داخلی صفحه رسانه آرشيو گزارش
 
مرور مطبوعات/ ‌شنبه‌ ۲۰ تیر/ روزنامه اعتماد
فکوهی: دخالت حكومت‌های جهان سوم در هر امری، هنجارهای دینی و غیر دینی را در معرض فرو ریختن قرار می دهد
«دین آنلاین» با این عناوین اقتباسی، روزنامه « اعتماد » را مرور کرده است: « سرمایه‌داری در حال به وجود آوردن «دین» جدیدی با نام پول‌پرستی، شهرت‌پرستی و مقام پرستی است/با دولتی شدن آیین و مناسك، بزرگ‌ترین آسیب به فرهنگ وارد می‌شود»، «حكومت‌های جهان سومی با دخالت در همه امور، هنجارهای دینی و غیر دینی را شکننده و در معرض فرو ریختن قرار می دهند/تبدیل شدن جشن و عزا به ابزارهایی برای تظاهر كردن به اعتقاد و باور، خطرناک است/هویت دینی، دارای ساختار كلان‌تری نسبت به هویت ملی است» و «به برخی جوانان چه باید گفت؟ تذكرشان داد؟ امر به معروف‌شان باید كرد؟ از منكرشان نهی كرد؟ یا باید كاری به كارشان نداشت؟»
فکوهی: دخالت حكومت‌های جهان سوم در هر امری، هنجارهای دینی و غیر دینی را در معرض فرو ریختن قرار می دهد
روزنامه اعتماد در کنار تیتر اصلی « غوغای توافق » که به موضوع مذاکرات هسته ای می پردازد، این عناوین را برجسته ساخته است:
« خروش همدلانه ایرانیان »، (راهپیمایی روز قدس)
« رازهای استعفای رییس‌سازمان هواپیمایی »،
« تولید روزانه ٥٠٠ میلیارد تومان نقدینگی»،
یادداشت « بیكاری دانشگاهی نمودی از بیماری هلندی» به قلم علی قنبری، معاون وزیر جهاد كشاورزی
و «فیصل در پرده آخر»، اسرار چهار دهه دیپلماسی ریاض به خاك سپرده می‌شود (درگذشت سعود الفیصل)

سرمایه‌داری در حال به وجود آوردن «دین» جدیدی با نام پول‌پرستی، شهرت‌پرستی و مقام پرستی است/ با دولتی شدن آیین و مناسك، بزرگ‌ترین آسیب به فرهنگ وارد می‌شود
اعتماد در صفحه ۷، با انتشار گزارشی با عنوان «رمضان، شهر و هویت جدید» به معرفی آداب و رسوم مختلف و متنوع مردم کشورمان در ماه رمضان پرداخته و علل فراموشی برخی از آیین های سنتی را بررسی کرده است. در این باره آمده است:
«رمضان به دنبال خود به نسبت جغرافیا و فرهنگ مردمان مختلف مناسك متفاوتی را با خود به همراه دارد. از شرق تا غرب مردم فرهنگ‌های مختلف هركدام به‌نوعی به استقبال این ماه مبارك می‌روند. برخی با تجمع در مساجد و بعضی با روشن كردن فانوس‌های رنگی كه اخیرا این فانوس‌ها در بسیاری از كشورهای اسلامی در ماه رمضان به چشم می‌خورند.



در این میان مردم كشورمان كه متشكل از صدها فرهنگ و خرده‌فرهنگ است نیز به تناسب فرهنگ خود آیین‌های خاصی را اجرا می‌كنند. متاسفانه برخی مناسك به دلایل مشخص و نامشخص كمرنگ یا به دست فراموشی سپرده شدند. رمضان چهره جدیدی به شهر می‌دهد. سیمای بسیاری از شهرها در این ماه خصوصا در شب تغییر می‌كند و هویت جدیدی را در شهر می‌بینیم. بی‌شك كمرنگ شدن فرهنگ‌های مختلف و همچنین فراموشی آنها منجر به بی‌هویتی شهر در ماه رمضان می‌شود.
مردم ایران برای این ماه آیین‌های بسیاری داشتند. «ذكرخوانی» مهم‌ترین ویژگی موسیقی رمضان در كشور بود، هنری كه شكل‌های متفاوتی داشته و هدف از آن تقویت نیروی معنوی و سوق‌دادن روزه‌داران به سمت نیكی و نیكویی بوده است.... همچنین جشن «باریگندان» یا «برغندان» از جشن‌های مشترك ایرانیان و ارمنیان است كه افزون بر تشابه اسمی، آداب و سنن برگزاری آنها نیز شبیه هم است. برگزاری این‌گونه جشن‌ها، بازگوكننده تاثیر فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان و ارمنیان بر یكدیگر است. این جشن پیش از فرا رسیدن ایام روزه برگزار می‌شد و هر دو قوم جشن می‌گرفتند. در روزگار پیشین، ایرانیان روزهای آخر ماه شعبان را كه نزدیك شدن ماه رمضان را نوید می‌داد، با جشن و سرور سپری می‌كردند. مدت زمان برگزاری جشن برغندان هفت تا ١٠ روز بود.
.... تهرانی‌ها نیز در چند دهه پیش آیین‌های جالبی برای پیشوازی رمضان داشتند. زن‌ها خانه را تمیز می‌كردند، آذوقه و خواربار می‌خریدند و مردها به غبارروبی مساجد می‌رفتند و از همان شبی كه قرار بود ماه مبارك رمضان در آسمان تهران ظاهر شود خانواده‌های زیادی با آب و آیینه و سبزه راهی پشت‌بام می‌شدند تا هلال آغاز ماه را به چشم خود ببینند.
ماه رمضان كه می‌آمد، رخت و لباس مردم هم عوض می‌شد. مردها كه از شب عید غدیر یا نوروز صورت‌شان را اصلاح نكرده بودند، در مراسمی به نام «كلوخ‌اندازان» كه از سه تا یك روز قبل از ماه شروع می‌شد، صفایی به سر و صورت‌شان می‌دادند و به سر و وضع خود می‌رسیدند.آنها با خانواده به طبیعت می‌رفتند و هنگام غروب كلوخی دست می‌گرفتند و رو به قبله می‌ایستادند و می‌گفتند «خدایا گناهان خود را شكستیم و خود را برای عبادت و روزه ماه رمضان آماده كردیم.» بعد، كلوخ را محكم به زمین می‌زدند و عقیده داشتند با شكستن كلوخ تمام اعمال بدشان نابود می‌شود.
ماه رمضان، ریش مردها را كوتاه‌تر می‌كرد و چادر زن‌ها را بلندتر. آنها چادرهای معروف به عبایی‌شان را كه تا روی پنجه پاها را می‌پوشاند از گنجه‌ها بیرون می‌كشیدند و به سر می‌كردند. روبندهای بلند تا نزدیك زانو هم جای نقاب‌های چهار انگشتی قبلی را می‌گرفت و بزك و سرخاب سفیدآب و هر نوع آرایشی تا هلال ماه شوال منسوخ می‌شد. همان‌طور كه گفته شد به مرور و دلایل مختلف اجتماعی، سیاسی، دینی و... بسیاری از فرهنگ‌های مردم كشور كه بخش مهمی از میراث معنوی را دربرداشت، به فراموشی سپرده شد.
اما تلاش‌هایی در گوشه و كنار كشور برای احیای دوباره این آیین‌ها دیده می‌شود كه نویدی از بهاری جدید در حوزه حفظ میراث فرهنگی میان مردم را می‌دهد. برای مثال تا دو دهه پیش در شب ١٥ رمضان در مناطق خوزستان، بوشهر، بندرعباس و حتی در كیش آیینی به نام گرگیعان برگزار می‌شد. این آیین از دو دهه پیش تاكنون رفته‌رفته كمرنگ‌تر شد و اخیرا با فعالیت خودجوش جمعی در اهواز این آیین دوباره در حال احیا است.
امسال برای سومین سال این آیین در اهواز و ١٠ شهر از استان خوزستان برگزار می‌شود. گرگیعان آیینی رمضانی و كودكانه است كه كودكان بعد از افطار به كوچه‌های شهر می‌رفتند، سنگ بر هم می‌زدند، شعرهای عربی می‌خواندند و صاحبخانه‌ها برای‌شان شیرینی‌هایی كه از قبل آماده كرده بودند را هدیه می‌دهند. این رسم كودكانه كه نشان از توجه جوامع سنتی به كودك بود متاسفانه اخیرا رنگ باخته بود و در سال‌های اخیر جوانه‌های امید در گوشه و كنار خوزستان نوید احیای این میراث معنوی را می‌دهد.
به باور دكتر ناصر فكوهی از انسان‌شناسان برجسته كشور و استاد دانشگاه تهران، در دوران ما و چارچوب‌های جهانی كه در آن زندگی می‌كنیم، مهم‌ترین راه، دور نگه داشتن این مناسك از تعلقات مادی، امتیازات اجتماعی و تبدیل شدن آنها به ابزارهایی برای مقاصد مادی و غیرقدسی است. در مورد ماه رمضان روشن است كه پهن كردن سفره‌های اشرافی و تجملی كه در سال‌های اخیر بسیار رایج شده است و مكان‌هایی را به وجود آورده است كه تبادلات گوناگون از جمله تبادلات مالی و اقتصادی و سیاسی انجام بگیرد، یكی از بدترین روش‌هایی است كه مناسك را تخریب می‌كند. سرمایه‌داری در قرن بیستم و به ویژه در آستانه قرن بیست و یكم در حال به وجود آوردن «دین» جدیدی است كه باید به آن نام پول‌پرستی، شهرت‌پرستی، مقام پرستی و غیره داد، و این امر به یك آسیب عمومی و
بی نهایت خطرناك تبدیل شده است كه تمام جوامع كنونی را به‌شدت تهدید می‌كند زیرا قدرت آنومیك بی‌نهایت مخربی را در خود حمل می‌كند از جمله تمام مناسك دینی و آیینی و سنتی نیز در این میان تهدید می‌شوند؛ از این رو یكی از راه‌های مطمئن برای جلوگیری از تخریب مناسك، دور نگه داشتن آنها از تعلقات و امتیازات مادی به هر وسیله‌ای است.
كارشناسان برای كمرنگ شدن و احیای دوباره آیین‌ها دلایل مختلفی را ذكر كرده‌اند اما مهم‌تر نیاز به توجه ویژه توسط افراد خبره و كارشناس را می‌طلبد. انسان‌شناسان بر این باورند كه آیین و مناسك نباید دولتی شوند، چراكه با این كار بزرگ‌ترین آسیب به فرهنگ وارد می‌شود. اما دولتمردان می‌توانند با مهیا كردن فضای اجرای این مناسك در تسریع یك فرهنگ یا گسترش آن در لایه‌های درونی جامعه نقش مهمی داشته باشند. اتفاقی كه كمتر از سوی دولتمردان شاهدش هستیم.»

حكومت‌های جهان سومی با دخالت در همه امور، هنجارهای دینی و غیر دینی را شکننده و در معرض فرو ریختن قرار می دهند/تبدیل شدن جشن و عزا به ابزارهایی برای تظاهر كردن به اعتقاد و باور، خطرناک است/هویت دینی، دارای ساختار كلان‌تری نسبت به هویت ملی است
این روزنامه در کنار گزارش فوق، به گفتگو با دكتر ناصر فكوهی،‌ مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ، استاد دانشگاه تهران و مولف کتاب «انسان‌شناسی شهری» پرداخته است.
این گفتگو که با عنوان « دین، ساختاری فراتر از فرهنگ یك پهنه و دولت ملی دارد » منتشر شده، با مقدمه ای به قلم «قاسم منصور آل كثیر» آغاز می شود:
« ماه رمضان به شهر تعریف جدیدی می‌دهد و نمی‌توان آن را از شهر جدا دانست. در كشورما به نسبت فرهنگ‌ها و سبك‌های زندگی مختلف، رمضان به شكل‌های متنوعی خود را در سطح شهر نشان می‌دهد. در موقعیت‌های سنتی یا در سال‌‌هایی كه عملا به بیش از نیم قرن پیش بازمی‌گردد، باورها و مناسك نسبت به رمضان چنان قوی بودند كه زمان متعارف و سبك زندگی مردم به طور كامل تغییر می‌كرد. برای نمونه در استان‌های جنوبی كشور برای ابتدا، اواسط، پایان و بعد از رمضان مناسك متنوعی وجود داشت كه یكی از آنها جشن‌های كودكانه شب ١٥ رمضان است، اما رفته رفته این مناسك یا كمرنگ یا جدیدا به صورت دولتی برگزار می‌شوند كه به باور انسان‌شناسان باید از دولتی شدن مناسك جلوگیری كرد.
تغییر در تركیب جمعیتی مناطق یكی از دلایل برهم ریختگی فرهنگ شهری و مناسكی است. همچنین وجود سازمان‌هایی همچون میراث فرهنگی و شهرداری كه هر كدام متولیان بخش‌های فرهنگی شهر هستند گروه‌های مردمی را مجبور به دولتی كردن مناسك می‌كنند. در این بین برای اینكه فرهنگ و مناسك پیشین به همان صورت حفظ و استمرار یابد با مشكلاتی مواجه می‌شود....»
در بخش هایی از این گفتگو می خوانیم:
«دكتر ناصر فكوهی در پاسخ به این سوال که «آیا تغییر تركیب جمعیتی مناطق شهری می‌تواند پیوستار چندین ساله مناسك و فرهنگ شهری را بر هم زند؟» گفته است:
- تغییرات جمعیتی اگر در روندهای آرام و كمابیش در شرایط متعارفی صورت بگیرند، مثل نوعی مهاجرت با نرخ پایین، معمولا مشكلی ایجاد نمی‌كنند، اما اگر تغییر جمعیت با امواج مهاجرت سنگین و یكباره همراه باشد همواره خطرناك است....



- مساله مناسك به خودی خود مطرح نیست، مناسك بخشی از فرهنگ هستند كه ریشه‌های سرزمینی دارند و بنابراین با یك خاك و با مردمی كه به صورت سنتی بر آن خاك زندگی می‌كرده‌اند، ارتباط داشته‌اند و تغییرات اگر تصنعی یا اجباری باشند بدون شك آسیب زا هم هستند و اینجاست كه مناسك به جای آنكه به انسجام اجتماعی و فرهنگی یاری رساند، خود زمینه‌ای می‌شود برای دامن زدن به اختلافات و مشكلات.
- مناسك در مفهوم دینی این واژه كه ریشه اصلی آن است، اما حتی در سایر شاخه‌های اجتماعی برای مثال مناسك سیاسی، اجتماعی، قومی و... باید در قالب‌هایی خارج از «زمان» و «مكان» متعارف قرار بگیرند تا معنا بدهند....
- وقتی كسی شروع به «نیایش» و نماز می‌كند، اگر ایمان راسخ و قوی داشته باشد، باید به شكلی از «جدایی» از زمان و مكان بدن بیولوژیك برسد و به بدن كیهانی (و در اینجا پنداره پروردگار) برسد: یك اتصال استعلایی اتفاق می‌افتد كه واحد زمانی / مكانی جدیدی را می‌سازد و تا پایان نیایش ادامه دارد. در مناسك نیز دقیقا به همین گونه باید باشد، زمان / مكان مناسكی نباید از جنس زمان / مكان روزمرگی باشد. اما جهان مدرن به‌شدت به دلایل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تمایل به سكولاریزه كردن و جهانشمول كردن و یكسان‌سازی واحد‌های زمانی / مكانی دارد زیرا با این كار به خصوص سرمایه‌داری به مارژ سود بسیار بیشتری می‌رسد.
- به همین دلیل است كه ما با موقعیت‌هایی رسانه‌ای و جشنواره‌ای روبه‌رو می‌شویم كه ربطی به مناسك ندارد. این بدان معنا نیست نمی‌تواند آیین‌های جشن باشد اما نه جشن در معنای سكولاریزه شده آن، زیرا جشن در معنای ریشه‌ای‌اش، مفهومی الهیاتی است: در فارسی جشن از ریشه یسن و یسنا است كه معنای تقدس می‌دهد. بنابراین وقتی از نیاز به پرهیز از جشنواره‌ای شدن مناسك به خصوص مناسك دینی سخن می‌گوییم، منظورمان از میان رفتن شادی در جایی كه در سكانس‌های مناسكی تعریف شده نیست، بلكه منظور جایگزین كردن ساختار جشن غیر مقدس به جای جشن مقدس است.
- آیا می‌توان مناسك را به اشكال پیشین حفظ كرد و ادامه داد و یا آنها را با «ذائقه روز» انطباق داد تا طرفداران‌شان را ازدست ندهند؟ پاسخ من آن است كه ظرفیت‌های مختلف یك جامعه و كنش‌ها و واكنش‌های درونی و برونی آن است كه مشخص می‌كنند مناسك تا چه حد در معنای ریشه‌ای‌اش مورد نیاز است و تا چه حد می‌توانند كنار گذاشته شوند. بسیاری از جوامع امروزی هنوز نه توان جدایی از این مناسك را دارند و نه لزوما این امر به سودشان است، یعنی سبب آرامش بیشتر و رفاه بیشتری در آنها می‌شود. بدون شك دوام یافتن گروه عظیمی از مناسك و روندهای دینی در پیشرفته‌ترین جوامع جهان به همین دلیل است. بنابراین نباید به صورتی تصنعی تصور كرد كه «مدرن كردن» مناسك مثلا جشنواره‌ای كردن یك جشن مذهبی، یا رسانه‌ای كردن یك عزای مذهبی، سبب تقویت آن می‌شود. اتفاقا به نظر من این امر آن موقعیت را از وضعیت «واژگونی» و «تعلیق» خارج كرده و به عبارت دیگر آن را سكولاریزه كرده و قدرت تقدس را از آن می‌گیرد.
- در دوران ما و چارچوب‌های جهانی كه در آن زندگی می‌كنیم، مهم‌ترین راه، دور نگه داشتن این مناسك از تعلقات مادی، امتیازات اجتماعی و تبدیل شدن آنها به ابزارهایی برای مقاصد مادی و غیرقدسی است: در مورد ماه رمضان روشن است كه پهن كردن سفره‌های اشرافی و تجملی كه در سال‌های اخیر بسیار رایج شده است و مكان‌هایی را به وجود آورده است كه تبادلات گوناگون از جمله تبادلات مالی و اقتصادی و سیاسی انجام بگیرد، یكی از بدترین روش‌هایی است كه مناسك را تخریب می‌كند.

به باور شما «رفتارهای مناسكی و دینی باید بدون هیچ گونه حس آمرانه بودن به وسیله افراد پذیرفته شده و درونی گردند». اما وجود سازمان‌های جدید دولت‌های مدرن كه سیاست‌های خود را به صورت الزام‌آور پیاده می‌كند چه آسیبی به فرآیند طبیعی مناسك مردم می‌زند؟
- دولت را نباید با حكومت اشتباه گرفت: در زبان فارسی متاسفانه ما همواره چنین می‌كنیم. دولت یا state مجموعه‌ای از ساختارها است كه نه تنها ساختار سیاسی بلكه مجموعه ساختارهای دیگر جامعه را كه در كل، سازمان‌یافتگی و نظم و امكان بازتولید جامعه را ایجاد می‌كنند در بر می‌گیرد. دولت‌های ملی یا دولت – ملت‌ها nation –state عملا امكان وجود نهاد دیگری در كنار خود را از میان بردند. به همین دلیل تمام دولت‌های ملی كنونی به نوعی ساختارهای دینی را نیز در خود دارند و آنچه آنها را با یكدیگر متفاوت می‌كند نه سكولار بودن مطلق یا دینی بودن مطلق؛ بلكه نسبتی است كه نهادهای دینی و سكولار با یكدیگر در نظام‌های پیچیده اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره برقرار می‌كنند.
- از این رو دولت ملی.... در رابطه با مناسك دینی -به مثابه مهم‌ترین نمونه و بازتاب دین در جامعه- دو سیاست را پیش گرفت؛ از یك سو، حذف و تقلیل آنها به حداقل از طریق بیرون راندن آنها از مناسك عمومی اجتماعی و شهر و اسیر كردن آنها در كلیساها و از طرف دیگر با ایجاد گسترده مناسك موازی سكولار شهری، كه مناسك دینی را بی‌فایده و اضافی نشان دهد مثل جشن‌های ملی و سایر مناسبت‌های مدرن.
- بنابراین در آنچه مربوط به دخالت دولت‌ها در امر مناسكی می‌شود، تقریبا همه جا با این امر روبه‌رو هستیم. اما آنچه اهمیت دارد چگونگی این دخالت است. عموما در كشورهایی با نظام‌های پیچیده و ظریف و قدرتمند دخالت دولت در زندگی افراد، ما دخالت‌های مستقیم را نمی‌بینیم و افراد تصور می‌كنند همه مناسك (چه مناسك دینی و چه غیر دینی) را به میل و اراده خود و به شكل و میزانی كه مایلند انجام می‌دهند. این امر از طریق درونی كردن مناسك با روش‌های ارتباطی و روان‌شناسی اجتماعی انجام می‌گیرد و داوطلبانه بودن كه لزوما در بطن انتقال مناسك از بالا به پایین نیست به صورتی انجام می‌گیرد كه بسیار موثر و كارا است: هیچ كسی مردم را مجبور نمی‌كند كلیسا‌ها را پر كنند یا در مراسم دینی یا غیردینی خاصی شركت كنند اما مردم چنین می‌كنند و مناسك گوناگون را ممكن می‌كنند و این مساله جامعه و هنجارها را ممكن می‌كند.
- در كشورهای جهان سومی، عموما تقلید از مدل ژاكوبینی به صورتی ناقص و مضحك انجام شده است یعنی دولت‌ها و حكومت‌ها به شكلی مبالغه آمیز در همه امور دخالت می‌كنند و این امر نه تنها اقتدار آنها را افزایش نمی‌دهد، بلكه آنها را از درون فاسد و شكننده می‌كند، زیرا افراد به جای آنكه مناسك را درونی كنند، ریاكاری، دروغگویی و تظاهر را درونی می‌كنند و این امر طبعا نه تنها مناسك را كارا و هنجارها را چه دینی باشند و چه غیر دینی تقویت نمی‌كند بلكه همه آنها را در موقعیت‌هایی سست و شكننده قرار می‌دهد كه هر آن امكان فرو ریختن آنها هست.
- هر اندازه از موقعت نخست به سوی موقعیت دوم حركت كنیم، «مناسك طبیعی» نیز جای خود را به «مناسك برنامه‌ریزی شده» می‌دهد. در ظاهر شكل اول بسیار كمتر مناسكی و شكل دوم به‌شدت مناسكی می‌آید اما درست عكس این است، زیرا در شكل اول ما با مناسكی شدن قدرتمند از طریق درونی شدن روبه‌روییم و در شكل دوم با سطحی شدن مناسك و غیركارا شدن شدید آنها كه شرایط را برای تخریب مناسكی آماده می‌كند. از این رو همان‌طور كه گفتم راه‌حل اولا از میان بردن امتیازات مادی مناسك و از سوی دیگر كاهش شدید تصدی‌گری دولت و دخالتش در امر مناسكی است تا با ارادی و اختیاری بودن مناسك احساس كشش و جذابیتی كه در آنها ایجاد می‌شود بار دیگر افراد را به سوی درونی كردن آنها بكشاند.

به نسبت شرایط موجود و از آنجایی كه برنامه‌ریزی‌های فرهنگی باید معطوف به شهر باشند، شهرداری، میراث فرهنگی و. . . چگونه می‌توانند بدون دستكاری فرهنگ‌های متنوع –خصوصا فرهنگ‌های رمضانی- را حفظ و منتقل كنند؟
- فرهنگ‌های مناسكی از جمله فرهنگ رمضان از جانب كسی یا چیزی جز قدرت، خشونت و ثروت در خطر نیستند كه نهادی بخواهد آنها را حفظ یا تقویت بكند. قرن‌ها است كه مردم مومن و معتقد، رمضان و جشن و عزاهای خود را برگزار می‌كنند و نه نیازی به حفظ بوده است و نه نیازی به تقویت. برعكس دخالت قدرت و ثروت در این امور جز ضربه زدن به آنها تاثیری ندارد. خطر اتفاقا همین رویكردها هستند: وقتی می‌بینیم كه سفره رمضان بدل به محلی برای خودنمایی یا بده بستان‌ها و... می‌شود، وقتی می‌بینیم جشن و عزا به ابزارهایی برای تظاهر كردن به اعتقادو باور می‌شود، باید دانست اینها خطر هستند و نه تقویت.
- كاری كه دولت‌ها و شهرداری‌ها باید بكنند عمل كردن به وظیفه خودشان است یعنی تامین امنیت و رفاه و آسایش شهروندان و بدین ترتیب بدون شك وظیفه دینی خود را نیز انجام داده‌اند. وقتی مردم احساس كنند كه فشاری برای انجام مناسك بر دوش‌شان نیست، بدون شك اكثریت مطلق آنها خود به وظایف‌شان عمل خواهند كرد، كما اینكه قرن‌ها است چنین كرده‌اند.
- زور و فشار تنها سبب گریز افراد از انجام فرایض‌شان می‌شود، زیرا آنها را شاید حتی بدون تمایل درونی شان به نوعی واكنش غیرعقلانی می‌‌كشاند. همه جامعه‌شناسان و روان‌شناسان متفق‌القولند كه یكی از دلایل جذابیت یافتن یك عمل، ممنوعیت یافتن یا تابو شدن آن است. اما حال آیا باید نتیجه گرفت معنی این حرف آن است كه هر گونه حرمت شكنی و زیر پا گذاشتن شؤون و مناسك را باید نادیده گرفت؟ ابدا. اما برای این كار باید به مردم اعتماد كرد.
- سنت و عرف جامعه باید به قدرتی برسد كه بتواند این امور را همچنان كه چندین قرن كرده است انجام بدهد و نه قانون كه باید خاص مسائل و جرایم جنایی باشد. جنایی كردن مسائل مربوط به مناسك اشتباه بزرگی است زیرا بنا بر واكنش افرادی را كه حتی تمایل به احترام گذاشتن به باورهای یكدیگر دارند به بی‌حرمتی می‌كشاند. بنابراین جایی كه دخالت نیروهای انتظامی مورد نیاز است این كار باید با حداكثر احترام ممكن انجام بگیرد، چنین احترام گذاشتنی بدون شك سبب احترام مشابهی از سوی دیگر می‌شود.... به نظرم كسانی كه بر شدت عمل اصرار دارند، كسانی هستند كه در پی ایجاد تصویری زشت و زورگویانه از قدرت هستند و حال این به هوشمندی یك قدرت بستگی دارد كه در چنین دامی بیفتد یا نه.

دیده می‌شود از برخی مناسك فرهنگی مذهبی كه می‌شود برای انسجام فرهنگی به كار برده شوند به عنوان عنصری برای تحكیم سیاسی و اجتماعی استفاده می‌شود. نظر شما درباره این رویكرد چیست؟
- دین ساختاری فراتر از فرهنگ یك پهنه و حتی از یك دولت ملی دارد. ما در جهان نزدیك دویست دولت ملی داریم. اما ادیان جهانی عمدتا به سه یاچهار دین بزرگ تقسیم می‌شوند. بنابراین به نظر من هویت دینی، دارای ساختار كلان‌تری نسبت به هویت ملی است. اما در كشورهایی چون كشور ما كه دارای پیشینه‌های تمدنی دراز مدت و گسترده هستند، نظام‌های همسازی میان ساختارهای كلان فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و دینی به وجود آمده است. از این رو است كه می‌بینیم كه در ایران ما چنین هویت شیعه و سنی را با هویت ملی مان تركیب كرده‌ایم. این یك شانس بزرگ است كه باید قدر آن را دانست و برای حفظ آن به‌شدت كوشید.
- به وجود آوردن احساس آنكه هویت‌های كلان و فراملی در همسازی كامل و یا نسبتا كاملی با هویت‌های ملی قرار دارند، رسالت بزرگی است كه باید سیاستمداران، نخبگان، روشنفكران و نویسندان و سایر تصمیم‌گیرندگان و كنشگران موثر هر جامعه به آن اهتمام كنند. این كاری است ممكن اما هر گاه این احساس به وجود بیاید كه گروهی دارد از باور‌ها و اعتقادات مردم استفاده می‌كند تا آن را به سود منافع خود به كار بگیرد بدون شك با واكنش سخت مردم روبه‌رو خواهد شد. این كاری است كه جدا باید از آن پرهیز كرد.
حذف مناسك رمضانی كه می‌توانست انسجام فرهنگی مناطق مختلف كشور را ایجاد كند می‌تواند در بعد ملی نیز به هویت ملی آسیب وارد كند؟
- منظور از حذف مناسك رمضان را متوجه نمی‌شوم. حذفی به نظر من در كار نیست ما بیشتر با تغییرات در رواج شیوه‌های این مناسك در زندگی روزمره روبه‌رو هستیم كه البته ممكن است به دلیل دخالت‌های بیرونی غیرمسوولانه، به سوءتفاهم‌های تاسف‌آوری نیز بینجامد. مناطق مختلف كشور ما به صورت‌های مختلف جشن‌ها و اعیاد و حتی مراسم سوگواری و عزای خود را برگزار می‌كنند و باید هم همین طور باشد. اینكه خواسته باشیم همه مناسك و مراسم را به یك امر ملی تبدیل كنیم كاری است نه شدنی و نه مفید.
- قرن‌ها است كه در این پهنه مردم ماه رمضان خود را برگزار می‌كنند و می‌دانند چگونه این كار را بكنند. به نظر من باید به سنت و عرف اجتماعی امكان داد همچون گذشته مكان اساسی خود را در جامعه به دست بیاورند. برای مثال در مناطقی كه رمضان حالت یك جشن عمومی را دارد چنین باشد و در سایر مناطق كه بیشتر تمایل بر مناسك دینی آن وجود دارد نیز بر همان روال سنت موجود عمل شود.
- كنشگران اجتماعی برای انجام مناسك زندگی روزمره و باورها و اعتقادات‌شان، نیازی به ساختارهای كلان و خردی كه بخواهد این مناسك را به آنها آموزش بدهد یا یادآوری كند، ندارند و نظام اجتماعی خود این كار را می‌كند. وظیفه نهادهای اجتماعی رسمی آن است كه شرایط امن و آرامش لازم را ایجاد كنند تا همه بتوانند رسوم و باورهای‌شان را به اجرا در بیاورند. بدون شك جنبه جشن داشتن رمضان برای بسیاری از مناطق كشور ما وجود دارد و در آنجا باید اجازه داد كه این مراسم به همان شكل برگزار شود. به طور كلی اگر ما تلاش كنیم كه از استفاده از زور را به مثابه «راه‌حل» به طور كلی از ذهن خود خارج كنیم، بدون شك بهتر خواهیم توانست جوامع مدرن خود را اداره كنیم.

به برخی جوانان چه باید گفت؟ تذكرشان داد؟ امر به معروف‌شان باید كرد؟ از منكرشان نهی كرد؟ یا باید كاری به كارشان نداشت؟
اعتماد و سید علی میرفتاح در ستون «کرگدن نامه» یادداشتی با عنوان «هدیه‌اش چند؟» منتشر ساخته اند و از حکایت امروز، نتیجه گرفته اند که از روی ظاهر افراد نمی شود در موردشان قضاوت کرد. در این یادداشت می خوانیم:
«یكی از خبرگزاری‌های رسمی، از شب‌های احیای تهران، عكس‌هایی منتشر كرده كه جالب توجه و قابل تاملند. در عكس‌ها تعدادی دختر و پسر آلامد، قرآن به سر گرفته‌اند و دارند گریه می‌كنند و «الغوث الغوث، خلصنا من النار یا رب» می‌گویند و عجیب است كه این عكس‌های صامت صدای آنها را واضح‌تر از تصاویرشان منتقل می‌كند.



ترسیدم بد تعبیر شود وگرنه به جای روده‌درازی، چند تا از عكس‌ها را خواهش می‌كردم در این ستون بگنجانند تا ببینید با چه پارادوكسیكال غریبی روبه‌رو هستیم. از یك طرف تصور مسوولان امر این است كه بدحجاب‌ها با دین و نظام سیاسی دینی میانه ندارند و قصد مسخره كردن و دست انداختن و تحقیر كردن مسوولان امر و بسیاری مسائل جانبی را دارند (من خودم بارها شنیده‌ام از مسوولان امر كه با اشاره به بدحجاب‌ها و بی‌حجاب‌ها گفته‌اند كه «اجازه نمی‌دهیم احساسات و اعتقادات ما را دست بیندازید») از طرف دیگر شب احیا اگر توی تهران چرخ می‌زدید، می‌فهمیدید كه احساسات و اعتقادات كسی را نه‌تنها دست نمی‌اندازند بلكه در بعضی ا‌ز آنها با بقیه ملت شریكند و بخصوص در شب‌های احیا یا ایام محرم و از این قبیل آنها هم همان اعمالی را انجام می‌دهند كه بقیه.
البته فهم این موضوع سخت و پیجیده است و نمی‌شود از همه توقع كرد كه درك كنند آدمیزاد موجود پیچیده‌ای است و به راحتی و از روی ظاهر نمی‌شود قضاوت كرد. اتفاقا تجربه این ٣٦ سال هم موید همین عرض بنده است كه مسائل – بخصوص مسائل انسانی – پیچیده‌اند و نباید سهل‌انگارانه با آنها مواجهه پیدا كرد. بخصوص آدم‌های ساده و بسیط باید سكوت كنند و معركه‌گردان نشوند. شما الان به خانمی آلامدكه دارد به پهنای صورت اشك می‌ریزد و قرآن روی سر می‌گیرد چه می‌خواهید بگویید؟ می‌خواهید از مجلس روضه اخراجش كنید و البته مگر بعضی مجلس‌گردان‌ها این كار را نمی‌كنند؟ می‌خواهید كناری بكشیدش و نصیحتش كنید؟ هر چقدر نصایح‌تان در این سال‌ها موثر افتاده، من‌بعد هم موثر می‌افتد. می‌خواهید به روی خودتان نیاورید خودتان را بزنید به كوچه علی چپ؟ آیا بدحجاب توی خیابان قصدش دست انداختن شماست اما در احیا توبه و انابه؟ یك بار بعد از ارتحال امام خمینی - یكی دو هفته بعد از آن - یادم هست رفته بودم به فروشگاهی در میدان انقلاب كه عكس‌های آن امام فقید را می‌فروخت یادم هست یك خانمی هم وارد مغازه شد كه ظاهرش و مدل آرایشش با فرم و محتوای فروشگاه هیچ مناسبت نداشت. دست‌اندركاران فروشگاه كه ریش داشتند و پیراهن مشكی روی شلوار سربازی انداخته بودند دو به شك بودند كه به مشتری موردنظر تذكر بدهند یا عذرش را بخواهند اما مشتری عكسی از عكس‌های امام خمینی برداشت و دم صندوق برد و گفت: «هدیه‌ این چند است؟» و با این حرف آبی ریخت روی آتش بقیه... حالا من هروقت خانم‌ها و آقایان آلامد را در جاهایی اینچنینی می‌بینم یاد همان «هدیه‌ این چند است» می‌افتم؛ به كار بردن لفظ هدیه نشان از ادب و متانت و احترامی داشت كه در خیلی‌ها دیده نشد و نمی‌شود.
حالا سوال جدی واقعا همین است كه به این جوانان چه باید گفت؟ تذكرشان داد؟ امر به معروف‌شان باید كرد؟ از منكرشان نهی كرد؟ كاری به كارشان نداشت؟ البته من با این آخری موافق‌ترم ضمن اینكه شما همه راه‌ها را امتحان كرده‌اید و جواب نگرفته‌اید. چند وقتی هم كار به كارشان نداشته باشید شاید از باقی روش‌ها بیشتر جواب دهد. كسی كه اینقدر قلبش صاف است كه این طور گریه می‌كند یقین كنید كه از هدایت بی‌بهره نمی‌ماند.»

دیگر عناوین منتشر شده در روزنامه امروز، از این قرار است:
یادداشت « ضیافت آفتاب/قصه‌های قرآن» بخش دوازدهم؛ به قلم سید محمد علی ایازی، استاد حوزه علمیه قم
وزیر تعاون: از كسانی كه به هر دلیل توان نگهداری از كودك خود را ندارند تقاضا داریم به هیچ‌وجه آنها را سر راه یا در مراكز زیارتی رها نكنند؛ بلکه آنان را به بهزیستی تحویل دهند.
رمضان زمان مناسبی برای پخش سریال‌ها؛ جواد عزتی، مریم سعادت و دیگر بازیگران از دردسرهای عظیم ٢ می‌گویند
عملكرد سه دهه گذشته وزارت علوم زیر ذره‌بین مجلس؛ سخنگوی كمیسیون آموزش مجلس: اگر قرار به رسیدگی به وضعیت بورسیه‌هاست چرا به سراغ دولت‌های قبل‌تر نرویم؟
 
کد مطلب: 5274
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۱ تير ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۱۸:۲۸
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر