داخلی صفحه نقد و گزارش آرشيو گزارش
 
در دبیرخانه دین‌پژوهان کشور بررسی شد:
خشونت‌ستیزی و مبارزه با جمود در فرهنگ عاشورا
سی و پنجمین نشست از سلسله نشست‌هاي علمي دبيرخانه دين‌پژوهان کشور با عنوان «خشونت‌ستیزی و مبارزه با جمود در فرهنگ عاشورا» با سخنراني استاد محمدجواد صاحبی رئیس شورای علمی دبیرخانه دین‌پژوهان شامگاه دوشنبه دوازدهم مهرماه 95 (اول محرم‌الحرام) با حضور جمعي از علما، انديشمندان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه در دبيرخانه دين‌پژوهان کشور برگزار شد.
خشونت‌ستیزی و مبارزه با جمود در فرهنگ عاشورا
به گزارش دین آنلاین، استاد محمدجواد صاحبی در ابتدای این نشست علمی، ضمن گرامی‌داشت ایام دهه محرم و ایام عاشورایی، از خشونت به عنوان بیماری و یک درد در جهان به ویژه جهان اسلام نام برد و افزود: امروزه دنیا در آتش و خون به سر می‌برد و متأسفانه این خشونت‌ها و خونریزی‌ها و آتش افروزی‌ها به اسم اسلام تمام می‌شود.
رئیس شورای علمی دین‌پژوهان به تلاش غرب برای متهم کردن اسلام به خشونت اشاره و تصریح کرد: غرب سال‌ها تلاش کرده است تا اسلام را به خشونت‌ورزی متهم کند و در این کار توفیق زیادی به دست نیاورده است اما در چندین سال گذشته نمونه‌ها و شواهد بسیاری برای ادعا‌های خود دارد به گونه‌ای که اکنون سراسر کشور‌های اسلامی درگیر جنگ و خشونت هستند و انفجار‌ها، آدم‌کشی‌ها و جنایات کم‌سابقه در تاریخ، به اسم اسلام تمام می‌شود.
دکتر صاحبی با طرح این سوال که ما در برابر این خشونت‌ورزی و بیماری چه سخنی برای دنیا داریم و چگونه باید خود را تبرئه کنیم؟ گفت: عاشورا دانشگاهی عظیم با بهره‌های فراوان است و فرهنگ عاشورایی درس‌هایی دارد که در طول تاریخ به تمام مشکلات و پرسش‌های بشر پاسخ می‌دهد.
سخنران این نشست علمی مبارزه با خشونت در جهان امروزی را یک نیاز و ضرورت برای جامعه اسلامی و انسانی خواند و خاطرنشان کرد: متأسفانه گاهی اوقات سخنانی از طرف افراد گفته می‌شود که تأییدی بر این حرکت‌های ناشایسته و شوم خشونت‌آمیز می‌شود. لذا از این جهت است که ما احساس نیاز می‌کنیم تا بحث خشونت‌ستیزی را مطرح کنیم.
 
خشونت یعنی ناهمواری، درشت‌ناکی و ضد نرمش
دکتر صاحبی تعریف خشونت را «ناهمواری و درشت‌ناکی و ضد نرمش» عنوان کرد و خاطرنشان کرد: خشونت پدیده‌ای است که در برابر ناکامی افراد خودکامه به وجود می‌آید چرا که افرادی خودکامه وقتی به اهداف خود دسترسی پیدا نمی‌کنند، سعی می‌کنند خواسته‌های خود را با توسل به زور به دست آورند.
وی با تأکید بر این نکته که گاهی حرکت‌های اصلاحی در دنیا نیز گرفتار خشونت می‌شود گفت: گاهی اوقات جریان‌های اصلاحی که خود با هدف پایان دادن به خشونت‌ها شکل گرفته‌اند، با گذشت زمان برای رسیدن به خواسته‌های خود، به زور و خشونت روی می‌آورند و این پدیده‌ای بسیار خطرناک است.
 
انقلاب اسلامی ما باید مسیر خود را درست پیش ببرد تا به خشونت متهم نشود
وی در ادامه تصریح کرد: خشونت بخشی از انقلاب‌های سیاسی دنیا را تشکیل می‌دهد در انقلاب روسیه، انقلاب کبیر فرانسه و دیگر انقلاب‌هایی که در دنیا اتفاق افتاده است، انقلابیون به روز متوسل می‌شدند تا اهداف خود را به کرسی بنشانند. و اصولا جامعه‌شناسان انقلاب را دگرگونی‌های عمیق و ژرف در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک نظام که همواره با خشونت و خونریزی همراه است تعریف می‌کنند، اما ما این تعریف را نمی‌پذیریم چرا که جامعه‌شناسان از خارج به این مسئله می‌نگرند و مسائل را رصد می‌کنند و هرآنچه را که اتفاق افتاده در قالب یک تعریف می‌گنجانند.
رئیس شورای علمی دین‌پژوهان انقلاب اسلامی را یکی از استثنائات انقلاب‌های جهان برشمرد و تصریح کرد: انقلاب اسلامی ایران در زمینه دوری و عدم توسل انقلابیون به خشونت یکی از استثنائات بوده است ولی متأسفانه در این زمینه اطلاع‌رسانی درستی نشده و ما کوتاهی کرده‌ایم چرا کسانی که در انقلاب حضور داشتند و آن را درک کرده‌اند به خوبی می‌دانند که تعداد کشته‌شدگان و حوادث خشنی که در انقلاب اتفاق افتاد بسیار نادر و ناچیز بوده است و غالب شهیدان این مرز و بوم به سبب جنگ تحمیلی بوده است.
وی سیر صحیح مسیر انقلاب را ضروری دانست و خاطرنشان کرد: رهبران انقلاب ما با تدبیر مانع از خشونت و خون‌ریزی شدند، اما این انقلاب باید مسیر خود را درست پیش ببرد تا به حوادث نامطلوبی که در جهان رخ می‌دهد متهم نشود.
 
خشونت میراث جامعه جاهل
این عاشوراپژوه، خشونت را میراث جامعه جاهل دانست و افزود: جامعه متمدن و انسان‌های فهیم و فرهیخته خواسته‌های خود را با تدبیر پیش می‌برند تا گره‌ها را باز کنند اما انسان‌های جاهل برای رسیدن به اهداف خود از نیروی زور مدد می‌گیرند و می‌خواهند با میانبر و نیروی خشونت کارها را به سرانجام برسانند.
وی ادامه داد: برخی از گروه‌های خشونت‌ورز که جز به خاک و خون کشیدن و نابودی کار دیگری نداشته‌اند ادعایشان این است که می‌خواهند  بر اساس قرآن و سیره سلف صالح عمل کنند، در حالی که اگر قرآن و منطق اهل‌بیت را مرور کنیم می‌بینیم که پیامبر اکرم(ص) ما را به مدارا با مردم، نرم سخن گفتن، نرم برخورد‌ کردن و پرهیز از خشونت امر کرده و ‌فرموده است: «أُمِرْتُ بِمُدَارَاهِ النَّاسِ کَمَا أُمِرْتُ بِتَبْلِیغِ الرِّسَالَهِ». من مأمور شده‌ام تا با مردم مدارا کنم همانطور که به رسالت و پیامبری مأمور شده‌ام.

قرآن خشونت را با خشونت پاسخ نمی‌دهد
قرآن کریم امر به عفو عمومی و مدارا با مردمی که با پیامبر مخالف بودند می‌کند آنجا که پس از ماجرای جنگ احد به پیامبر می‌فرماید:
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ یعنی در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم مهربان شدى در حالى که اگر خشن و تندخو و سنگدل بودى از اطراف تو پراکنده مى‏شدند.
سپس دستور می‌دهد فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ از تقصیر آنها بگذر، و آنها را مشمول عفو خود گردان و براى آنها طلب آمرزش کن.  و ادامه می‌دهد: وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ، و در کارها با آنها مشورت کن و رأى و نظر آنها را بخواه،
پس می بینیم که قرآن منطقش این است که حتی با مخالفانت مشورت کن، در حالی که شخص خشونت ورز از مشورت گریزان و همواره خودرأی است.
در آیاتی دیگر نیز قرآن به موسی و هارون امر می کند که حتی با فرعون که در اوج زور و خشونت مرتکب جنایات بزرگی شده است با نرمی و ملایمت برخورد کنید. پس می‌بینیم که منطق قرآن این است که خشونت را نباید با خشونت پاسخ داد.
 
خشونت با اعمال قدرت و تنبیه متفاوت و خلاف فطرت انسانی است
دکتر محمد جواد صاحبی تأکید کرد: گاهی اوقات اعمال زور و قدرت ضرورت پیدا می‌کند اما قدرت با خشونت متفاوت است، خشونت خلاف فطرت انسانی است. ما گاهی ناگزیر از تنبیه به معنای بیدارباش و آگاه سازی شخص نسبت به عمل جاهالانه‌اش هستیم اما باید بدانیم که خشونت برای عملیات بازدارنده به کار نمی‌رود.

لزوم رعایت حقوق متهمان و مجرمان و پرهیز از خشونت‌ بیش از حد
وی نادیده گرفتن حقوق مجرمان و حتی متهمان را عملی ناشایست خواند و تأکید کرد: گاهی فساد یک شخص به خودش و به دیگران و به جامعه آسیب می‌رساند و به ناچار باید مانند یک طبیب که یه غده را درمان می‌کند آن شخص را جراحی و درمان کرد، اما لازم است بدانیم که عمل طبیب از روی دلسوزی است و با خشونت تفاوت دارد، و این فاجعه است اگر حقوق متهم و حتی مجرمان در جامعه رعایت نشود و با آنها خشونت بیش از حد به خرج دهیم، چرا که حد خدا همانطور که امر شده باید انجام شود و نباید بر مجرم خشونت بیش از حد و ستمی صورت پذیرد.

تأثیر خشونت و استبداد در فرهنگ
سخنران این نشست علمی که خود کتاب طبایع‌الاستبداد عبدالرحمن کواکبی را بازنویسی و تصحیح کرده است در بخش دیگری از سخنان خود گفت: کواکبی در این کتاب می‌گوید: استبداد برای رسیدن به امیال خود از خشونت استفاده می‌کند و از آزادی‌های سیاسی، آزادی مطبوعات و آزادی بیان جلوگیری می‌کند و این کار را نهادینه می‌کند، و این برای جامعه اسلامی یک خطر است اما خطر بدتر از آن، نقش فرهنگی استبداد است چرا که اگر استبداد و خشونت در نزد امیران یک جامعه فراگیر شد مردم نیز از امیران خود الهام می‌گیرند و استبداد و خشونت به یک فرهنگ تبدیل می‌شود و نسل‌ها گرفتار این فرهنگ خواهند شد و قرن‌ها طول خواهد کشید تا این فرهنگ اصلاح شود. همان‌گونه که امروز بسیاری از مسلمانان اعمالی انجام می‌دهند که با آموزه‌های دین، پیامبراکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) نسبتی ندارد از این رو تبیین تفاوت مفاهیم اسلامی و اعمال مسلمانان ضروری به نظر می‌رسد.

پرهیز امام حسین از رویارویی با خشونت در عاشورا
دکتر صاحبی با بیان این که بخش بسیاری از آموزه‌های عاشورایی در رابطه با پرهیز از خشونت و حل مشکل خشونت است گفت: این‌که یزید دستور می‌دهد به هر قیمتی از همه بیعت گرفته شود همان طبع خشونت آمیز است. در حالی که بخش مهمی از نامه‌ها و سخنان اباعبدالله در تشریح خشونت‌ورزی‌های اموی برای مردم و پاسخ به آن‌هاست.
وی با اشاره به سخن امام حسین(ع): «الدَّعِی بْنَ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» خاطرنشان کرد: امام(ع) بر کسی که خود را مدعی و فرزندخوانده شخص دیگر می‌خواند چنین پاسخ می‌دهد و تسلیم خشونت نمی‌شود و تصمیم به ترک مدینه می‌گیرد و به مکه می‌رود و زمانی که شرایط خشونت‌آمیز مکه را می‌بیند به سمت کوفه حرکت می‌کند اما تسلیم خشونت نمی‌شود.
رئیس شورای علمی دین‌پژوهان در پایان سخنان خود به معجزه محبت و نرم‌خویی امام حسین(ع) اشاره کرد و یادآورشد: این محبت، نرم‌خویی و انسان دوستی امام بود که موجب شد افرادی از جمله زهیر به قین که از طرفداران عثمان بود در راه کربلا به او بپیوندند و او را یاری کنند و نرم‌خویی او بود که سبب شد قلب حر بلرزد در وجودش تحول ایجاد شود و در برابر او تسلیم شود.
و این‌ موارد و صحنه‌های زیادی در کربلا و حتی برخورد امام با در بحبوحه جنگ با خانواده‌اش، با کودکانی که در خیمه‌ها هستند با نوجوانانی که حضور دارند، نشان می‌هد انسانی که حرکت می‌کند تا جریان خشونت را رسوا کرده و به آن پایان دهد بدون تردید شخصی است که از لحاظ نظری و عملی آموزه‌ها و تعابیر مناسبی را با خود کربلا آورده است.
اما در سوی دیگر دشمنی است که در پاسخ محبت‌آمیز امامی که با دست‌های خود مشک‌های آب را برای سپاه لشکر حر باز ‌کرد و حتی به اسب‌های سپاه دشمن آب نوشید، آب را بستند، سر امام را از قفا بریدند و با اسب‌ بر بدن او و یارانش تاختند تا استخوان‌های آنها خورد شد و رذالت، فرومایگی و خشونت‌ورزی‌هایی را مرتکب ‌شدند که تاریخ بشریت چنین جنایاتی را به خود ندیده است.
در بخش پایانی این نشست علمي، پرسش‌هايي پيرامون مباحث مطرح شده در جلسه توسط پژوهشگران و حاضران در نشست مطرح شد که دکتر صاحبی به سئوالات پاسخ گفتند.
 
کد مطلب: 6785
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۵
ساعت انتشار : ۱۹:۱۷
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر