داخلی صفحه جهان ادیان آرشيو گزارش
 
آیا کلیساها در امریکا و اروپا مالیات می‌دهند؟
احمدرضا عبادی
کلیسا یا دیگر مکان‌هایی عبادی چگونه می‌توانند از پرداخت مالیات معاف شوند و توجیه حقوقی آن چه می‌تواند باشد؟ چند روز پیش در ایران بنابر مصوبه‌ای مساجد و مدارس علمیه و اماکن مربوط به اقلیت‌ها از پرداخت هزینه بهای آب، برق و گاز معاف شدند. اینکه چه دغدغه و توجیهی برای معاف شدن این بخش‌ها در نظر بوده با مقایسه توجیهات حذف یا عدم حذف مالیات و مانند آن در کشورهای دیگر، جای ارزیابی و داوری دارد.
آیا کلیساها در امریکا و اروپا مالیات می‌دهند؟
به گزارش دین‌آنلاین، نخستين معافيت قانوني کليساها از پرداخت ماليات به زمان امپراطور روم، کنستانتين باز مي‌گردد که پس از پذیرش آیین مسيحيت در حدود سال ۳۱۲ ميلادي کليساها را طبق دستوري از پرداخت هرگونه ماليات معاف کرد.(1)
عبارت «ماليات کليسا» که از ديرباز در غرب مورد مناقشه بوده داراي دو معناي کاملاً متضاد است:
۱. آن بخش از ماليات که بايد از کليساها گرفته شود؛
۲. آن بخش از ماليات که بايد به اداره کليساها اختصاص يابد.
مناقشه بر سر معناي اول که به اذهان متبادرتر است همواره بر محور اين پرسش استوار بوده که آيا کليساها بايد از پرداخت ماليات بر درآمد و دارايي معاف باشند يا خير، و مناقشه بر روي معناي دوم که معنايي دورتر از ذهن دارد، اين است که آيا بايد بخشي از مالياتي که از مردم گرفته مي‌شود به اداره امور کليساها اختصاص يابد يا خير؟ مناقشه نخست در امريکا پرسابقه‌تر است و مناقشه دوم در اروپا بيشتر مورد بحث بوده است.
اماکن عبادي در امريکا از زمان تأسيس اين کشور به طور غير رسمي از پرداخت ماليات معاف بوده‌اند(2) اما به طور رسمي از سال ۱۸۹۴ با تصويب کنگره از پرداخت ماليات بر درآمد معاف شدند(3) و در حال حاضر نيز در تمام ايالت‌هاي امريکا به انضمام منطقه کلمبيا اماکن عبادي از پرداخت ماليات بر دارايي معاف هستند.(4) کمک‌هاي مردمي به اين اماکن نيز قابل کسر از ماليات هستند.(5)
در انگلستان قرون وسطي نيز دارايي‌هاي کليساها از تخصيص ماليات معاف بودند؛ چون برخي از مسئوليت‌هاي حکومت برعهده کلیسا بوده است.(6) قانون معافيت اماکن عبادي در امريکا برگرفته از قانون مصارف خيريه بريتانياست که در سال ۱۶۰۱ ميلادي به تصويب رسيد.(7) در قرن نوزدهم سه رئيس جمهور امريکا به معافيت مالياتي اماکن عبادي اعتراض کردند: ‌جيمز مديسون، جيمز گارفيلد و اوليسس. اس. گرنت.(8) در سال ۱۹۵۴ نيز کليساها با اصلاحيه‌اي در قانون درآمد داخلي امريکا که از سوي سناتور ليندن جانسن ارائه شد از شرکت در رقابت‌هاي سياسي منع شدند،(9) هرچند در عمل اين اتفاق صورت نگرفت.
در اروپا مناقشه بيشتر بر سر اختصاص يا عدم اختصاص بخشي از درآمدهاي مالياتي دولت‌ها براي اداره کليساها بوده است. در آلمان و کشورهاي آلماني زبان اين مناقشه پررنگتر بوده است. ماليات کليسا در اروپا مالياتي است که از اعضاي (پيروان) هر کليسا گرفته مي‌شود. اين قانون در کشورهايي چون آلمان، اتريش، کرواسي، دانمارک، فنلاند، ايسلند، ايتاليا، سوئد و سوئيس اجرا مي‌شود.
به طور مثال در اتريش کاتوليک‌ها ملزم به پرداخت ماليات کليسا هستند. اين قانون را هيتلر در سال ۱۹۳۹بنا نهاد. پس از جنگ جهاني دوم اين قانون ثابت ماند تا کليسا از محل اين درآمد استقلال خود را از قدرت‌هاي سياسي حفظ کند.(10)
در آلمان افراد کليسارو چه کاتوليک و چه پروتستان معادل ۸ الي ۹ درصد ماليات بر درآمد خود را بايد به هر مؤسسه و کليسايي که عضو آن هستند تحويل دهند.(11) اين ماليات‌ها نيز قانوناً بايد تنها صرف پرداخت هزينه‌هاي نگهداري اماکن عبادي و حقوق کارکنان آنها شود.
توجيهات مخالفان و موافقان اخذ ماليات از کليساها
در مجموع، اخذ ماليات از کليساها و ساير اماکن عبادي همواره صف طويلي از مخالفان و موافقان داشته است که هر يک دلایل و احتجاجات خود را دارند.
توجيهات مخالفان اخذ ماليات از اماکن عبادي به شرح زیر است:
۱. اين معافيت مالياتي سبب حفظ اصل جدايي دين از سياست مي‌شود؛
۲. اخذ ماليات از اين اماکن و مؤسسات تبعاتي را به دنبال دارد که مقدمات سلطه حکومت بر دين را فراهم مي‌سازد؛
۳. اين مؤسسات و اماکن خدمات اجتماعي فراواني نظير اطعام و اسکان فقرا انجام مي‌دهند که در صورت اخذ ماليات از انجام آنها باز مي‌مانند.
اما موافقان اخذ ماليات از اماکن و مؤسسات مذهبي در توجيه اين موضع خود چنين دليل مي‌آورند:
۱. معاف کردن اماکن مذهبي از ماليات نه تنها در راستاي جدايي دين از سياست نيست بلکه مؤيد آن است؛ چرا که اين معافيت در واقع نوعي حمايت مالي از آنهاست؛
۲. در صورت معاف کردن اين اماکن از ماليات، جبران اين بخش از کسري درآمد دولت از محل ماليات بر عهده مردم است در حالي که شايد همه مردم از اعضاي آن مذهبي که مؤسسات مذکور به آن وابسته‌اند نباشند؛
۳. معافيت مالياتي اين مؤسسات براي دولت سودي به دنبال ندارد و بر اساس قانون دولت نمي‌تواند براي اموري که انتفاعي در آن نيست هزينه‌اي تخصيص دهد؛
۴. بسياري از روحانيان و کشيشان داراي سطح زندگي بسيار مرفه و اشرافي هستند و براي دادن ماليات استحقاق بيشتري دارند تا مردم عادي جامعه که ماليات آنان به مصرف چنين تجملاتي مي‌رسد.

منابع:


1- Averil Cameron, PhD, The Cambridge Ancient History, Volume ۱۲: The Crisis of Empire, A.D. ۱۹۳-۳۳۷, histories.cambridge.org, ۲۰۰۵
2- Edwin S. Gaustad, Church and State in America, ۲nd edition, ۲۰۰۳
3- Bruce R. Hopkins, The Law of Tax-Exempt Organizations, ۱۰th edition, ۲۰۱۱
4-; Warren E. Burger, LLB, US Supreme Court opinion, Walz v. Tax Commission of the City of New York, lp.findlaw.com, May ۴, ۱۹۷۰
"Tax Exemptions of Religious Property," supreme.justia.com (accessed Nov. ۱۰, ۲۰۱۱)
5- Diana B. Henriques, "Religion-based Tax Breaks: Housing to Paychecks to Books," www.nytimes.com, Oct. ۱۱, ۲۰۰۶
7- Keith S. Blair, JD, "Praying for a Tax Break: Churches Political Speech and the Loss of Section ۵۰۱c۳ Tax Exempt Status," Denver University Law Review, Feb. ۲۰۰۹
8- Paul H.K. Hageman, "An Examination of Religious Tax Exemption Policy Under Section ۵۰۱(c)(۳) Internal Revenue Code," Valparaiso University Law Review, Winter ۱۹۸۳
9- William O. Douglas, LLB, US Supreme Court dissenting opinion, Walz v. Tax Commission of the City of New York, lp.findlaw.com, May ۴, ۱۹۷۰

۹.Pew Forum on Religion & Public Life, "Politics and the Pulpit ۲۰۰۸," pewforum.org, ۲۰۰۸
10- .Austria's perilous journey". Thetablet.co.uk. Retrieved ۲۰۱۳-۰۹-۰۳.
11- "The politics of appointments to protestant theological faculties in Germany: the case of professor Erich Geldbach". Accessmylibrary.com. Retrieved ۲۰۱۳-۰۹-۰۳
 
کد مطلب: 4722
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۳
ساعت انتشار : ۰۸:۱۷
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر