داخلی صفحه رسانه آرشيو گزارش
 
مرور مطبوعات/ ‌‌پنج‌شنبه 18 شهریور / روزنامه شرق
سرکار! این هیزم‌ها برای توست که شب‌ها سرما نخوری
شرق در این شماره از زندگی خصوصی آیت الله طالقانی نوشته و در کنار مطالبی درباره فتوای جدید مفتی عربستان، به بررسی راهکار حل مشکل ورود بانوان به ورزشگاه ها پرداخته است.
سرکار! این هیزم‌ها برای توست که شب‌ها سرما نخوری
سرکار! این هیزم‌ها برای توست که شب‌ها سرما نخوری
روزنامه شرق که به مناسبت سالگرد رحلت آیت الله طالقانی دو یادداشت و یک گفتگو در اینباره منتشر ساخته، در یادداشتی به قلم غلامرضا امامی زیر عنوان «طالقانی مظهر مهر و مدارا» آورده است:‌ «در دیده و دل من «طالقانی» رنگین‌کمانی بود از نقش‌ها و رنگ‌ها اما آنچه در او رخ می‌نمود، رنگ مهربان آبی آسمانی وی بود و رنگ سبزِ شاد زمینی‌اش.»
 
او در این یادداشت از خاطره ملاقات جلال آل احمد با آیت الله طالقانی پس از آزادی از زندان نوشته و از ایشان به عنوان تنها روحانی حاضر در مجلس ختم تختی در مسجد فخرالدوله یاد می کند.
 
نگارنده در ادامه از مهر طالقانی به جمال عبدالناصر سخن گفته و با اشاره به توجه او پس از پیروزی انقلاب به وصل شدن حقوق استوار ساقی زندانبان شهره قزل‌قلعه، به این فراز پرداخته است: «آذر 13٥٠ آقا در خانه محصور است، جز فرزندان کسی حق ندارد به وی سر بزند، پاسبانی مأمور است... هوا سرد شده... آقا به مشهدی ابراهیم زنگ می‌زند که مقداری هیزم فراهم کند و در وانتی به خانه‌اش بفرستد. اسماعیل‌آقا، فرزند مشهدی ابراهیم، مقداری هیزم فراهم می‌آورد؛ وانت به در خانه که می‌رسد پاسبان سر می‌رسد و می‌گوید اجازه نمی‌دهم که نه تو به داخل خانه بروی و نه هیزم را خالی کنی... جروبحث بالا می‌گیرد... آقا که صدا را می‌شنود، پنجره طبقه بالا را می‌گشاید و داستان را درمی‌یابد... رو به پاسبان می‌کند و می‌گوید: سرکار! خانه من گرم است، بخاری نفتی به راه، این هیزم‌ها برای توست که شب‌ها روشن کنی و گرم شوی و سرما نخوری... و پاسبان می‌گرید...»
 
 

 
سید‌هادی خسروشاهی: به حج و عمره نرویم
سید‌هادی خسروشاهی، رئیس پیشین نمایندگی ایران در مصر در سرمقاله امروز روزنامه شرق زیر عنوان «سقوط به سبک بنی‌سعود» با اشاره به عدم امکان ادامه محدودیت برای حجاج ایرانی، فلسطینی، سوری و... در میان مدت توسط دولت عربستان، نوشته است:«افکار عمومی ایرانیان نیز بیش از هر زمانی، متوجه ذات اصلاح‌ناپذیر این شجره ملعونه شده است و این روزها در شبکه‌های اجتماعی، به‌خوبی این واقعیت نمایان است.»
 
او که معتقد است تعطیلی دائم عمره مفرده و نیز تعطیلی حج تمتع تا زمان تامین امنیت و حفظ کرامات حجاج، گزینه های جدی ای هستند، افزوده است: «آنان اهل تسنن را نیز مسلمان نمی‌دانند و نگاهشان به فِرق اسلامی مانند شیعیان هم روشن و مبرهن است.»
 
او در ادامه نوشته است:
- نگارنده به‌عنوان فردی که سال‌ها در حوزه عربی، مطالعه داشته و کار دیپلماتیک کرده‌ام، موافق تلاش برای عادی‌سازی رابطه با کشورهایی مانند مصر و عربستان نیستم.
 
- برادران اهل تسنن کشورمان از هر زمانی نسبت به توطئه‌های سعودی آگاه‌تر بوده و ابراز برائت از آنان را یک اصل می‌دانند. توجه بیشتر افکار عمومی و نخبگان به اقدامات این فرقه انحرافی و افشای آن در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های مستقل، در کنار دیپلماسی قدرتمند ما با سایر کشورها، می‌تواند خنثی‌کننده توطئه‌های آل‌سعود باشد.
 
 
 
ظریف: واقعا هیچ شباهتی بین اسلام ایرانیان و بانیان وهابی تروریسم وجود ندارد
این روزنامه در صفحه ۲ در گزارشی از پاسخ توییتری ظریف به مفتی سعودی خبر داده و با اشاره به بهره گیری مناسب وزیر خارجه كشورمان از فضای مجازی نوشته است: «او این‌بار از خجالت یكی از مفتی‌های سعودی درآمده و نوشته است «واقعا که هیچ شباهتی بین اسلام ایرانیان و اکثریت مسلمانان با افراط‌گرایی نژادپرستانه‌ای که مفتی سعودی و بانیان وهابی تروریسم تبلیغ می‌کنند وجود ندارد»
 
 ماجرا این بود كه عبدالعزیز الشیخ، مفتی اعظم عربستان سعودی، یك روز پس از پیام مقام معظم رهبری به مناسبت فرارسیدن موسم حج، در اظهاراتی تفرقه‌افکنانه گفته بود محتوای پیام رهبری برایشان جای تعجب ندارد چراكه «ایرانی‌ها مسلمان نیستند  ایرانیان از اولاد مجوس‌ها هستند و خصومت‌شان با مسلمانان به‌ویژه سنی‌ها بسیار قدیمی است».



عصبانیت عبدالعزیز الشیخ از آنجا بود كه مقام معظم رهبری در پیام روز دوشنبه‌ خود تأكید كرده بودند «جهان اسلام، اعم از دولت‌ها و ملت‌های مسلمان باید حاکمان سعودی را بشناسند و واقعیت هتاک و بی‌ایمان و وابسته و مادی آنان را به‌درستی درک کنند؛ باید به‌خاطر جنایاتی که در گستره جهان اسلام به بار آورده‌اند، گریبان آنها را رها نکنند؛ باید به ‌خاطر رفتار ظالمانه آنان با ضیوف‌الرحمان، فکری اساسی برای مدیریت حرمین شریفین و مسئله حج بکنند. کوتاهی در این وظیفه، آینده امت اسلامی را با مشکلات بزرگ‌تری مواجه خواهد ساخت».
 
 
 طاهره طالقانی: بعضی از خواهران من پیش از انقلاب بی‌حجاب بودند
روزنامه شرق در صفحه ۶ از دیدار با طاهره طالقانی و خاطرات او از پدر نوشته است.  مرجان توحیدی و علی شاملو در مقدمه این گفتگو آورده اند: «قرار بود به زندگی آیت‌الله طالقانی نگاهی بیندازیم، چگونگی ضبط و ربط دو همسر و بزرگ‌شدن ١٠ فرزند. بااین‌حال چون تردید داشتیم باب گفتگو را چگونه باز کنم، پس رفتم به سراغ همان کلیشه که یک‌باره طاهره‌خانم؛ خودش سر حرف را باز کرد.»
 
فرزند آیت الله طالقانی در فرازهایی گفته است:
- مهم‌ترین ویژگی ایشان این بود که به جوان‌ها خیلی علاقه‌مند بود. پدر، برای جوان‌گرایی و مردم، اهمیت زیادی قائل بود؛ چون به این مسئله معتقد بود که هر فردی یک فکری دارد و باید از فکرش استفاده کرد؛ اصطلاحی داشت که هر سَری عقلی دارد.
 
- پدر به خاطر تأکیداتی که درباره تعدد زوجات و البته حمایت از یتیم داشته، تمایل می‌یابند که مجددا ازدواج کنند. در ابتدا مادر مخالفت کرده، ولی مادربزرگ و عمه‌ام با او صحبت می‌کنند و می‌گویند به تو ربطی ندارد و {در نهایت} خودشان تصمیم می‌گیرند.
 


- وقتی پدر از تبعید بازگشت، پیش از زندان‌رفتن، در مسجد هدایت تفسیر می‌گفت؛ ما به پدر پیشنهاد کردیم برای ما هم جلسه تفسیر بگذارد؛ بنابراین هر پنجشنبه همگی جمع می‌شدیم و پدر صحبت می‌کرد، ما انسجام داشتیم؛ ولی آنها کمتر.

 -پس از تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین، پدر در زندان سعی می‌کرد با همه آنها باشد و با همه گفت‌وگو کرده و آنها را پدرانه نصیحت کند. ولی بعضی آقایان که آنجا بودند خط و خط‌کشی ایجاد کرده بودند.
 
- پدر ظاهرا آن نامه «نجس - پاکی» [در مورد افراد سازمان مجاهدین] را امضا کرده بودند. ظاهرا جو خیلی سنگینی بوده است. اعصاب پدر بسیار به ‌هم‌ ریخته بود. در ملاقات‌ها نیز چندان حوصله صحبت‌کردن نداشتند.
 
-رسم پدر این بود تا در جهت اخلاق تربیتی بر ما اثر داشته باشد؛ یعنی با نوع رفتارشان ما را هدایت کنند نه اینکه حکم بدهند. اصلا کلمات آمرانه به کار نمی‌بردند و فقط می‌گفتند خیلی خوب است دختر وقار داشته باشد و سبک نباشد.

- بعضی از خواهران من پیش از انقلاب بی‌حجاب بودند و پس از انقلاب چادر را انتخاب کردند.  حتی یک بار اعظم، تعریف می‌کرد، زمانی ‌که دبیرستانی بوده، به نشانه اعتراض به حجابِ چادر، چادر خود را نصف کرده و با حالتی خاص، دور سر خود پیچیده بود. وقتی به خانه برگشته بود، پدر فقط به او نگاه کرده و حدود سه روز بعد به او گفته بود، بیا بنشین تا با هم صحبت کنیم.
 
- به یاد ندارم یک بار به من و خواهرم که دو قلو هستیم، گفته باشد چرا نمازتان را نخوانده‌اید یا چرا چادرتان این‌طور است. ما دیده بودیم، مادرمان چادر سر می‌کند؛ بنابراین وقتی بزرگ شدیم، ما هم چادر را انتخاب کردیم. به‌عنوان نمونه، من سعی کردم درباره حجاب تحقیق کنم. ما حجاب را بنابر اختیار خود انتخاب کردیم؛ اما وقتی دیدیم که عرف جامعه چادر است، چادر را انتخاب کردیم. اما وقتی با پدر به کوه می‌رفتیم، چادر نداشتیم یا در مسافرت‌ها هم همین‌طور. پدر درباره حجاب مثال گاندی را می‌زد. می‌گفت ما گاندی را با آن لباس و پوشش می‌شناسیم.
 
- بعد از واقعه ١٧ شهریور، پدر در بیمارستان زندان قصر بستری بود و ما به دیدن ایشان رفتیم. اعلامیه‌ها را برای او بردیم و درباره اینکه چه اتفاقاتی افتاده، او را مطلع کردیم. آقای منتظری تعریف می‌کند: وقتی آقای طالقانی را از بهداری به زندان بردند، دیدم شبی آقای طالقانی همین‌طور سیگار می‌کشید و تمام هیکلش دود شده بود. به او گفتم چرا با خودت این‌طور می‌کنی؟ چه شده؟ ایشان گفته بود، می‌دانی در ١٧ شهریور فلان اتفاقات افتاده. مردم در حال اقبال و اعتماد به ما هستند. اگر مردم به روحانیت اعتماد کنند و خواسته‌شان عملی نشود، چه کار باید کرد و بعد گریه کرد.
 
-روزنامه شرق می توانست به چای سانسور سیگار در عکسی از آیت الله طالقانی، عکس دیگری جایگزین کند؛ این سانسور یعنی یک قسمت از شخصیت فردی را حذف کرده‌اند و می‌خواهند بگویند آدم‌ها اگر خوب‌اند، خوب‌اند و اگر بد هستند، بد هستند.
 
- برخی متحجران تفکر پدر را وهابی می‌خواندند. زیرا در مسائل حاشیه‌ای و احکام و نظایر آن متوقف نشده بودند و بیشتر به مسائل اجتماعی می‌پرداختند. پدرم همیشه می‌گفت اگر توحید و معاد برای مردم جا بیفتد، همه‌چیز را به دنبال دارد و لزومی نیست احکام را تبلیغ کنیم. اصل این است که برای مردم جا بیفتد و این بهادادن به مردم، بعضی‌ها را خیلی عصبانی می‌کرد.
 
                       
 
نامزدشدن یک مسلمان به عنوان یک قاضی فدرال دارای ارزشی نمادین است
شرق در صفحه ۸ از نامزد شدن فرد مسلمانی برای خدمت به عنوان یک قاضی فدرال توسط اوباما خبر داده و در عین حال نوشته است:‌ «به‌ثمررسیدن نامزدی قریشی برای تصدی در دادگاه فدرال واشنگتن دی‌سی، با توجه به اینکه تنها چندماهی از دوران ریاست‌جمهوری اوباما باقی مانده و درنظرداشتن این مسئله که جمهوری‌خواهان مجلس سنا از تأیید تمام گزینه‌های قضائی اوباما خودداری کرده‌اند، امری بعید به نظر می‌رسد. با این حال نامزدشدن قریشی دارای ارزش نمادینی است.»
 
«دونالد ترامپ»، نامزد جمهوری‌خواهان در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نیز درباره نامزدی قریشی اظهار کرده که «یک قاضی فدرال مسلمان رفتار منصفانه‌ای با او نخواهد داشت چون او قبلا اظهار کرده مسلمانان حق ندارند وارد آمریکا شوند.» اما مسلمانان آمریکایی، اقدام اوباما را برای نامزد‌کردن قریشی تحسین کرده‌اند. «فرهانا خِرا»، مدیر اجرائی حامیان مسلمانان که یک تشکیلات قانونی برای حمایت از مسلمانان است، در این‌ خصوص گفته است: »من اقدام اوباما را برای برداشتن این گام مهم درباره اینکه باید بهترین فرد را از میان اقشار مختلف برای خدمت به عنوان عضوی از جامعه‌ قضائی کشور انتخاب کرد، تحسین می‌کنم.«
 
 
 
وزیر ورزش و جوانان: مشکل ورود زنان به ورزشگاه‌ها با تندروی حل نمی‌شود
این روزنامه در صفحه ۱۷ پاسخ وزیر ورزش درباره اقدامات صورت گرفته در خصوص حضور بانوان در ورزشگاه ها را با اهمیت دانسته و از قول او نوشته است:‌ «معتقدم هر قدر به سمت رادیکالیزه‌کردن این فضا پیش برویم، به ضرر بانوان عمل کرده‌ایم. باید به آرامی و با تأمل حرکت کنیم و مطمئن باشیم نتایجی که می‌گیریم، خیلی بهتر خواهد بود.»
 


وی درباره انجام برخی ورزش ها توسط زنان معتقد است:‌«ورود یکباره برخی افراد خاص در زمینه دفاع از دوچرخه‌سواری زنان هم شرایط را سخت‌تر و مقابله را بیشتر کرد. طبق قانون و شرع هر اقدامی که زمینه تحرک و سلامت در آحاد جامعه شود، پذیرفته و مباح است و دوچرخه‌سواری از این منظر اشکالی ندارد و یک ارزش محسوب می‌شود؛ اما نوع بیان و ورود به آن مهم است.»
 
او در ادامه شرایط زنان در دوچرخه‌سواری را سخت‌تر از تکواندو ندانسته و افزوده است:‌«‌اصولا در‌این‌باره مشکلی وجود ندارد؛ اما عده‌ای هم هستند که تأکید دارند بانوان باید با ظاهری مشخص و بدون نشو و نما در انظار عمومی ظاهر شوند و عده‌ای دیگر هم اصلا نظری دیگر دارند؛ اما این نگاه اگر مصلحانه و سالم‌سازانه برای جامعه باشد، حتما تأثیر خودش را می‌گذارد.»

 
 
اعدامی ها، کمونیست و چپ بودند
روزنامه شرق در صفحه ۱۹ نظر حجت‌الاسلام‌ سیدحبیب‌الله موسوی، رئیس دفتر نمایندگی قم مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام درباره اتفاقات سال ٦٧ را منتشر ساخته و پنج دلیل در دفاع از اقدامات صورت گرفته در آن زمان کرده است:
 
۱- مبنای امام و آقای منتظری و بعضی از فقهای صاحب‌نظر این است که باید با «باغی» به‌عنوان مفسد فی‌الارض برخورد کرد و مجازاتشان اعدام است.
 


۲- اینهایی که در زندان بودند فی‌الواقع به قول بعضی بزرگان مجازاتشان همان اعدام بوده است اما رأفت نظام باعث شد که درجه‌ای حکم آنان تخفیف یابد و آنها محکوم به زندان شدند و حالا که دوباره رفته‌اند سر موضع باید همان حکم اول اجرا شود.
 
۳- در بعضی از زندان‌ها مخصوصا در شیراز اینها مجددا شبکه و تشکیلاتشان را بازسازی می‌کردند و دوباره تشکیلات به هم می‌زدند و فی‌الواقع سر موضع بودند.
 
۴- برخی از همین زندانیان نیروهای چریک‌های کمونیست و چپ مثل فدائیان خلق و امثال آنها بودند.
 
۵- حضرت امام سفارش‌های مؤکدی مبنی بر احتیاط در کار داشتند، اگر احیانا مواردی اشتباه شده باشد به این گروه و گروه‌های زیرمجموعه برمی‌گردد و باید همان موقع اعلام و جبران می‌شد.
 
 
 
دیگر عناوین برگزیده «شرق» امروز:
 
آیت‌الله علم‌الهدی: تریبون نماز جمعه، تریبون خدمت و دفاع از دین است، تریبون دفاع شخصی نیست. بنده نباید تریبون نماز جمعه را برای خودمان استخدام کنم. در همه حملاتی که در مطبوعات و پایگاه‌های اطلاع‌رسانی علیه ما شروع کردند، آیا درست است که بنده بخواهم از تریبون نماز جمعه برای خودم استفاده کنم؟ ما در جنگ قرار داریم و اگر نابود هم شویم از تریبون نماز جمعه برای دفاع از خود استفاده نمی‌کنیم.
 
 
پیمان معادی: در هنگام بازی در فیلم های هالیوودی بعضی‌وقت‌ها سوءتفاهم‌هایی پیش می‌آید، مثل کارگردان از من می‌خواهد یک جمله را به عربی بگویم و وقتی می‌گویم «من عربی صحبت نمی‌کنم»، آنها می‌پرسند «ولی تو مسلمانی، مگر نه.» بعضی‌وقت‌ها فقط می‌گویم: «باشد پنج دقیقه به من فرصت دهید». بعد از آن، یک عرب را در صحنه پیدا می‌کنم و با او جمله را تمرین می‌کنم به جای اینکه بخواهم آنها را قانع کنم که عرب نیستم.
 
 
کد مطلب: 6667
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : جمعه ۱۹ شهريور ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۰۱:۱۶
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر