داخلی صفحه اسلام در آمریکای شمالی آرشيو گزارش
 
سخنان لیاقت تکیم درباره "وضعیت شیعیان امریکای شمالی"
محمدرضا حضوربخش*
پرفسور لیاقت تکیم در نشستی تخصصی به "وضعیت شیعیان امریکای شمالی" پرداخت. وی در این نشست انگیزه خود را از اختصاص دادن این پژوهش به شیعیان امریکا، عطف توجه همه پژوهش‌های پیشین به مسلمانان امریکا با تأکید بر دیدگاه اهل سنت دانست. وی معتقد است تنها تحقیقات معدودی در مورد شیعیان امریکا صورت پذیرفته که به‌صورت منطقه‌ای و محدود بوده است. متن زیر گزارش این نشست است که در مجمع جهانی اهل بیت برگزار شده است:
بررسی تاریخی ورود مسلمانان و شیعیان به امریکا
به نقل از پروفسور تکیم، بنابر برخی احتمالات، مسلمانان قبل از کریستف کلمب وارد امریکا شدند. ولی قدر متیقن در سال 1517 شخصی به نام استفان از اسپانیا به وسیله کشتی کلمب به این منطقه عزیمت کرد و در فلوریدا ساکن شد.

در زمان برده‌داری، در حدود 10 میلیون برده وارد امریکا شد. از آن تعداد 10 درصد مسلمان بودند که می‌توان آنها را از روی اسم و سایر مشخصات شناسایی کرد به‌عنوان‌مثال “kunta kinte” (کنتا کینته) که مستندی هم درباره او به نام “Roots”(ریشه‌ها) ساخته شد. برخی از این مسلمانان باسواد و حتی حافظ قرآن بودند.

در سال 1880 عرب‌های مهاجر از شام (لبنان امروزی) به سمت امریکا آمدند. بعضی در نیویورک، لس‌آنجلس و سکرمنتو ساکن شدند. کماکان از اسم این مسلمانان که بعداً در انگلیسی تغییر پیدا کرده بود می‌توان ریشه‌های اسلامی را دنبال کرد مثل “Hajoli” که همان حاج علی است.

در کشتی تایتانیک نیز حداقل سه مسلمان حضور داشتند و یکی از آنها فاطمه مسلمانی است که نجات پیدا کرد.[1] شهر میشیگان، به خاطر وجود کارخانه ماشین در بین سال‌های 1912 تا 1915، به‌عنوان نخستین پایگاه شیعیان در امریکا نام گرفت. دومین مسجد تاریخ امریکا نیز توسط شیعیان در این شهر ساخته شد. بعد از جنگ‌های جهانی، مهاجرت مسلمانان از کشورهای مختلف به امریکا اوج گرفت.

تمایل سیاه‌پوستان امریکا به اسلام
در سال 1917 در امریکا جنبشی به نام “Black Americans” (امریکایی‌های سیاه) تحت رهبری “Timothy drew” آغاز شد. وی در سفری که به مکه داشت ادعای پیامبری کرد و ملکه انگلستان به او نشان شرافت اعطا کرد. از همین موقع، او نام خود را به “noble drew Ali” تغییر داد و قرآن دیگری آورد. این قرآن تنها 48 سوره داشت که در حال حاضر در دسترس نیست. این جنبش بعداً “Moorish science temple” خوانده شد چراکه این سیاهان در اصل از مراکش و اسپانیا آمده بودند. ماهیت این نهضت آمیختی از اسلام، مسیحیت و احمدیه است. لازم به ذکر است که اولین قومی که در امریکا، اسلام تبشیری را آغاز کرد، احمدیه بود. در سال 1920 شخصی به نام محمدصادق از هند با کشتی به سمت امریکا حرکت کرد که در همان کشتی موفق شد 4 نفر چینی را به اسلام دعوت کند. وی بعد از ورود به امریکا، اجازه فعالیت تبلیغی پیدا نکرد.

در سال 1930، “Wallace Fard Muhammad” (فرد والس) ادعای خدایی کرد و “Elijah Robert Poole” (الیجا پول) او را تأیید کرد. نام این نهضت “Nation of Islam” (ملت اسلام) بود که در سال 1931 تشکیل شد. الیجا محمد مدعی شد ((که در جهان دو ژن وجود داشته است (قوی و ضعیف) که در 6300 سال پیش، سیاه‌پوستان از ترکیب ژن قوی با ژن قوی دیگر به وجود آمدند.)) دلیل او بر این مدعا قدرت جسمانی سیاه‌پوستان در مقایسه با سفیدپوستان بود. ملت اسلام یک جنبش ضد سفیدپوست و به نفع سیاه‌پوست‌ها تبعیض‌آمیز است. اگرچه انحرافی، اما این حرکت به جایگاه اجتماعی سیاه‌پوستان کمک شایانی کرد. یکی از افرادی که جذب این جنبش شد مالکوم ایکس بود. ایکس به معنای نامعلوم بودن اسم واقعی است. توضیح بیشتر اینکه، آن‌ها اسامی واقعی خود را در پیشینه تاریخی‌شان جستجو می‌کردند و اسامی غربی را اسم واقعی خود نمی‌پنداشتند. باید به این واقعیت اذعان کرد که مالکوم ایکس حتی از خود الیجا محمد هم تأثیرگذارتر بود.

در سال 1963 که جان اف کندی ترور شد، مالکوم ایکس از ضرب‌المثل “chickens come home to roost” استفاده کرد که به معنای "او مستحق چنین سرنوشتی بود" است. به همین خاطر الیجا محمد او را برای مدت سه ماه از ایراد هرگونه سخنرانی منع کرد. در همین فترت، مالکوم به سمت مکه رهسپار شد و درنتیجه آشنایی عمیق‌تر با اسلام به مقابله با الیجا محمد برخاست. در حال حاضر، این جنبش با کاهش شدید اقبال عمومی مواجه است.

تاریخچه و آمار شیعیان در امریکا
محمدجواد چیلری اولین عالم شیعی است که در سال 1942 تأثیر عمیقی را در منطقه خود ایجاد کرد. شیعیان در دهه 50 و 60 میلادی اسامی خود را تغییر می‌دادند تا با امریکایی‌ها بهتر ارتباط برقرار کنند. جمعیت شیعیان در امریکا در حال حاضر در حدود 2 میلیون نفر تخمین زده می‌شود و به‌طورکلی 5 یا 6 میلیون مسلمان در امریکا زندگی می‌کنند. حدود 1500 مسجد یا مرکز اسلامی در امریکای شمالی وجود دارد.

معضلات اجتماعی شیعیان در امریکا
اختلافات قومی و نژادی:
در امریکا مرکز اسلامی واقعی وجود ندارد اما مراکز هندی، پاکستانی، ایرانی و غیره به‌وفور یافت می‌شوند. در لس‌آنجلس، مثلاً، به‌تنهایی در حدود 30 مرکز اسلامی مختلف وجود دارد. مجلس علماء امریکای شمالی نیز خود دچار تفرقه است.

مسئله جوانان:
جوانان ما با مسیحیان و یهودیان ازدواج می‌کنند. بر اساس آمار غیررسمی، 25 تا 30 درصد جوانان با غیر شیعیان ازدواج می‌کنند چراکه هیچ فرصتی برای آشنایی درون دینی ندارند. ارتباط دختران و پسران طبق فتوای مراجع بسیار محدود است و این یک مشکل بزرگ در میان جوانان شیعه است. در شهر “Miami” (میامی) و “Denver” (دنور) تعداد دختران و پسران دارای سن ازدواج قابل‌توجه است ولی اینها هیچ ارتباطی با هم ندارند و ازنظر فقهی هم علما این ارتباط را نفی می‌کنند.

ارتباط شیعه و سنی:
ارتباط شیعه و سنی بعد از انقلاب اسلامی ایران، با فعالیت پرشور سلفی‌ها و وهابی‌ها، دچار تنش شد. در دانشگاه‌های کانادا مثلاً جنبش “Muslim student association” (انجمن دانش آموزان مسلمان) وجود دارد اما گرایش وهابی دارند و حتی می‌گویند که در کرسی‌های پروفسور تکیم شرکت نکنید.

مرجعیت و تأثیر آن در امریکا
با توجه به این نکته که در اهل سنت مرجعیت وجود ندارد، سنی‌ها فقهی به نام "فقه الاقلیه" برای مناطقی که مسلمانان در اقلیت هستند راه‌اندازی کرده‌اند و افرادی مانند قرضاوی یا جابر الالوانی و غیره متکفل چنین بحث‌هایی هستند. در شیعه، فقهایی که برای شیعیانِ در اقلیت فتوا بدهند، وجود ندارند. از طرفی روش معمولِ پرسش و پاسخ مراجع برای ما کارساز و عملیاتی نیست. مثلاً در مورد ارتباط جوانان با جنس مخالف دیگر نمی‌شود به روش سنتی کشورهای اسلامی برخورد کرد. فقه المغتربین هم یکسری پرسش و پاسخ بی‌روح است، پاسخ‌هایی که بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی شیعیان در امریکا ارائه می‌شوند.

نمونه‌هایی از دغدغه‌های فقهی
عید فطر و رؤیت هلال: حتی در یک خانواده به دلیل تقلید از مراجع مختلف مشکل داریم.
مرگ و کیفیت آن چیست. چه مرحله‌ای را باید مرگ بدانیم؟ آیا مرگ مغزی، مجوز قطع دستگاه‌های پزشکی است؟
برخی مراجع فتوا دادند که شما می‌توانید از کفار دزدی کنید؟!
اگر مسلمان در حال موت است، ازنظر فقهی باید به او کمک کرد و اگر کافر باشد لازم نیست که توجه کرد!
 مثال دیگر، ازدواج با دختر صغیره و استمتاع از آن است.
مشکل ما در فقه، تعارض فقه و اخلاق است. فقه ما این ظرفیت را دارد که خود را تطبیق دهد. لازم نیست که اسلام و فقه را عوض کنیم. فقه ما ابزاری دارد مثل عقل، سیره عقلا، اخلاق که کمتر در فقه استفاده می‌شود. باید یک فقه پویایی درست بشود تا پاسخ گوی نیازهای جوانان باشد.
البته اسلام امروز در اقصی نقاط جهان گسترده است و حتی در شمالی‌ترین منطقه جهان در شهر “Inuvik” (اینویک) نیز ما مسجد داریم.[2]

تشیع در امریکا بعد از یازدهم سپتامبر
این اتفاق تا حدودی به نفع ما تمام شد چراکه جامعه غرب با وهابیت آشنایی پیدا کرد و تفاوت آن را با شیعه متوجه شد. پروفسور تکیم نقل می‌کند که "حتی گاهی از من در فرودگاه می‌پرسند که آیا شما شیعه هستی یا سنی؟" این یک فرصت طلایی بود که متأسفانه به دلیل عدم توانایی ما در تبلیغ از دست رفت. بعد از حادثه یازدهم سپتامبر شیعیان از هوشیاری و صدای بهتری در فضای سیاسی برخوردار شدند. حتی سنی‌ها بر شرکت در صحنه سیاسی امریکا برای تأثیرگذاری بیشتر تأکید دارند.

شیعیان سیاه‌پوست
 این حرکت نه از جانب ما بلکه از جانب خود سیاهان و حرکت آنها به سمت تشیع در سال‌های اخیر شروع شده است. سیاهان شیعه، برخلاف سیاهان اهل سنت، فاقد یک رهبر سیاه‌پوست تأثیرگذار هستند. در بحث ازدواج، منابع مالی، مسائل اجتماعی، مشکلات زیادی دارند به‌خصوص در زندان‌ها. هیچ‌کس به زندانیان شیعه در برگزاری مراسم عبادی شیعه در زندان کمک نکرد. تنها یک نفر به نام “Frankie Cancell” فرانکی کانسل به‌طور شخصی اقامه دعوا کرد.[3] در دادگاه اول مغلوب شد ولی در یک دادگاه ایالتی در مرتبه دوم برنده شد و ازاین‌پس، شیعیان مراسم عبادی خود را در زندان برگزار می‌کنند. باید دانست که شیعه شدن یک فرآیند است نه یک پدیده آنی.

تحصیل و تدریس کرسی شیعه شناسی در امریکای شمالی:
در کل منطقه امریکای شمالی تنها در حدود 10 تا 15 پروفسور شیعه مشغول تدریس هستند. اکثراً سنی‌ها کرسی‌های اسلام‌شناسی را اشغال کرده‌اند. البته وضعیت فعلی در مقایسه با سنوات قبل که کرسی‌های شیعه شناسی و اسلام‌شناسی توسط یهودیان اداره می‌شد، بهبود پیدا کرده است.

راه‌اندازی یک کرسی شیعه شناسی دائمی در دانشگاه‌های کانادا در حدود 2 تا 3 میلیون دلار نیاز دارد.

سنی‌ها تمام صحاح سته را ترجمه کردند. کتب اربعه ما اصلاً ترجمه نشده است. باید همایش در مورد تشیع برگزار کرد. فقط بودجه نیاز است و می‌توان به‌راحتی آن را انجام داد.

اینکه چرا تشیع در جوامع مدرن پیشرفت نمی‌کند شاید به این خاطر باشد که در سطح آکادمیک فعالیتی نداریم. در سطح عامهٔ مردم نیز لطمه زدن و قمه زدن و نمایش این قبیل کارها در کانال اهل‌بیت مثلاً نه‌تنها جذابیتی ندارد بلکه باعث انزجار مردم می‌شود.

در سطح آکادمیک، نیاز بیشتری به مدرسین شیعی احساس می‌شود. خروجی‌های حوزه علمیه، حتماً باید در مقطع فوق‌لیسانس فراگیری و آموزش خود را دنبال کنند. چراکه نظام آموزشی در غرب هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ روش بسیار متفاوت است.

کیفیت مواجهه با جوامع غربی
در پاسخ به این سؤال که چقدر شیعیان می‌توانند در سیاست‌های امریکا در خاورمیانه تأثیرگذار باشند، پرفسور تکیم می‌گوید که ما تا جایی که قانونی عمل کنیم و قانونی را زیرپا نگذاریم، ظرفیت انجام کار داریم. ولی مشکل از ناحیه خود ماست که متفرق هستیم و اختلاف درونی داریم. و از طرفی، اطلاعات حقوقی لازم را نداریم.
بزرگ‌ترین لابی در امریکا، از آنِ یهودی‌ها است. تا حدی که هیچ‌کس نمی‌تواند علیه یهودیان در رسانه‌های امریکا یک کلمه بگوید.

* محمدرضا حضوربخش پژوهشگر گروه مطالعات راهبردی مجمع جهانی اهل بیت
ارجاعات:
[1]. https://www.encyclopedia-titanica.org/titanic-survivor/fatima-mousselmani.htmlui
[2]. http://www.inuvik.ca/en/discovering-inuvik/Midnight-Sun-Mosque.asp
[3]. http://law.justia.com/cases/federal/district-courts/FSupp2/205/128/2332290/
 
کد مطلب: 7464
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
ساعت انتشار : ۲۱:۰۹
 
 
لیاقت تکیم/ محمد حضوربخش/ شیعیان امریکا
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر