داخلی صفحه رسانه آرشيو گزارش
 
مرور مطبوعات/ ‌‌یک‌شنبه‌ ۵ شهریور/ روزنامه شرق
تفرقه در زیارت برای وحدت
«دین آنلاین» با این عناوین اقتباسی، روزنامه «شرق» را مرور کرده است: «پادشاه آینده عربستان: دولت سعودی خدمت به زائران و بازدیدکنندگان را ادامه خواهد داد»، «تفرقه در زیارت برای وحدت»، «مجتبی راعی: سنگینی شانه‌های مسئولان عربستان زیر بار کشته‌شدن بیش از دوهزار حاجی، سبب فرافکنی امروز آنهاست»، «راز جاذبه‌ داعش برای گروندگان غربی در چیست؟»، «سیدعلی محمودی: باید با مهار و تحدید فایده‌گرایی سیاست را زیر سایه‌ اخلاق برد»، «موسی اکرمی: هیچ کشوری نمی‌تواند به‌تنهایی مدینه‌ فاضله خود را محقق کند»، «سخنگوی هیأت انتخاب فیلم‌های ایرانی: جریان وهابیت بدون تماشای فیلم محمد(ص)، دیدن فیلم را تحریم کرده است» و «مختاباد: رأی منع تعقیب اعضای گروه ماه‌بانو به معنای جواز وجود صدای تک‌خوان در موسیقی فاخر و سنتی است»
تفرقه در زیارت برای وحدت
پادشاه آینده عربستان: دولت سعودی خدمت به زائران و بازدیدکنندگان را ادامه خواهد داد
روزنامه شرق در ادامه مطالب مرتبط با فاجعه منا، به نقل سخنان مفتی اعظم عربستان پرداخته که مدعی است حادثه حج خارج از کنترل انسان بوده است.
«شیخ عبدالعزیز بن‌عبدالله آل‌الشیخ، مفتی اعظم عربستان سعودی گفته است: «قضا و قدر اجتناب‌ناپذیر است». وی در دیدار با «محمد بن‌نایف بن‌عبدالعزیز»، ولیعهد و وزیر کشور عربستان، گفت او مسئول آنچه رخ داده، نیست چون هرچه در توان داشته انجام داده است.

پنجشنبه گذشته در جریان بخشی از مراسم حج در صحرای منا، بیش از ۷۰۰ نفر در اثر ازدحام جمعیت کشته شدند. صدها نفر هم در این حادثه زخمی یا مفقود شده‌اند. ولیعهد عربستان در دیدار با مفتی این کشور، گفت «دولت سعودی خدمت به زائران و بازدیدکنندگان را ادامه خواهد داد و با هرکس که برای به‌خطرانداختن امنیت و ایمنی حج و حجاج تلاش کند، مقابله خواهد کرد». عربستان که از سوی برخی کشورهای شرکت‌کننده در حج مورد انتقاد قرار گرفته، دستور تحقیق درباره این واقعه را صادر کرده است.

تفرقه در زیارت برای وحدت
این روزنامه در صفحه ۱۹، گزارش نیویورک تایمز از فاجعه منا را با ترجمه شهرام زرندار بازنشر داده و ذیل عنوان «تفرقه در زیارت برای وحدت» نوشته است: «برای دومیلیون مسلمانی که از سراسر جهان در مراسم حج شرکت کرده‌اند، زیارت سالانه زمانی برای فراموش‌کردن تفاوت‌های نژادی، فرقه‌ای، وضعیت اجتماعی، دارا و ندار و حتی ملیت است که اهل ایمان را تقسیم کرده. این مراسم سالانه بر برابری اهل ایمان در برابر خداوند تمرکز می‌کند؛ اما هنگامی‌که تراژدی رخ می‌دهد - چنان‌که در فاجعه زیر دست‌وپاماندن زائران بیت‌الله‌الحرام در روز پنجشنبه رخ داد- تفاوت‌ها به‌سرعت مطرح می‌شوند. یک مقام سعودی علت وقوع این تراژدی را به گردن زائران آفریقایی انداخت و آنها را مقصر اعلام کرد که یادآور اتهام‌‌های نژادپرستانه است.



ایران به‌شدت عربستان‌سعودی را مورد انتقاد قرار داده است. عربستان رقیب منطقه‌ای ایران است و ایران مدیریت سعودی‌ها را در نظم‌دادن به جماعت حاضر در حج مورد انتقاد شدید قرار داده است. برخی از دولت‌ها و جنبش‌های مسلمان نیز، شایستگی عربستان برای مدیریت بر اماکن مقدسه یک میلیارد و ٦٠٠ میلیون مسلمان جهان را مورد سؤال قرار داده‌اند.
این حقیقت که تفرقه می‌تواند به‌سرعت باعث تیره‌وتارشدن فضای یک مراسم توده‌ای و مذهبی شود- آن‌هم مراسمی که برای تأکید بر وحدت مسلمانان طراحی شده- بسیاری از آنها را كه خواهان همکاری بین‌المللی بیشتری هستند ناامید می‌كند. تقسیمات و تفاوت‌های جهانی اغلب خود را تحمیل می‌کنند، اگرچه همه زائران لباس احرام سفید ساده‌ای به تن می‌کنند که برای ارتقای حس و معنای برابری طراحی شده، تفاوت‌های تئولوژیکی که فِرَق مسلمان را از هم جدا می‌کند به‌سادگی در مکه به کناری نهاده می‌شود زیرا همه یک مناسک را اجرا می‌کنند و یک زیارت را انجام می‌دهند.

«بشارت پیر» یک روزنامه‌نگار هندی در مورد مکه و حج می‌گوید: «می‌توانید یک شاهزاده عرب باشید یا یک کارگر ساختمانی از آسیای جنوبی یا یک جنگ‌سالار افغان باشید اما همه شما یک لباس ساده سپید مشترک را می‌پوشید و از میان این چشم‌انداز کویری با هم راه می‌روید و هوا به‌شدت گرم است». «اما وقتی با دقت بیشتری نگاه می‌کنید، آنچه می‌‌بینید این است که حتی در طول مدت مراسم، تمایزاتی که براساس ثروت و طبقه اجتماعی وجود دارد، از بین نمی‌رود.»

بسیاری از صاحب‌نظران از مقامات سعودی به‌خاطر توسعه‌دادن اماکن مقدسه انتقاد کرده‌اند و جایگزین‌کردن کوه‌های اطراف با هتل‌های لوکس که مسلمانان ثروتمند در آنها پول‌های هنگفتی برای اجاره اتاق‌هایشان می‌پردازند را نكوهش كرده‌اند؛ اتاق‌هایی كه دارای نمایی از کعبه هستند.

«پیر» می گوید: این عمیقا یک زیارت متفاوت از زیارتی است که بسیاری از مسلمانان فقیر آفریقایی، آسیای‌جنوب‌شرقی و سایر جاها انجام می‌دهند، این مسلمانان فقیر، دور از اماکن مقدسه می‌خوابند و گریزگاهی از گرمای سوزان مکه و مدینه ندارند. دولت سعودی گفته بسیاری از قربانیان از کشورهایی از سراسر آفریقا و آسیا بوده‌اند. این امر به وضوح نمایانگر تفاوت‌های شدیدی است که زائران با آن روبه‌رو هستند، همچنین تضادهای طبقاتی جامعه مسلمین را آشکار می‌كند.

بیشترین کشته‌ها از ایران هستند. ایران که یک کشور شیعه است، به‌دنبال بحران منا، عربستان‌سعودی و خاندان آل‌سعود را محكوم‌ كرده است. در نماز جمعه دانشگاه تهران امام‌جمعه، آیت‌الله امامی‌کاشانی، اتهام سعودی‌ها به حجاج مبنی‌بر رفتار نامنظم زائران را «مزخرف» خواند. او خطاب به جمعیتی متشکل از‌ هزاران‌نفر که شعار می‌دادند «مرگ بر آل‌سعود» خواستار محاکمه مقامات سعودی به‌خاطر سوءمدیریت و سوءتدبیر در مراسم حج شد.
پس از نماز جمعه، نمازگزاران به خیابان‌ها ریختند و پرچم‌های سیاه را در هوا می‌گرداندند و شعار می‌دادند: «رژیم آل‌سعود دوست شیطان است» و آنها «امنیت زائران را تضمین نمی‌کنند». هم‌پیمانان ایران در سراسر خاورمیانه با همین لحن سعودی‌ها را مورد خطاب قرار دادند. نخست‌وزیر سابق عراق، نوری‌المالکی، گفت: این واقعه سند سوءمدیریت سازمان‌دهندگان فصل زیارت حج است. در لبنان حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله، گفت: «تراژدی‌های حج بیانگر سوءمدیریت دولت سعودی است».
مقامات سعودی از همه خواسته‌اند تا در انتظار نتیجه نهایی یک تحقیق رسمی بمانند. شاهزاده خالد الفیصل، رئیس کمیته مرکزی حج، تقصیر را به گردن برخی از زائرانی که از ملیت‌های آفریقایی بوده‌اند، انداخته و نمادی از رویكرد نژادپرستانه را آشکار کرده است، اتهام نژادپرستی از سوی کسانی ‌که اعراب خلیج‌فارس را متهم به نگاه نژادپرستانه به سیاهان می‌کنند، مطرح شده است. دیگر سعودی‌ها تقصیر را به گردن ایرانی‌ها انداخته‌اند.

بیشتر زائران می‌گویند چنین مسئله سیاسی‌ای ‌هیچ تأثیری بر چگونه تجربه‌کردن حج از سوی آنان ندارد. برای بسیاری، حج یک واقعه ویژه تاریخی است که تنها پس از سال‌ها پس‌انداز {امكان انجام آن} به دست می‌آید.»


مجتبی راعی: سنگینی شانه‌های مسئولان عربستان زیر بار کشته‌شدن بیش از دوهزار حاجی، سبب فرافکنی امروز آنهاست
مجتبی راعی در یادداشتی با عنوان «جلوی افراط و تفریط بایستیم»، قداست خانه خدا و اهمیت سفر معنوی حج را دلیل به جان خریدن سختی مواجهه با مسئولان عربستان دانسته و در عین حال معتقد است: «اتفاق تلخ اخیر در منا می‌تواند.... یک نقطه عزیمت مهم هم برای فرایند مدیریت حج باشد.»



وی در ادامه این یادداشت می نویسد:
«به نظر می‌رسد می‌توان به‌جای موج‌های مختلفی که در شبکه‌های اجتماعی و مجازی بر محور «نژادپرستی» به راه افتاده، تمام کشورهای مسلمان را بر آن داشت تا با تشکیل شورایی، در زمینه مدیریت حج وارد عمل شوند. اگر چنین شورایی تا پیش از این دایر می‌شد، امروز شانه‌های مسئولان عربستان زیر بار سنگین کشته‌شدن بیش از دوهزار حاجی خم نمی‌شد و آنها را وادار نمی‌کرد به‌جای پرداختن به اصل اتفاق، فرار به جلو کرده و حجاج کشورهای دیگر را مقصر این اتفاق تلخ عنوان کنند.

امروز و در شرایط کنونی، مسئولان کشور عربستان در برابر این اتفاق و امواج ابراز نارضایتی از سوی دیگر کشورهای مسلمان، تنها هستند و شرایط به اندازه‌ای برایشان حاد شده که مجبورند یک‌تنه بار مسئولیت این فاجعه را بر دوش بکشند. این در حالی است که شورایی‌شدن مدیریت حج می‌توانست، بار این مسئولیت را بر دوش دیگر کشورها هم بگذارد و در شرایط فعلی، شاهد کمک‌های بیشتری از سوی دیگر کشورها باشیم.

اما موضوع خطرناک، موج‌های نژادپرستانه‌ای است که در قالب پیامک و کامنت‌هایی در شبکه‌های مجازی دست‌به‌دست می‌شود؛ بی‌مبالاتی مسئولان عربستان بهانه‌ای به دست افرادی داده که یا با اصل حج زاویه دارند یا ناسیونالیست‌های افراطی‌ای هستند که می‌خواهند از آب گل‌آلودشده، ماهی مفت بگیرند! خواص در چنین شرایطی باید هوشیارتر باشند و نگذارند این اتفاق با افراط و تفریط، محملی شود برای برداشت‌های هنجارگریز. باید مراقب بود که امروز هم دوباره کلیت امت اسلامی‌ محور اتحاد همه باشد نه یک گروه، یک دسته یا یک نژاد خاص.»


راز جاذبه‌ داعش برای گروندگان غربی در چیست؟
شرق در صفحه ۹، یادداشت «داعش و مسئله پیوستن به آن» به قلم کاظم هاشمی را منتشر ساخته و در پی دلایل جذب پیکارجویان غربی به این گروه تروریستی برآمده است.

در بخش هایی از این یادداشت می خوانیم:
«.... افراد مختلفی از اقصا نقاط جهان به داعش می‌پیوندند و به آن یاری می‌رسانند. سؤال اینجاست چرا این افراد به این جنبش می‌گرایند؛ به عبارت دیگر، راز جاذبه‌ داعش برای اینها در چیست؟ این موضوع را می‌توان از جنبه‌های گوناگون بررسی کرد؛ دلایل اقتصادی و هزینه‌های کلانی که داعش در این راه متحمل می‌شود و همچنین مباحث اعتقادی و ایدئولوژیک و مسائلی از این‌دست، نقش بسزایی در پیوستن افراد به این جنبش دارند که نباید به‌سادگی از کنارشان گذشت. در این جستار این موضوع از دو دیدگاه دیگر مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ دیدگاه اول به «جامعه بی‌طبقه» اشاره دارد و دیدگاه دوم هم به «زیبایی‌شناسی جنایت» مربوط می‌شود.



درباره دیدگاه اول باید گفت هدف جنبش‌های توتالیتر درواقع سازمان‌دادن توده‌هاست نه سازمان‌دادن طبقات. در هر کجا که توده‌هایی وجود داشته باشند، شکل‌گیری جنبش‌های توتالیتر امکان‌پذیر است. این توده‌ها بر اثر آگاهی از یک مصلحت مشترک، گرد هم نمی‌آیند. آنها فاقد آن احساس تمایز طبقاتی ویژه‌ای هستند که در هدف‌های معین و محدود و دسترسی‌پذیر بیان می‌شود.

اصطلاح توده‌ها به آن مردمی اطلاق می‌شود که ماهیتا چیزی بیشتر از انسان‌های بی‌هویت و بی‌تفاوت نیستند درنتیجه نمی‌توان آنها را در سازمانی مبتنی‌بر مصلحت مشترک یا در احزاب سیاسی و حکومت‌های محلی یا در سازمان‌های حرفه‌ای و اتحادیه‌های کارگری متشکل کرد. این مردم در هر کشوری وجود دارند و اکثریت افراد خنثی و از نظر سیاسی بی‌تفاوت کشور را تشکیل می‌دهند که حتی به پای صندوق‌های رأی هم نمی‌روند. درواقع احساس زائدبودن در ذهن انسان توده‌ای وجود دارد؛ انسانی که هیچ جایگاهی ندارد، انسان سرخورده و پوچ. ویژگی اصلی انسان توده‌ای نه سنگدلی و نه واپس‌گرایی، بلکه انزوا و نداشتن روابط اجتماعی بهنجار است به عبارت دیگر، ناکامی در زندگی شغلی و اجتماعی و گمراهی و بدبختی در زندگی شخصی مشخصات انسان توده‌ای است. انسان توده‌ای «انسان محکوم» است؛ انسانی که از هرگونه منافع شخصی علائق، احساسات، وابستگی، دارایی و حتی نامی ازآنِ خودش محروم است. انسان توده‌ای طعم بینوایی بیشتری چشیده و سرگردانی‌های بیشتری کشیده است؛ انسانی که هرگونه پیوند اجتماعی‌اش با خانواده و دوستان و آشنایانش بریده شده است و فقط از طریق تعلق به یک جنبش، احساس می‌کند در این دنیا جایی دارد؛ زیرا تاریخ راه دیگری برای برحق‌بودن آنها به‌جای نگذشته است. برای آنها از بینوایی و توسری‌خوری و نامیدی و خشم روزانه، گریزی وجود ندارد. از این‌روی وقتی چنین جنبشی شعله‌ور می‌شود بسیاری از ته دل خدا را سپاس می‌گویند. شاید به خاطر همین ویژگی‌های انسان توده‌ای و بی‌طبقه است که میخاییل باکونین به سراغ لمپن‌ها و افرادی از این طیف می‌رود و آنان را برای انقلاب آنارشیستی خود مناسب‌تر می‌یابد....

مسئله دیگری که می‌توان درباره جنبش داعش به آن اشاره کرد، مسئله «زیبایی‌شناسی جنایت» است.... از نظر انسان توده‌ای، خشونت، قدرت و جنایت ارزش‌های والایی به‌شمار می‌آیند چون آنها را به جهان بازمی‌گرداند و دوباره با آن پیوندشان می‌دهد. اما نکته دیگری که باید بدان اشاره کنیم، مسئله «سادیسم» است؛ افرادی وجود دارند که شر و جنایت برای آنان جاذبه دارد و از آزار دیگران لذت می‌برند درواقع این نوع افراد آثار مارکی دو ساد (سادیسم از نام او گرفته شده است) را می‌خوانند. قانون از جنایات این اشخاص جلوگیری و در صورت وقوع جنایت آنان را مجازات می‌کند. از این‌رو وقتی چنین جنبشی سر برمی‌آورد، این نوع افراد به‌راحتی جذب آن می‌شوند؛ چراکه این‌گونه جنبش‌ها این امکان را به آنها می‌دهد هم اعمال غیرانسانی خود را مرتکب شوند و هم از مجازات بگریزند؛ زیرا همان‌گونه که قبلا اشاره کردیم، در این نوع جنبش‌ها جنایت نه‌تنها مذموم نیست، بلکه فضیلت هم شمرده می‌شود. این موضوع که فرمانرویان داعش پیش از به قدرت‌رسیدن معمولا با افتخار به جنایت‌های خود و دقیقا مطرح‌کردن رئوس جنایت‌های آینده‌شان، کار خود را آغاز می‌کنند، گذشته از هر دلیل دیگری ازجمله ارعاب، می‌تواند به این دلیل نیز باشد که می‌خواهند این نوع افراد را به‌سوی خودشان جذب کنند.



سیدعلی محمودی: باید با مهار و تحدید فایده‌گرایی سیاست را زیر سایه‌ اخلاق برد
این روزنامه در انعکاس ‌نشست‌ «اخلاق و سیاست»، سخنان سیدعلی محمودی را ذیل عنوان «باید سیاست را زیر سایه‌ اخلاق برد» منتشر ساخته و آورده است:
«سه اشکال عمده بر اخلاق فضیلت‌گرا وارد است:
ایراد اول نبود یک دستورالعمل مشخص است. به این معنا که دستورالعمل و برنامه‌ای مشخص وجود ندارد که بتوان رفتار سیاسی را بر مدار اخلاق استوار کرد. اگرچه جامعه در آرای افلاطون، ارسطو و دیگران به خیر و سعادت می‌رسد، این مباحث خیلی کلی است و طبیعی است دستگاه فلسفه‌ اخلاقی یا اخلاق هنجاری همان‌طور که در فایده‌گرایی و وظیفه‌گرایی وجود دارد، در این مکتب اخلاقی نباشد. البته این بدان معنا نیست که چنته اخلاق فضیلت‌گرا خالی است. خیر، هنوز هم در مکاتب و مدارس گوناگون آن را تدریس می‌کنند. بلکه در یک نظام و شبکه‌ اندام‌وار آنچه در فایده‌گرایی و به‌ویژه در وظیفه‌گرایی هست در اخلاق فضیلت‌گرا وجود ندارد. در اخلاق وظیفه‌گرا سلسله فضایل اخلاقی وجود دارد که باید آنها را در خودتان وارد کنید و یک سلسله رذایل اخلاقی هست که باید خود را از آن پیراسته بدارید.

اما ایراد دوم «فردی‌بودن» این اخلاق است. سیاست‌مدار در شرایطی می‌تواند به نحو اخلاقی عمل کند که شخص او به فضایل اخلاقی متشخص شود و رذایل اخلاقی را از خود دور کند. بنابراین ما به اعتبار اینکه این فرد اخلاقی است، از او انتظار فعل اخلاقی داریم. اگر او به چنین مقامی برسد که واجد فضایل اخلاقی باشد، پس می‌توان او را سیاست‌مدار اخلاقی به شمار آورد. حتما می‌دانید که در یونان باستان مدلی که افلاطون و ارسطو برای حکومت‌ها بیان می‌کنند، الگویی مبتنی بر فرد است. درحالی‌که این اراده‌های فردی درنهایت سر از بردگی در می‌آورند.



و نکته آخر، سختی و دشواری رسیدن به تراز اخلاق و فضیلت است؛ سخت است که انسان با وجود تمام تعالیم اخلاقی به انسانی با صفات و ویژگی‌های اخلاقی تبدیل شود. به نظر من این مکتب هنوز زنده است. تعلیم اخلاق فضیلت‌گرا امر خوبی است، ولی با نکاتی که به آنها اشاره کردم به نظرم این شکل از مکتب اخلاقی آرمانی است. بر این باورم که سیاست آن‌چنان با فایده‌گرایی درآمیخته که باید فایده‌گرایی را تا حدی مهار، تحدید و چارچوب‌بندی کنیم تا در حد امکان بتوانیم سیاست را زیر سایه‌ اخلاق ببریم.»



موسی اکرمی: هیچ کشوری نمی‌تواند به‌تنهایی مدینه‌ فاضله خود را محقق کند
روزنامه شرق در انعکاس بخش دیگری از ‌نشست‌ «اخلاق و سیاست»، به سخنان موسی اکرمی ذیل عنوان «درحال‌حاضر در پیشاتاریخ خود به سر می‌بریم» پرداخته و آورده است:
«با وجود پیشرفت‌های زیادی که در حوزه‌ علم، ثروت‌اندوزی و روابط سیاسی شده است و منجر به ادامه‌ جهانی نهاد حقوق بشر به‌مثابه دستاورد مهم انقلاب فرانسه شد، متأسفانه جنایات بسیاری هم رخ داده است. اگر از منظر اخلاقی به این تاریخ بنگریم، تاریخی بسیار دردناک خواهد بود.



تز یازدهم فوئرباخ می‌گوید فیلسوفان تاکنون در پی تعبیر جهان بودند حال آنکه مسئله‌ اصلی تغییر جهان است. درحالی‌که اتفاقا فیلسوفان هر دو پروژه را پیش می‌برند؛ این دو پروژه پشت و روی یک سکه و مکمل یکدیگرند .باید اذعان کرد «تعبیر بدون تغییر و تغییر بدون تعبیر» معنا ندارد.

به نظرم اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر که ۳۰ ماده دارد، بسیار ارزنده است، اما هیچ تضمینی برای تحقق ندارد. مشکلات سیاسی که اکثر مشکلات ما هستند، با یک جهان واحد و یک کشور واحد جهانی حل خواهد شد، به شرط آنکه مرزهای سیاسی و جغرافیایی حذف شود.

اسم این جهان را «زمین‌شهر» می‌گذارم و در کتاب آخرم یک قانون اساسی برای این زمین‌شهر عرضه کرده‌ام. در مقدمه‌ همین قانون اساسی که تلفیق و درهم‌تنیدگی تنگاتنگ اخلاق و سیاست را می‌بینید، سعی کرده‌ام شرایط تحقق عملی جامعه‌ای را توضیح و شرح دهم که ما انسان‌ها را از این‌همه بی‌عدالتی‌ها، ناآزادی‌ها و مصائب گوناگونی که امروز از آنها رنج می‌بریم، رهایی خواهد بخشید.

در قانون اساسی زمین‌شهر تلاش کرده‌ام نشان دهم چه ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی لازم است تا انسان‌ها بتوانند به آن چیزی دست یابند که کرامت می‌نامیم؛ به انسان به‌مثابه موجودی که همه‌چیز برای اوست.

امروزه جهان به سمتی می‌رود که آینده‌ بشر را تهدید می‌کند؛ اگر قرار باشد کره‌ زمین آینده‌ای داشته باشد، این امر با یک حکومت واحد جهانی امکان‌پذیر است. در اینجاست که معتقدم انسان تازه وارد تاریخ می‌شود. اگر به یک کشور واحد جهانی برسیم، تازه وارد تاریخ خود می‌شویم، درحال‌حاضر ما در پیشاتاریخ به سر می‌بریم. هیچ کشوری نمی‌تواند به‌تنهایی مدینه‌ فاضله خود را محقق کند، بلکه این مسئله یک پروژه‌‌ عام جهانی است. در این شرایط است که اخلاق و سیاست به‌هم گره می‌خورند و ما را از نگاه ماکیاولیستی موجود رهایی می‌بخشند.



سخنگوی هیأت انتخاب فیلم‌های ایرانی: جریان وهابیت بدون تماشای فیلم محمد(ص)، دیدن فیلم را تحریم کرده است
شرق در صفحه ۱۴ گزارش «چرا محمد(ص) به اسکار رفت؟ » را به قلم بهناز شیربانی منتشر ساخته و پاسخ «اسفندیاری» به حواشی این انتخاب را روایت کرده است.

در این گزارش آمده است:
«نخستین واکنش‌ها به انتخاب فیلم برگزیده ایرانی برای معرفی به آکادمی اسکار تا پیش از اعلام رسمی، از تیتر و صفحه اول روزنامه «سینما» سر درآورد. تا آن زمان گمانه‌زنی‌ها بر سر فیلم‌هایی که هیأت انتخاب بر سر معرفی آنها هنوز به نتیجه نرسیده بودند همچنان ادامه داشت. البته از گوشه‌وکنار اخبار ضدونقیض حکایت از انتخاب نهایی محمد رسول‌الله(ص) به‌عنوان گزینه نهایی داشت.



شش فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» ساخته صفی یزدانیان، «رخ دیوانه» ساخته ابوالحسن داوودی، «شیار ۱۴۳» ساخته نرگس آبیار، «قصه‌ها» ساخته رخشان بنی‌اعتماد، «ماهی و گربه» ساخته شهرام مکری و «محمد رسول‌الله(ص)» ساخته مجید مجیدی گزینه‌های نهایی هیأت انتخاب برای تصمیم‌گیری بودند که در نهایت قرعه به نام مجیدی افتاد تا این فیلم نماینده سینمای ایران باشد برای فتح اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان ٢٠١٦.

سینمایی که شانسی ندارد
طی هفته‌های گذشته بحث‌های زیادی بر سر نماینده شایسته ایران در اسکار ٢٠١٦ صورت گرفته است. دراین‌میان بسیاری از منتقدان معتقدند فیلم‌های مورد بررسی هیچ‌یک شایستگی انتخاب و معرفی را ندارند و برخی دیگر، از حضور فیلم‌های موردعلاقه‌شان در این فهرست یاد می‌کردند. روبرت صافاریان از جمله منتقدانی است که با حضور یکی از دو فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» و «در دنیای تو ساعت چند است؟» در این فهرست موافقت داشته. او پس از اعلام نظر نهایی هیأت انتخاب فیلم به «شرق» گفت: «انتخاب فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» به‌عنوان نماینده ایران معقول‌تر به نظر می‌رسد اما در نهایت شانس زیادی برای دریافت جایزه ندارد»....

پنجمین فرصت برای مجیدی در اسکار
تا پیش از این مجیدی با فیلم «بچه‌های آسمان» نامزد دریافت جایزه اسکار شده است. سال بعد از آن هم فیلم «رنگ خدا»ی این کارگردان شایسته معرفی به اسکار شد. «آواز گنجشک‌ها» نیز از دیگر فیلم‌های مجیدی است که تا امروز شانس معرفی به آکادمی اسکار را داشته است و با این حساب می‌توان گفت تا امروز سهم بیشتر انتخاب فیلم ایرانی برای معرفی به اسکار متعلق به فیلم‌های مجیدی است.
اما این‌بار این کارگردان با اثری متفاوت‌تر از کارهای پیشین‌اش به آکادمی اسکار معرفی شده. محمد رسول الله(ص) از جمله فیلم‌های فاخر سینمای ایران است که هزینه بسیاری برای ساخت آن صرف شده و برخی از عوامل تولید این فیلم با پیشینه حضور در هالیوود با مجیدی همکاری کرده‌اند. برای روشن‌شدن حواشی معرفی فیلم محمد رسول‌الله(ص) به آکادمی اسکار با امیر اسفندیاری سخنگوی هیأت انتخاب فیلم‌های ایرانی گفت‌وگوی کوتاهی کردیم.

‌آقای اسفندیاری، امسال گزینه‌های متفاوتی برای بررسی به آکادمی اسکار مطرح شد. آیا سازوکار متفاوتی برای انتخاب امسال کمیته انتخاب وجود داشت؟
از میان ٥٨ فیلم مورد بررسی به انتخاب ١٠ فیلم و بعد شش فیلم و در نهایت گزینه نهایی رسیدیم. طبعا هیأت انتخاب شاخص‌هایی را برای معرفی بهترین فیلم به آکادمی اسکار در نظر گرفت. یکی از این شاخص‌ها حضور بین‌المللی فیلم بود. شاخص‌های دیگر این بود که فیلم شایستگی نمایندگی ایران در اسکار را داشته باشد و در این میان حقیقتا فیلم محمد رسول‌الله(ص) شایستگی معرفی را داشت. این فیلم پروداکشن متفاوتی نسبت به سایر فیلم‌ها دارد و تاکنون چنین پروداکشنی در میان فیلم‌های ایرانی دیده نشده است. مجید مجیدی، کارگردانی است که یک‌بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده است و مدتی قبل در جشنواره مونترال این فیلم از سوی تماشاگران ایرانی و غیرایرانی با استقبال خوبی روبه‌رو شد و تمامی این فاکتورها منجر شد تا رأی کمیته انتخاب با این فیلم باشد. طبعا تعداد قابل‌توجهی از فیلم‌های مورد بررسی سابقه حضور در رویدادهای بین‌المللی را داشتند اما اتفاق آرا مشخص کرد که فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» این شایستگی را برای معرفی به آکادمی دارد.

‌بسیاری از منتقدان و اهالی سینما معتقد بودند در یک‌سال گذشته اساسا فیلم قابل‌تأملی ساخته نشده است که امکان معرفی به آکادمی اسکار را داشته باشد و پروداکشن فیلم محمد رسول‌الله(ص) هم طبعا برای ما اتفاق قابل تأملی است و شاید برای اعضای آکادمی اسکار ویژگی بزرگی محسوب نشود.
اتفاقا هیأت انتخاب روی نکته تأکید داشت یعنی این فیلم در سطح سینمای ایران فیلمی است که ویژگی‌های خاصی دارد و تاکنون فیلمی به این شکل ساخته نشده است. شاید برخی هم معتقد باشند که ما اساسا فیلم خوبی برای معرفی به آکادمی نداشتیم که به نظر من حرف درستی نیست. طبیعتا ما امسال بین ٥٨ فیلم دست به انتخاب زدیم و ظرف سینمای ما مشخص است و از این ظرف مشخص هر سال باید دست به انتخاب بزنیم....
....
‌با توجه به تجربه چندین‌ساله در معرفی فیلم به اسکار، شانس محمد رسول‌الله(ص) را در میان سایر رقبایش چقدر می‌بینید؟
ما تمامی فیلم‌های حاضر در اسکار را مرور کردیم؛ فیلم‌هایی با پروداکشن عظیم وجود داشت و برخی فیلم‌ها نیز موردتوجه جشنواره‌ها بودند. اما تصور می‌کنم فیلم محمد رسول‌الله(ص) در میان سایر فیلم‌های حاضر، شانس خوبی داشته باشد. هر چند که تبلیغات منفی از طرف عده‌ای خاص درمورد محتوای این فیلم تاکنون حواشی‌ای برای آن ایجاد کرده و جریان وهابیت بدون دیدن فیلم این جریان منفی را ایجاد کرده است و دیدن فیلم را تحریم کرده است اما انتخاب و معرفی این فیلم به اسکار می‌تواند زمینه‌ساز دیده‌شدن بهتر فیلم به‌ویژه در آمریکا شود. به‌هرحال، هیأت انتخاب هیچ‌وقت این ضمانت را نمی‌کند فیلم حتما در میان پنج نامزد نهایی اسکار قرار گیرد و فقط قصد ما این بود بین گزینه‌های موجود، بهترین فیلم گزینش شود....



مختاباد: رأی منع تعقیب اعضای گروه ماه‌بانو به معنای جواز وجود صدای تک‌خوان در موسیقی فاخر و سنتی است
سید ابوالحسن مختاباد در یادداشتی که برای چاپ در صفحه آخر شرق نوشته، به « اهمیت برائت مجید درخشانی و گروه ماه‌بانو » پرداخته و رای دادسرای انقلاب بر برائت مجید درخشانی، آهنگ‌ساز و موزیسین خوشنام ایرانی و دستور منع تعقیب تمامی اعضای گروه ماه (یا ماه‌بانو) را از جهاتی بسیار مهم دانسته است.



در ادامه این یادداشت می خوانیم: « متأسفانه خبر لغو دو کنسرت استاد شهرام ناظری و علی‌اکبر مرادی، شیرینی این خبر مهم را تا حدودی کم‌رنگ کرد و آن را در حاشیه قرار داد. البته لغو آن کنسرت‌ها نیز بسیار مهم است و اسباب آزردگی خاطر، به‌خصوص لغو کنسرت استاد ناظری که در این دو سال اخیر کم برای این دولت مایه نگذاشت، با حسن‌نیت وارد میدان شد و از قرار از یک‌سو مشکلاتی را برای اجرای کنسرت فرزندش به وجود آوردند و از دیگرسو کنسرتش را در تبریز به‌هم زدند؛ کنسرتی که به‌گمانم به‌نوعی تقویت همبستگی ما ایرانیان است که یک موزیسین از کرمانشاه و کردستان در تبریز به اجرای برنامه می‌پردازد و مشخص نیست کدام شیرپاک‌خورده‌ای چنین رفتاری کرده که کنسرتی این‌چنینی را لغو کرد.
اما بازگردیم به رأی برائت برای جناب درخشانی.
شاکی آقای درخشانی و گروه ماه، پلیس امنیت ایران بود که از آقای درخشانی و گروهش به دلیل «تهیه و تدوین و انتشار فیلم تک‌خوانی زنان در راستای قبح‌شکنی این موضوع» شکایت کرده بودند. اما دادسرا، شکایت را وارد ندانست و علاوه بر آن رأی به منع تعقیب اعضای گروه داد.

با عنایت به اینکه قوانین دادگاه‌های جمهوری اسلامی برآمده از احکام اسلامی است (به‌دلیل آنکه این قوانین از زیر نظر و نگاه فقهای شورای نگهبان می‌گذرند)، تفسیر چنین حکمی این است که اگر یک گونه موسیقی حداقل در نوع فاخر و سنتی آن با صدای تک‌خوان باشد و توزیع هم شود، مشکل خاصی ندارد و می‌توان این کار را تکرار کرد، چراکه کار غیرقانونی، غیرعرفی و غیراخلاقی، صورت نگرفته است.
این از معدود نوبت‌هایی است که علیه یک موزیسین صاحب‌نام طرح دعوی می‌شود و کار در همان مرحله دادرسی وارد تشخیص داده نمی‌شود. یعنی جرمی صورت نگرفته و این کار قبح‌شکنی هم نیست.

وقتی کاری انجام می‌شود که ابتدا از دید دادگاه و قوه قضائیه جرم تشخیص داده می‌شود و بعد از شکایت و دادرسی مشخص می‌شود آن فعالیت جرم نیست، نتیجه این رأی آن می‌شود که می‌توان آن فعالیت را استمرار داد و هیچ‌گونه قبح و قباحتی هم ندارد.

در چندسال گذشته شکایت‌هایی از سوی موزیسین‌ها به دادگاه صورت گرفت مثل شکایت خانواده مرحوم فرهاد از صداوسیما بابت پخش بدون مجوز آثار مرحوم فرهاد که اتفاقا این شکایت به مراحل خوبی هم رسیده بود که خانواده مرحوم فرهاد پاپس کشیدند و ادامه ندادند.
نگارنده امیدوار بود که خانه موسیقی در این زمینه تحرکی از خود نشان دهد و حتی با نگارش یک نامه یا دادن بیانیه از دادسرا و شعبه یادشده قدردانی کند. اما وقتی خبر چنین امر مهمی را روی سایت خانه موسیقی هم قرار نمی‌دهند، دیگر چه انتظاری از پیگیری چنین نکته مهمی؟ دراین‌میان اما برای تقویت چنین ادبیاتی چه نیکوست که آقای مجید درخشانی و اعضای گروه به تشریح دقیق‌تر این ماجرا بپردازند تا اگر نمونه‌های مشابهی رخ داد، از این تجربه دیگران هم بتوانند استفاده کنند.»
 
کد مطلب: 5568
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۶ مهر ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۱۷:۱۸
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر