 44
9. کانت (1396)، درس‌های فلسفه اخلاق، ترجمه صانعی دره بیدی، تهران: نقش و نگار، ص 173
10. همان، صص 172 ـ 173
11. همان، صص 176 ـ 177
 
کد مطلب: 8110
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷
ساعت انتشار : ۱۲:۵۸
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر