داخلی صفحه رسانه آرشيو گزارش
 
مرور مطبوعات/ ‌‌سه‌شنبه‌ 20 بهمن/ روزنامه شرق
یک کاردینال: خدای واحدمان فقط نام‌های مختلفی دارد
شرق در این شماره به روایت گزارشی از همایش بزرگ مسلمانان در تورنتو پرداخته و در یادداشتی انتقادی، از کاهش رفتارهای بهنجار اجتماعی و آموزه‌های دینی در جامعه سخن گفته است.
یک کاردینال: خدای واحدمان فقط نام‌های مختلفی دارد
همه فرزندان ابراهیمیم و خدای واحدمان فقط نام‌های مختلفی دارد/ در عربستان سعودی مسیحی هست و در تگزاس مسلمان!
روزنامه شرق در صفحه 7 گزارشی از همایش بزرگ مسلمانان در کانادا منتشر ساخته و زیر عنوان «احیای روح اسلامی در تورنتو» به برگزاری هر ساله همایش Reviving Islamic Sprit به معنای «احیای روح اسلامی» اشاره کرده و از آن به عنوان بزرگ‌ترین همایش با موضوع اسلام در آن کشور یاد نموده است.

امیدواری نخست‌وزیر کانادا به کمک مسلمان‌ها
«جاستین ترودو»، نخست‌وزیر جدید کانادا در پیامی ویدیوئی با ابراز اینکه جامعه کانادا با به‌اشتراک‌گذاری ارزش‌ها، آرمان‌ها، آمال و امیدهای افراد ساخته می‌شود، هر گونه خشونت علیه مسلمان‌ها را محکوم کرده و سخن خود را با این جمله به پایان برد: «با کمک شما مسلمان‌ها، کانادایی قدرتمندتر و بهتر خواهیم ساخت».

تأکید نصر بر تمدن اسلامی و ایران
«سیدحسین نصر» در سخنانی حول محور «معنای زندگی» به مباحثی مانند اراده تام خدا و اراده آزاد انسان پرداخت. او تأثیر تمدن اسلامی در اندیشه جهان غرب را بسیار بیشتر و عمیق‌تر از تمدن‌های دیگر بیان کرد و با این بیت از حافظ که «سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد/ آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد» از اینکه نسل جوان امروز، تفکر و فلسفه را بیشتر در جهان غرب می‌جوید، ابراز شگفتی کرد.
 
 
در بخش هایی از گزارش «زهرا حسینی» می خوانیم:
از دیگر سخنرانی‌های تأمل‌برانگیز در این همایش، سخنرانی‌ای با عنوان «اصلاحات، مدرنیته و اسلام» بود که دکتر «شارمن عبدالحکیم جکسون»، استاد دانشگاه کالیفرنیا ایراد کرد. او با تأکید بر اینکه تمدن اسلامی فقط شریعت اسلامی نیست، تصریح کرد: «تمدن اسلامی فراتر از فقه و شریعت، شامل شعر، هنر، فیلم، موسیقی، سبک لباس‌پوشیدن و سبک زندگی هم می‌شود و اتفاقا تنها از این مسیر است که می‌توان اندیشه اسلامی را به دیگران منتقل کرد.»



میزگردی برای ادیان ابراهیمی
در دومین روز این همایش هم میزگردی با عنوان «ما همه با هم هستیم: اتحاد (ادیان) ابراهیمی در ادوار مشکل‌زا» تشکیل شد که صاحب‌نظران نام‌آوری از سه دین یهود، مسیحیت و اسلام در آن به هم‌اندیشی پرداختند. از جمله این چهره‌ها می‌توان به افرادی مانند «ربای باتیا» یهودی، کاردینال «مک کاریک» کاتولیک، امام «خالد لطیف» (امام جمعه در نیویورک)، «پاستور باب روبرتز»، کشیش کلیسای اونجلیک و دکتر «ویلیام وینلی» پژوهشگر دین و فعال صلح اشاره کرد.

روایت فراسرزمینی از ادیان
کاردینال «تئودور مک کاریک» آمریکایی با بیان اینکه من نیز می‌گویم «بسم‌الله الرحمن الرحیم» (به انگلیسی)، توضیح داد ما همه فرزندان ابراهیم هستیم و خدای واحدی هست که فقط نام‌های مختلفی دارد، دوست دارد ما با هم باشیم.
 
 «باب روبرتز»، کشیش اونجلیک  نیز در میان سخنان خود در این میزگرد، مهاجرت را موضوعی نیک ارزیابی کرد و گفت: «امروزه هر دینی در هر مکانی هست، باور کنید یا نه، در عربستان سعودی، مسیحی هست و در تگزاس، مسلمان! البته این چیز بدی نیست، این خارق‌العاده است که یک ایده و یک فرهنگ مختص یک مکان جغرافیایی خاصی نیست و هر باوری در هرجای این دنیا پیدا می‌شود».

او اسلام‌هراسی را غیرعقلانی و بلاهت‌آمیز خواند و گفت: «آن فرد مسیحی که به اسلام توهین می‌کند، مشخص است که نه‌تنها از اسلام بی‌اطلاع است، بلکه حتی عهد جدید را هم نخوانده است، زیرا عیسی هرگز نگفته به سایر باورها اهانت کن تا آنها را وادار کنی راه تو را بپذیرند.»


 
چرا با فرهنگ سرزمینمان چنین می‌کنیم؟
امیرحسین علم‌الهدی در یادداشت «ادب مرد به زدولت اوست» در صفحه 20 شرق، بر این عقیده است که جشنواره فیلم فجر با همه جذابیت‌های پیدا و پنهان، حاوی دستاوردی تأسف‌بار برای حوزه فرهنگ و هنر این مرزوبوم است.

او با اشاره به عدم «رفتار معقول فیلم سازان با منتقدان» و فقدان«بکارگیری زبان نقد علمی توسط منتقدان» نوشته است: «وقتی به میان این جماعت می‌روی و دلایل کاهش اخلاق‌مداری و سقوط هنجار‌های اجتماعی را جویا می‌شوی، همه با تبختری مثال‌زدنی از وضعیت اسف‌بار و کاهش رفتارهای بهنجار اجتماعی و آموزه‌های دینی یاد می‌کنند و از مردم می‌خواهند به فکر اخلاق بیشتر باشند! اما  این حضرات یادشان رفته یکی از مهم‌ترین دلایل رخت‌بربستن اخلاق از جامعه، رفتارهای خود ایشان است.»
 


نگارنده با انتقاد از اینکه «همه ابعاد زندگی‌مان را صحنه جنگ بین حق و باطل کرده‌ایم!» می نویسد: «داریم از درون مضمحل می‌شویم، باور کنیم آخر این مثنوی فروپاشی اخلاقی جامعه است و تا دیر نشده کمی بیندیشیم مردمانی که سرآمد ادب و احترام بودند، چرا به این رفتارها دچار شده‌اند؟ آیا اتفاقات مناظره‌های سال‌های ٨٤ و ٨٨ و فاجعه‌ ازبین‌رفتن ادب در برابر چشم ده‌ها ‌میلیون نفر ایرانی، مسبب اصلی این سیر نزولی اخلاقیات است؟
کمی افسار اسب سرکش خودشیفتگی‌مان را بکشیم و خود را بهترین‌های دنیا ندانیم و لحظه‌ای بایستیم و یک‌بار برای همیشه تکلیف خود با خودمان را روشن کنیم که چرا چنین می‌کنیم؟ واقعا چرا با فرهنگ یک سرزمین چنین می‌کنیم؟»
 
کد مطلب: 6099
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۴
ساعت انتشار : ۲۱:۰۲
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر