داخلی صفحه آموزگاران حکمت وحیانی آرشيو گزارش
 
آیت‌الله میرزا محمدمهدی غروی اصفهانی (م 1365 ق)
آیت‌الله میرزا محمدمهدی غروی اصفهانی (م 1365 ق)
ميرزا محمّد مهدی غروی مهم‌ترین و تاثیرگذارترین استاد مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مجتبی قزوینی است.
مرحوم میرزا ابتدا با سرپرستی پدرش تحصیلات حوزوی را آغاز كرد. مدت زیادی نگذشته بود که پدر ایشان دار فانی را وداع گفت و بنا بر وصیت و توصیه او، میرزا تحت سرپرستی علمی و معنوی حاج آقا رحیم ارباب (شاگرد آخوند ملا محمد کاشی و جهانگیرخان قشقایی) قرار گرفت. مرحوم میرزا پس از خواندن دروس مقدمات، سطوح عالی فقه و اصول را نیز تکمیل کرد[1] و هم زمان برخی از متون فلسفه و عرفان را با جدّیت، نزد دو تن از معروف‌ترین اساتید عصر، آخوند ملامحمد کاشی[2] و جهانگیرخان قشقایی[3] فرا گرفت.
ايشان با راهنمایی و توصیه حاج آقا رحیم ارباب، در حدود هجده سالگی[4] راهی عتبات عالیات شد و در کربلا به محضر سید اسماعیل صدر (از خواص اصحاب ملا فتحعلی سلطان‌آبادی) شرفیاب شد و از مراتب علمی (فقه و اصول مرسوم) و معنوی (اخلاق و سیر و سلوک) وی بهره برد. بنا بر گزارش برخی از آگاهان،[5] مرحوم میرزا نزد مرحوم صدر تا جايی پیش رفت که به مقام تجرید و خلع بدن دست یافت. سپس برای ادامه تحصیلات عازم نجف اشرف شد و نزد اساتید آنجا، مانند آیات عظام: سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، آخوند خراسانی و میرزای نائینی زانوی شاگردی بر زمین زد.
مرحوم ميرزا مدت 14 سال به طور ویژه نزد اصولی سترگ و نابغه كم‌نظير، ميرزای نائينی[6] (از شاگردان اخلاقی ملا حسین‌قلی همدانی و رفیق و وصی مرحوم سید احمد کربلایی)، كه يد طولايی در علوم معقول و منقول داشت، شاگرد ینمود. به گفته خودش تا مدت‌ها به تنهایی به درس میرزای نائینی می‌رفت و اولین فردی که به جمع ایشان اضافه شد مرحوم سید جمال گلپایگانی بود (اول من لحق بنا آسید جمال).[7] تعداد شاگردان این درس ویژه به هفت نفر رسید و به تعبیر حضرت آیت‌الله وحید خراسانی، مرحوم میرزای نائینی درس خود را با این هفت نفر پخته نموده است.[8] مرحوم میرزا بسیار مورد توجه میرزای نائینی بود و در حقیقت از برجسته‌ترين شاگردان و مقرّر درس ايشان به شمار می­آمد. از امتيازهای ويژه میرزای نائینی اين بود كه ديدگاه‌ها و تحقيق‌های خود را در اصول بر مبنای استدلال و برهان ارائه می‌داد و شاگردان خود را از مبانی علوم عقلی آگاه می‌كرد.[9]
ميرزای نائينی به کمتر کسی اجازه اجتهاد می‌داد؛ اما در سال 1338ق، پیش از حرکت میرزای اصفهانی به ایران اجازه اجتهادی كم‌نظير به ایشان اعطا نمود و وی را با اوصافی والا در مقام درک و انتقال توصیف کرد که نشان‌دهنده تیزهوشی، استعداد بسیار بالا و درک قوی و نبوغ علمی وی است. تعبیرهایی مانند «جودت ذهن» (جوّال بودن و توانايی ذهن)، «نظر صائب»، «فکر ثاقب» و «دقت نظر» از جمله القاب به کار رفته در این اجازه‌نامه است.
...
مرحوم میرزا، علاوه بر فقه و اصول، نزديک به بیست سال در فلسفه و عرفان تحصیل و تحقیق داشت. برای روشن شدن این مدّعا پای سخنان خود ایشان می‌نشینیم:
... با آنکه در آن وقت آیت‌الله سید محمدکاظم یزدی، صاحب کتاب عروة الوثقی، خواندن کتب فلسفه و عرفان را جایز نمی‌دانستند، ما در خفا مشغول تحصیل آنها بودیم. چون تا اندازه‌ای خود را فارغ از آن دیدم، و آن را برای نیل به مقصود كافی ندیدم، با آنکه نزد آسید احمد کربلايی، که شاگرد آمیرزا حسینقلی همدانی بود، وارد مراحل عرفان شده بودم و سالیانی قریب بیست سال در آن رشته کار می‌کردم تا آنجا که اکابر آن مرحله مرا استاد می‌دانستند ...[10]
مرحوم میرزا متون فلسفی و عرفانی را به همراه سیر و سلوک عملی در عتبات عالیات و نزد فلاسفه و عرفای بزرگی چون شیخ مرتضی طالقانی، شیخ محمد بهاری و به ويژه سید احمد کربلایی فرا گرفت، تا آنجا که اساتید فلسفه و عرفان، استادی وی را در این فنون تأیید نمودند. مرحوم سید احمد کربلایی وی را در فلسفه اشراق استاد و در عرفان عارف کامل دانسته و اجازه ارشاد و دستگیری از سالکان را به وی اعطا نموده است.[11]
بنا بر گزارش برخی از آگاهان،[12] مرحوم میرزا در نجف علاوه بر تحصیل، به تدریس کتب معقول نیز اشتغال داشت. وی در این دوره، سخت به مبانی فلسفه و عرفان معتقد بود،[13] با این همه دلش آرام نمی‌گرفت و اضطراب درونی‌اش روز‌به‌روز فزونی می‌یافت. او برخی از مصطلحات و قواعد فلسفی و عرفانی، مانند وحدت وجود، یکی دانستن علم و اراده حضرت حق، قاعده الشيء ما لم یجب لم یوجد، قاعده الواحد و مباحث معاد مثالی، را با آیات و روایات ناسازگار می‌دید؛ از همین رو برای رفع تحیر به دنبال گمشده خود می‌گشت. راه مسجد سهله را پیش گرفت و به حضرت ولی عصر؟عج) متوسّل شد؛ به گفته خودش، ریگی در مسجد سهله نیست كه اشکهای من روی آن نریخته شده باشد.[14] سرانجام به وصال یار نائل آمد و گمشده و مقصود خود را یافت. هنگام تشرف به محضر مولای خود به او القا شد که حقیقت معرفت و معرفت حقیقی را چگونه و از کجا باید آموخت. از آن تاریخ (که چند سال پيش از حرکت ایشان به سوی ایران بود) دست از معارف بشری گذشته کشید و تمام جزوات و نوشته‌های خود را، که نتیجه تحصیلاتش بود، پاره‌پاره كرد و به داخل شط افکند.[15] سپس با کمال توجه به سوی قرآن و روایات (بدون تأویل و توجیه غیر مربوط)  روی آورد و از سرچشمه زلال آن معارف کمال استفاده و بهره را برد. ايشان پس از آن به ايران آمد و در مشهد ساكن شد.
مقام معظم رهبری درباره وضع حوزه مشهد هنگام ورود ميرزا می‌نگارد:
حوزه علمیه مشهد در آن زمان از جهت علوم معقول و ادبیات بی‌شک در میان حوزه‌های علمی شیعه، رتبه اول را حائز بود و استادانی که این دو رشته را در مشهد تدریس می‌کردند بی‌نظیر یا کم‌نظیر بودند. اساتید بزرگ فلسفه و عرفان، مانند حاجی فاضل خراسانی، آقا بزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدالله عارف یزدی [و شاگردان ایشان، و میرزا ابوالقاسم الهی]، سالیان بسیاری به تدریس فلسفه و عرفان در آن حوزه اشتغال داشته‌اند.[16]
استاد مکرّم حاج آقا اسماعیل غروی، فرزند مرحوم میرزا، کیفیت آغاز درس خارج ايشان را چنین بیان می‌كند:
مرحوم شیخ هاشم قزوینی در مدرسه پریزاد درس خارج داشت. مرحوم والد در درس ایشان شرکت می‌کرد و اشکال می‌گرفت. پس از اشکالات علمی متعدد، مرحوم شیخ هاشم مرحوم میرزا را اعلم از خود و برای تدریس شایسته ديد و از ایشان دعوت می‌كرد که درس بگوید تا ايشان و شاگردان از مرحوم ميرزا استفاده كنند؛ بدین ترتیب درس خارج میرزا در مشهد آغاز شد و فضلای حوزه در درس ایشان شرکت كردند.[17]
استاد واعظ‌‌زاده خراسانی نیز در این باره می‌فرمایند:
میرزای اصفهانی از شاگردان دوره‌ اول درس مرحوم نائینی بود و یک دوره درس اصول را بیان کرده بود. می‌گفتند در مدرسه‌ پریزاد درس می‌گفت (و ظاهراً وی اولین کسی است که مبانی مرحوم نائينی را از نجف خارج کرده است) و غیر از یکی دو نفر از شاگردان مرحوم آقازاده، که همه آنان هم فلسفه می‌دانستند، بقیه به درس ایشان می‌رفتند.[18]
آیت‌الله وحید خراسانی در این باره می‌فرماید:
شاگردان مرحوم آقازاده، که در درس مرحوم میرزا نیز حاضر می‌شدند، اشکالات ایشان بر صاحب کفایه را در درس آقازاده و پاسخ مرحوم آقازاده بر این اشکالات را در درس مرحوم ميرزا طرح می‌کردند به همین منوال مباحثات ادامه داشت و بر اثر این نقض و ابرام‌ها حوزه علمیه مشهد به حد اعلای خود رسیده بود.[19]
مرحوم میرزا از ابتدا در فکر طرح مباحث معارفی بود و وجود اساتید بسیار کارکشته و شاگردان ایشان این امر را بسیار دشوار می‌نمود. پس از مدتی - که ظاهراً طولانی هم نبوده - موقعیت علمی (استادی) ایشان تأیید و تثبیت شد و تدریس معارف را، که در حقیقت رد مطالب فلسفه و عرفان بود، شروع كرد. نقش مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی در این امر بسیار مهم بود؛ زیرا ایشان در ابتدا - و پس از برخورد با مرحوم ميرزا - دست از عقاید فلسفی خود برداشت و در تمامی دروس، به ويژه درس معارف مرحوم میرزا، از ابتدا تا آخرین لحظه شرکت كرد و طبق نقل‌های فراوان، مروّج مراتب علمی میرزا و مشوّق طلاب برای شرکت در دروس مختلف ایشان بود.
تذکر این نکته ضروری است که مرحوم آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی پیش‌تر در قزوین فلسفه مشاء و اشراق را نزد نابغه­ دوران، آیت‌الله سید موسی زرآبادی، فرا گرفت[20] و سپس به اصفهان رفت و علاوه بر تحصیل فقه و اصول، تحصیلات فلسفی و عرفانی خویش را نزد مرحوم آخوند ملامحمد کاشی و میرزا جهانگیرخان قشقایی ادامه داد. در مشهد نیز با شرکت در درس آقابزرگ حکیم تحصیلات فلسفی خود را به اتمام رساند و در فلسفه صاحب نظر شد. ایشان در عرفان عملی از شاگردان مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی است.[21]
از قول مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی نقل شده است که نزدیک به بیست سال به تحصیل و تحقیق علوم فلسفی اشتغال داشته‌ است.[22]
به فرموده آیت‌الله میرزا مهدی آشتیانی حاج شیخ هاشم قزوینی هم فقیه است و هم فیلسوف.[23] مرحوم آقا شيخ هاشم در علوم عقلی و عرفانی ممتاز بود[24] و نظريات ملاصدرا را هم به خوبی می‌دانست[25] و نه تنها از حكمت متعاليه، بلكه از فلسفه مشاء و اشراق نيز آگاهی تامّ داشت.[26] وی با وجود اين سابقه علمی، با شركت در تمامی دروس معارف عمومی و خصوصی میرزای اصفهانی، نقدهای وی بر فلسفه و عرفان را وارد دانست و از آن عقايد روی گردانيد و يكی از بزرگ‌ترين مروّجان معارف مرحوم ميرزا شد.[27]
مقام معظم رهبری در این باره می­فرمايد:
مرحوم حاج شيخ هاشم علاوه بر اينكه دلبسته علمی مرحوم آقا ميرزا مهدی شد، مروّج ايشان هم شد و به نظرم جاذبه مرحوم ميرزا ايشان را در مشهد نگه داشت.[28]
رفته رفته طلاب و فضلای مهمی جذب این دروس شدند و بر اثر تبلیغات و اصرار مرحوم شیخ هاشم، شاگردان مهم فیلسوفان مشهد، مانند شیخ غلامحسین محامی بادکوبه­ای و شیخ محمود حلبی، نیز در درس ایشان حاضر شدند. آنان با طرح اشکالات و مباحثات جدی با مرحوم میرزا، در نهایت به مقام علمی ایشان گردن نهادند و تسلیم ایشان می‌شدند.[29] هنگامی که از آیت‌الله العظمی خویی درباره مقام فلسفی مرحوم میرزا سؤال شد، ایشان فرمودند: من در دوره ایشان نبوده‌ام، ولی افرادی از ایشان تبعیت کردند که من اطمینان دارم فیلسوف پخته‌ای بوده و الّا این افراد از او تبعیت نمی‌کردند.[30] آیت‌الله محسنی ملایری (از شاگردان فلسفه آقا بزرگ حکیم) می‌فرمود:
مرحوم میرزا پس از آمدن به حوزه مشهد، هنگام نقد مبانی فلسفی و عرفانی، ابتدا به تدریس فلسفه روی آورد و مطالب فلسفی را تقریر کرد؛ آنچنان که درس فلسفه مرحوم آقا بزرگ حکیم خلوت شد و جز یکی دو نفر و من کسی در درس آقا بزرگ باقی نماند. آقا بزرگ حکیم وقتی چنین وضعیتی را مشاهده كرد، فرمود: "شما هم به درس ایشان بروید" و این چنین درس ایشان (در برهه­ای) تعطیل گشت.[31]
مرحوم آیت‌الله ملایری گزارش داده‌اند:
به درس میرزا رفتم. اولین جلسه‌ای که حاضر شدم بحث درباره کیفیت حصول علم برای نفس بود و بیان حقیقت علم و تمایز با نفس و مطالبی بسیار مهم در این باره. پس از این درس، همین که خدمت آقا بزرگ رسیدم، فرمودند: "خوب درس چه بود؟" من هم مطالبی که میرزا فرموده بود نقل کردم. آقا بزرگ حکیم به محض شنیدن فرمود: "عجب مطالب عرشی‌ای! عجب مطالب مهمی! تا کنون از کسی نشنیده بودیم؛ حتماً به درس ایشان بروید و بیایید و مطالب را به من هم بگویید".[32]
مورّخ امین، جناب استاد غلامرضا جلالی نیز می‌نگارد:
مرحوم آیت‌الله بادکوبه‌ای اهل علم و تحقیق بود و از محضر بزرگان حوزه مشهد بهره برد. ایشان چند دوره کامل فقه و اصول را نزد آیات عظام میرزا محمد آقازاده و حاج آقاحسین قمی آموخت. فلسفه و حکمت و عرفان را نيز از حکیم نامی، آقابزرگ شهیدی و شیخ اسدالله عارف یزدی استفاده کرد و به تدریج در سایه تلاش بی‌وقفه خود، در حکمت و عرفان و فقه و اصول و کلام و منطق صاحب نظر شد. با آمدن آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی به مشهد، مرحوم بادکوبه‌ای نیز، مانند بسیاری از بزرگان حوزه، به درس میرزا جذب شد. مرحوم بادکوبه‌ای، مثل آقاشیخ هادی کدکنی، ابتدا به ترویج فلسفه می‌پرداخت، ولی تحت تأثیر میرزا مهدی اصفهانی، هردو از تحصیل و تدریس فلسفه، مگر با نگاه اجتماعی و انتقادی، پرهیز کردند.[33]
آیت‌الله شیخ مرتضی محامی نیز در مصاحبه‌ای فرمودند:
مرحوم والد با آنکه فارغ التحصیل درس آقازاده و آقابزرگ حکیم و نیز مستغرق در فلسفه ملاصدرا بودند،[34] با اصرار آقا شیخ هاشم به درس مرحوم میرزا مهدی اصفهانی رفتند و بعد از چند ماه بحث و مناظره، معارف ایشان را پذیرفتند. مرحوم والد بر اسفار و کتب فلسفی بسیار مسلط بودند، حتی در ملاقاتی که با آیت‌الله خویی داشتند به ایشان گفته‌اند که من حاضرم اثبات کنم که ملاصدرا در تمام کتاب اسفارش یک کلمه حرف حساب ندارد.
گفتنی است که آیت‌الله العظمی میلانی در این مسئله با مرحوم آیت‌الله محامی هم‌نظر بودند، آیت‌الله قائمی، از مدرسان خارج حوزه علمیه قم و از شاگردان آیت‌الله میلانی، فرمودند: «از آیت‌الله میلانی استفتائی درباره اسفار دیدم (که يک کپی از آن نزد من است) كه فرموده بود: جز بسم الله الرحمن الرحیم چیزی از مطالب آن را قبول ندارم».[35]
تسلط مرحوم محامی بر فلسفه به قدری بود که هنگامی که آیت‌الله شیخ محمدتقی آملی در شرح یکی از کتب معقول دچار مشکل علمی می‌شود، پاسخ مشكل را می‌دهد، و مرحوم آملی بسیار خوشحال می‌گردد.[36]
آیت‌الله سید حسن صالحی در این باره می‌فرماید:
آقای شیخ غلامحسین محامی هم از فلاسفه و از شاگردان مهم آقا بزرگ حکیم بودند. سرآمد همه اینها حاج شیخ هادی کدکنی بودند که از فلاسفه بزرگ حوزه مشهد شمرده می‌شدند. از شاگردان آقابزرگ حکیم و جزو مدرسان اول فلسفه در حوزه مشهد بودند و در رتبه آقابزرگ حکیم قرار داشتند. ایشان هم به احترام میرزا مهدی اصفهانی درس فلسفه را ترک کردند.[37]
یکی دیگر از فلاسفه و مدرسان فلسفه در مشهد، آیت‌الله شیخ هادی کدکنی است. وی سالیان بسیاری از محضر آقابزرگ حکیم و شیخ اسدالله عارف یزدی استفاده علمی كرد و به تدریس فلسفه اشتغال داشت. ایشان علاوه بر شرکت در درس خارج میرزا، در درس معارف ایشان نیز شرکت كرد و پس از بحث‌های علمی، به مکتب معارفی مرحوم میرزا پيوست.
از شاگردان بسیار بارز مرحوم میرزا، مرحوم آیت‌الله حاج شیخ محمود حلبی است كه از اساتيد و مدرسان نامدار حوزه علميه مشهد بوده است. ایشان نیز در فلسفه و عرفان از شاگردان مهم آقابزرگ حکیم، و شیخ اسدالله عارف یزدی و مرحوم حاجی فاضل خراسانی بود.[38] دانشمند مکرم، جناب حاج اسماعیل غروی، در مورد تسلط علمی و فلسفی ایشان می‌فرمایند: «آقابزرگ حکیم شاگردان حوزه درسی خود را جهت دریافت پاسخ سؤالات و مشکلات علمی به مرحوم حاج شیخ محمود حلبی ارجاع می‌داد».[39]
آیت‌الله حلبی می‌فرماید: «هجده سال بود که با مطالب فلسفه خو گرفته بودیم و آنها را هم وحی منزل می‌دانستیم». در زندگی‌نامه علمی ایشان نيز بیان شده است: «حدود بيست سال نزد عالم ربّانی حاج شیخ حسنعلی نخودکی، عرفان، فلسفه و علوم غریبه را شاگردی نموده‌‌ام».[40]
آيت الله حلبی علاوه بر اینکه از اساتید سطوح عالیه بود، مدت‌ها به تدریس متون فلسفی، مانند شرح منظومه، شرح هدایه و اسفار، اشتغال داشت[41]و حدود 150 نفر شاگرد در درس فلسفه ایشان حاضر می‌شدند.[42] وی نیز با اصرار مرحوم آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی و به قصد دفاع از مبانی فلسفی عرفانی خود و رد فرمایشات میرزا، در درس میرزای اصفهانی حاضر شد؛ اما پس از مباحثات بسیاری که با میرزای اصفهانی انجام داد؛ اشکالات عقلی و نقلی میرزا را وارد دانست و مبانی ایشان را پذيرفت.
از ديگر اساتید فلسفه مشهد، مربی بزرگ و جامع معقول و منقول،[43] آیت‌الله میرزا علی‌اکبر نوقانی است که سال‌ها در نزد اساتید فلسفه و عرفان به تحصیل این علوم اشتغال ورزید و سپس به تدریس فلسفه پرداخت.[44] در زندگی‌ علمی ایشان تدریس کتب علوم عقلی و حاشیه بر کتب فلسفی به چشم می‌خورد. ایشان نیز از مکتب علمی مرحوم میرزا استفاده برد و در ردیف معارف‌شناسان درآمد.[45]
مجموع این گزارش‌ها نشان می‌دهد كه مرحوم میرزا نقد مبانی فلسفی و عرفانی را در حوزه نیرومند فلسفی و عرفانی مشهد، در میان شاگردان برجسته آقا بزرگ حکیم و حاجی فاضل و شیخ اسدالله عارف یزدی به گونه‌ای مطرح کرد که اساتید فن فلسفه و عرفان نیز ابتکارات وی را ستودند. بسیاری از فضلا و شاگردان این اساتید پس از بحث‌های طولانی با مرحوم میرزا به مکتب علمی ایشان گرویدند و کم‌کم، بر اثر شیوع این معارف، تدریس فلسفه در مشهد منسوخ شد.
روش ميرزا مهدی اصفهانی در نقد فلسفه
استاد محمد تقی شریعتی درباره روش ميرزای اصفهانی در نقد فلسفه می‌فرماید:
فضلای طراز اول مشهد مثل آشیخ هاشم قزوینی و شیخ مجتبی قزوینی - دیگر از اینها بالاتر كه نداشتیم - و بعد از آنها کسانی مثل حاج شیخ محمود حلبی، میرزای نوقانی، آمیرزا جواد آقای تهرانی و دیگران همه از شاگردان میرزای اصفهانی و در برابر او تسلیم بودند. ایشان با فلسفه مخالف بود و همه اینها را از فلسفه برگرداند. مردی بسیار با تقوا، شریف و دانشمند بود. وقتی فلسفه را رد می‌کرد اینطور نبود که بی‌جهت بگوید که فلسفه مردود، بلکه تمام مطالب فلسفی را جزء به جزء نقد می‌کرد و به شاگردانش می‌گفت: «شما که اینجا نشسته‌اید همه فلسفه خوانده‌اید، ببینید من درست فهمیده‌ام یا نه؟ اگر من بد فهمیده‌ام مرا راهنمایی کنید». مطلب بزرگان فلسفه مثل ملاصدرا و ابن‌رشد یا ابوعلی سینا را نقل می‌کرد و بعد از تصدیق آقایان فضلا، از روی مبانی صحیح علمی و با استفاده از احادیث و روایاتی که از ائمه رسیده، که با فلسفه مخالفت کرده‌اند، آن مطلب را رد می­کرد.[46]
مرحوم آیت‌الله مسلم ملکوتی چنين نقل می‌كند:
مرحوم آقای اصفهانی یک وزنه علمی و قوی بود. ایشان نه تنها در فقه و اصول، بلکه در فلسفه و عرفان هم تسلط لازم و کافی داشت؛ ولی مخالف فلسفه بود، یعنی فلسفه را خوانده و فهمیده بود، ولی آن را رد می‌کرد. در همان درس معارفی که گذاشته بود، فلسفه و فلاسفه را نقد می‌کرد. نسبت به صدرالمتألهین خیلی حساسیت داشت؛[47] اغلب از کتاب اسفار مطلبی می‌آورد و خیلی تند آن را نقد و رد می‌کرد.[48]
شاگردان مرحوم میرزا مهدی اصفهانی
وجود مرحوم میرزا در طول مدت اقامت در مشهد مقدس منشأ برکات زیادی بود. افراد زیادی از کمالات علمی و معنوی ایشان استفاده بردند و به درجات علمی والا نائل آمدند. برخی از اين شاگردان عبارت‌اند از:
1. آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی (وی دارای تقربی بسیار نزد اساتید بزرگ و جامعیتی کم‌نظیر در علوم مختلف بود؛ همچنین وقار، معنویت و اخلاص در عبادت داشت و حاضر نشد رساله چاپ کند)؛[49]
2. آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی؛
3. آیت‌الله سید صدرالدین صدر (از شاگردان دوره اول درس مرحوم میرزا، عالم طراز اول و از مراجع بزرگ قم)؛
4. آیت‌الله سید محمدرضا علم‌الهدی بروجردی (از فقهای عظام مقیم مشهد و صاحب رساله عملیه)؛
5. آیت‌الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی (مرجع آگاه که در دروس فقه و اصول و معارف میرزا شرکت نموده‌اند)؛
6. آیت‌الله العظمی سید علی سیستانی (به فرموده آیت‌الله حاج آقا مهدی مروارید، ایشان در برخی از فتاوا، مانند بحث آب کر، نظر مرحوم میرزا را پذیرفتند)؛
7. آیت‌الله محمدرضا محقّق تهرانی (صاحب رساله عملیه)؛
بسیاری از شاگردان مرحوم میرزا جزو مجتهدان مسلّم حوزه بودند ولی، همانند میرزای اصفهانی، از شهرت و رفتن در مسیر مرجعیت امتناع نمودند؛ برای نمونه می‌توان به آیات عظام شیخ صدرا بادکوبه‌ای، شیخ علی نمازی شاهرودی، شیخ کاظم مهدوی دامغانی، میرزا علی‌اکبر نوقانی، شیخ عبدالنبی کجوری، شیخ محمود حلبی، میرزا جواد آقا تهرانی، میرزا حسنعلی مروارید، شیخ محمدرضا خانرودی ترابی، میرزا محمدباقر ملکی میانجی، سید حسین حائری کرمانشاهی و شیخ علی‌اکبر صدرزاده دامغانی اشاره كرد.
ميرزا مهدی اصفهانی علاوه بر تحصيل،‌ تدريس و تربيت شاگردان فراوان، آثاری نيز تأليف كرد. آثار ايشان عبارت‌اند از:
- مجموعه تقریرات در فقه و اصول (از افراد متعددی که در درس ایشان حاضر شده‌اند؛ برخی از اين تقريرات را خود ایشان تصحیح كرده است)؛
- ابواب الهدیٰ؛
- غایة المنیٰ؛
- مصباح الهدی؛
- رساله معاریض و توریه؛
- رسائل افتاء و تقلید؛
- معارف القرآن، كه در چند جلد از مهم‌ترین آثار ایشان محسوب می‌گردد.
نقش مرحوم میرزا در احیای حوزه مشهد

رضاشاه پس از واقعه مسجد گوهرشاد، که در واقع بهانه‌ای برای بر هم زدن حوزه علمیه مشهد بود، با اقداماتی نظیر تعطیل کردن مدارس، اخراج و تبعید علما، خلع لباس و عمامه حوزویان و ممنوعیت پوشیدن آن بدون مجوز، در واقع کمر حوزه را شکست. پس از اخراج رضاشاه از ایران مرحوم میرزا بسیار کوشید تا بار دیگر درس‌های حوزه مشهد دایر و جامه­ رشد و بالندگی بر قامت حوزه و طلاب مشهد آراسته گردد. اقدامات وی و شاگردانش را می‌توان در امور ذیل خلاصه کرد:
1. بازپس‌گیری حوزه‌ها، مانند مدرسه علمیه نواب، از اداره اوقاف و دانشکده معقول و منقول. این مدرسه را شاگرد ایشان، آیت الله شیخ محمود حلبی، از تصرف متصرفان خارج و اداره اوقاف آن را بازگشایی كرد؛[50] با اجازه مرحوم میرزا و حاج آقا حسین قمی تولیت آن به شاگرد دیگر ایشان، مرحوم آیت‌الله میرزا علی‌اکبر نوقانی، سپرده شد.
2. جذب طلاب فراوان، مانند: مرحوم حجت الاسلام و المسلمين شیخ مرتضی علم‌الهدی، شیخ محمدعلی آریانی و شیخ محمود انصاری، و بر عهده گرفتن تحصيل آنان؛
3. دعوت و جذب اساتیدی که تبعید شده بودند یا از مشهد به اطراف گریخته بودند. مانند مرحوم آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی و آیت الله شیخ مجتبی قزوینی؛
4. پرداخت شهریه به طلاب و رسیدگی به اوضاع اقتصادی آنان؛
5. تدریس خارج فقه و اصول و معارف.
این عالم ربّانی - که خود مدت‌ها قبل تاریخ دقیق فوت خود را نگاشته بود[51]- پس از عمری عبادت و تقوا و ترویج مکتب خالص قرآنی و اهل‌بیت(ع) و تربیت طلاب و فضلا، در روز پنجشنبه نوزدهم ذی‌حجه سال 1365ق دار فانی را وداع گفت و به سوی لقای محبوب شتافت. مرحوم آیت‌الله شیخ محمود حلبی در تاریخ فوت ایشان این گونه سروده است:
يوم الخميس تلو عيد الغدير
قــلـت لـعام فــقد هـاديــنا

 
  نال إلى لقاء حي قدير
غـاب مـن الأعـين مـهديـنا[52]

 
 
رابطه مرحوم حاج شیخ مجتبی با میرزای اصفهانی
مدرسان و شاگردان ممتاز فلسفه و عرفان مشهد با شرکت در درس میرزای اصفهانی و مباحثه‌های طولانی با ایشان، از عقاید فلسفی و عرفانی دست شستند و مجذوب و تسلیم ایشان شدند. مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی نیز در آن ایام از شخصیت‌های ممتاز فلسفه به شمار می‌آمد؛[53] اما در پایان از شاگردان برجسته و معتقدان به معارف مرحوم میرزا شد.[54]مرحوم آیت‌الله شیخ محمدرضا محامی در این باره می­گوید:
مرحوم حاج شیخ در مقابله با مرحوم میرزا، بی‌وجه مطلب را قبول نمی‌کردند؛ گاه مکرر جواب رد و بدل می‌شد و تفوق با مرحوم آمیرزا مهدی اصفهانی بود».[55]
آیت‌الله میرزا حسن صالحی نیز این گونه گزارش می‌دهد:
حاج شیخ مجتبی قزوینی، یکی از شخصیت‌های ممتاز عرفانی و فلسفی، در اثر گرایش به میرزا مهدی اصفهانی، رشته فلسفه و عرفان را ترک کرد. ایشان به پیروی از استاد خود معتقد بود که لازم است اشتباهات فلاسفه را متذکر شوند و فلسفه و عرفان را نقد می‌کرد.[56]
مرحوم حاج شیخ بسیار مورد توجه استاد خود بود. این توجه از اجازه اجتهاد مفصلی که استاد به ایشان داده کاملا هویدا است. بعد از فروپاشی رژیم منحوس رضاشاه، ایشان جزو اولین افرادی بود که به دعوت مرحوم میرزا بار دیگر به حوزه مشهد برگشتند و تدریس را آغاز كردند. مرحوم میرزای اصفهانی در دوران سختی معیشتی خود، نیمی از شهریه اختصاصی خود را، که از سوی میرزای نائینی دریافت می­کرد، در اختیار مرحوم حاج شیخ قرار می‌داد.[57] حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ حبیب الله احمدی سینایی فرزند مرحوم حاج شیخ مجتبی از قول والد خویش فرمودند: «در اواخر عمر مرحوم میرزا به من فرمودند: آنچه داشتم به شما (شیخ مجتبی) منتقل کردم».[58]
برگرفته از: کتاب آموزگار حکمت وحیانی، نوشته محمد عربشاهی و حسن طالبیان شریف
 
[1]. گنجینه دانشمندان، ج 7، به نقل از مرحوم حجت الاسلام و المسلمین میرزا علیرضا غروی (فرزند بزرگ مرحوم میرزا)، ص 116 .
[2]. تاریخ حکما و عرفای متأخر، ص 423.
[3]. همان، ص 339.
[4]. عمده شرح حال نگاران مرحوم میرزا، سن ورود ایشان به عراق را حدود 12 سالگی ذکر كرده‌اند، اما با توجه به تحقیقات گسترده‌ای که در احوالات ایشان شد، این قول صحیح نيست.
[5]. استاد و دانشمند محترم حاج آقا اسماعیل غروی، فرزند مرحوم میرزا.
[6]. آیت‌الله مسلم ملکوتی در این باره می‌فرمایند: دوره خصوصی که میرزا نزد مرحوم نائینی درس می‌خوانده‌اند، جنبه‌های عرفانی بیشتری داشته است.
[7]. مستدرک سفینة البحار، ج 10، ص 517.
[8]. گفت و گو با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی حفظه الله.
[9]. علامه نائينی فقيه نظريه پرداز، ص 100.
1. مقدمه ابواب الهدی، ص 44.
[11]. متألّه قرآنی، ص 238.
[12]. آیت الله شیخ محمد سمامی تنکابنی، به نقل مستقیم از مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید حسین مکّی از معاصران مرحوم میرزا.
[13]. خطیب توانا حجت الاسلام و المسلمین حاج سید کاظم علم الهدی حفظه الله طی گفت و گویی به نقل از مرحوم شیخ عبدالله یزدی این مطلب را از مرحوم آیت‌الله  سید هاشم نجف‌آبادی - هم حجره مرحوم میرزا در نجف - نقل نمودند.
[14]. گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین سید کاظم علم‌الهدی، به نقل از مرحوم آیت‌الله سید هاشم میردامادی، هم‌حجره مرحوم میرزا در نجف.
[15]. ر.ک: مقدمه ابواب الهدی، ص 47.
[16]. ر.ک: گزارشی از سابقه تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمیه مشهد، ص 24؛ ر.ک: گفت و گو با استاد واعظ‌زاده خراسانی، اندیشه حوزه، سال پنجم، شماره پنجم، آذر و دی 1378، ص 146.
[17]. استاد غروی فرمودند: «این داستان را خود حاج شیخ هاشم برای من بیان فرمودند». برخی از ثقات و طلاب نیز این مطلب را مستقیم از مرحوم شیخ هاشم شنیده‌اند.
[18]. گفتگو با استاد واعظ زاده خراسانی، اندیشه حوزه، سال پنجم، شماره سوم، آذر و دی 78، ص147.
[19]. گفت و گو با مرجع عالیقدر آیت‌الله العظمی وحید خراسانی حفظه الله.
[20]. ر.ک:  مکتب تفکیک، ص 283.
[21]. گفت و گو با دکتر جعفری لنگرودی، از شاگردان برجسته مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی، به نقل از خود ایشان.
[22]. گفت و گو با حجت‌الاسلام و المسلمین حاج سید ابراهیم محدث، از شاگردان مأنوس با ایشان.
[23].  گفت و گو با دکتر جعفری لنگرودی.
[24]. فقيه آزادگان، ص 171.
[25]. همان، ص 133.
[26]. همان، ص 291.
[27]. ر.ک: مشاهير مدفون در حرم رضوی، ص 237؛ مدرّس صالح، ص 234؛ تاريخ حكما و عرفای متأخّر، ص 424؛ پژوهشی درباره حديث و فقه، ص 513؛ كيهان فرهنگی، ويژه‌نامه شيخ هاشم قزوينی، شماره 259، ارديبهشت 87؛ در آفاق خلوص، نگاه حوزه، ‌شماره پنجم، مرداد 1374، ص 6.
[28]. فقيه آزادگان، ‌ص 26 و 27.
[29]. نمونه‌­ای از این گزارش­ها در کتابی درباره زندگی مرحوم میرزا آمده است. اين كتاب با همکاری این جانب و محقق گرامی جناب حجت‌الاسلام آقای حسن طالبیان شریف و اخوی فاضل جناب حجت‌الاسلام محمد عربشاهی به نام احیاگر حوزه خراسان به چاپ رسیده است. در این کتاب به تفصیل درباره زندگانی مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی (تحصیلات، تدریس، شاگردان و نقش ایشان در رشد علمی و معنوی حوزه علمیه خراسان) به طور مبسوط و مفصل بحث شده است. یادآوری این نکته لازم است که متاسفانه بدون هماهنگی با نگارندگان مقداری دخل و تصرف در کتاب صورت گرفت، از جمله بخش تحصیلات میرزا در اصفهان که به کلی حذف گردید.
[30]. مدرّس صالح، ص68 .
[31]. گفت و گو با نویسنده و دانشمند معظم حجت‌الاسلام و المسلمین استاد علی اکبر مهدی‌پور. 
[32]. متألّه قرآنی، ص 54.
[33]. نگاه حوزه، بهمن 1381، شماره 88 -  89، ص 133 .
[34]. مرحوم شیخ محمدرضا ربانی تربتی - که استاد منوچهر صدوقی سها از ایشان به عارف الهی تعبیر می‌کنند - حدود دوازده سال در درس‌های فلسفه و عرفان میرزا مهدی آشتیانی شرکت كرد و ظاهراً برجسته‌ترین شاگرد عرفانی دوره اخیر ایشان به شمار می‌رود. از آیت‌الله شیخ غلامحسین محامی بادکوبه‌ای که در معقول و منقول مجتهد و صاحب نظر بوده‌اند، تعبیر به «علّام فهّام» می‌کند. همچنین ایشان مقامات والای علمی و معنوی مرحوم میرزا مهدی اصفهانی را ستوده و وی را صاحب ولایت می دانستند. (گفت و گو با آیت‌الله شیخ مرتضی محامی).
[35]. اين سخن را آیت‌الله قائمی در تابستان گذشته و در حضور مسئول محترم مدرسه آیت‌الله خویی و برخی اساتید فرمودند.
[36] . گفت و گو با آیت‌الله شیخ مرتضی محامی.
[37]. مدرّس صالح، ص72 .
[38]. گنجینه دانشمندان، ج 2، ص352.
[39]. گفت و گوی نگارنده با استاد عالیقدر حاج آقا اسماعیل غروی.
[40]. استاد و ادیب محترم حجت هاشمی در گفت و گویی به این نکته تصریح کردند.
[41]. گفت و گو با استاد حاج آقا اسماعیل غروی. مرحوم شیخ محمدرضا ربانی تربتی در حضور آیت‌الله میرزا مهدی آشتیانی، آیت‌الله حاج شیخ محمود حلبی را «استاد» خطاب می‌نمایند (به نقل از فاضل ارجمند و استاد گرامی، محمدعلی روحانی، که در همان مجلس حضور داشتند).
[42]. گفت و گو با آیت الله موسوی تهرانی، به نقل از خود ایشان.
[43]. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 184.
[44]. گفت و گو با حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی نوقانی، نوه ایشان.
[45]. ر.ک: مکتب تفکیک، ص 291.
[47]. شاید این به دلیل مسئله وحدت وجود بود که از آثار جناب ملاصدرا فهمیده می‌شود، چنانکه نقل کرده‌اند وقتی آیت‌الله العظمی بروجردی با تدریس علّامه طباطبایی مخالفت می‌کنند، برخی از فضلا خدمت ایشان عرض می‌کنند كه بد نیست درس فلسفه‌ای هم در حوزه باشد. آقای بروجردی می‌فرمایند: «پس ایشان شفا درس بدهند، نه اسفار».
[48]. خاطرات آیت‌الله مسلم ملکوتی، ص 98.
[49]. آخرین مصاحبه با مرحوم حکیم علام شیخ عبد الله نورانی در: ارج‌نامه، دفتر دوم، ص 138.
[50]. ر.ک: حوزه علمیه خراسان، ج 1، مدارس مشهد، ص 17.
[51]. اصل این دست‌نوشته در بین کتب ایشان پیدا شد و تصویری از آن در کتاب ابواب الهدی چاپ شده است.
[52]. گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 115.
[53]. ر.ک: مدرّس صالح، ص 71.
[54]. ر.ک: فقیه آزادگان، ص 352.
[55]. ر.ک: متألّه قرآنی، مصاحبه با مرحوم شیخ رضا محامی، ص 209.
[56]. ر.ک: مدرّس صالح، ص 71.
[57]. گفت و گو با استاد علی ملکی میانجی، به نقل از مرحوم حجت الاسلام و المسلمین شیخ علیرضا غروی اصفهانی، فرزند مرحوم میرزا.
[58]. مرحوم آیت الله میرزا حسنعلی مروارید که قریب بیست سال شاگرد مرحوم میرزا بودند، مرحوم آیت الله شیخ مجتبی قزوینی را بهترین شاگرد مرحوم میرزا معرفی کردند.
 
کد مطلب: 5861
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۰۸:۵۵
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر