داخلی صفحه صد و ده سالگی مشروطه آرشيو گزارش
۱
 
ثقة الاسلام تبریزی؛ مجاهدی که به دست روس‌ها شهید شد
رضا بابایی
در روز اعدام كه مصادف با عاشورا هم بود، مشروطه‌‌خواهان تبریز، هر چه به مردم التماس کردند که بیایید امروز مقابل کنسول‌خانۀ روس عزاداری کنیم تا روس‌ها بترسند و روحانی فاضل و مجاهد شهر را اعدام نکنند، افاقه نکرد.
ثقة الاسلام تبریزی؛ مجاهدی که به دست روس‌ها شهید شد
صد و سه سال پیش، در چنین روزهای(دهم دی‌ماه ۱۲۹۰ خورشیدی)، شهید میرزاعلی‌‌آقا تبریزی، مشهور به ثقة الاسلام، در کنسول‌خانۀ روس به دار آویخته‌ شد؛ به جرم مخالفت با حضور قوای اشغالگر روس در آذربایجان. روز اعدام او و هفت‌تن دیگر از مشروطه‌‌خواهان، برابر بود با عاشورای ۱۳۳۰ قمری.

ثقة‌ الاسلام، افزون بر فعالیت‌های سیاسی و حمایت بی‌دریغ از مشروطه، در میان دانشمندان دینی عصر خود نیز جایگاهی بلند داشت. او را از پیشگامان نسخه‌‌شناسی و کتاب‌گزاری در ایران می‌دانند. کتاب مرآت الکتب وی، سرمشق و یکی از مهم‌ترین منابع الذریعه‌ی آقابزرگ تهرانی است.

ثقة الاسلام در عین حمایت از مشروطه، نقدهای فراوانی نیز به آن داشت. از نامه‌های او به مستشارالدوله، چنین برمی‌آید که حساب مشروطه را از مشروطه‌‌چی‌ها جدا می‌کرد؛ بر خلاف شیخ فضل الله نوری که به هیچ روی قانون و مشروطه را برای کشور و دین، مفید نمی‌دانست. ریاست مذهب شیخیۀ آذربایجان، از دیگر وجوه شخصیتی او است. به گفتۀ احمد کسروی، «ثقة الاسلام تبریزی کسی بود که آبروی ایران و اسلام گشته و چوبۀ دار را خرید، ولی یک امضاء به دشمنان و اشغال‌گران در جهت تأیید این موضوع که مجاهدین آغازگر جنگ بودند، نداد.»(تاریخ هیجده‌ساله، ص ۵۸۳)

ماجرای شهادت این روحانی بزرگوار، بسیار دلخراش است. «عصر روز نهم محرم ثقة الاسلام از خانه خود بیرون آمد تا به خانۀ دکتر علینقی‌خان برود. در ورودی کوچه، ودنسکی با یک افسر روسی از درشکه پایین آمد و پس از سلام به ثقة الاسلام گفت: کنسول روس سلام می‌رساند و می‌گوید جلسه‌ای در کنسول است. چند نفر دیگر هم هستند. شما هم تشریف بیاورید. ثقة الاسلام خواست با درشکۀ دیگری برود، ولی ودنسکی گفت این درشکه را کنسول فرستاده و بر این سوار شوید و ایشان را سوار بر آن درشکه کردند و به کنسول‌خانه بردند. آن روز ضیاء العلما و صادق الملک و آقا محمدابراهیم تفقایچی و حسن قدیر و پسران علی سید را هم گرفته بودند... در باغ کنسول‌خانه، در روز دهم محرم، روس‌ها دستور دادند بر سر آنان ریخته، به کندن لباس‌های آنان پرداختند و جز پیراهن و زیرشلواری همه را از تنشان درآوردند. گویا شیخ سلیم ایستادگی می‌نماید. کریم سرخابی با قمه ضربه‌ای به بازوی او زد و او را زخمی کرد. ثقة الاسلام و برخی آهسته دعا می‌خواندند. ثقة الاسلام به همگی دلداری می‌داد و از هراس و غم ایشان می‌کاست. شیخ سلیم بی‌تابی‌ می‌کرد. ثقة الاسلام گفت: این بی‌تابی بهر چیست؟ ما را چه بهتر از این که در چنین روزی به دست دشمنان دین کشته شویم؟»(همان، ص۳۱۰ تا ۳۱۱؛ سخنوران آذربایجان، ص۲۷۵؛ تاریخ بیداری ایرانیان، ص۴۶۵)

در روز اعدام كه مصادف با عاشورا هم بود، مشروطه‌‌خواهان تبریز، هر چه به مردم التماس کردند که بیایید امروز مقابل کنسول‌خانۀ روس عزاداری کنیم تا روس‌ها بترسند و روحانی فاضل و مجاهد شهر را اعدام نکنند، افاقه نکرد. یکی از مشروطه‌خواهان نزد سردستۀ مهم‌ترین هیئت قمه‌زنی تبریز رفت و گفت: روس‌ها بیشتر از ۲۰۰ تفنگ‌چی در تبریز ندارند. شما چندهزار نفرید. نگذارید این عالم جلیل‌القدر را بکشند. سردستۀ قمه‌زنان گفت: اولارین تفنگی وار، آدمی اولدُرَللَر؛ يعنی آنها تفنگ دارند، آدم را می‌کشند.(دلشاد تهرانی، مدرسۀ حسینی، ص۱۴)

سرانجام روس‌ها او و چند تن ديگر از مشروطه‌خواهان آذربايجان را به دار آویختند؛ در حالی كه مردم شهر مشغول عزاداری و سینه‌زنی برای امام حسین(ع) بودند.
 
کد مطلب: 4543
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۳
ساعت انتشار : ۲۱:۱۲
 
 


انتشار یافته : ۱نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
داود بهلولي
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۱۰-۱۱ ۱۳:۲۲:۲۳
ثقه الاسلام تبريزي رئيس طريقت شيخيه در آن روزگار در تبريز بوده است و مردم نيز که طبعا پيرو روحانيان سنتي بوده اند واکنشي به اين مسئله نشان نداده اند و بلکه حتي شايد عده اي از مردم و علماي سنتي در دل مخالف اعدام وي نيز نبوده و بلکه موافق هم بوده اند. اين نکته اي است که کسي تا کنون به آن اشاره نکرده است. در حالي که مردم تبريز به شجاعت و جنگاوري در برابر دشمنان و مستبدان معروف بوده اند و نيازي به اثبات آن نيست و بي تفاوتي در قبال اعدام يک عالم ديني آن هم در روز عاشورا حداقل از مردم تبريز بعيد بوده است. لذا بايد درنگ بيشتري در اين مسئله کرد و به نکته اي که در ابتدا عرض کردم توجه نشان داد. (1518)